en
Feedback
فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

Open in Telegram

این کانال در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۹ به سرپرستیِ دکتر جاوید پاژین آغاز به کار کرد.

Show more
921
Subscribers
+224 hours
+17 days
-1230 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+17
in 0 channels
November '24
+53
in 1 channels
Get PRO
October '24
+46
in 0 channels
Get PRO
September '24
+29
in 0 channels
Get PRO
August '24
+29
in 0 channels
Get PRO
July '24
+66
in 0 channels
Get PRO
June '24
+67
in 0 channels
Get PRO
May '24
+88
in 1 channels
Get PRO
April '24
+117
in 0 channels
Get PRO
March '24
+106
in 1 channels
Get PRO
February '24
+117
in 0 channels
Get PRO
January '24
+116
in 0 channels
Get PRO
December '23
+81
in 2 channels
Get PRO
November '23
+7
in 0 channels
Get PRO
October '23
+7
in 0 channels
Get PRO
September '23
+10
in 0 channels
Get PRO
August '23
+25
in 0 channels
Get PRO
July '23
+20
in 0 channels
Get PRO
June '23
+7
in 0 channels
Get PRO
May '23
+21
in 0 channels
Get PRO
April '23
+4
in 0 channels
Get PRO
March '23
+12
in 0 channels
Get PRO
February '23
+12
in 0 channels
Get PRO
January '23
+11
in 0 channels
Get PRO
December '22
+5
in 0 channels
Get PRO
November '22
+7
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+5
in 0 channels
Get PRO
August '22
+7
in 0 channels
Get PRO
July '22
+7
in 0 channels
Get PRO
June '22
+9
in 0 channels
Get PRO
May '22
+15
in 0 channels
Get PRO
April '22
+16
in 0 channels
Get PRO
March '22
+21
in 0 channels
Get PRO
February '22
+3
in 0 channels
Get PRO
January '22
+9
in 0 channels
Get PRO
December '21
+15
in 0 channels
Get PRO
November '21
+28
in 0 channels
Get PRO
October '21
+13
in 0 channels
Get PRO
September '21
+17
in 0 channels
Get PRO
August '21
+21
in 0 channels
Get PRO
July '21
+64
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+151
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December+1
19 December+1
18 December+1
17 December0
16 December0
15 December+2
14 December+1
13 December+1
12 December+1
11 December+3
10 December+2
09 December+2
08 December0
07 December0
06 December0
05 December0
04 December0
03 December+1
02 December+1
01 December0
Channel Posts
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔸  #to_coplot 🔸  #هم‌پتانیدن 🔹  #coplot 🔹  #هم‌پتان 🔸  #coplotted 🔸  #هم‌پتاسته   یا:   #هم‌پتانیده 🔹  #coplotting 🔹  #هم‌پتانش 🔸  #to_outplot بهتر از رقیب طرح پرداختن 🔸  #به‌پتانیدن   یا:   #به‌پتاستن ▪️مثال: هدف این بود که علیهِ آن‌ها باشیم و با دست‌یازی به هر وسیله‌ای بِه‌پَتانیم (بهتر طرح‌اندازی کنیم.) 🔹  #to_overplot  طرحِ بیش‌ازحد پیچیده درانداختن 🔹  #بیش‌پتاستن   یا:   #بیش‌پتانیدن 🔸  #overplotted 🔸  #بیش‌پتاسته ▪️مثال: از دیدِ من، بزرگ‌ترین کاستی‌اش این بود که یک فیلمِ بیش‌پَتاسته (دارای طرحِ پیچیدهٔ داستانی) بود. ☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ #پتانیدن ، #پتان و #پتانش در زبان‌های ایرانی و هندی‌ایرانی‌اروپاییِ غیرِایرانی: اوستایی  👈  گسترده، پهن  ➖  paθana فارسی میانه  👈  پهن  ➖  pahan ایرانی باستان  👈  پهن، گسترده  ➖  paθana پارتی  👈  پهن  ➖  phn سغدی  👈  پهن، فراخ  ➖  pδn´y فارسی  👈  پهن، پت‌وپهن، پهنا، پَرپَهَن پشتو  👈  پهن  ➖  plan بلوچی  👈  پهن  ➖  patan آسی  👈  پهن، گسترده  ➖  fætan اُرموری  👈  پهن ➖  pan کاشانی  👈  پهن  ➖  pēn کردی  👈  پهن  ➖  pan گزی  👈  پهن  ➖  pānd هندی 👈 برگ ➖ patta پنجابی 👈 برگ ➖ patā بنگالی 👈 برگ ➖ pātā یونانی 👈 گلبرگ، برگ ➖ πέταλο لاتینی  👈  پهن شدن، گسترش یافتن  ➖  patēre انگلیسی کهن 👈 آغوشِ باز ➖ fæðm پورواهندواروپایی  👈  گستردن  ➖  -pet 🔺 نکته: برای دیدنِ فعل‌ها یا واژه‌های دیگر از این ریشه بروید به: ordinate , platform , patent , page pallet .                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

2
♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_plot به معنایِ نوشتن یا نگاشتنِ طرح برای یک داستان، نقاشی، فیلم یا ...، طرحِ سرّی و توطئه‌آمیز ریختن برای آسیب رساندن به کسی یا چیزی، و جُزین ا↙️ #پتاستن (pat.âst.an) یا: #پتانیدن (pat.ân.id.an)  👈 پَت (ستاکِ برساخته از ریشه‌ٔ نیاایرانیِ -paθ به معنای «گستردن، وسیع کردن») + --ان (پسوندِ اسم‌ساز (بسنجید با: کوهان، باران، سامان.) + --یدن (نشانه‌ٔ مصدر) (پایینِ صفحه را ببینید.) 🔺نکته: ستاکِ حالِ پَتاستن می‌شود: پَتان .(بسنجید با: نشاستن —> نشان، یا شکستن —> شکن .) ▪️مثال: ۱- باید بگویم که من فقط دیسهٔ نخستینِ داستان را پَتاستم (پَتانیدم، طراحی کردم.) ۲- ارتش برای ساقط کردنِ دولت دارد با همکاریِ چند کشورِ دیگر می‌پَتانَد (طرح‌ریزیِ توطئه آمیز می‌کند.) 🔺 توجه: 🔹  #plot پیرنگِ داستان یا نقاشی؛ یک قطعه زمین برای کاربردی معین؛ نمودار 🔹  #پتان (pat.ân) ▪️مثال: ۱- فیلم در نگاهِ نخست یک پَتانِ (طرحِ ) بسیار ساده داشت، ولی با دیدنِ چندبارهٔ آن همه چیز رو به پیچیدگی می‌نهاد. ۲- پیش از آن‌که پَتانِ (طرحِ توطئه‌آمیز) آن‌ها به اجرا درآید پلیس آن را کشف و خنثی کرد. 🔸  #plotting 🔸  #پتانش ▪️مثال: امروزه برای پَتانشِ (طرح‌ریزی) پخشارِ جغرافیاییِ لهجه‌های گوناگون در کشور از الگوهای رایانه‌ای استفاده می‌شود. 🔹  #plotted 🔹  #پتاسته ▪️مثال: او نویسنده‌ای پرکار بود و همیشه یک تا دو داستانِ پَتاسته (طرح‌نوشته‌شده) در آستین داشت. 🔸  #plotter 🔸  #پتان‌گر ▪️مثال: یکی از پَتان‌گرها (طراحانِ توطئه) در مرزِ ایران و ترکمنستان دستگیر شد و به زندان افتاد. 🔹  #plottage 🔹  #پتانه 🔸  #plotty 🔸  #پرپتان (por.pat.ân) ▪️مثال: در داستانی چنین پَرپتان،(سرشار از طرح‌‌های گوناگون،) طبیعی است که بخش از داستان از دید و فهمِ خواننده پنهان باقی بماند. 🔹  #plotless 🔹  #بی‌پتان (bi.pat.ân) ▪️مثال: داستان کاملاً بی‌‌پتان (بی‌طرحِ داستانی) بود و تنها یک رشته از رویدادهای نامرتبط را به نمایش می‌گذاشت. 🔸  #plotlessness 🔸  #بی‌پتانگی ▪️مثال: برخی نویسنده‌ها بی‌پتانگیِ (بی‌‌داستان‌طرحیِ ) کتا‌ب‌هاشان را پشتِ توجیه‌های پسامدرن پنهان می‌کنند. 🔹  #subplot طرحِ داستانیِ فرعی در کتاب یا فیلم or: #underplot 🔹  #زیرپتان ▪️مثال: فیلم سه زیرپتانِ موازی داشت که به پتانِ اصلیِ آن آسیب می‌زد. 🔸  #plotline خطِ حرکتِ رویدادها در طرح 🔸  #پتان‌راه یا: #پتان‌خط ▪️مثال: از نگاهِ من، پتان‌راهِ فیلمنامه به‌هیچ‌روی راضی‌کننده نبود. 🔹  #grassplot 🔹  #سبزپتان ▪️مثال: 🔸 #plot_hole بخشی از فیلم یا داستان که با بخش‌های دیگر جور و هم‌خوان نیست‌. 🔸 #پتان‌سوراخ یا: #پتان‌چال ▪️مثال: چندین پتان‌چالِ بد در فیلم‌نامه وجود داشت که فیلم‌نامه‌نویس را مجبور کرد یک بازنگریِ پایه‌ای در این کارِ خود بکند. 🔹  #to_counterplot 🔹  #همناپتانیدن (ham.nâ.pat.ân.id.an) 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ پیشوندِ هَمنا بروید: اینجا . 🔸  #counterplot طرحی سامان‌یافته برای حمله به طرحی دیگر 🔸  #همناپتان (ham.nâ.pat.ân) ▪️مثال: آن تالار تبدیل شده بود به صحنه‌ای برای نمایشِ پَتان‌ها و هَمناپتان‌هایی با موضوعِ مرگ و زندگی. بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
3
👆👆👆 #plot پَتان (pat.ân) پَتان‌های (طرح‌های داستانیِ ) کتاب‌های او همگی یکسان بودند. آن‌ها تنها در شغل و سنِ شخصیت‌ها با ه+7
👆👆👆 #plot پَتان (pat.ân) پَتان‌های (طرح‌های داستانیِ ) کتاب‌های او همگی یکسان بودند. آن‌ها تنها در شغل و سنِ شخصیت‌ها با هم تفاوت داشتند. ا👇👇👇
0
4
👆👆👆 ا👇👇👇
0
5
🔺 ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: l🔸  #دائمه II #زوجه‌ی‌_دائمه 🔸  #زن_همیشگی یا: #زن_دائمی l🔹  #دبر (dobor) پشت، مقعد 🔹  #پشت یا: #نشیمن‌گاه یا: #بنیل (bon.il) 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ بُنیل بروید: اینجا . l🔸  #دفاع دفعِ دشمن، مقاومت در برابر دشمن 🔸  #رشاست (raŝ.âst) یا: #رشایش 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ رَشاست و رَشایِش بروید: اینجا . l🔹  #درهم_شرعی سکهٔ نقره به وزنِ تقریبیِ دو گرم 🔹  #درم_راشین یا: #درم_راشه‌ای 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ راشین یا راشه‌ای (~ شرعی ~ canonic) بروید: اینجا . l🔸  #دستگردان گرفتن خمس و بخشيدن يا قرض دادن آن توسط متولى خمس يا مرجع تقليد به كسى كه خمس بر گردن اوست و توانايى پرداخت آن را ندارد. 🔸  #دستگردان (فارسی است.) l🔹  #دعوی 🔹  #دادخواهی l🔸  #دهری ( ~ materialist) دسته‌اى از كفار كه عقيده به جهان آخرت ندارند و معتقد به بقای دنيا (دهر) هستند. 🔸  #ماده‌گرا l🔹  #دینار_شرعی سكه ی طلا به وزن يک مثقال شرعى (۱۸ نخود معادل ۳/۶ گرم). 🔹  #دینار_راشه‌ای یا: #دینار_راشین 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ راشین یا راشه‌ای (~ شرعی ~ canonic) بروید: اینجا . l🔸  #دیه مالی که بنابر تقويم شرعی به جبران خون مسلمان يا نقص بدنی او پرداخت شود. 🔸  #تاوان یا: #خون‌بها یا: #آسیب‌بها یا: #زیان‌بها l🔹  #ذبح_شرعی کشتنِ حیواناتِ حلال‌گوشت با رعایتِ ضوابطِ شرعی 🔹  #کشت_راشین (košt.e.râš.in) l🔸  #ذمه تعهد به ادای چیزی یا انجامِ عملی 🔸  #پیماست (pey.mâ.st) —> از فعلِ فرضیِ پیمانیدن (پیماستن) به معنای متعهد شدن در پیِ پیمان بستن یا: #گردن‌گیری یا: #اداپذیری (adâ.pazir.i) 🔺نکته: فعلِ پِیماستن (پیمانیدن) در آینده جداگانه بارگذاری خواهد شد. l🔹  #ذمی II #کافر_ذمی کافران اهل کتاب مانند يهود و نصاری در مقابل تعهدشان نسبت به رعايت قوانين اجتماعی اسلامی از حمايت و امنيت حکومت اسلامی بر خوردار می شوند و در بلاد مسلمين زندگی خواهند کرد. 🔹  #نامسلمان_پیماسته یا: #پیماسته یا: #پیمانیده یا: #پیمان‌ور l🔸  #ذی صاحب 🔸  #دارنده یا: #_دار (پسوند) یا: #_ور یا: #_مند یا: #_مدار l🔹  #ذی‌حق 🔹  #بهردار l🔸  #ذی‌الخیار 🔸  #ویکام‌دار یا: #ویکام‌ور I🔹 #ذی‌رحم 🔹 #خویشاوند I🔸 #ذی‌الید 🔸 #دست‌دار (مجازاً بدین معناست، گرته‌برداری از عربی) یا: #فردست یا: #اختیاردار یا: #ویکام‌دار 🔺نکته: مثلِ همیشه، دوستانِ گرامی می‌توانند پیشنهادهای خود را در یادداشت‌گاه بنویسند. پس‌از بررسی به متن افزوده خواهد شد.                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
6
👆👆👆 ا👇👇👇
0
7
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: l🔹  #خسارت 🔹  #زیان l🔸  #خمس يک پنجم، بيست درصد در آمد ساليانه و غيره که بايد به مجتهد جامع الشرایط و مرجع تقليد پرداخت شود. 🔸  #پنج‌یک یا: #یک‌پنجم l🔹  #خوارج کسانی که عليه امام معصوم عليه السلام قيام مسلحانه نمايند، مانند: خوارج نهروان. 🔹  #شورندگان یا: #برون‌گشتگان یا: #پیمان‌شکنان l🔸  #خوف 🔸  #ترس یا: #هراس l🔹  #خون‌جهنده يعنی حيوانی که وقتی رگ گردن آن را ببرند، خون از آن جستن می کند. 🔹  #خون‌جهنده (فارسی است.) l🔸  #خیار اختیارِ بر هم زدنِ معامله 🔸  #اختیار یا: #ویکام 👈 وی (پیشوند، به‌ معنایِ خود (صورتی دیگر از واژهٔ «خود») + کام یا: #ویکامش یا: #آزادکامی‌ یا: #آزادگزینی یا: #گزین‌توانی یا: #گزین‌گری 🔺نکته: ۱- ویکام را می‌توانید در قالبِ عبارتِ « از کام و خواستِ خود پیروی کردن» بهتر بفهمید. ۲- واژهٔ ویکام یا ویکامِش در آینده به دیسهٔ فعل‌ِ ویکامیدن، به معنای «اختیار ورزیدن و مختار بودن» جداگانه بارگذاری خواهد شد. l🔹  #خیار_تأخیر اگر معامله‌اى انجام گيرد و مشترى تمام قيمت كالا را نپردازد و فروشنده نيز جنس را تحويل ندهد، اين معامله تا سه روز لازم الاجرا است؛ لكن بعد از گذشت سه روز، چنانچه مشترى قيمت كالا را پرداخت نكرد، فروشنده مى تواند معامله را فسخ كند. البته اختيار فسخ، مشروط بر اين است كه تأخير در ضمن عقد، شرط نشده باشد.(اين خيار مخصوص فروشنده است.) 🔹  #اختیار_دیرکرد یا: #ویکام_دیرکرد یا: #ویکام_دیرشد l🔸  #خیار_تخلف_شرط حق فسخ معامله‌اى است كه به واسطه ی عمل نكردن به شرطِ ضمن عقد، براى مشروطه له ايجاد مى ‌شود. 🔸  #اختیار_روگردانی_از_ارن یا: #ویکام_روگردانی_از_ارن (aran) یا: #ویکام_سرپیچی_از_ارن 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ اَرَن بروید: اینجا . l🔹  #خیارشرکت II #خیار_تبعض_صفقه در صورتى كه معلوم شود مقدارى از جنسى كه فروخته‏اند مال ديگرى است، اگر صاحب آن راضى به معامله نشود، خريدار مى‏تواند معامله را به هم بزند، يا معامله را در مقدارى كه مال فروشنده بوده قبول كند و پول بقيّه را پس بگيرد 🔹  #اختیار_همباز یا: #ویکام_همباز l🔸  #خیار_حیوان اختيار فسخ معامله براى خريدار حيوان به مدت سه روز. 🔸  #ویکام_جانور l🔹  #خیار_رؤیت حق فسخ معامله‌اى كه در آن كالاى غايب معينى با اوصاف معامله شود، ولى در هنگام تحويل آن اوصاف را نداشته باشد. 🔹  #اختیار_نادید یا: #ویکام_نادید l🔸  #خیار_شرط نوعى اختيار فسخ است كه در ضمن عقد، شرط شده باشد. 🔸  #اختیار_ارن یا: #ویکام_ارن ( بروید به «خیارِ تخلفِ شرط.» 👆 l🔹  #خیار_عیب اختيار فسخ معامله به واسطه عيب موجود در مال معامله شده. 🔹  #اختیار_کاستی یا: #ویکام_کاستی l🔸  #خیار_غبن خيارى است كه بواسطه ی گران خريدن جنسى يا ارزان فروختن آن، براى هر كدام از خريدار يا فروشنده به وجود مى آيد، به شرط آنكه عرفاً اختلاف قيمت زياد بوده و جاهل به قيمت باشند. 🔸  #اختیار_زیان‌دید یا: #ویکام_زیان‌دید l🔹  #خیار_مجلس اختيار فسخ معامله كه مختص به خريدار و فروشنده و در مجلس معامله است. 🔹  #اختیار_پیمان‌گاه یا: #ویکام_پیمان‌گاه بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
8
👆👆👆 ا👇👇👇
0
9
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: l🔹  #حکم دستور شرع، حكم قاضى در موارد نزاع و مانند آن، امر و دستور ولى فقيه در مسائل مربوط به اداره ی كشور اسلامى.(در مقابل فتوا). 🔹  #راسه 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و ریشه‌شناسیِ راسه = verdict بروید: اینجا . l🔸  #حکم_تکلیفی حکمی که مربوط به وظایفِ مکلف است. 🔸  #حکم_ویبایشی (حکمِ ویبایِشی)   یا:   #راسه‌ی_ویبایشی 🔺نکته: ویبایش (تکلیف) از فعل ویباستن (ویباییدن) می‌آید. فعلِ ویباستن درواقع هم‌آمیختهٔ فعلِ خودبایستن (به معنای واژه‌به‌واژهٔ خود را بایانیدن یا اجبار کردن) است. این فعل در آینده جداگانه (برای جایگزینی to be responsible ) بارگذاری خواهد شد. یادآوری می‌شود که وی در ویباستن تلفظی دیگر از واژهٔ خود (فارسی) در گویشِ گورانی است. l🔹  #حکم_وضعی حکمی که مربوط به صحت و يا فساد عمل و مانند آن است. 🔹  #راسه‌ی_نهشتی یا: #راسه‌ی_نهادی l🔸  #حکم_ثانوی حكمى كه در شرايط خاص مانند اضطرار، مرض، عسر-و-حرج و مانند آن براى مكلّف در نظر گرفته مى‌شود. 🔸  #راسه‌ی_جای‌گزین l🔹  #حواله ارجاعِ طلبکار به شخصِ ثالث برای دریافتِ طلبش 🔹  #گردیزش (gard.iz.eš)(از فعلِ گردِشتن (گردیزیدن) —> این فعل جداگانه در آینده بارگذاری خواهد شد.) یا: #گردیز 🔺نکته: گفتنی است که واژهٔ حواله نیز بر مبنای چرخش، گردش یا تغییر به این مدلول اطلاق شده است. حواله —> فردی به شما مراجعه می‌کند و شما اور به سمتِ دیگری می‌چرخانید. l🔸  #حیض قاعدگی، عادتِ ماهیانهٔ زنان 🔸  #ماهینگی یا: #ماهینش 🔺نکته: برای دیدنِ ماهینگی و مشتق‌های دیگرِ این واژه بروید: اینجا . l🔹  #خارق‌العاده خلافِ عادت، غیرِ معمول، بیش از انتظار 🔹  #هنجارشکن یا: #زتارشکن ( زُتار = طبیعت، وضعیتِ طبیعی ) یا: #زبرهنجار 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و ریشه‌شناسیِ زُتار بروید: اینجا . l🔸  #خالی_از_قوت_نیست فتوا این است. 🔸  #بی‌نیرو_نیست یا: #بی‌توان_نیست یا: #فروا_این_است یا: #وچر_این_است 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ فَروا و وَچَر (هر دو به معنای فتوا) بروید اینجا . l🔹  #خبره xe(o)bre 🔹  #کارشناس یا: #ورزیده یا: #کاردان یا: #کارکشته یا: #کهنه‌کار یا: #کارآزموده یا: #ورزندیش (ورز + اَندیش) l🔸  #خبیث 🔸  #پلید یا: #پلشت یا: #پتیاره یا: #زشت بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
10
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: l🔹  #حج_بذلی حجى كه با بخشيدن هزينهٔ سفر (از سوى ديگرى) واجب مى‌گردد. 🔹  #خداورزی_یارشی (yâr.eš.i)(از فعلِ «یاریدن») یا: #مکه‌‌روی_یارشی یا: #خداورزی_بخششی یا: #مکه‌روی_بخششی l🔸  #حج_نیابتی زيارت خانه ی خدا به نيابت از طرف شخص ديگر. 🔸  #مکه‌روی_جایندی ( جایَندی = جا + آی (از آمدن) + -َ-ند (پسوندِ اسمِ‌مصدرساز —> بسنجید با: روند، کشند .) + --ی (پسوندِ نسبت)) یا: #خداورزی_جایندی 🔺نکته: برای دیدنِ جایا، به معنای «نایب» نیز بروید: اینجا . l🔹  #حدث_اصغر هر کاری که باعثِ ابطالِ وضو شود. 🔹  #نکوهه‌ی_کوچک ( نِکوهه = آنچه نکوهیده است.) یا: #کرده‌ی_کوچک l🔸  #حدث_اکبر هر کاری که سببِ غسل برای نماز شود. 🔸  #نکوهه‌ی_بزرگ یا: #کرده‌ی_بزرگ l🔹  #حد_ترخص (hadd.e taraxxos) حدی از مسافت که در آن صدای اذان شهر شنيده نشود و مردم شهر مسافر را نبينند. 🔹  #شهررهیدگی یا: #دورستی (dur.ast.i) یا: #شهردوری یا: #مرز_دورایی (مرزِ دورایی) یا: #مرز_رستگی ( مرزِ رَستِگی ) l🔸  #حرام 🔸  #بندا (band.â)(از بستن) —> کنایه از ممنوع کردنِ کاری یا: #پوشا (puš.â)(از پوشیدن) —> کنایه از پوشیده بودن و غیرِ مجاز برای انجام یا تصرف یا دیدن l🔹  #حرج (haraj) مشقت 🔹  #سختا (یا سختی ) یا: #دشواری یا: #فشار یا: #تنگا ( یا تنگی ) l🔸  #حریم II #حریم_خصوصی 🔸  #مرزال (marz.âl)(مرز + --ال (پسوندِ اسم‌ساز —> بسنجید با: پوشال، چنگال.) l🔹  #حریم_عرفی محوطه و محدوده‌ى اطراف هر چيز؛ مانند حريم خانه. 🔹  #مرزال_بیش‌پذیر (از آن جهت که عرف یا عرفی آن چیزی است که بیشتر یا عمومِ مردم می‌پذیرند. یا: #مرزال_شناخته l🔸  #حصه (hesse) سَهم 🔸  #بهر (bahr) l🔹  #حضر محلِ حضور (وطن) 🔹  #باش‌جا یا: #بودگاه یا: #زیست‌جا یا: #زی‌جا l🔸  #حنوط (hanut) ماليدن کافور بر بعضی اعضای ميت؛ يعنی پيشانی، کف دستها،‌ سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها. 🔸  #کافورمالی l🔹  #حق‌الله اموری که انسان فقط در مقابل خدا نسبت به آن مسئول است؛ مانند نماز و روزه. 🔹  #خدابهر (xodâ.bahr) —> خدا + بَهر = سهم l🔸  #حق‌الناس حق مردم که بر گردن انسان است. 🔸  #مردم‌بهر l🔹  #حق‌التحجیر حقّى كه به سبب سنگ‌چينى و مانند آن به دور زمين موات، براى شخص پديد مى‌آيد. 🔹  #پرچین_بهر یا: #دیوار_بهر l🔸  #حق‌الماره (haqqolmarre) حقى است كه به موجب آن، رهگذر هنگام عبور از كنار باغ بتواند مجاناً و بدون کسب اجازه، از ميوه ی آن بخورد، به شرطی که يقين به عدم رضايت مالک نداشته باشد و آسيبی به اصل درخت وارد نکند. 🔸  #گذربهر یا: #رهگذربهر l🔹  #حق‌التولیه حق‌الزحمهٔ متولّی 🔹  #سرپرست‌بهر یا: #پانش‌بهر 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و ریشه‌شناسیِ پانِش بروید: اینجا . l🔸  #حق‌الارث سهم‌الارث، میزانِ سهمِ هر یک از ورثه 🔸  #رگان‌بهر (reg.ân.bahr) 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و ریشه‌شناسیِ رِگان بروید: اینجا . I🔹 #حق‌التألیف حقِ مؤلفِ کتاب، مزد و اجرتِ نوشتنِ کتاب 🔹 #نگارش‌بهر I🔸 #حق‌الزحمه اجرتِ عمل 🔸 #دستمزد یا: #کارمزد یا: #کاربهر l🔹  #حق‌العمل اجرت 🔹  #کنش‌بهر l🔸  #حق‌_تأهل مزايايى كه بخاطر داشتن فرزند و همسر، به فرد تعلق مى‌گيرد. 🔸  #خانواربهر بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
11
👆👆👆 ا👇👇👇
0
12
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: l🔹  #جهاد 🔹  #نبرد   یا:   #پیکار   یا:   #رزم l🔸  #جهاد_ابتدایی نبردى كه به قصد هجوم بر دشمن و با فرمان (امام عليه السلام) يا نائب او انجام گيرد. 🔸  #رزم_نخستی   یا:   #نخست‌رزم   یا:   #نخست‌پیکار   یا:   #نخست‌نبرد   یا:   #یورش‌بری   یا:   #تگ‌زنی   یا:   #آفند‌ l🔹  #جهاد_دفاعی نبرد و پيكار براى دفاع از مسلمانان و سرزمين هاى اسلامی. 🔹  #رزم_رشایی (raš.â.yi)   یا:   #نبرد_رشایی   یا:   #رشارزم (raš.â.razm)   یا:   #رشانبرد 🔺نکته: برای دیدنِ فعلِ رَشادن، به معنای «دفاع کردن» بروید: اینجا . l🔸  #جهاد_اکبر مبارزه با هوای نفس 🔸  #نبرد_برین (bar.in) یا: #نبرد_والا l🔹  #جهاد_اصغر پيكار و جنگيدن در راه خدا با دشمنان اسلام. 🔹  #نبرد_کهین (keh.in) یا: #نبرد_کوچک l🔸  #جهر (jahr) صدای بلند، با صدای بلند چیزی را قرائت کردن 🔸  #بلندخوانی یا: #بانگش (bâng.eš) —> از مصدرِ فرضیِ «بانگیدن» l🔹  #نماز_جهری مازى كه در آن، حمد و سوره بايد با صداى بلند خوانده شود، مانند:(نمازهاى صبح، مغرب و عشا) 🔹  #نماز_بانگشی یا: #نماز_بلند‌خوان l🔸  #جهل ندانستن و بی‌اطلاع بودن 🔸  #ناآگاهی یا: #ندانی یا: #ندانایی (na.dân.â.yi) یا: #ندانستار یا: #ندانستگی یا: #ندانش l🔹  #جهل_مرکب آن است كه شخص نمى داند و متوجه نيست و مى پندارد كه می داند. 🔹  #ندانی_بیشا یا: #ندانایی_افزوده یا: #ندانستار_پران (por.ân) یا: #ناآگاهی_دولایه یا: #ندانش_آمیخته l🔸  #چانه_زدن گفت و گو در هنگام خريد براى كم يا زياد كردن قيمت كالا. 🔸  #چانه_زدن (فارسی است‌.) l🔹  #حائض زنی که در عادتِ ماهیانه باشد. 🔹  #ماهسته (mâh.est.e) 🔺نکته: برای دیدنِ ماهِسته (زنِ قاعده) و مشتق‌های دیگرِ این واژه بروید: اینجا . l🔸  #حاکم_شرع مجتهدی که بر اساس موازين شرعی، دارای قدرت بر فتوا است. 🔸  #کارگزار_راشان یا: #فرماندار_راشان 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و مفهومِ راشان (~ شرع ~ canon) بروید: اینجا . l🔹  #حج زیارتِ خانهٔ خدا و انجام‌ِ اعمالی مخصوص در زمانی خاص 🔹  #مکه‌دید یا: #مکه‌روی یا: #خداورزی ✨توجه: I◽️ #حاجی ◽️ #مکگی (makke.gi)(پیش‌تر در زبان بوده است.) یا: #مکه‌دیده یا: #مکه‌‌رفته یا: #خداورز l🔸  #حج_صروره انجامِ اعمالِ حجِ واجب برای اولین بار 🔸  #مکه‌روی_نخست یا: #خداورزی_نخست بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
13
👆👆👆 ا👇👇👇
0
14
♦️ پیشنهادِ نوواژه برایِ برخی #واژه‌های_حقوقی_و_فقهی_در_زبان_فارسی: فهرستِ چهارم l🔹  #ثلث یک‌ سوم از هر چیزی 🔹  #سه‌یک یا: #یک‌سوم l🔸  #ثلث_ترکه یک سوم از اموالِ میت پس از پرداختِ دیون 🔸  #یک‌سوم_رگان ( یک‌سومِ رِگان ) 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژه و ریشه‌شناسیِ رِگان بروید: اینجا . l🔹  #ثلثان تبخیر شدنِ دو سومِ آبِ انگور و کشمش جوشیده که موجب حلال شدنِ آن است. 🔹  #سه‌دو یا: #دوسوم l🔸  #ثمن قیمتِ کالا 🔸  #بها (bahâ) l🔹  #ثمن_کلی ثمنی که مصادیق و افرادِ متعدد دارد. 🔹  #بهای_همه‌روا یا: #بهای_فراگیر l🔸  #ثمن_مسمی (mosammâ) قیمت و عوضی که در ضمنِ معامله معین شده است. 🔸  #بهای_نهاده یا: #بهای_پیش‌گفته l🔹  #ثمن_مثل (mesl) قیمتی که در بازار در برابرِ یک کالا می‌پردازند. 🔹  #بهای_هم‌ارز یا: #بهای_هم‌چند l🔸  #ثمن_مؤجل (mo'ajjal) قيمت و عوضى كه اداى آن تا زمان مشخصى به تعويق افتاده است. 🔸  #بهای_پس‌پرداز یا: #بهای_پی‌پرداز l🔹  #ثیب (sayyeb) مردی که ازدواج کرده است. 🔹  #جفتا (joft.â)(صفتِ پذیرنده از فعلٌ فرضیِ «جفتیدن») یا: #جوتا (jut.â)(شکلی دیگر از «جُفتا» —> بروید به حسن‌دوست، درآیهٔ «جفت». l🔸  #ثیبه (sayyeba) زنی که ازدواج کرده است. 🔸  #جفتا یا: #جوتا 🔺نکته: از دیسهٔ جوتا می‌توان فعلِ جوتادن (جوتاییدن) را برای «ازدواج کردن» نپاشت. جوتایِش = ازدواج ممکن است به این فعل در آینده بپردازیم. l🔹  #جاعل کسی که قراردادِ جعاله را منعقد می‌کند. 🔹  #نهنده یا: #میان‌گر یا: #پیمان‌گر l🔸  #جاهل_به_حکم کسی‌که حکمِ مسئله را نمی‌داند. 🔸  #ناآگاه_به_حکم یا: #ناآگاه_به_یاژیس یا: #یاژیس‌ندان (yâž.is.na dân) 🔺نکته: برای دیدن ساخت‌واژه‌ٔ یاژیس بروید: اینجا . l🔹  #جاهل_به_موضوع کسی که از موضوع حکم بی‌اطلاع است. 🔹  #ناآگاه_به_موضوع‌ یا: #ناآگاه_به_نها ( نَها —> صفتِ پذیرنده از «نهادن» ) یا: #ناآگاه_به_نهشته یا: #نها_ندان l🔸  #جاهل_به_مسئله نا آشنا به مسئله، کسی که مسئله ی شرعی خود را نمی داند. 🔸  #ناآگاه_به_پراسه (parâs.e) یا: #پراسه_ندان 🔺نکته: برای دیدنِ پَراسه بروید به دکتر ملایری، درآیهٔ problem . l🔹  #جاهل_قاصر جاهلی که در شرايط عدم امکان دسترسی به حکم خدا قرار دارد. 🔹  #ناآگاه_دست‌بسته یا: #ناآگاه_تنگ‌دست یا: #ناآگاه_کوتاه‌دست یا: #ناآگاه_نارسند(ه) (nâ.ras.and.(e))(نارَسَند —> از «رسیدن» (به معنای کسی که توانِ رسیدن به چیزی ندارد.) l🔸  #جاهل_مقصر جاهلی که امکان آموختن مسائل را داشته ولی در فراگيری آن کوتاهی کرده است. 🔸  #ناآگاه_کوتاهند(ه) یا: #ناآگاه_کوتاهی‌کننده l🔹  #جبیره مرهم، پارچه و یا پوششی که زخم يا شکستگی را با آن می بندند. 🔹  #پوشایه l🔸  #جرح Il #جروح 🔸  #زخم یا: #زخمندی (زخم‌مندی) l🔹  #جنب (jonob) کسی که منی از او خارج شده يا با ديگری آميزش کرده است. 🔹  #شرانده (šor.ân.d.e) ➖> شران = منی = semen 🔺نکته: برای دیدنِ ساخت‌واژهٔ شُران بروید: اینجا . l🔸  #جعاله قراری که طبق آن فردی اعلام می کند هرکس برای او کار معينی را انجام دهد، اجرت مشخصی به او پرداخت می کند. مثلاً هر کس گمشده ی مرا پيدا کند، هزار تومان به او مژدگانی می دهم. 🔸  #پیمان‌دیس یا: #پیمان‌واره یا: #پاداش‌پیمان l🔹  #جلال حيوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده است. 🔹  #گوتنبار (gut.anbâr) 👈 گوت —> ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -gūθa به معنای «گُه، فضله» (بروید به حسن‌دوست، درآیهٔ «گوه».) + اَنبار (از اَنباردن، به معنای «پر کردن»(مجازاً به معنای پرکنندهٔ شکم) —> بسنجید با واژهٔ «لتنبار یا لت‌انبار» و بروید به: دهخدا.) l🔸  #جماع مقاربت، آمیزشِ جنسی 🔸  #جفتار (jof.t.âr) یا: #هم‌خفت (ham.xof.t) یا: #هم‌بستری یا: #مرزش (marz.eš) بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
15
👆👆👆 #حریم ➖> #مرزال (marz.âl) پدر و مادر باید به #مرزالِ ( مَرزالِ ) خصوصیِ فرزندِ خویش، بویژه اگر نوجوان باشد، احترام بگذ+9
👆👆👆 #حریم ➖> #مرزال (marz.âl) پدر و مادر باید به #مرزالِ ( مَرزالِ ) خصوصیِ فرزندِ خویش، بویژه اگر نوجوان باشد، احترام بگذارند. ا👇👇👇
0
16
👆👆👆 ا👇👇👇
0
17
♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔹  #useless  بی‌استفاده، بی‌فایده 🔹  #بی‌بهرایش   یا:   #نابهراسته   یا:   #بی‌کاربرد   یا:   #ناسودمند ▪️مثال: سوخت که نباشد، خودرو بی‌بهرایش (بی‌استفاده) خواهد شد. 🔸  #uselessly 🔸  #بی‌بهرانه   یا:   #بی‌بهرایانه ▪️مثال: من نمی‌خواستم کلِ روز را بی‌بَهرانه (بی‌فایده‌وار) با او بحث کنم. 🔹  #uselessness 🔹  #بی‌بهرایی   یا:   #بی‌بهراستگی ▪️مثال: آن‌ها از بی‌بَهراییِ (بی‌فایدگیِ ) تمرین‌هایشان گله داشتند. 🔸  #to_abuse سوء‌استفاده کردن 🔸  #بد_بهراستن ( بد استفاده کردن، غیرِمنصفانه استفاده کردن)   یا:  #بد_بهراییدن ▪️مثال: ۱- من هرگز فکر نمی‌کردم که او از اعتمادِ من به خود بدبَهرایَد (سوءاستفاده کند.) ۲- شهردار سال‌ها از قدرتِ بی‌مهارِ خود بَدبهراسته بود (سوءاستفاده کرده بود،) و برکناری کمترین مجازات برای او بود. 🔹  #abuse   استفاده‌ نادرست و غیرِمنصفانه 🔹  #بدبهراست (bad.bahr.âst)   یا:  #بد_بهرایش (bad.bahr.ây.eš) ▪️مثال: پژوهش‌ها نشان داد که بَدبهرایش (سوءاستفاده) از قدرت در آن کارخانه امری رواج‌یافته و پرسش‌ناپذیر بوده است 🔸  #abusable 🔸  #بدبهراشو (bad.bahr.â.šow) ▪️مثال: تکل زدن در فوتبال ورزه‌ای خطرناک و بَدبَهراشو (دارای قابلیتِ اجرای بد) است. 🔹  #to_misuse 🔹  #کژبهراستن (نابِجا استفاده کردن، نادرست استفاده کردن)   یا:  #کژ_بهراییدن ▪️مثال: او از آغاز سرمایهٔ شرکت را کژمی‌بهراست (از ... استفادهٔ نابجا می‌کرد) تا این‌که سرانجام مچش‌ را گرفتند.) 🔸  #misuse or:  #misusage 🔸  #کژبهراست   یا:  #کژبهرایش ▪️مثال: ۱- او به کژبَهرایش (بهره‌برداریِ نابِجا) از پول‌ها و دارایی‌های شرکت متهم بود. ۲- سامانهٔ رایانه‌ایِ جدیدِ شرکت ناضروری بود و نشان از کژبهرایشِ بودجهٔ شرکت از سویِ مدیر داشت. 🔹  #usance 🔹  #بهره   یا:   #بهرایه   یا:   #سررسید ▪️مثال: این پیمان‌نامه شما را ملزم می‌کند که بهرایهٔ زیادی برای این خرید بپردازید. ☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ #بهراییدن ، #بهرایش، #بهراور و #بهراست در زبان‌های ایرانی و هندواروپاییِ غیرِایرانی: اوستایی 👈 سهم، بخش ➖ -baxeδra اوستایی 👈 تقسیم کردن، اختصاص دادن ➖ -bag فارسی میانه  👈  نصیب، بهره، بخش ➖  bahrak پارتی  👈  بخش، نصیب، بهر ➖  bahr سغدی 👈 عطا کردن ➖ -βγt سکایی 👈 داده‌شده، عطاشده ➖ -būta خوارزمی 👈 تقسیم کردن، دادن ➖ -bx‌ فارسی  👈  بهر، بهره بخش، بخشیدن، بغ، باج، بخت فارسی افغانستان 👈 بهره، نصیب ➖ baxč کردی 👈 بهره، بخش ➖ baš بلوچی  👈  بهر، بخت ➖  bār, bahr گزی  👈  قرعه  ➖ bär یغنابی 👈 عطا کردن ➖ baxš ارمنی (از ایرانی)  👈  بخش، سهم،   ➖  bag سانسکریت  👈  تقسیم کردن  ➖  bhájati سانسکریت  👈  اختصاص  ➖  -bhaktí                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
18
️♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_use به معنای استفاده کردن (از چیزی)، به‌کار بردنِ (چیزی)، بهره گرفتن (از چیزی) ا↙️ #بهراییدن (bahr.ây.id.an) یا: #بهراستن (bahr.âst.an)  👈 بَهر (واژهٔ فارسی، به معنای نصیب، بخش، سهم، بهره، بخت و در نهایت از ریشهٔ نیاایرانیِ -bag به معنای اختصاص دادن، تقسیم کردن) + --استن (نشانهٔ مصدر) (هم‌ریشه‌ها را پایینِ صفحه ببینید.) ✨ نکته: ۱- ستاکِ اکنونِ فعلِ بَهراستن می‌شود: بَهرای  (بسنجید با: ویراستن —» ویرای .) ۲- فعلِ بهراستن درواقع، دیسهٔ سادهٔ فعل‌های «بهره بردن، بهره جستن و بهره گرفتن» است. ▪️ مثال: ۱- نیاکانِ ما سنگِ چخماق را می‌بَهراستند (از سنگِ چخماق استفاده می‌کردند) تا آتش تولید کنند. ۲- امروزه ما برای تولید کردنِ آتش، کبریت یا فندک را می‌بَهراییم (از کبریت یا فندک استفاده می‌کنیم.) 🎆 توجه: 🔹  #use or: #usage 🔹  #بهراست (استفاده، استعمال، کاربرد)   یا:  #بهرایش ▪️ مثال: ۱- سالِ گذشته یک رادیوی سه‌موج خریدم، ولی تا کنون هیچ بَهراستی از آن نکرده‌ام (هیچ استفاده‌ای از آن نکرده‌ام.) ۲- هر چیز که خوار آید، روزی به بَهرایشی آید ( روزی از آن استفاده‌ای شود.) 🔸 #user کاربر، مصرف‌کننده، استفاده‌کننده 🔸 #بهراگر یا: #بهرایش‌گر یا: #بهراینده یا: #کاربر ▪️مثال: ۱- بهراگرهای (مصرف‌کنندگانِ، استفاده‌کنندگانِ ) سفیدپوستِ موادِ مخدر در این کشور بسیار کمتر از همتاهایِ سیاه‌پوست‌شان دستگیر و بازداشت می‌شوند. ۲- امروزه بَهراگرانِ (استفاده‌کنندگان از) تلفن همراه همهٔ پرداخت‌های خود را برخط انجام می‌دهند. 🔹 #unuse or: #disuse وضعیت یا حالتِ عدمِ استفاده 🔹 #نابهرایش ▪️مثال: امروز از آن تالار پس از سال‌ها نابهرایش (عدمِ استفاده) دوباره بهره‌برداری شد. 🔸 #unused 🔸 #نابهراسته ▪️مثال: دو خودروِ نابَهراسته (بلااستفاده، استفاده‌نشده) داشتند که سال‌ها بود در گاراژِ خانه‌شان خاک می‌خوردند. 🔹 #useful 🔹 #بهراور یا: #بهرایا یا: #سودمند ▪️مثال: آیا شما هدف‌های بَهراوری (مفیدی) هم از این همه کوشش‌ِ شبانه‌روزی داشتید؟ 🔸 #usefully 🔸 #بهرایانه یا: #بهراورانه یا: #سودمندانه ▪️مثال: ما می‌توانستیم بَهرایانه (به شیوه‌ای مفید) وقتِ آزادِ خود را سپری کنیم و دیدنی‌های شهر را ببینیم. 🔹 #usefulness فایده‌مندی 🔹 #بهرایایی یا: #سودمندی ▪️مثال: متخصصان بر این باور بودند که آن شیوهٔ آموزش بهرایاییِ (کاراییِ، سودمندیِ، فایده‌مندیِ ) خود را از دست داده‌است. 🔸 #usable 🔸 #بهراستنی یا: #بهراشو (bahr.â.šow)(قابلِ بَهرایش) یا: #بهراشوا (bahr.â.šavâ) ▪️مثال: این نرم‌افزار هنوز در برخی از پژوهش‌ها بَهراستنی (قابلِ استفاده) است. 🔹 #usability or: #usableness 🔹 #بهراشوی (bahr.â.šav.i) یا: #بهراشوایی (bahr.â.šav.â.yi) ▪️مثال: برتریِ آشکارِ این کارشیوه نسبت به قبلی‌ها بهراشویِ (قابلیتِ استفادهٔ) آن‌ در همهٔ آزمایش‌هاست. 🔸 #usably از دیدِ قابلِ‌استفاده‌بودگی، به شیوهٔ قابلِ‌ استفاده 🔸 #بهراشوانه (bahr.â.šav.âne) یا: #بهراشوایانه (bahr.â.šav.ây.âne) یا: #بهرایانه 🔹 #unusable 🔹 #بهرانشو (bahr.â.na.šow) یا: #بهرانشوا (bahr.â.na.š‌av.â) ▪️مثال: آبِ بسیاری از روستاهایِ این ایالت بهرانَشو (غیرِقابلِ‌استفاده) است. 🔸 #to_underuse 🔸 #کم‌بهراستن یا: #کم‌بهراییدن ▪️مثال: بسیاری از ورزشگاه‌ها در این شهر کم‌بَهراسته می‌شوند ( از ... کم بهره‌برداری می‌شود.) 🔹 #to_reuse 🔹 #بازبهراستن ▪️مثال: ما برای حفظِ منابعِ طبیعی در کشور باید این کیسه‌های پلاستیکی را بازمی‌بَهراستیم (مکرراً استفاده می‌کردیم.) 🔸 #reusable 🔸 #بازبهراشو (bâz.bahr.â.šow) ▪️مثال: من همیشه یک ساک‌دستیِ بازبَهراشو (قابلِ استفادهٔ مجدد) برای خرید با خود می‌بردم تا مجبور نشوم از کیسه‌های پلاستیکی بِبَهرایم (استفاده کنم.) 🔹 #reusability قابلیتِ استفادهٔ مجدد 🔹 #بازبهراشوی (bâz.bahr.â.ŝav.i) ▪️مثال: بازبهراشوی شعارِ آن‌ها در فروشِ کالاهاشان بود اگرچه این شعار میزانِ فروشِ آن‌ها را پایین می‌آورد. بروید به فرستهٔ بعد: ا👇👇👇                      ⏬⏬⏬ @JavidPajin   👈   فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
0
19
👆👆👆 #use بَهرایش (bahr.ây.eš) من دوست نداشتم کُت بخرم چون‌که #بهرایش ( بَهرایِش ، استفاده ) از آن برایم زجرآور بود. ا👇👇�+9
👆👆👆 #use بَهرایش (bahr.ây.eš) من دوست نداشتم کُت بخرم چون‌که #بهرایش ( بَهرایِش ، استفاده ) از آن برایم زجرآور بود. ا👇👇👇
0
20
👆👆👆 ا👇👇👇
0