شادمان
Open in Telegram
1 274
Subscribers
-424 hours
-107 days
-5230 days
Posts Archive
1 274
در عصر شكوهمندترين ويترينها ايستاده ايم...
تبارِ مسخ شده اى كه با وسواسى جنون آميز، نقاب هايشان را زيبا وظاهر را بى نقص مى سازند؛ غافل از آنكه در پس اين زيباسازي پوشالى،
آنچه بى صدا زير آوار دفن مى شود، آخرين كورسوهاى "انسانيت" است.
جهان هرگز اين چنين آراسته به ظاهر،
واين گونه متعفن از زوال وتهى از معنا نبوده است...
@Shadmn
1 274
غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.
آدم خيال مى كند غم جيزى شبيه زخمى ست روى پوست؛ چيزى كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنى، اگر کسى دستت را بگيرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشك مى شود و مى افتد. اما نه!
بعضى غمها زخم نيستند؛ ريشه اند. مى روند زير پوستت، از گوشتت عبور مى کنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تويكى مى شوند كه ديگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستى و كدام قسمت، غم است.
@Shadmn
1 274
و چه حماقت سهلی..
آدمی با کلمات چه استادانه تاریکی های وجود خویش را تطهیر می کند..
و واژگان چه ماهرانه جامه ای دروغین می شوند،بر پیکره حقیقت.
عجیب نیست؟
اینکه آدمی می تواند با زبانش قدیسه باشد،و با کردارش جانداری دیو صفت!
حال آنکه در پس هر تقلای زبان به تظاهری پوشالی،رفتار، در قامت شاهدی خاموش صحنه را نظاره گر،و سرانجام آشکار کننده ی حقایقی که در هیچ دروغی نمی گنجند.
درنهایت بانگ رفتار آدم ها، مهیب تر از هر ادعایی طنین انداز می شود.
و دهان آخرین جایی خواهد بود که حقیقت در آن یافت می شود.
@Shadmn
