ar
Feedback
شادمان

شادمان

الذهاب إلى القناة على Telegram

و کسانی که مارا درک می‌کردند همگی مرده اند

إظهار المزيد
1 274
المشتركون
-424 ساعات
-107 أيام
-5230 أيام
أرشيف المشاركات
آدم است دیگر تمام داشته ها و نداشته هایش بند حوصله اش است. حوصله که نداشته باشد،حتی ممکن است از آدم بودن استفعا دهد. @Shadmn

رسالة صوتية00:31

رسالة صوتية00:08

اندوه كه از حد بگذرد جايش رامى دهد به يک بى اعتنایی مزمن دیگر مهم نيست بودن يا نبودن، دوست داشتن يا نداشتن،انچه اهميت دارد یک كشتار رخوتناک حسى است كه ديگر تورا به واكنش نميكشاند.. ودر لحظه در سكوت فقط نگاه ميكنى ونگاه ميكنى. @Shadmn

آنکه اهل معنا باشد،بی صدا عیار درونت را میفهمد. @Shadmn
آنکه اهل معنا باشد،بی صدا عیار درونت را میفهمد. @Shadmn

رسالة صوتية00:26

در عصر شكوهمندترين ويترينها ايستاده ايم... تبارِ مسخ شده اى كه با وسواسى جنون آميز، نقاب هايشان را زيبا وظاهر را بى نقص مى سازند؛ غافل از آنكه در پس اين زيباسازي پوشالى، آنچه بى صدا زير آوار دفن مى شود، آخرين كورسوهاى "انسانيت" است. جهان هرگز اين چنين آراسته به ظاهر، واين گونه متعفن از زوال وتهى از معنا نبوده است... @Shadmn

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم. آدم خيال مى كند غم جيزى شبيه زخمى ست روى پوست؛ چيزى كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنى، اگر کسى دستت را بگيرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشك مى شود و مى افتد. اما نه! بعضى غمها زخم نيستند؛ ريشه اند. مى روند زير پوستت، از گوشتت عبور مى کنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تويكى مى شوند كه ديگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستى و كدام قسمت، غم است. @Shadmn

نمیگذرد,حتی اگر بسیار گذشته باشد.

اين روزها كتاب قلعهى حيوانات رابيشتر بخوانيد. بخوانيد تا بدانيد حطور ممكن است آرمانها، كم كم قربانى قدرت شوند؛ جطور مى شود حقيقت را آن قدر تحريف كردكه دروغ، شكل واقعيت به خودش بكَيرد. بخوانيدتا اسنوبال هارا قرباني نكنيد. تانايلون ها رابا شعارهاى زيبا اشتباه نكّيريد. @Shadmn

رسالة صوتية00:27

و چه حماقت سهلی.. آدمی با کلمات چه استادانه تاریکی های وجود خویش را تطهیر می کند.. و واژگان چه ماهرانه جامه ای دروغین می شوند،بر پیکره حقیقت. عجیب نیست؟ اینکه آدمی می تواند با زبانش قدیسه باشد،و با کردارش جانداری دیو صفت! حال آنکه در پس هر تقلای زبان به تظاهری پوشالی،رفتار، در قامت شاهدی خاموش صحنه را نظاره گر،و سرانجام آشکار کننده ی حقایقی که در هیچ دروغی نمی گنجند. درنهایت بانگ رفتار آدم ها، مهیب تر از هر ادعایی طنین انداز می شود. و دهان آخرین جایی خواهد بود که حقیقت در آن یافت می شود. @Shadmn

رسالة صوتية00:14

رسالة صوتية00:47

انگاری هیچوقت قرار نیست هیچی درست بشه @Shadmn

رسالة صوتية00:18

رسالة صوتية00:44

احساس میکنم چیزی تو دلم هست که نمیتونم اسمی براش پیدا کنم.. @Shadmn

انگاری بند دلم پاره شده.. @Shadmn