بروکلین
Open in Telegram
نامبرده تمامی اتهامات وارده را تکذیب میکند. 😶🌫️ ناشناس: t.me/UnknowTextBot?start=brooklyn ✨ خرید پرمیوم: PremPass.ir
Show more223
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+2030 days
Posts Archive
224
جمعهها، تنها روزی از هفته که گاهی انگار با یه حس دلگیری عمیقی رنگآمیزی شده، همیشه واسهی من حس خاصی از تنهایی رو داره. انگار که همه دنیا دارن کاری میکنن و فقط منم فقط نشستم زل زدهام به اون غروب آفتابی که از پنجره رد میشه و همه خونه رو با نورش به تاریکی میبره. ولی امروز، جمعهای متفاوت بود. انگار که تقویم قصد داشت با من آشتی کنه. خیابونها، با همون سردی هوا، گرمی خاصی داشتن. یه جورایی روزم پر بود از تصادفهای خوشایند؛ دوستانی که یهویی و بیبرنامه جلوی پام سبز شدن و این بار، اونها همه با هم خوب بودن، انگار که فضا، همهمونو به سمت همدلی هل داده بود. بعد از این همه برخوردهای اتفاقی و دلچسب، راهی شدم پیش رها که از شدت خستگی و درد بخاطر سرماخوردگیش، کنارم آروم به خواب رفت. نشستم کنارش، نگاهش کردم و فکر کردم چقدر حضورش حتی در خواب، آرامشبخشه. میدونی شاید عامل اصلی اون همه حس دلگیری جمعهها، تنها بودن توی خونهست. گاهی اوقات باید بدون برنامه بزنیم بیرون و بذاریم اون روز به ما نشون بده که چطور میتونه خاص باشه فقط کافیه بهش یه فرصت بدیم.
224
ولنتاین: وقتی یه خرس بزرگ رو برای خرس کوچولویی میخریم و هر دوتاشونو تقدیم میکنیم به یه خرس گنده به نام "انسان"
224
Repost from N/a
امروز روز خوبی بود برام و فردا قراره ۶ ساعت با بروکلین توی جاده باشم و فرداش علی و عشل رو ببینم😭💘🔪
