en
Feedback
بروکلین

بروکلین

Open in Telegram

نامبرده تمامی اتهامات وارده را تکذیب می‌کند. 😶‍🌫️ ناشناس: t.me/UnknowTextBot?start=brooklyn ✨ خرید پرمیوم: PremPass.ir

Show more
Buy Ad
223
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+1930 days
Posts Archive
تابستون رفت. با همه‌ی شلوغیا و هیاهوهاش. با اون آفتاب تیز و گرمایی که گاهی نمی‌ذاشت حتی یه لحظه آروم بگیریم. ولی همون گرما آتیش رفاقتا و خاطره‌های جدید کنارشون رو هم روشن نگه داشت. حالا پاییز اومده، انگار همه چیز رنگ آرامش به خودش گرفته. وقتی برگ‌های زرد و نارنجی زیر پا خش‌خش می‌کنه آدم یاد می‌گیره که حتی فصل‌ها هم تغییر می‌کنن و ما هم باید باهاشون تغییر کنیم؛ یه وقتایی پر از شور و زندگی، یه وقتاییم غرق در سکون و آرامش.

م. ا.

photo content

ıll Brooklyn llı

صبح که از خواب بیدار می‌شم، همون لحظه‌ی اول حس می‌کنم که امروز همه چیز طبق معمول نیست. مغزم پر از فکرای درهم و برهمه، مثل اینکه از جاش در رفته. هنوز چشمام کامل باز نشده که نگرانی و دلهره دورم جمع می‌شن. خودمو تو آینه می‌بینم، آشفته‌تر از همیشه. به کیف پولم نگاه می‌کنم؛ باز هم همه‌چیزو هدر دادم. با خودم کلنجار می‌رم و بالاخره از خونه بیرون می‌زنم. به آدم‌ها و ماشین‌هایی که همواره در حرکتن، زل می‌زنم. ای کاش زمان حتی برای چند دقیقه متوقف می‌شد تا شاید بتونم توی این دنیای پرهیاهو کمی آرامش پیدا کنم.

آقا حالا که رفع فیلتر شدس بیاین این اشتراکارو از ما بخرین، عجب سوسکیه🪳

🖼️ اسپاتیفای رفع فیلتر شد!🪄 ⭐️ خرید اشتراک پرمیوم Spotify @PremPass
🖼️ اسپاتیفای رفع فیلتر شد!🪄 ⭐️ خرید اشتراک پرمیوم Spotify @PremPass

ıll Brooklyn llı

ریش‌هامو می‌زنم ولی این شروع جدیدی نیست. ریش‌هامو می‌زنم نه برای فرار از گذشته. ریش‌هامو می‌زنم نه برای جلب نگاه. ریش‌هامو می‌زنم تا از هنجار جامعه رها شم. ریش‌هامو می‌زنم تا از قید و بندها رها شم. ریش‌هامو می‌زنم تا جنون بی‌پروا شم. ریش‌هامو می‌زنم تا خودم باشم. ریش‌هامو می‌زنم تا از حصارها بگذرم. ریش‌هامو می‌زنم تا ببینم خود واقعیم و تو آینه. ریش‌هامو می‌زنم تا از سایه‌ها فرار کنم. ریش‌هامو می‌زنم تا در تاریکی خودمو پیدا کنم. ریش‌هامو می‌زنم برای روزی که نور آزادی و پیدا کنم.

طرح دو فوریتی رفع فیلترینگ قسیم عثمانی در مجلس، وتو شد. #موقت ıll Brooklyn llı

ıll Brooklyn llı

می‌نویسم و کلمات توی ذهنم می‌رقصن می‌نویسم و افکارم توی ذهنم می‌چرخن می‌نویسم و سکوت شب با صدای قلمم می‌شکنه می‌نویسم تا شاید کسی صدای درونمو بشنوه می‌نویسم و صفحه‌های پوچ از داستان‌هام پر میشن می‌نویسم و شب‌های تاریک با افکارم روشن‌تر میشن

ıll Brooklyn llı

photo content
+7

ıll Brooklyn llı

حتی نمی‌دونم به خودمم اعتماد کنم یا نه. قلبم پُر از شک و تردیده. پناهگاه‌های زندگیم تبدیل شدن به منبع ترس‌هام. اکثراً انگار چیزی رو ازم پنهون می‌کنن یا شاید من زیادی حساس شدم. انگار پرده‌ی جلوی چشمام کنار رفته و حالا دارم چیزهایی رو می‌بینم که قبلاً نمی‌دیدم. نمی‌دونم دیگه چه کسی راست می‌گه و چه کسی نه و این بی‌اعتمادی داره کم‌کم همه چی رو از من می‌گیره. احساس تنهایی و بی‌اعتمادی مثل یه سایه همراهمه و نمی‌ذاره آرامش پیدا کنم. دلم می‌خواد دوباره اون آرامش و اطمینانی که قبلاً داشتم رو پیدا کنم امّا انگار دیگه راهش رو گم کردم.

ıll Brooklyn llı

سال‌های سال دنبال راه محال گشتم، به امید یافتن آنچه که گویی در افسانه‌هاست. مسیری پر فراز و نشیب، با انسان‌های رنگارنگ هر یک با داستانی متفاوت و درسی برای آموختن. در میان این ملاقات‌ها برخی همدم‌های ارزشمندی شدند و برخی نیز تنها رهگذری در پیاده‌رو زندگیم. اما امروز می‌دانم که در این جستجو، همدم‌های ارزشمندی را پیدا کردم که ماندند و همراه همیشگی‌ام شدند.

photo content
+1