en
Feedback
بروکلین

بروکلین

Open in Telegram

نامبرده تمامی اتهامات وارده را تکذیب می‌کند. 😶‍🌫️ ناشناس: t.me/UnknowTextBot?start=brooklyn ✨ خرید پرمیوم: PremPass.ir

Show more
Buy Ad
223
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+1930 days
Posts Archive
🎄سالی که نکوست از کریسمسش پیداست… فکرشو نمی‌کردم یه دیلی‌چنل کوچولو اینقدر توی سال گذشته اینقدر بازدید و انتشار داشته باشه؛
🎄سالی که نکوست از کریسمسش پیداست…
فکرشو نمی‌کردم یه دیلی‌چنل کوچولو اینقدر توی سال گذشته اینقدر بازدید و انتشار داشته باشه؛ مرسی از نگاه و حمایتتون 💝 سعی می‌کنم امسال بیشتر فعالیت داشته باشم☃️

ıll Brooklyn llı

تکه‌ای از من هنوز باقی مانده؛ میان خطوط دفترهای قدیمی، جایی که کلماتم جا مانده‌اند، جایی که هنوز امیدی مانند جرقه‌ای زیر خاکستر برای زنده شدن دوباره هست. هر جمله، هر نقطه، رد پاهایی ماندگار از من است که نمی‌خواهند محو شوند. شاید روزی دستی این کلمات را بخواند و مرا از دل خاموشی بیرون بکشد و جانم را به زندگی بازگرداند. تا آن روز من در همان صفحات می‌مانم، در همان تکه‌های فراموش‌شده‌ای که هنوز هزاران قصه‌ی ناگفته دارند..

ıll Brooklyn llı

در وجودم سیاهچاله‌ای غران می‌چرخد و مرا در خود می‌بلعد. در اعماق خود مدفون شده‌ام؛ مُرده‌ای که هیچ مزاری پذیرای او نیست. اما تو بیا، مانند روزنه‌ای از نور که از میان ابرهای تیره می‌تابد، مانند گلی که در دل کویر می‌شکفد، مانند لبخندی که بر لبان یک خسته نقش می‌بندد، مانند خوابی شیرین پس از سال‌ها بی‌خوابی…

ıll Brooklyn llı

تو عمق سرم یه فکره که از درون منو می‌خوره. انگار یه گره سفت که هرچی بیشتر بازش کنم، بیشتر پیچ می‌خوره. نوتیفیکیشن‌ها رو که باز می‌کنم، پر از اخبار تلخ و گرونی پشت گرونی. همون صبح، قبل از اینکه حتی صبحونه بخورم، غرق افکار منفیم نسبت به زندگیم میشم. “تا کی می‌خوام به این وضع ادامه بدم؟”. مثل بقیه، برنامه‌هام همه یه جوری گره خورده به این شرایط. دانشگاه، کار، پروژه، امتحانای پایان‌ترم، دغدغه پاس کردن واحدا… هرکدوم که میاد تو ذهنم، یه آهی از ته دل می‌کشم و با خودم می‌گم: “اگه شرایط جور دیگه‌ای بود چی می‌شد؟” انگار این روزا همه هم سن و سالام بیشتر از اینکه به رویاهاشون فکر کنن، به آینده نامعلوم خودشون فکر می‌کنن. البته حالا که فکرشو می‌کنم نه همه شاید اکثرشون. می‌خوام از خونه بزنم بیرون، شاید حال و هوام عوض بشه. امّا وقتی می‌بینم تو خیابون همه سرشون پایینه و فکرشون یه جا دیگه‌س، همون گره لعنتی دوباره برمی‌گرده سرجاش.

ıll Brooklyn llı

انگار هیچ‌کس فیلم زندگیمو کامل ندیده؛ فقط اون سکانس آخر که لبخند می‌زنم و ظاهراً همه چیز رو دارم، تو ذهن‌ها مونده. کسی نمی‌دونه پشت این لبخند چقدر تحمل و خستگی پنهونه. شاید بقیه فقط این قاب‌های دلنشین رو ببینن، ولی هرکدومش حداقل برای من نشون‌دهنده یه مسیر سختیه که ازش عبور کردم. مسیری که پر بود از شب‌های بی‌خوابی، انتخاب‌های از سرناچاری، سکوت‌های ناگزیر، بغض‌های فرو خورده و امیدهایی که بارها شکستن ولی باز خودم خورده شیشه‌هاشو بهم وصل کردم.

ıll Brooklyn llı

ıll Brooklyn llı

توی تاریکی گیر کردیم، یه جایی که انگار نور هیچ‌وقت بهش نمی‌رسه. همون‌جا ایستادیم و چشمامونو به افق دوختیم، منتظر یکی که از راه برسه و برامون چراغ‌قوه‌ای روشن کنه و مسیرو بهمون نشون بده. امّا حقیقت اینه که حتی اگه هزار تا چراغ‌قوه هم دستمون باشه، فایده‌ای نداره. هیچ‌کدوم از اون نورها نمی‌تونه راهی رو که باید خودمون پیدا کنیم، بهمون نشون بده. زندگی هم همین شکلیه. خیلی وقت‌ها منتظریم یکی بیاد و دستمونو بگیره، اما این اتفاق نمی‌افته. بعضی وقت‌ها باید تو تاریکی راه بری، باید بپذیری که توی این مسیر ممکنه زمین بخوری، زخم بشی، حتی گم بشی. امّا هیچ چیز مهم‌تر از این نیست که خودت از دل همون تاریکی، مسیرتو پیدا کنی. باید یاد بگیری که گاهی زخمی شدن بخشی از روند کشف راهه. هر خط و خش روی بدنت داستانیه که از تلاش تو برای پیدا کردن نور حکایت می‌کنه. تنها راهی که ارزش رفتن داره، همون راهیه که خودت پیدا می‌کنی.

دارم درست می‌بینم؟ =)))

Repost from One Direction Iran
مرگ “لیام پین” در تمام خبرگزاری های رسمی تایید شد.
مرگ “لیام پین” در تمام خبرگزاری های رسمی تایید شد.

ıll Brooklyn llı

اگه فقط وقتی به کسی نیاز داری یادم می‌کنی، منو فراموش کن. اگه تو خوشی‌هات جای من خالیه و فقط موقع مشکلاتت به یادم می‌افتی، منو فراموش کن. اگه وقتی بهت میگم که راه‌هامون جداست، همچنان به من فکر می‌کنی، منو فراموش کن. اگه به خاطرات گذشته پناه می‌بری ولی برای آینده منو نمی‌بینی، منو فراموش کن. اگه وقتی همچی داره خوب پیش می‌ره نمیدونی با خودت چند چندی و این وسط منو کنار می‌ذاری، منو فراموش کن. وقتی نمی‌تونی از بودن کنارم لذت ببری و همیشه دنبال راه فرار هستی، منو فراموش کن. اگه تنها چیزی که از من می‌خوای تسکین لحظه‌های تلخ و سایه‌ای در لحظات بی‌پناهیست، پس منو فراموش کن و بگذار این قصه همین‌جا پایان یابد.

ıll Brooklyn llı

هر روز صبح که سر میز صبحانه می‌نشینم، پدرم با همان توصیه‌های تکراری شروع می‌کند: «خوابت رو درست کن، درست فراموشت نشه، قرص‌هات رو یادت نره.» حرف‌هایی که هر بار می‌زند و انگار قرار نیست هیچ‌وقت دست بردارد. من هم همیشه همان لبخند آرام را می‌زنم و به او می‌گویم: «می‌دونم.» امّا در درونم احساس می‌کنم چقدر این کلمات برایم بی‌معنا شده‌اند. من بهتر از هر کسی می‌دانم که به کارهایم رسیدگی کنم امّا وقتی این حرف‌ها هر روز مثل ساعتی کوکی تکرار می‌شود، انگار از سر لجبازی هم که شده، نمی‌خواهم به آن‌ها عمل کنم. این تفاوت‌های ساده روزمره نشان می‌دهد که چطور نسل‌های ما در ایران هر روز بیشتر از هم دور می‌شوند. خانواده‌ها دائماً می‌خواهند تصمیمات و عقاید خودشان را تحمیل کنند، بدون اینکه حتی سعی کنند بفهمند چرا «شب‌ها زود نمی‌خوابم» یا چرا «ترجیح می‌دهم کار کنم تا درس بخوانم»، چرا «فراموش می‌کنم قرص‌هایم را بخورم» برای من، دلیل همه این‌ها پیچیده است؛ دلایلی که شاید اگر کمی به آن‌ها فکر می‌کردند، به جای تکرار مدام، راهی برای درک بهتر پیدا می‌کردیم. در نهایت، این فقط یک تفاوت ساده نیست. این نشان‌دهنده شکافی است که بین دو نسل به وجود آمده، شکافی که اگرچه شاید با یک توصیه شروع شود، اما ریشه در طرز فکرهایی دارد که هرگز به طور کامل به یکدیگر نرسیده‌اند.

ıll Brooklyn llı