بروکلین
Open in Telegram
نامبرده تمامی اتهامات وارده را تکذیب میکند. 😶🌫️ ناشناس: t.me/UnknowTextBot?start=brooklyn ✨ خرید پرمیوم: PremPass.ir
Show more223
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+1930 days
Posts Archive
223
شبا سفید، روزا سیاه دلای خسته، دنیامون تباه امید مُرده، افتادیم تو چاه صدای شکسته، از دل بیپناه چشمام بارون، کوچه بیراه غبار خاطره، روی نگاه ازم میپرسه چته، چی میخوای؟ میگم تو، یه مکث و بعدشم آه تو میای از دور، از دل راه شکوفه میتابه، روی گیاه ترانه میشوره، رنگ گناه دوباره ماهه، بالای چاه جهان میخنده، میشه رها پس شبا سپیدن، روزا پگاه
223
شبا سفید، روزا سیاه
دلای خسته، دنیامون تباه
امید مُرده، افتادیم تو چاه
صدای شکسته، از دل بیپناه
چشمام بارون، کوچه بیراه
غبار خاطره، روی نگاه
ازم میپرسه چته، چی میخوای؟
میگم تو، یه مکث و بعدشم آه
تو میای از دور، از دل راه
شکوفه میتابه، روی گیاه
ترانه میشوره، رنگ گناه
دوباره ماهه، بالای چاه
جهان میخنده، میشه رها
پس شبا سپیدن، روزا پگاه
223
آدمها مثل چراغای کوچیک سر پیچای زندگیان؛ تا وقتی روشنن، راهو میبینیم و هیچوقت به مشکلی نمیخوریم. حواسمون باشه قبل از خاموش شدنشون دستاشونو بگیریم و بگیم «قدر تو رو میدونم» یا «دلم برات تنگ شده». دوست داشتن همین قدر سادهست :) حواسمون باشه هیچکدوم از دوستامون توی دلِ تاریکی تنها نمونن و پیامشون بدیم.
223
Repost from PremPass | پریمپس
نامش همیشه ایران
شمالاش دریای کاسپین
جنوباش خلیج همیشگی فارس
@PremPass
223
سال نو اومده، ولی بهار هنوز نیومده؛ دلا هنوز سرده، سفرهها خالیتر از دیروز، امیدها کمرنگتر از همیشه و خندهای که هرروز فقط بزک میشه. این روزا سوالا تو ذهن ما بیشتر شدن، ولی جوابها کمتر.
کاش سال نو فقط رو تقویم نبود، کاش تو دلای ما هم نوروز میشد؛
یه نوروز واقعی، که گرهها باز بشه و دلها گرم.
ولی هنوز امید هست،
حتی تو این بهارِ مسخ شده،
هنوز همدیگه رو داریم.
223
سال نو اومده، ولی بهار هنوز نیومده؛ دلا هنوز سرده، سفرهها خالیتر از دیروز، امیدها کمرنگتر از همیشه و خندهای که هرروز فقط بزک میشه. این روزا سوالا تو ذهن ما بیشتر شدن، ولی جوابها کمتر.
کاش سال نو فقط رو تقویم نبود، کاش تو دلای ما هم نوروز میشد؛
یه نوروز واقعی، که گرهها باز بشه و دلها گرم.
ولی هنوز امید هست،
حتی تو این بهارِ مسخ شده،
هنوز همدیگه رو داریم.
223
هیچکس عشق حقیقی را در لحظهاش نمیفهمد. ماهها بعد که از هم دور میشین، در قابِ خاطرات مثل گل پژمردهای که بویش در دیوار به یاد ماند؛ اون موقعست که میفهمی اون آدم، تو رو به راستی و رسمی دوست داشته. همهی این «دوستت دارم»ها که از دهن میپره، اغلبشون خالی از معنیه. ما طوطیهای سخنگویی بیش نیستیم که طوطیوار حرفایی رو میزنیم که جز تکرار تهی، هیچ توشهای از احساس درونش نیست... انگار عشق رو کشیدیم تو کوچهی عادت، شده یه آواز بینوا که همه زمزمهش میکنن، ولی هیچکی نت اصلیشو بلد نیست.
223
هر از چندگاهی تصویر گذشته از جلوی چشمام میگذره. خاطراتی که همچون نسیم ملایم در دلم جای میگیرن، مرا به زمانهایی میبرن که هنوز همه چیز ساده و بیپیرایه بود. در اون زمانها، خندهها بیشتر و دغدغهها کمتر بود و هر روز با امید و عشق به استقبالش میرفتیم. بعضی وقتا با یه نگاه پر از حسرت به اون روزا فکر میکنم و دوست دارم بتونم دوباره اون حسها رو تجربه کنم.
