990
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1930 days
Posts Archive
990
انگار هر چی غمگین تری جمله ها راحت تر میان رو کاغذ، حتی همین که الان کنار خیابون شلوغ عصر دقیقا زیر تابلوی حمل با جرثقیل وایسادی تا پری از خشکشویی بیاد و تو این فاصله لکه ابرارو میشماری قشنگ تر نوشته میشه راحت تر خونده؛
990
کتابفروشی اقای مفید، مرگ بدهی آدم به زندگیه، نمیگم که ناامید بشید، میچرخه، سنگین میشه چشمام، میرفتم رودکی اپرا میدیدم، فکر، هوای آلوده، برج میلاد مبهم، رگ و ریشه، هر چی غمگین تر شاد تر، هر چی عمیق تر سطحی تر، هر چی روشن تر خاکی تر، کلنجار، تیره و تار، سردرد آشنا، درگیری با جهان، نمیخوام حرف بزنم؛
990
بارون میریزه رو کتم و عین خیالم نیست، ایستگاه خالی شب، چراغ های ریز ریز، کوه، اون دور، خیلی دور، بدون هیچ حرکتی وایسادم زیر بارون، شدید تر میشه، حتی اخم هام هم نمیره تو هم، حتی فکر هم نمیکنم، خالی تر از ایستگاه خالی شب، پیرمرد میفهمه بی صدا فقط باید رانندگی کنه، بِت تر از ایزابل، تاریکه، ماه نیست، بدون حرف وایسادم زیر بارون، ایستگاه خالی شب، نور ها پخش میشن کف آسفالت، چراغ ها خط میشن، صدای بوق ممتد، انگار حواسم نیست، شایدم هست، آدم ها خوب نیستن، من باید خوب باشم، نیستم، دوباره میتونم همه چیز رو ببرم زیر یه علامت سوال بزرگ، اما نور چشممو میزنه، چک کردن مداوم هواشناسی، یک هفته منتظر بارون بودم و هوای سرد، حالا سردم و بی حس نسبت به صدای بارون؛
990
واکنش های شیمیایی مغزم
دچار دژاوو شده با واکنش های شیمیایی خیلی ماه قبل
که کل زندگی تو یه آن رفت زیر یه علامت سوال بزرگ و زشت واسم؛
990
توضیحی نیست حتی توصیفی، ماه امشب کامل بود، کامل تر از توضیحات احساساتم، توصیفات اوضاع موجود جامعه، نه از انزوا میگم نه از انزجار، چیزی نمونده تا پاییز، پاییز که میشه شاعر میشم، نویسنده میشم، معشوق یه عاشق نامعلوم میشم، باد منو میبره، میبلعه، خاطره هارو عرض میکنم، تو طول خیابون، ولیعصر، فردوس، سعدی، کی به کیه مولانا، اصلا شاملو، میشم ایدا، میشم دریا، مواج مواج، طوفان طوفان، آبی آبی، رنگ دستام، رنگ چشمای کسی که نمیشناسم، نمیبازم، به دل تنگ، به زور عصر سرد بارونی، به کافه شلوغ گرم، به من، به چاله های پر آب، شهر بی صاحاب، ترجیحا با تشدید، سردرد شدید، مهر، آبان، تماشاخانه آبان، کف صحنه، کارگردانی مکتوب، چشم های مرطوب، بوی مطلوب دارچین، هنوز مونده تا پاییز، هنوز شبه، هنوز من اینجام، بی توصیف، بی توضیح، بی خواب؛
زارا رو به صبح
-تکراری-
