588
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
588
در دلم گلهی بزهای وحشی میرمند
و من بها خواهم داد و به سهلی یک بز قربانی خواهم شد
تراگودیای معاصر
588
که فقط آسمون امروز میتونه بفهمه.
نمناک هستند، نردههای فلزی خانه مجاور، قطراتی که از ابرهای جریده آسمان بر نرده میسرند و رد بر نرده به جا میگذارند و تبخیر میشوند تا ابرهای جریده بتوانند چندباره ببارند، رنگ و روی آن بیرون پریده، پریده روی شاخه شاتوت فرتوت حیات خانه مقابل، باد میاد، باد، گرد غم میپاشه تو خاک حاصلخیز سفال حیات، چشم به هم زدنی غم میونه دو تا چشمونم لونه میکنه و کبوتر روش تخم میذاره، یه باد دیگه میاد و تخمهارو میندازه رو زمین، میشکنه، کبوتر تنها میشه، کبوتر گرد غم گیر میشه، تو شکمم بال بال میزنه، از مترسک نترسید و غم گیر شد، باد میاد، طوفان میشه، نردههای فلزی خیس میشن، رنگ و روشون میره، کهنه میشن، قلمو پیدا نمیکنم، رنگهام خشک شدن توی قوطی، باد میاد، باد میاد، من رو ببره کاش، بادبرده باشم، بادبردهبودن به مصدر مدنظر رسیدم، بادبردهبودن؛
588
باز هم دیر شد نه؟ صفحهی موسیقی که فرستادی را گوش میدهم حتی بارها گوش دادهام در طول امسال انگار و باز هم مقصد نامشخص، از چتر دست نکشیدهام حتی اگر آفتاب مخابره کند هواشناس، بدون یک لکه ابر، چتری که مثل خورشید میدرخشد، یعنی چه چیزی میتواند از بین ببردش؟ شاید طوفان گردباد تندباد، تیاتر هم خونه است نمیشود بدونش، اپرا شدهام، که بگویم درون جعبه بودهام، نخت نخت نخت گر گر گر گرفتهام و روی نردبان پرنیان شفق شدهام، شوکر شدهام و نتها روانهی گوشها کردهام، درون فرآیندم و آه از این فرآیند، تجربه بودهام و نیماژ خواندهام و ببینم نکنه داری حساب پس میگیری ازم؟ من قویترم از تو نه تو از من، گندم زار زنده تر از هر بار، یا بگویم جنگ جنگ اعتراض جنگ بمب فکر میکردی؟ یا مست مست مست و مثلا پناه می برم از خواب دیدن به خروس ام
کو خروس دست دوم خراب کارکرده ام؟ ولی نه تو داری حساب پس میگیری ازم! دلم نمیخواد برات نامه بنویسم یعنی دارم به زور میچینم کلمات رو اما مجبورم چی بگم اصلا به چه دردت میخوره این آیین احمقانه، الان خب بگم صفر شیش، نمیدونم کلاسیک میخونی یا نه نمیدونم درون فرآیندی یا نه زیر چتری یا نه گندم زار محصول میده یا کاشت و داشت رو سپردی به باد یا نه تیاتر یا نه ببین نمیدونم واقعا و انگار امسال نمیخوام بدونم ولی قویتر شو از من همین یا شاید باید بگم زنده بمون همین ولی انتظار دارم هنوز بیا بگو حتی اگر سخت بود برات مثل امسال برام؛
تقریبا دوازده خرداد صفر پنج
زارا بیست و سه ساله شد.
588
دنبال کلمه بودم از گذشته، حرفی که زده بوده باشم و بخوام مصرف کنم، بدون دردسر مصرف حروف،
یک جور مصرف نکردن ناشی از مصرف نکردن،
ترک مصرف حروف
شکستن عضو بدون کوچک ترین ترک، یا ترک سخت ترین مصرف جهان که مصرف حروف باشه
منزجر کننده
یا شدن
بی زار شدن
بیزار
بیزاریدن
زاریدن
ریدن
حروف از پس بر نمیان
فقط پیش میکشن
متزلزل
فروپاشیده شده
امر متغیر
و چیزی که فرو بریزه
فرو ریزش
نشست زمین
بر زمین نشستن
و حروف
چند م
چند الف
چند ش
یا اینکه
همه را باید کشت؛
588
انگار هر چی غمگین تری جمله ها راحت تر میان رو کاغذ، حتی همین که الان کنار خیابون شلوغ عصر دقیقا زیر تابلوی حمل با جرثقیل وایسادی تا پری از خشکشویی بیاد و تو این فاصله لکه ابرارو میشماری قشنگ تر نوشته میشه راحت تر خونده؛
