en
Feedback
خُنیآگر شعر و قلم (کتب صوتی، زندگینامه ی مشاهیر و ...)

خُنیآگر شعر و قلم (کتب صوتی، زندگینامه ی مشاهیر و ...)

Open in Telegram

یک بغل شعر سرودم نبرد از یادم... لیکن از بخت بدم شعر و غزل دوست نداشت... 📚 کتب صوتی نایاب به همراه pdf / زندگینامه مشاهیر ، شعر ، موسیقی ، نقاشی و ... برای دسترسی آسان به کتابهای صوتی 🎧 @feqdanedel_books ارتباط با ادمین👇 @Vidamahdavi

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel خُنیآگر شعر و قلم (کتب صوتی، زندگینامه ی مشاهیر و ...)

Channel خُنیآگر شعر و قلم (کتب صوتی، زندگینامه ی مشاهیر و ...) (@feqdanedel) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 28 381 subscribers, ranking 1 106 in the Books category and 12 124 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 28 381 subscribers.

According to the latest data from 21 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 1 273 over the last 30 days and by 22 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 1.36%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 0.79% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 387 views. Within the first day, a publication typically gains 224 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 4.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کیرکگور, اثر, رمان, نشر, فلسفه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
یک بغل شعر سرودم نبرد از یادم... لیکن از بخت بدم شعر و غزل دوست نداشت... 📚 کتب صوتی نایاب به همراه pdf / زندگینامه مشاهیر ، شعر ، موسیقی ، نقاشی و ... برای دسترسی آسان به کتابهای صوتی 🎧 @feqdanedel_books ارتباط با ادمین👇 @Vidamahdavi

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 22 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

28 381
Subscribers
+2224 hours
+3467 days
+1 27330 days
Posts Archive
Repost from N/a
🍏🍎🍏 💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام: ☕️📚 ڪافه شعر و متن @caffee_sabo ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🔹هماهنگی جهت تبادل: @mrsmafd

🎼 قطعه خزان استاد پرویز مشکاتیان @feqdanedel

📽 پایان تابستان و شروع پاییز با قطعه "خزان" اجرا شده توسط استاد پرویز مشکاتیان 🍁 ۳۰ شهریور، سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان؛ آهنگساز، نوازنده و از ماندگارترین چهره‌های موسیقی اصیل ایران است. پرویز مشکاتیان؛ روحی که با سه تار و سنتور به آسمان می‌رسید. او نمی‌نواخت، او سخن می‌گفت؛  انگار هر زخمه‌اش قصه‌ای بود از دل تاریخ، از رنج و شور، از آسمان و زمین. پرویز مشکاتیان نه فقط یک نوازنده، بلکه جادوگری بود که هر نت موسیقی را چون قطره‌ای از باران معنویت بر جان خشکیده‌ی شنونده می‌ریخت. وقتی سنتورش زیر انگشتان او به لرزه درمی‌آمد، گویی که زمین و زمان به هم می‌رسیدند، گویی دردها و شادی‌های انسان در هارمونی‌ای جاودانه حل می‌شدند. صدای او، صدای قلب موسیقی ایران بود؛ صدایی که حتی در سکوت هم پژواک داشت و در دل تاریکی، نور می‌پاشید. او رفت، اما یادش در هر نت، در هر نفس، در هر نگاه عاشقانه به موسیقی زنده است. پرویز مشکاتیان، ستاره‌ای بود که هرگز غروب نکرد، بلکه در آسمان هنر جاودانه شد. #پرویز_مشکاتیان #سنتور #موسیقی @feqdanedel

▪️تصنیف شیدایی ▪️#محمدرضا_شجریان ▪️آهنگساز و نوازنده سنتور #پرویز_مشکاتیان @feqdanedel

🏴 به یاد جاودان سرو آزاد باغ فرهنگ ایران زمین استاد پرویز مشکاتیان🤍🕊 با خاموشی سرو آزاد موسیقی ایران، استاد پرویز مشکاتیان، آسمان هنر این سرزمین ستاره‌ای درخشان را از دست داد؛ اما آوای جاودانه‌اش تا همیشه در دل‌ها زنده خواهد ماند. 🔗جهت آشنایی با استاد پرویز مشکاتیان👇 https://t.me/feqdanedel/1292 🎞 مستندی کوتاه درباره ی استاد پرویز مشکاتیان👇 https://t.me/feqdanedel/1295 #۳۰_شهریور_سال‌روز_جاودانگی #آهنگ‌ساز_نابغه_و_نوازنده‌ی_برجسته #زنده‌یاد_پرویز_مشکاتیان

🤍گرامی‌باد یاد و خاطره‌یِ موسیقی‌دان، نوازنده‌یِ برجسته‌ی سنتور، آهنگ‌سازِ نابغه، سروِ آزادِ موسيقیِ ایران زمین، زنده‌یاد استاد پرویز مشکاتیان.🕊🥀 [ زاده‌یِ۲۴ اردبهشت ۱۳۳۴ - نیشابور درگذشته‌یِ۳۰شهریور ۱۳۸۸ -  تهران ] 🎶 آواهایِ کم‌شنیده از دیروز تا امروز [ در این برنامه، همراه‌ با شنیدنِ قطعه‌یِ جاودانه‌یِ بیداد،  اندک آشنایی با زندگی و ساخته‌هایِ استاد مشکاتیان پیدا می‌کنیم و نوازندگی، خوانندگی و گفتاری از این هنرمندِ بزرگ و ماندگار را می‌شنویم. ] 🎵 بیداد 🎧 سروِ آزاد 🗣🪕 پرویز مشکاتیان 🎙اسکندر آبادی، میترا خلعتبریهوشنگ ابتهاج امشب همه غم‌هایِ عالم را خبر کن بنشین و با من گریه سر کن ای میهن، ای انبوهِ اندوهانِ دیرین ای چون دلِ من، ای خموشِ گریه‌آگین در پرده هایِ اشکِ پنهان، کرده بالین ای میهن ای داد از آشیانت بوی خون می‌آورَد باد بر بالِ سرخِ کَشکَرَت* پیغامِ شومی است آن‌جا چه آمد بر سرِ آن سروِ آزاد؟ ای میهن ای غم چنگِ هزار آوایِ باران‌هایِ ماتم در سایه افکند به کدامین ناربُن ریخت خون از گلویِ مرغِ عاشق؟... *کَشکَرَت: زاغِ سفید [ واژه‌یِ کهنِ گیلانی ] @feqdanedel

🔍داستان یک جنایت، پشت نقاب جنون ایزابلا، دختری از خانواده‌ای اشرافی در فلورانس، دل به لورنزو باخت؛ جوانی ساده و کارمند برادرانش. برادران تاجرپیشه که پیوند او را با مردی فرودست لکهٔ ننگی بر ثروت و اعتبار خانوادگی می‌دیدند، لورنزو را پنهانی به جنگل کشانده، سر بریدند و در خاکی دورافتاده دفن کردند. آنان به ایزابلا گفتند لورنزو در سفری تجاری است، اما شب‌هنگام روح بی‌قرار معشوق در خواب بر او ظاهر شد و راز قتلگاه را افشا کرد. ایزابلا شبانه به جنگل رفت، خاک را با ناخن شکافت و با سر بریدهٔ او بازگشت. او آن سر را درون گلدانی نشاند، رویش ریحان کاشت و شب و روز با اشک‌های شور خود به آن آب داد تا گیاه از گوشت و خون عشق جان بگیرد. @feqdanedel

🖼 نام اثر: ایزابلا و گلدان ریحان Isabella and the Pot of Basil 👨‍🎨 هنرمند: جان ویلیام واترهاوس John William Waterhouse 🗓
🖼 نام اثر: ایزابلا و گلدان ریحان Isabella and the Pot of Basil 👨‍🎨 هنرمند: جان ویلیام واترهاوس John William Waterhouse 🗓 سال خلق: ۱۹۰۷ 🏛 محل نگهداری: مجموعه‌ی خصوصی (Private Collection) 🔗جهت آشنایی با جان ویلیام واترهاوس و مشاهده ی آثارش👇 https://t.me/feqdanedel/39850

📔 مادران سمی و آسیب‌های وارد به دختران 🖊 #سوزان_فوروارد 🔁 مینا فتحی @feqdanedel

📕 #مادران_سمی_و_آسیب‌های_وارد_به_دختران ✍🏻 #سوزان_فوروارد 🔁 مینا فتحی 🎙سپیده مالمیر9 : 54 : 13 @feqdanedel

📕 مادران سمی و آسیب‌های وارد به دختران ✍🏻 سوزان فوروارد 🔁 مینا فتحی 🎙سپیده مالمیر 🎛 ماه آوا 🖨نشر لیوسا 📁 #تربیتی #روان
📕 مادران سمی و آسیب‌های وارد به دختران ✍🏻 سوزان فوروارد 🔁 مینا فتحی 🎙سپیده مالمیر 🎛 ماه آوا 🖨نشر لیوسا 📁 #تربیتی #روانشناسی_خانواده ♨️کتاب «مادران سمی و آسیب‌های وارد به دختران»، به بررسی و شناسایی انواع زخم‌های روانی ناشی از رفتارهای آسیب‌زا در رابطه با مادر می‌پردازد. این اثر با تحلیل تیپ‌های مختلف شخصیتی از جمله مادران خودشیفته، سلطه‌جو، وابسته و نادیده گیرنده، به خواننده کمک می‌کند تا ریشه‌های مشکلات رفتاری و روانی خود را درک کند. کتاب در ادامه، راهکارهای عملی برای مقابله با آزارها و مدیریت پیامدهای ناشی از این روابط ارائه می‌دهد. این اثر برای تمام دخترانی که با میراث روانی سنگین مادران سخت‌گیر یا بی‌مهر رشد کرده‌اند و همچنین برای مادرانی که می‌خواهند نسبت به رفتارهای خود آگاه شوند، بسیار کاربردی و ضروری است. 🔗جهت آشنایی با سوزان فوروارد👇 https://t.me/feqdanedel/17746

📔 خانجون و کوچه پریون 🖊#شرمین_نادری ▪️یادش به خیر اون وقتها، نه مثل این وقتها بود که همه از احوال کل عالم خبر داشته باشن و خبر سیل و طوفان اون ور دنیا رو به بازدمی بشنفن و نه از برکت بزرگی شهر و دیار، این جور بیبرکتی و بیوفایی به جون اولاد آدم افتاده بود. اصلا دنیای ما همون محلمون بود که آدمهاش مثل خودمون بودن، نه مایهدار و نه بینیاز، نه خسیس و نه لئیم یا نه حتی بادمجون دور قاب چین شاهون و بالادستون...   @feqdanedel

+8
📕 #خانجون_و_کوچه_پریون#شرمین_نادری 🎙پریسا ساعدی 1⃣ @feqdanedel

📕 خانجون و کوچه پریون ✍ شرمین نادری 🎙پریسا ساعدی 🎛 آرامش با داستان ♨️دم دم آخر پاییز، همون سالی که اولش من رفتم مدرسه شمرو
📕 خانجون و کوچه پریونشرمین نادری 🎙پریسا ساعدی 🎛 آرامش با داستان ♨️دم دم آخر پاییز، همون سالی که اولش من رفتم مدرسه شمرون و آخرش پسرخاله بزرگه مدرسه رو ول کرد رفت وردست باباش، تو شمرون، تب عارض شد، اونم چه تبی، محرقه و خناق آور و کشنده، جوری که قدیمی ترها می گفتن قهر فلکه و غضب ملک الموته از بی حیایی بچه ها. لابد محض همین هم بود که پیرزن های همسایه دوره افتاده بودن واسه دعاخونی و طلسم نوشتن به دیوار مریض ها و با دود اسفند و بشقاب هفت کوکب می خواستن کاری بکنن که حکیم های دوره دیده با دوا و درمون از پسش بر نیومده بودن. این وسط بین ما، اون که از همه خراب کارتر بود اول از همه افتاد، پسرخاله کوچیکه که این روزها کارش شده بود زاغ سیاه آقارضای همسایه رو چوب زدن و بعد هم فکر و خیال کردن درباره ی رازی که آقارضا تو سینه داشت که خانجون می گفت قصه ی خوبی ازش درمی یاد. @feqdanedel

+9
📓 #بعد_از_خواندن_پاره_نکردیم#شرمین_نادری 🎙هستی آریا @feqdanedel

"بعد از خواندن پاره نکردیم"، با کشف یک چمدان چرمی خاک‌گرفته در زیرزمین خانه‌ای در خیابان بی‌سیم تهران آغاز می‌شود؛ چمدانی پر از نامه‌های زنی به نام رباب دیده‌بان. شرمین نادری در این داستان در قالب زندگی‌نامه از لحظه‌ مواجهه با این نامه‌ها، مسیر ده‌ساله‌ خواندن، طبقه‌بندی و زیستن کنار آن‌ها، سخن گفته است. نادری دربخش "یک جور مقدمه" می‌نویسد: " رباب مادر همه‌ ما بود انگار و همین جان کندن برای رسیدن به چیزی که دوست داری یا اصلا تیرانداختن در تاریکی را خوب یادمان می‌داد. زنی ساده و معمولی که در تاریکی سوختن تنها چراغ خانه می‌نشست و برای خودش، برای من و تو می‌نوشت و بخش مهمی از تاریخ ایران را بازمی‌گفت بخشی که در پستوها و نامه‌ها و چمدان‌های چرمی قدیمی و توی زیرزمین‌های خاک‌گرفته خانه‌های کلنگی گم شده بود ". براساس بررسی‌های نویسنده، رباب دیده‌بان، اولین زن کارمند در وزارت پست و تلگراف دوره پهلوی اول یا حداقل از اولین‌ها بوده است. رباب خیلی خوب و خوانا و کمی هم شاعرانه می‌نوشته و وقتی از باغ بسیار بزرگی نوشته که درختان انبوهی از مرکبات دارد آدم خیال می‌کند همراه او تا شهر اشرف رفته، بوی بهارنارنج‌ها را در مشام کشیده و همراه رباب از زیبایی مست شده و از تنهایی بغض کرده است. شهر اشرف یا بهشهر گویا مدت‌ها محل زندگی رباب و بچه‌ها و محل ماموریت شوهر رباب خانم یعنی حبیب‌الله حکمت بوده است. شوهرش به گفته‌ نامه‌ها راحت‌تر از رباب در شهرهای تازه دوست و رفیق پیدا می‌کرده و رباب در تنهایی زیر سایه درختان می‌نشسته و نامه‌هایی پر از غصه و دلتنگی برای خواهر و مادرش می‌نوشته است. رباب که تنها شش کلاس درس خوانده در شانزده‌سالگی به خانه حکمت جوان می‌رود تا یک زندگی معمولی را آغاز کند، شوهرش تازه در وزارت پست استخدام شده و تلگرافچی در روستایی دور است که اولین اشتباهش یعنی اختلاس از صندوق دولت را مرتکب می‌شود. رباب برای خلاصی شوهرش شروع به نوشتن نامه‌ها و درخواست‌ها به این وزیر و آن وزیر می‌کند و این نامه‌ها از سال ۱۳۰۶ که اولین خطای حکمت کشف می‌شود و رباب خانه‌دار است تا سال ۱۳۱۴ که بالاخره حکمت به زندان و رباب به سرکار می‌رود، ادامه پیدا می‌کند. رباب را قریب یک سال بعد از دستور رضا شاه برای استخدام زنان در ادارات دولتی، به خاطر همان سابقه نامه‌نگاری و توانایی‌اش در نوشتن و پیگیری وسواس‌گونه و البته سفارش نزدیکان صاحب‌منصب شوهرش به عنوان کارمندی دون‌پایه در وزارت پست و تلگراف استخدام می‌کنند... @feqdanedel

📓 بعد از خواندن پاره نکردیم ✍ شرمین نادری 🎙هستی آریا © کتاب آوا ♨️"بعد از خواندن پاره نکردیم"، روایت‌های شرمین نادری از نام
📓 بعد از خواندن پاره نکردیمشرمین نادری 🎙هستی آریا © کتاب آوا ♨️"بعد از خواندن پاره نکردیم"، روایت‌های شرمین نادری از نامه‌های زنی به نام "رباب دیده‌بان" در دوران پهلوی اول است. این کتاب نه تنها مرور زندگی یک زن؛ بلکه کاوشی در وضعیت اجتماعی، سیاسی و حقوقی زنان در دوران پهلوی اول است. نویسنده در لابه‌لای کتاب، اسناد تصویری، نامه‌ها، کارت‌پستال‌ها و... را نیز منتشر کرده تا کتابی مستند داستانی در دسترس علاقه‌مندان قرار دهد. @feqdanedel