1 136
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-2630 days
Posts Archive
1 136
یکی دیشب باعث شد من بعد از چند سال بیام سراغ این کوچولو که کنار کتابا بود…
شعر زیبای اخوان که سهیل نفیسی هم اجراش کرده🔥
1 136
امروز توی دربند به پیشنهاد یکی از دوستام رفتیم هتل اوسون؛ بشدت چسبید…
توی راه یکی داشت پیچک گوش میداد
کیف کردم
دلم خواست
و باهاش چند قدمی رو بلند خوندم
خیلی میچسبه یکی یهویی اهنگهای مورد علاقهت رو بذاره بدونی که بهش فکر کرده باشی…
توی پیجم تمام مسیر دربند تا اوسون و هرچی دیدم رو گذاشتم..
پیج من
@aliojaghiam
1 136
Repost from باشگاه کتابخوانی ازتا
اشیای کهنه و بیمصرف تسلط عجیبی بر انسان دارند. دور انداختن عینکی که شیشههایش ترک خورده است یعنی اعتراف کنی تمام دنیایی که تا به حال از پشت این عینک دیدهای برای همیشه پشت سرت برجا میماند، یا برعکس، از جلوت سر درمیآورد، در آن قلمرو نیستی که بهسرعت به سمت تو در حرکت است...
رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید؛داستانهایی از نویسندههای روس
@aztaclub
1 136
Repost from علی کوچولو 🍊
شازده خانم قابل باشم
باید بگم به شعر من خوش آمدی
ستار
روزمون اینجوری شروع شه شاید تهش خوش بود…
Ali Ojagh
1 136
اینو دیشب فرستادم براش
گفت یه چیزی بنویس…
نوشتم:
ارام مثل غروب
جاری مثل باد
میشود خیال کنیم
در اغوش کسی جا ماندهایم؟
با تنش سخن بگوییم؟
همکلام شویم
عصر باشد
بوی زندگی بیاید
و ما برای مردن عجله نکنیم!
@aliojaghiam
1 136
خیره بر زخمها
بوی جنون میدهند
مانند شرابی در تنهایی
تمام این نگارههای گلگون نتیجه هنرمندی زیستن است
و علاجشان زمان
زانو زدن در برابر ایستادگی آنها
حتی زیر خروارها خاک
دروغ است که چیزی را نمیشود به ان دنیا برد
این زخم ها با من تا آن اتاق کوچک تاریک خواهند آمد
اما آن اتاق کوچک تاریک است
در میان تاریکی دیده نمیشوند
اما اگر مرا لمس کنند
زیستن را درون تمامی آن زخم ها خواهند یافت…
چیزی که هیچکس هیچگاه نخواهد دید
زخمهاییست که بر جانم خورده
تمامشان را میبینم
حتی در تاریکی
برشان بوسه میزنم ..
بوسیدن این زخمها
طعم همان بوسه اخر قبل جدایی را میدهد
دردناک آشنا تلخ..
همراه با شیرینیای کوتاه..
سلام زخمهای کوچک و بزرگ این جان و تن
شمارا دوست میدارم
امیدوارم شما هم مرا…
اوج
@aliojaghiam
