1 180
Suscriptores
+224 horas
-87 días
-3330 días
Archivo de publicaciones
1 179
Repost from باشگاه کتابخوانی ازتا
اشیای کهنه و بیمصرف تسلط عجیبی بر انسان دارند. دور انداختن عینکی که شیشههایش ترک خورده است یعنی اعتراف کنی تمام دنیایی که تا به حال از پشت این عینک دیدهای برای همیشه پشت سرت برجا میماند، یا برعکس، از جلوت سر درمیآورد، در آن قلمرو نیستی که بهسرعت به سمت تو در حرکت است...
رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید؛داستانهایی از نویسندههای روس
@aztaclub
1 179
Repost from علی کوچولو 🍊
شازده خانم قابل باشم
باید بگم به شعر من خوش آمدی
ستار
روزمون اینجوری شروع شه شاید تهش خوش بود…
Ali Ojagh
1 179
اینو دیشب فرستادم براش
گفت یه چیزی بنویس…
نوشتم:
ارام مثل غروب
جاری مثل باد
میشود خیال کنیم
در اغوش کسی جا ماندهایم؟
با تنش سخن بگوییم؟
همکلام شویم
عصر باشد
بوی زندگی بیاید
و ما برای مردن عجله نکنیم!
@aliojaghiam
1 179
خیره بر زخمها
بوی جنون میدهند
مانند شرابی در تنهایی
تمام این نگارههای گلگون نتیجه هنرمندی زیستن است
و علاجشان زمان
زانو زدن در برابر ایستادگی آنها
حتی زیر خروارها خاک
دروغ است که چیزی را نمیشود به ان دنیا برد
این زخم ها با من تا آن اتاق کوچک تاریک خواهند آمد
اما آن اتاق کوچک تاریک است
در میان تاریکی دیده نمیشوند
اما اگر مرا لمس کنند
زیستن را درون تمامی آن زخم ها خواهند یافت…
چیزی که هیچکس هیچگاه نخواهد دید
زخمهاییست که بر جانم خورده
تمامشان را میبینم
حتی در تاریکی
برشان بوسه میزنم ..
بوسیدن این زخمها
طعم همان بوسه اخر قبل جدایی را میدهد
دردناک آشنا تلخ..
همراه با شیرینیای کوتاه..
سلام زخمهای کوچک و بزرگ این جان و تن
شمارا دوست میدارم
امیدوارم شما هم مرا…
اوج
@aliojaghiam
1 179
شجریان جان این قطعه رو خونده
اما با صدای گرم و پر از درد اخوان بشنویمش…
قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند.@aliojaghiam
1 179
پناهی ناامن جستن بردیگری
اینکه برچیزی تکیه میدهی اما مطمین نیستی که نگهت دارد..
مثل راه رفتن برزمینی که یخ زده و با احتیاط قدم برمیداری..
روابط امروزی هم چنین است..
@aliojaghiam
1 179
بعد از ۱۱ کیلومتر
خستهترین حالت که حتی فکر تکون دادن پاهات اذیتت میکنه
اینو پلی کردم
و به عصر جمعه فکر کردم
دلم چایی میخواد و جمعی که توی همین حالت خوابیده بشه باهاشون ساعتها حرف زد و خندید..
@aliojaghiam
1 179
Repost from 𝗠𝗶𝗻𝗼𝗿|مینُــور
👤شعر و صدا: احمد شاملو
📖نام اثر: درآمیختن
مجال بیرحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر. از بهار حظِ تماشایی نچشیدیم، که قفس باغ را پژمرده میکند.𝗠𝗶𝗻𝗼𝗿 | مینـُـور
