4:20
Open in Telegram
This channel is closed and turned into a memory ❇️ The rest of the memories of teenagers who are now involved in their lives :) 2021, January 4 🖇 Open Your Mind 🕉 june 12 - 2019
Show more422
Subscribers
+124 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
422
از امید متنفرم، از درست میشه متنفرم، از آینده متنفرم، حتی کلمات هم برام غرق نفرتن. هیچ چیز جالبی وجود نداره، همهچیز غرق نفرته.
422
تنها راه فرار از خودم خوابیدنه ، وقتی میخوابم ناراحت نیستم، عصبانی نیستم، تنها نیستم، هیچی نیستم
422
یه روز حلوا درست میکنم لباس مشکیمم میپوشم شمع هم روشن میکنم بعد میشینم واسه جوونیم عزاداری میکنم
422
به اندازه ی تمام اشکایی که توی تنهایی ریختم، به اندازه ی تمام شب بیداری هایی که کشیدم، به اندازه ی تموم حرفایی که باید بهتون میزدم و نشد بزنم، به اندازه ی تمام سردردام، فکر و خیالام، سیگار هایی که کشیدم، پیاده روی های طولانیم، به اندازه ی دردای سمت چپ سینم، اضطرابام، لرزشای دست و بدنم از عصبانیت، به اندازه ی بی اشتهاییام، تو خودم رفتنام، معده دردام، حالت تهوع هام، شکسته شدن صورتم، گودی و سیاهی زیر چشمام، به اندازه ی همه ی سکوت کردنام، به اندازه ی تمام دلشوره هام، به اندازه ی تمام روزایی که خودمو تو اتاق حبس کردم؛ ازتون تنفر دارم و نمیبخشمتون.
422
دقت کردین سگ سیاه افسردگی قشنگ پشماش ریخته رفته یهگوشه نشسته؟ اوضاع روح و روانا از افسردگی و اینا گذشته.
422
هیچ چیز راحتم نمیکند.
نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، و ..
نمیدانم چه کار کنم.
بروم و سرم را به درختها بکوبم.
داد بزنم. گریه کنم. نمیدانم.
422
متاسفم که منم، متاسفم که صحبت هام ته کشیده اند. متاسفم که برگ به برگ رو به تنهاترشدن و تنهاتر گذاشتن نقش میبندم و میبندید و میبندند. آشفته ام که انگار نمیشناسمتون، انگار نمیشناسید منو دیگ.
نگفتید، کجا رفتند روز های کمی صمیمی تر؟ منو ببخشید.
422
زمان میگذرد و اندک اندک رویاهای ساده و کوچکمان نیز رنگ میبازند و محو میشوند. ما فقط خواستیم در سرزمین خودمان و چندجایی در جهان کمی لذت ببریم، زندگی کنیم و حیف که نگذاشتند و نشد. فعلا چون تمام این سالها از ماتمی به ماتمی دیگر و از مصیبتی به مصیبتی دیگر رهسپاریم.
