کانون شعر و ادبیات
Open in Telegram
🔸کانال رسمی کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل 🔸دفتر کانون: دانشکده برق ، طبقه دوم 🔸ارتباط با دبیر کانون: سروش پرتوی @constancy_05 🔸صفحه اینستاگرام کانون؛ www.instagram.com/sher_nit
Show more679
Subscribers
-124 hours
-57 days
-330 days
Posts Archive
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج
میکند یک جانب از خوان تهی سرپوش را
هر سبکمغزی که بر سر مینهد دستار کج
زلف کج بر چهرهٔ خوبان قیامت میکند
در مقام خود بود از راست به، بسیار کج
راستی در سرو و خم در شاخ گل زیبنده است
قد خوبان راست باید، زلف عنبربار کج
نیست جز بیرون در جای اقامت حلقه را
راه در دلها نیابد چون بود گفتار کج
فقر سازد نفس را عاجز، که چون شد تنگ راه
راست سازد خویش را هرچند باشد مار کج
قامت خم بر نیاورد از خسیسی نفس را
بیش آویزد به دامنها چو گردد خار کج
هست چون بر نقطهٔ فرمان مدار کاینات
عیب نتوان کرد اگر باشد خط پرگار کج
در نیام کج نسازد تیغ قدّ خویش راست
زیر گردون هر که باشد، میشود ناچار کج
میتراود از سراپای دلآزاران کجی
باشد از مرغ شکاری ناخن و منقار کج
از تواضع کم نگردد رتبهٔ گردنکشان
نیست عیبی گر بود شمشیر جوهردار کج
وسعت مشرب، عنان عقل میپیچد ز راه
موج را بر صفحهٔ دریا بود رفتار کج
گریهٔ مستانه خواهد سرخرویش ساختن
از درختان تاک را باشد اگر رفتار کج
راست شو صائب، نخواهی کج اگر آثار خویش
سایه افتد بر زمین کج، چون بود دیوار کج
#صائب_تبریزی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیدهام
شاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیدهام
گرچه خاموشم ولی آهم به گردون میرود
دود شمع کشتهام در انجمن پیچیدهام
میدهم مستی به دلها گرچه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیدهام
جای دل در سینهی صد پاره دارم آتشی
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیدهام
نازکاندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر به شاخ نسترن پیچیدهام
#رهی_معیری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
تبریک صمیمانه به همهی شما عزیزان که در رایگیری کانون شعر و ادبیات انتخاب شدید و به جمع ما پیوستید. 🌱
این شروع، فرصتی است برای ساختن محیطی پویا و زنده در دانشگاه، جایی که واژهها جان میگیرند و اندیشهها بال میکشند. مسیر پیشرو پر از چالش است، اما همین چالشهاست که ما را میسازد و به رشد میرساند.
اعضای جدید، بدانید که هر ایده و هر قلم شما ارزشمند است و با هم میتوانیم فضایی سرشار از خلاقیت و همدلی بسازیم. با ارادهای استوار، قدم در این راه بگذاریم و نام کانون را با آثار و انرژیمان پرآوازه کنیم. ✨
به امید روزهای روشن
کانون شعر و ادبیات دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل ✒️
📚✍️ @Sher_nit
تبریک صمیمانه به همهی شما عزیزان که در رایگیری کانون شعر و ادبیات انتخاب شدید و به جمع ما پیوستید. 🌱
این شروع، فرصتی است برای ساختن محیطی پویا و زنده در دانشگاه، جایی که واژهها جان میگیرند و اندیشهها بال میکشند. مسیر پیشرو پر از چالش است، اما همین چالشهاست که ما را میسازد و به رشد میرساند.
اعضای جدید، بدانید که هر ایده و هر قلم شما ارزشمند است و با هم میتوانیم فضایی سرشار از خلاقیت و همدلی بسازیم. با ارادهای استوار، قدم در این راه بگذاریم و نام کانون را با آثار و انرژیمان پرآوازه کنیم. ✨
به امید روزهای روشن
کانون شعر و ادبیات دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل ✒️
📚✍️ @Sher_nit
تو نیستی و شبم با خیال میگذرد
چگونه شرح دهم با چه حال میگذرد ؟
اگر میان دو دیدار لحظهای باشد
برای من به درازای سال میگذرد
#مسعود_کلانتری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد🩶
#سهراب_سپهری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
Repost from مدیریت فرهنگی دانشگاه نوشیروانی
کانون شعر و ادبیات
(تعداد انتخاب: تا 7 نفر) --- برای کل دانشجویان
ردیف نام و نام خانوادگی شماره دانشجویی
1 دانیال احمدلو 40330115002
2 سروش پرتوی 40330113019
3 پارسا پوستی 40330213013
4 دریا توسلی 40330114028
5 مائده چایانی 40430112032
6 امیر محمد حاجی زاده چناری 40330213022
7 مبینا خزینی 40430115021
8 فاطمه رضایی 40330115041
9 سیده ساجده علوی 40330221031
10 فرناز فرهمند 40130112089
11 آکو محمدی 40330112112
12 علی منصوری 40330214064
13 محمد مهدی هاشمی 40230212091
--------------------------------
کانون کتاب و اندیشه
(تعداد انتخاب: تا 7 نفر) --- برای کل دانشجویان
ردیف نام و نام خانوادگی شماره دانشجویی
1 نسرین ادبی طلعتی 40430115004
2 حسین بینائی 40330113017
3 امیرعلی پهلوان 40430214018
4 کوروش رامین فر 40330113080
5 ایلیا رحمانی خلیلی 40430115027
6 مهتاب سیاح پور 40430115038
7 محمد امین فریدفر 40330112101
8 پردیس کربلائی آقا ملکی 40330113082
9 علی گورکانی 40330113089
10 سروش محمدی نسب 40430215035
11 هستی مستمع 40430221039
12 سیده فاطمه نبوی 40430113105
13 دیانا هنری 40430215043
---------------------------------
@FarhangiNoshirvani
Repost from مدیریت فرهنگی دانشگاه نوشیروانی
1️⃣ مراجعه به سامانه بهستان (از ساعت 00:00 الی 23:59 روز سهشنبه 12 آبان)
2️⃣ تایپ عدد "15160" در قسمت جستجو و سپس کلیک بر روی " پاسخگویی افراد به سوالهای نظرسنجی"
3️⃣ وارد کردن کد مربوط به انتخابات مورد نظر
• کد 95 برای کانون فرهنگی شعر و ادبیات
• کد 96 برای کانون فرهنگی کتاب و اندیشه
4️⃣ زدن گزینه «🔍 جستجو» از پایین صفحه
5️⃣ زدن هایپرلینک «انتخاب» و ورود به صفحه نظرسنجی انتخابات مورد نظر
6️⃣ ثبت رای به کاندیدها و زدن گزینه «اعمال تغییرات» از پایین صفحه
@FarhangiNoshirvani
Repost from مدیریت فرهنگی دانشگاه نوشیروانی
❇️ اطلاعیه شماره 5 انتخابات کانونهای فرهنگی دانشگاه
🔹فهرست نهایی داوطلبین شرکت در انتخابات شورای مرکزی کانون فرهنگی شعر و ادبیات و کانون فرهنگی کتاب و اندیشه به ترتیب حروف الفبا به همراه تعداد ظرفیت مورد پذیرش اعضای اصلی به شرح زیر اعلام میگردد.
🔸 انتخابات کانونهای فرهنگی مذکور از طریق سامانه بهستان و به صورت غیرحضوری به مدت 24 ساعت از ساعت 00:00 الی 23:59 روز سهشنبه 12 آبان برگزار می گردد.
🔹دانشجویان محترم در بازه زمانی فوق با ورود به صفحه کاربری خود در سامانه بهستان، می توانند در انتخابات مذکور شرکت نمایند و بر اساس ظرفیت مورد پذیرش اعضا اصلی هر کانون فرهنگی، به افراد مورد نظر رای دهند. تعداد ظرفیت مورد پذیرش اعضای اصلی کانونهای فرهنگی مذکور، 7 نفر میباشد و کلیه دانشجویان محترم میتوانند در انتخابات شرکت نمایند.
🔸 نحوه شرکت در نظرسنجی در فایل پیوست توضیح داده شده است.
🔺 لازم به ذکر است که مسئولیت صیانت از "نامکاربری" و "کلمهعبور" در سامانه بهستان به عهده دانشجویان محترم میباشد و پیشنهاد میگردد دانشجویان عزیز "کلمهعبور" خود را تغییر دهند.
@FarhangiNoshirvani
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد🩶
#سهراب_سپهری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
گوش خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر؟
جان من! ذاتیست بعضی ویژگیهای بشر
#علی_صاحبکار
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانی
که به دوستان یکدل سر دست برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگُنجد
که جواب تلخ گویی، تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمُردم، برِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
عجبت نیاید از من، سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی
دلِ عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
اگرت به هر که دنیا، بدهند حیف باشد
وگرت به هر چه عقبی، بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت، خجلم ز بی زبانی
مده ای رفیق! پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
مزن ای عدو! به تیرم که بدین قَدَر نمیرم
خبرش بگو که جانت، بدهم به مژدگانی
بتِ من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی، دگر آن سَمَر نخوانی
دلِ دردمندِ سعدی، ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی، نه به قتل میرهانی
#سعدی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
Repost from کانون فیلم و تئاتر نوشیروانی
پروژهای شکستخورده برای ساخت یک دستگاه MRI، که بهجای کشف چیزی در بدن انسان، دریچهای به جهانی دیگر باز کرد...
دنیایی بیانتها، پر از راهروها و اتاقهای زردرنگ و تکراری؛ جایی که انگار هیچ راه خروجی از آن وجود ندارد...
🟡 اکران فیلم بکرومز (Backrooms)
📅 دوشنبه ۱۱ آبان
🕙 ساعت ۱۰ صبح
📍ساختمان مرکزی، طبقهی سوم، پردیس بینالملل
(همراه با پذیرایی 🍿)
🎥🎭 @film_theater_nit
شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت، جوابش کردم
دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرقِ خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم🩶
#فرخی_یزدی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
هرگز ره نظاره به سویت نیافتم
پیراهن تو گشتم و بویت نیافتم
بودم اگرچه گلشن حسن تو را نسیم
هرگز شمیم از گل رویت نیافتم
با صدهزار شعله شدم همزبان چو شمع
یک شعله را به گرمی خویت نیافتم
جستم چو «طالب» از همه گلها حساب حسن
در هیچ گل صباحت رویت نیافتم
#طالب_آملی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد
به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران
بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری
کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
مترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزل
که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
رَأَیْناکُمْ رأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ
فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا
فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها
بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
چو من خود را نمییابم سخن را از کجا یابم؟
همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند
#مولانا
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
تا حال مَنت خبر نباشد
در کار مَنت نظر نباشد
تا قوت صبر بود، کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد؟
آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد؟
گویند «نظر چرا نبستی
تا مشغله و خطر نباشد؟»
ای خواجه! برو که جهد انسان
با تیر قضا سپر نباشد
این شور که در سر است ما را
وقتی برود که سر نباشد 🍏
بیچاره کجا رود گرفتار
کز کوی تو ره به در نباشد؟
چون روی تو دلفریب و دلبند
در روی زمین دگر نباشد
در پارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد
گر حکم کنی به جان سعدی
جان از تو عزیزتر نباشد
#سعدی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
نه بیمارم، نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم
گهی با جان، گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم
گهی خمهای در جوشم، گهی خمار مینوشم
گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب و هشیارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم
گهی آنم، گهی اینم، گهی سر در گریبانم
گهی در شور و در سازم، گهی با غصه دمسازم
گهی تا عرش میتازم، گهی با ذره میسازم
گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم
چه غوغاییست در این عالم! که من حیران حیرانم
#مهین_غلامی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی
ردِ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی
ای نسیم بیقرار روزهای عاشقی!
هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
سایهی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی
باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی
کشتهای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی
#فاضل_نظری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
