en
Feedback
جواد جامی

جواد جامی

Open in Telegram

کانال اختصاصی آهنگهای جواد جامی خواننده و آهنگساز سیستانی دارنده ی اولین آلبوم آهنگ سیستانی ثبت شده در کتابخانه ی ملی ایران به نام کمون سال درتاریخ بهمن ماه ۱۳۹۸

Show more
Iran148 335The category is not specified
224
Subscribers
No data24 hours
+87 days
+930 days
Posts Archive
photo content

کتاب نغمه های سیستانی مهندس محمودرضا شیخنژاد
کتاب نغمه های سیستانی مهندس محمودرضا شیخنژاد

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت هشتم | یک نغمه ماندگار «کمون سال» بازخورد بسیار خوبی بین مردم پیدا کرد. تا حدود یک هفته، مردم در گروه‌ها درباره این آهنگ صحبت می‌کردند و برایش کامنت می‌نوشتند. 📱🎵 حتی بعضی‌ها می‌گفتند: «قسمت تریاک‌کشی رو هم باید می‌خوندی!» 😄 اما برای من، آن بخش فقط یک مضمون طنز نبود. آن قسمت از نغمه، بخشی از زندگی، خوشی و شادی مردم سیستان در روزگاران گذشته بود؛ بخشی از دورهمی‌ها و حال‌وهوای مردمی که در حافظه تاریخی و فرهنگی سیستان، روزگار آرام و امنی را تجربه کرده بودند. این نغمه برای من یادگار سیستان کهن و دوران باشکوه کیانیان نیمروز است؛ روزگاری که در روایت تاریخی و فرهنگی سیستان، کیانیان نیمروز نگهبان این سرزمین بودند و سیستان را در آرامش و امنیت نگه می‌داشتند. بنابراین آن بخش را نباید صرفاً یک شوخی یا یک مضمون طنز دانست؛ خودِ خوشی و زندگی مردم آن روزگار در این نغمه جریان دارد. 🌾 من تلاش کردم ملودی کهن را حفظ کنم و در عین حال، کلامی تازه و امروزی روی آن قرار بگیرد. به این ترتیب، نغمه قدیمی «در فصل بهار میله می‌کرده» با همان ملودی کهن سیستان، اما با نام تازه «کمون سال» ماندگار شد. 🌈🎵 سال‌ها بعد، در سال ۱۳۹۸، «کمون سال» نام یک آلبوم موسیقی سیستانی شد و این آلبوم در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسید. 📚 اما برای من، مهم‌ترین بخش این داستان جای دیگری است. این نغمه را من از مادرم یاد گرفتم. نام مادرم خان‌بی‌بی بود؛ نامی اصیل سیستانی، از طایفه خمر و از بزرگ‌زادگان طایفه خمر. او برای من فقط مادر نبود؛ ❤️ اولین و بهترین استاد من در نغمه‌های سیستانی بود. آنچه سال‌ها پیش از او و دیگر مادران سیستانی شنیدم، در ذهن من ماند و سال‌ها بعد دوباره به سراغم آمد. مادرم شاید هیچ‌گاه در استودیو نخوانده بود، اما صدای او و مادران سیستانی بود که این نغمه را از گذشته به نسل من رساند. به همین دلیل، این نغمه را با تمام عشق و احترام تقدیم می‌کنم: 🌾❤️ تقدیم به روح پاک مادرم، خان‌بی‌بی؛ اولین و بهترین استاد من در نغمه‌های سیستانی. و شاید زیباترین جمله برای پایان این روایت همین باشد: 🌾🎵 روزی مادران سیستان خواندند؛ یک روز فرزندان سیستان ثبت کردند. مادران سیستانی با دایره خواندند و این نغمه را در حافظه نسل‌ها نگه داشتند. بعدها محمودرضا شیخ‌نژاد آن را در کتاب «نغمه‌های سیستانی» ثبت کرد؛ پیام سیستانی برای همان ملودی، ترانه‌ای تازه و امروزی سرود؛ و من آن را به استودیو بردم و با نام «کمون سال» اجرا کردم. 🎵 از صدای مادران، به کتاب؛ از کتاب، به استودیو؛ و از استودیو، به نسل امروز. روزی مادران سیستان خواندند؛ یک روز پیام سیستانی، محمودرضا شیخ‌نژاد و جواد جامی، هرکدام به سهم خود، کمک کردند این نغمه دوباره شنیده و ماندگار شود. 🌾❤️ 📌 پایان این روایت؛ اما نه پایان داستان موسیقی من. داستان «در فصل بهار میله می‌کرده» و تبدیل شدن آن به «کمون سال» اینجا به پایان می‌رسد. اما داستان هنری من ادامه دارد... ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ به قلم: جواد جامی

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت هفتم | از اول دی تا شب انتشار پروژه «کمون سال» در اول دی‌ماه ۱۳۹۶ آغاز شد. بعد از هفته‌ها تمرین، هماهنگی و ضبط، سرانجام در ۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۶ پروژه به پایان رسید. 🎼 همان روز، فایل کامل «کمون سال» را برای استاد پیام سیستانی فرستادم تا برای نشر آماده شود. 📤 پیام سیستانی هم همان روز در گروه «آیکه» اعلام کرد: «آهنگی تازه، به‌زودی نشر در آیکه» استاد پیام سیستانی در این مسیر واقعاً زحمت زیادی می‌کشید؛ هم در نقش ترانه‌سرا و هم در نقش کسی که برای نشر آهنگ تلاش می‌کرد. او با قلم زیبای خودش بستر نشر اثر را فراهم می‌کرد و برای رساندن آهنگ به مخاطب زحمت زیادی می‌کشید. ✍️🌾 سرانجام در ۱۲ بهمن‌ماه ۱۳۹۶، ساعت ۲۰، «کمون سال» منتشر شد. 🎉🎵 این بار برخلاف «ورپریده»، من تنها نبودم. در انتشار «ورپریده» خودم کار نشر را انجام داده بودم و افرادی مانند محمدگل شهریاری، ترانه‌سرای سیستانی، جناب محمدرضا شفیعی، پیشکسوت تلویزیون سیستان، جناب حمید سپهری، آهنگساز، تنظیم‌کننده، خواننده و نوازنده پیانو و گیتار، و جناب صالح بهمنش، خواننده و آهنگساز سیستانی، درباره کار نظر داده بودند. اما این بار «کمون سال» با همراهی استاد پیام سیستانی منتشر شد. آهنگ که منتشر شد، من از ساعت ۲۰ شب تا ۲ بامداد نشستم و کامنت‌های مردم را یکی‌یکی خواندم. 📱👀 واکنش‌ها واقعاً فوق‌العاده بود. در میان آن همه نظر، یک کامنت از استاد سکایی سیستانی برایم بسیار جالب بود: 💬 «کاش واژه «میله» رو در ترانه حفظ می‌کردید.» جالب بود. من هم به ایشان قول دادم: «در اجرای خصوصی این کار، واژه «میله» رو حفظ می‌کنم.» آن شب فهمیدم این ملودی قدیمی هنوز می‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند؛ فقط باید راهی برای رساندنش به گوش نسل امروز پیدا می‌کردیم. و این تازه آغاز ماجرای ماندگار شدن «کمون سال» بود... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت ششم | یاران «کمون سال» از زمان ساخت «ورپریده»، یک دوست هنرمند در کنار من بود: استاد محمد صدیه؛ کارشناس موسیقی، نوازنده سازهای کوبه‌ای، تار و پیانو و عضو کانون مدرسان خانه موسیقی ایران. ایشان آموزشگاه موسیقی در پردیس دارد. در کار «ورپریده» از استاد صدیه کمک فکری گرفته بودم و در «کمون سال» نیز از همفکری او استفاده کردم. هر روز تمرین می‌کردم و از جناب صدیه راهنمایی می‌گرفتم تا اینکه با استاد مجید ملوندی برای تنظیم کار هماهنگ کردم. 🎼 استاد صدیه حتی از جناب حامد عبداللهی، استاد سه‌تار، خواست که برای این ملودی نوازندگی متفاوتی داشته باشد. حتی با گوشی من با استاد مجید ملوندی صحبت کرد و راهنمایی‌های لازم را برای بهتر شدن کار به او داد. یک روز جناب حامد عبداللهی را برای ضبط به استودیو بردم؛ استاد سه‌تار که خودش نیز سه‌تار می‌سازد و صاحب مهر و برند «سه‌تار خورشید» است. نوازندگی او بسیار عالی بود. 👏🎵 یک روز دیگر هم جناب حسین پیروز رام، نوازنده سیستانی دایره سیستانی، به استودیو آمد و در نوازندگی دایره ما را همراهی کرد. 🥁 برای من حضور دایره در این اثر اهمیت ویژه‌ای داشت؛ همان سازی که سال‌ها پیش در دست مادران و زنان سیستانی دیده و شنیده بودم. واقعاً چه کار سخت و وقت‌گیری بود. ⏳ از تمرین و هماهنگی گرفته تا رفت‌وآمد و ضبط سازها، همه چیز زمان می‌برد. اما کم‌کم قطعات این پازل کنار هم قرار می‌گرفت و «کمون سال» داشت شکل می‌گرفت. 🎵🌈 ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت پنجم | یک ویس و یک «ملودی خفن» یک شب، نغمه «در فصل بهار میله می‌کرده» را با ویس در تلگرام برای استاد پیام سیستانی خواندم. 🎙️📱 وقتی شنید، خیلی هیجان‌زده شد و گفت: 🔥 «چه ملودی خفنی!» گفتم: «می‌خوام این آهنگ رو ببرم استودیو، پیش استاد مجید ملوندی و براش تنظیم بزنم. این یک ملودی کهن سیستانه.» پیام با شوخی گفت: «قسمت تریاک‌کشی رو هم بخون! ها ها ها ها» 😄 من هم با او خندیدم. اما بعد به او گفتم: «وظیفه من و شما حفظ ملودی کهن سیستان هست. بیا براش یک ترانه بگو.» بعد، عکسی از نغمه «در فصل بهار میله می‌کرده» را از کتاب «نغمه‌های سیستانی» مهندس محمودرضا شیخ‌نژاد برای پیام سیستانی فرستادم. 📖📱 استاد پیام سیستانی با تکیه بر همان ملودی کهن، ترانه‌ای تازه و امروزی برای آن سرود. وقتی ترانه را خواندم، یک واژه در میان آن چشمک زد: 🌈 «کمون سال» «کمون سال» در گویش سیستانی یعنی رنگین‌کمان. همان لحظه به دلم نشست. گفتم: نام ترانه را می‌گذارم «کمون سال». به این ترتیب، ملودی کهن سیستان حفظ شد، اما کلام آن برای نسل امروز تازه و امروزی شد. 🎵 «در فصل بهار میله می‌کرده» شد «کمون سال». اما حالا نوبت استودیو بود؛ جایی که قرار بود این نغمه قدیمی، با سازها و امکانات موسیقی امروز دوباره جان بگیرد... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت چهارم | کتابی که یک نغمه قدیمی را کامل کرد مهندس محمودرضا شیخ‌نژاد در همان دیدار، کتاب «نغمه‌های سیستانی» را به من هدیه داد. 📖 کتاب را ورق زدم. ناگهان به همان نغمه‌ای رسیدم که سال‌ها در ذهنم مانده بود: 🎵 «در فصل بهار میله می‌کرده» ترانه در کتاب به صورت کامل نوشته شده بود. من در خوانش بانوان و مادران سیستانی، هیچ‌وقت تمام ابیات این ترانه را نشنیده بودم؛ اما اینجا مهندس شیخ‌نژاد کار را کامل ثبت کرده بود. برای من این اتفاق بسیار مهم بود. چیزی که سال‌ها فقط در حافظه و صدای مادران سیستانی باقی مانده بود، حالا یک ثبت مکتوب و کامل هم داشت. 🌾📖 حالا دیگر می‌دانستم با یک ملودی ساده روبه‌رو نیستم؛ با بخشی از حافظه موسیقایی سیستان روبه‌رو هستم. ملودی‌ای که از مادران و خاله‌ام شنیده بودم، حالا در یک کتاب هم ثبت شده بود. اما هنوز یک سؤال بزرگ باقی بود: ❓ چطور می‌توانستم این ملودی را به استودیو ببرم و آن را برای امروز بازسازی کنم، بدون اینکه روح کهن آن از بین برود؟ جواب این سؤال، یک شب در تلگرام آغاز شد... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🎵🥁 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت سوم | کلاله؛ دیدار دوباره با یک دوست قدیمی مدتی از انتشار اولین آهنگ من، «ورپریده» گذشته بود. استاد پیام سیستانی کار اول من با استاد سکایی سیستانی را دیده و شنیده بود. بعد از انتشار «ورپریده»، پیام به من گفت: «برو شهر کلاله. یک دوستی دارم که نوازنده غچک سیستانی هست؛ چند ملودی کهن سیستان رو با غچک نواخته. برو ببین چی داره.» من هم راهی کلاله شدم. و آنجا با یک اتفاق جالب روبه‌رو شدم. دیدم آن دوست، جناب مهندس محمودرضا شیخ‌نژاد است. عجب! این همان دوست دوران بچگی‌های من بود؛ با هم بزرگ شده بودیم. یک عکس با هم گرفتیم و من آن را با تلگرام برای پیام سیستانی فرستادم. به پیام گفتم: «محمودرضا یک جورهایی پسرعمویم می‌شود؛ چون پدر بزرگوارش، جناب محمدعلی شیخ‌نژاد، دوست خیلی نزدیک و صمیمی پدر من، شیرعلی جامی، بوده.» خلاصه، من ملودی‌های قدیمی را از محمودرضا گرفتم؛ خودش آنها را با غچک سیستانی نواخته بود. واقعاً عالی بود. ایده‌های ناب و جالبی برای آهنگسازی داشت. اما هنر دیگری هم داشت که برای من بسیار جالب بود: 🎻 ساخت ساز سیستانی غچک توسط خودش. چه استعداد خوبی! او نویسنده چند کتاب سیستانی هم بود. اما اتفاق مهم‌تر هنوز در راه بود... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت دوم | نغمه‌ای که در حافظه مردم مانده بود سال‌ها این ملودی در ذهن من ماند. آن را بارها برای خودم تکرار می‌کردم و به همان چیزی فکر می‌کردم که از مادر و خاله‌ام شنیده بودم. یک نکته ظریف برایم بسیار مهم بود: با وجود قدمت و زیبایی این نغمه، هیچ خواننده‌ای آن را به صورت حرفه‌ای در استودیو جمع نکرده بود. بخشی از شعر که از تریاک‌کشیدن صحبت می‌کرد، برای من سؤال‌برانگیز بود. من آن را بخشی از روایت زندگی گذشته مردم سیستان می‌دیدم؛ روایتی که در آن، شب‌نشینی، دورهمی و خوشی‌های مردم هم حضور داشت. این نغمه برای من یادآور روزگاری بود که در حافظه تاریخی و فرهنگی سیستان، ملوک نیمروز و کیانیان نیمروز نگهبان این سرزمین بودند و سیستان در آرامش و امنیت زندگی می‌کرد. بنابراین، آن بخش را نباید صرفاً یک شوخی یا یک مضمون طنز دانست؛ بلکه بخشی از تصویر زندگی و خوشی مردم آن روزگار است. 🌾❤️ اما مشکل دیگری وجود داشت: چگونه می‌شد این ملودی کهن را وارد موسیقی امروز کرد، بدون اینکه هویت اصلی آن از بین برود؟ من هنوز جواب این سؤال را پیدا نکرده بودم... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

🌹 دوستان گرامی و دوستداران موسیقی سیستان لطفاً صفحه‌های تلگرام و اینستاگرام من را به دوستان و علاقه‌مندان دیگر معرفی کنید و پست‌های ما را برای دیگران بفرستید. 🙏 هر بازنشر شما، فقط یک «ارسال» ساده نیست؛ بلکه کمک می‌کند موسیقی، گویش و فرهنگ سیستان بیشتر دیده و شنیده شود. این همراهی شما باعث می‌شود ما دلگرم‌تر و محکم‌تر به مسیرمان ادامه بدهیم. ❤️ از همراهی و حمایت تک‌تک شما صمیمانه سپاسگزارم. 🌹 جواد جامی 📅 ۹ شهریور ۱۴۰۵

🎵🌾 از «در فصل بهار میله می‌کرده» تا «کمون سال» 📖 قسمت اول | نغمه‌ای که مادران برایمان به یادگار گذاشتند «کمون سال» برای من فقط یک آهنگ نیست؛ داستان یک ملودی کهن سیستان است؛ نغمه‌ای که سال‌ها پیش در صدای مادران سیستانی شنیدم و سال‌ها بعد تلاش کردم آن را از حافظه شفاهی بیرون بیاورم و به شکل حرفه‌ای بازسازی کنم. نام قدیمی این نغمه «در فصل بهار میله می‌کرده» بود. این نغمه را از مادرم، خاله‌ام و تمام مادران سیستانی شنیده بودم؛ مادرانی که از سیستان مهاجرت کرده بودند و در ، دشت‌های گرگان و کلاله ساکن شده بودند و دور از سرزمین نیاکانشان زندگی می‌کردند. برای آنها دوری از سیستان فقط دوری از یک جغرافیا نبود؛ دوری از خانه، ریشه، خاطرات و سرزمین نیاکانشان بود. ❤️ شاید همین دلتنگی و فراق بود که باعث می‌شد دایره را به دست بگیرند و برای ما این نغمه‌ها را بخوانند. 🥁 آنها با صدای خودشان، بخشی از موسیقی و فرهنگ سیستان را برای نسل بعد حفظ کردند. من آن روزها شاید نمی‌دانستم چه گنج بزرگی در صدای آنهاست؛ فقط می‌شنیدم و ملودی در ذهنم می‌ماند. سال‌ها بعد، همیشه این نغمه را برای خودم تکرار می‌کردم: 🎵 در فصل بهار میله می‌کرده گل بر سر یار دسته می‌کرده در فصل بهار میله می‌کرده گل بر سر یار دسته می‌کرده از اول شو نشیه می‌کرده تا دم‌دمه صوب قصه می‌کرده ام دم‌دمه صوب توبه می‌کرده گل بر سر یار دسته می‌کرده برای من، این نغمه یادگار سیستان کهن و دوران باشکوه کیانیان نیمروز است؛ ملودی‌ای که در دل خودش فقط موسیقی ندارد، بلکه خاطرات، شادی‌ها، دورهمی‌ها و حال‌وهوای زندگی مردم سیستان را هم حفظ کرده است. 🌾 اما یک سؤال همیشه ذهنم را مشغول می‌کرد: ❓ چرا با وجود چنین ملودی زیبایی، هیچ خواننده‌ای آن را به شکل حرفه‌ای در استودیو ثبت نکرده بود؟ و همین سؤال، سال‌ها بعد مرا وارد داستانی کرد که سرانجام به تولد «کمون سال» رسید... ✍️ جواد جامی 📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵ ➡️ ادامه دارد...

Repost from جواد جامی
جناب آقای محمد صدیه عزیز با نهایت احترام و از عمق دل سپاسگزارم که در این مسیر پر افتخار، همراه و همدل ما بودید. در سال‌های ۱۳
جناب آقای محمد صدیه عزیز با نهایت احترام و از عمق دل سپاسگزارم که در این مسیر پر افتخار، همراه و همدل ما بودید. در سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸، با گویش شیرین و اصیل سیستانی، دست به تلاشی سترگ زدیم تا موسیقی و زبان کهن دیارمان را زنده نگه داریم. شما با دانش والا، نگاه هنرمندانه و مهربانی بی‌کرانتان، سهم بسزایی در تحقق این اثر ارزشمند داشتید. این آلبوم که افتخار ثبت در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران را یافته است، تلاشی بود تا بر ریشه‌های پرصلابت سیستان جوانه‌های تازه‌ای برویانیم و در این راستا پلی بسازیم میان میراث نیاکان و نگاه نو به آینده. آلبوم «کمون سال»، رنگین‌کمانی از نغمه‌ها و روایت‌های کهن سیستانی است که با همفکری شما به شکوفایی رسید. سپاسگزارم که با حمایت بی‌دریغتان، این آرزو محقق شد. امیدوارم همیشه در مسیر فرهنگ و هنر ایران ورجاوند، چون ستاره‌ای فروزان و سربلند باشید. با ارادت جواد جامی ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

🌹 دوستان عزیز، سپاسگزارم که تا امروز داستان زندگی هنری من را دنبال کردید. اما باور کنید... 🎶 داستان تازه شروع شده است. آنچه می‌نویسم فقط روایت زندگی من نیست؛ تجربه‌هایی است که در سال‌های خوانندگی و آهنگسازی به دست آورده‌ام و دوست دارم آن‌ها را با شما در میان بگذارم. شاید به درد خواننده‌ها و آهنگسازان سیستانی بخورد، شاید برای نویسندگان و پژوهشگران قابل استفاده باشد، و شاید برای کسانی که موسیقی سیستانی را دوست دارند، گوشه‌ای از تاریخ این موسیقی را روایت کند. من علاوه بر ساخت و تولید آثار، با هزینه شخصی آن‌ها را تولید و منتشر کرده‌ام و برای رساندنشان به مردم، خودم دست به کار شده‌ام؛ حتی با یک گوشی موبایل و کمترین امکانات. نتیجه برای من جالب و ارزشمند بوده است؛ آهنگ‌هایم به گوش سیستانی‌های ایران، افغانستان و ترکمنستان رسیده، در میان مردم شنیده شده و حتی بعضی از آن‌ها بازخوانی شده‌اند. 🌍🎶 این تجربه برای من یک پیام روشن دارد: جوانی که هنری دارد، لازم نیست برای شروع کار همیشه منتظر یک رسانه بماند. رسانه‌های ملی جایگاه خودشان را دارند و ارزش آن‌ها را انکار نمی‌کنم؛ اما من در مسیر خودم، قدرت و گستردگی فضای مجازی را با تمام وجود تجربه کرده‌ام. پس اگر هنری دارید، اگر حرفی برای گفتن دارید، اگر آهنگی در دل دارید... شروع کنید. بسازید. تولید کنید. منتشر کنید. شاید امکاناتتان کم باشد، اما امروز راه رسیدن اثر شما به مردم، فقط از استودیوهای بزرگ و رسانه‌های رسمی نمی‌گذرد. 🎵 من مسیر خودم را رفتم؛ حالا دوست دارم تجربه‌ام چراغ راه جوان‌های بعد از من باشد. و از شما هم می‌خواهم باز هم آهنگ‌های من را به دیگران معرفی کنید و این نوشته‌ها را برای دوستانتان بفرستید. همان‌طور که آهنگ‌هایم از مرزها عبور کرده‌اند، دوست دارم این روایت‌ها و تجربه‌ها هم از مرزها بگذرند. 📖🎶 داستان تازه شروع شده... جواد جامی 📅 ۶ شهریور ۱۴۰۵

هنرمند تصویر:کی بانو دلنیا سیستانی

🌈 نقش استاد غلامرضا عمرانی در شکل‌گیری و ثبت «کمون سال» پشت آلبوم «کمون سال» فقط ساخت ملودی، تنظیم و خوانندگی نبود؛ استاد غلامرضا عمرانی از ابتدای کار تا مرحله ضبط و آماده‌سازی نهایی، همراه و ناظر آثار بود. هر ترانه‌ای که از ترانه‌سرا دریافت می‌کردیم، ابتدا برای استاد عمرانی ارسال می‌شد. اگر متن نیاز به اصلاح داشت، با نظر و مدیریت ایشان، ترانه‌سرا آن را ویرایش می‌کرد تا ترانه از نظر گویش و ساختار زبان سیستانی به مرحله مناسب برسد. بعد از تأیید ترانه، من ساخت ملودی را آغاز می‌کردم و ماکت اولیه را برای استاد عمرانی می‌فرستادم. ایشان با دقت گوش می‌داد، ایرادها را می‌گفت و من در اجراهای بعدی آنها را اصلاح می‌کردم. این روند برای هر قطعه زمان زیادی می‌برد و استاد عمرانی برای تک‌تک آهنگ‌ها وقت و انرژی می‌گذاشت. 🎙️ حتی هنگام ضبط نهایی نیز نظارت ایشان ادامه داشت؛ تا در زمان خواندن، گویش سیستانی و نحوه بیان واژه‌ها حفظ شود. اما کار ایشان به نظارت موسیقایی و گویش محدود نشد. استاد عمرانی تمام قطعات آلبوم «کمون سال» را به فارسی ترجمه و با فونتیک‌گذاری آماده کرد. این کار طاقت‌فرسا برای آماده‌سازی آلبوم و ارسال مدارک آن به شرکت موسیقی هیمالیای زاهدان انجام شد تا برای ثبت به تهران فرستاده شود. در نهایت، آلبوم «کمون سال» تأیید و در کتابخانه ملی ایران ثبت شد. 🎶 بنابراین وقتی از «کمون سال» صحبت می‌کنیم، باید بدانیم پشت تک‌تک قطعات آن، ماه‌ها دقت، بررسی و زحمت وجود داشته است؛ و استاد غلامرضا عمرانی در بخش بزرگی از این مسیر، از بررسی ترانه تا ضبط و آماده‌سازی نهایی آلبوم، نقش چشمگیری داشته است. 🙏 دست‌مریزاد و سپاس فراوان به استاد غلامرضا عمرانی برای این همه دقت، زمان و دلسوزی در حفظ زبان و موسیقی سیستان. با احترام جواد جامی ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۵ شهریور ۱۴۰۵

📰 روزنامه «صبح زاهدان»؛ تنها رسانه‌ای که ثبت «کمون سال» را رسمی اعلام کرد در سال ۱۳۹۸، جناب بهزاد میرحسینی، مدیر شرکت موسیقی
📰 روزنامه «صبح زاهدان»؛ تنها رسانه‌ای که ثبت «کمون سال» را رسمی اعلام کرد در سال ۱۳۹۸، جناب بهزاد میرحسینی، مدیر شرکت موسیقی هیمالیای زاهدان، آلبوم‌های خوانندگان استان را دریافت کرد و برای ثبت به تهران فرستاد. از میان آلبوم‌های ارسال‌شده، تنها آلبوم «کمون سال» تأیید و در کتابخانه ملی ایران ثبت شد. من این رویداد مهم را در فضای مجازی و گروه‌های تلگرامی مرتبط با هنرمندان و کارکنان صداوسیمای هامون استان سیستان و بلوچستان منتشر کردم. اما در میان رسانه‌های استان، تنها رسانه‌ای که این اتفاق را به‌صورت رسمی اعلام کرد، روزنامه «صبح زاهدان» بود. 🙏 از تمام عوامل روزنامه صبح زاهدان تشکر می‌کنم؛ به‌ویژه مدیرعامل محترم آن، جناب دکتر محمدتقی رخشانی، که این رویداد را در رسانه خود منعکس کردند. درست است که بسیاری از رسانه‌ها، از جمله صداوسیما و رادیو، درباره این اتفاق سکوت کردند، اما قدردان رسانه‌ای هستم که ارزش این اتفاق را دید و آن را منتشر کرد. 🎶 سپاس از روزنامه صبح زاهدان برای احترام به هنر و موسیقی سیستان. ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۵ شهریور ۱۴۰۵ با احترام جواد جامی

📱🎶 نقش فضای مجازی در مسیر هنری من | بخش دهم 🌈 از «ورپریده» تا «کمون سال»؛ آغاز مسیر حرفه‌ای اولین ملودی‌ای که برای شعر استاد پیام سیستانی ساخته بودم، خوانده نشد؛ چون فضای آن چیزی نبود که من دوست داشتم. اما من از پیام سیستانی شعرهای زیادی داشتم و ول‌کن ماجرا نبودم. ملودی می‌ساختم و برایش می‌فرستادم. حمید سپهری چند مورد از ملودی‌های من را می‌شنید و تأیید می‌کرد و از نظر او ملودی‌ها نقص جدی نداشتند؛ اما پیام سیستانی هنوز قبول نمی‌کرد. او معتقد بود: «آهنگساز باید برات ملودی بسازه.» و حق هم داشت؛ چون خود من هنوز به این باور نرسیده بودم که واقعاً می‌توانم ملودی بسازم. اما هر بار که پیام می‌گفت «نه»، دوباره سراغ شعر دیگری می‌رفتم و ملودی می‌ساختم. 🎼 تا اینکه یک روز پیام سیستانی گفت: «یک آهنگ ماکت سیستانی برات می‌فرستم؛ اسمش نصف شو بو هست.» آهنگساز این اثر نوید مهرپرور بود. کار را که شنیدم، خیلی دوستش داشتم و گفتم: «این رو می‌برم می‌خونم.» پیام گفت تمرین کن، با گوشی موبایل بخوان و برایم بفرست. من اجرا را فرستادم، اما به هر دلیلی اجرای من مورد قبولش قرار نگرفت. در همان روزها اتفاق دیگری افتاد. 🎵 شعر «ورپریده»، سروده استاد سکایی سیستانی، در گروه «لبظ سیستونی» منتشر شد و دکلمه آن را استاد غلامرضا عمرانی انجام داده بود. شعر را که شنیدم، فضای آن برایم بسیار جذاب بود. حس کردم حال‌وهوای سیستان قدیم و فضای دهه ۳۰ را دارد. من تجربه ساخت ملودی را پشت سر گذاشته بودم و دیگر از ساختن نمی‌ترسیدم. رفتم سراغ شعر و برایش ملودی ساختم. 🎶 نتیجه شد «ورپریده». این بار تصمیم گرفتم ملودی را در فضایی که به موسیقی سیستان نزدیک‌تر می‌دانستم، با رباب و دهولک همراه کنم. «ورپریده» برای من فقط یک آهنگ نبود. من با یک شعر نسبتاً سخت، به خودم و دیگران ثابت کردم که می‌توانم: ملودی بسازم، بخوانم و آن را در یک فضای موسیقایی نزدیک به سیستان قدیم اجرا کنم. بعد از «ورپریده»، سراغ یک آهنگ کهن رفتم: 🎵 «در فصل بهار میله می‌کرده بود» من و پیام سیستانی نام آن را «کمون سال» گذاشتیم و آن را با ترانه‌ای جدید از خود استاد پیام سیستانی خواندم. و بالاخره، بعد از تمام آن سخت‌گیری‌ها و آزمون‌ها، «نصف شو بو» را هم خواندم. بعدها با محمدگل شهریاری، ترانه‌سرای سیستانی، شش اثر دیگر نیز خواندم. 🎼 اما وقتی قرار شد مجموعه آثارم در قالب یک آلبوم منتشر شود، برای من فقط تعداد قطعات مهم نبود. من هنوز زحمتی را که پیام سیستانی برای کشف و پرورش توانایی ملودی‌سازی من کشیده بود، فراموش نکرده بودم. به همین دلیل نام آلبوم را از روی ترانه «کمون سال» انتخاب کردم؛ ترانه‌ای از استاد پیام سیستانی. 🌈 «کمون سال» برای من فقط نام یک آلبوم نبود؛ یادگار مسیری بود که با یک پیشنهاد ساده، سخت‌گیری‌های فراوان و کشف یک استعداد پنهان در من آغاز شد. استعدادی که اگر آن روز پیام سیستانی نمی‌گفت: «خودت ملودی‌اش رو پیدا کن» شاید هیچ‌وقت فرصت پیدا نمی‌کرد خودش را نشان دهد. 📌 پایان این فصل؛ اما نه پایان داستان موسیقی من. ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۳۱ امرداد ۱۴۰۵ به قلم: جواد جامی

📱 نقش فضای مجازی در زندگی من 🎶 بخش نهم | نقشی که پیام سیستانی در کشف یک استعداد داشت امروز که به آن اتفاق نگاه می‌کنم، می‌بینم اگر پیام سیستانی در آن سفر از نروژ به دانمارک، از من نمی‌خواست برای شعرش ملودی بسازم، شاید من هیچ‌وقت به سراغ ملودی‌سازی نمی‌رفتم. من تا آن روز خواننده بودم؛ سلفژ، صداسازی و خوانندگی کار کرده بودم، اما خودم را آهنگساز نمی‌دانستم. شاید اگر آن درخواست اتفاق نمی‌افتاد، این توانایی در من می‌ماند و تا آخر عمر هم کشف نمی‌شد. 🎼 آن شب که تا حدود ساعت چهار صبح با پیام سیستانی روی شعر کار کردیم، اصل ملودی دیگر پیدا شده بود. او واژه‌ها و عبارت‌های روان‌تر پیشنهاد می‌داد و من دوباره می‌خواندم و ملودی را با کلام هماهنگ می‌کردم. آن تغییرات برای پرداخت و زیباتر شدن ملودی و روان‌تر شدن اجرای شعر بود، نه پیدا کردن اصل ملودی. برای اطمینان، کار را برای حمید سپهری، آهنگساز، نوازنده گیتار و پیانو و تنظیم‌کننده سیستانی، فرستادیم. او شنید و تأیید کرد و گفت در تهران استودیو پیدا کنم و ضبط کنم. اما من وقتی به فضای ملودی فکر کردم، دیدم هنوز در همان مسیر استفاده از دستگاه‌های موسیقی ایرانی قرار دارد؛ مسیری که پیش از آن در موسیقی سیستان زیاد شنیده بودم. من دنبال صدای دیگری بودم؛ دوست داشتم با رباب، غچک و دهولک کار کنم یا به سمت پاپ سیستانی بروم. از طرفی ضبط استودیو هزینه داشت و قرار بود هزینه را خودم پرداخت کنم. پس با وجود اینکه کار تأیید شده بود، تصمیم گرفتم: «نه؛ من این سبک را دوست ندارم که بخوانم.» آن ملودی ضبط نشد؛ اما برای من اتفاق مهم‌تری افتاده بود: 🎶 من یک توانایی تازه در خودم کشف کرده بودم؛ توانایی تبدیل شعر به ملودی. و جرقه این کشف را کسی زد که شاید خودش هم نمی‌دانست با یک پیشنهاد ساده، مسیر موسیقی زندگی من را تغییر خواهد داد: استاد پیام سیستانی. 📌 ادامه دارد... ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۳۱ امرداد ۱۴۰۵

Repost from جواد جامی
📚🎶 آیا می‌دانستید از استان سیستان و بلوچستان، دو آلبوم موسیقی در کتابخانه ملی ایران ثبت شده است؟ 🇮🇷✨ 🎵 اسپندار — موسیقی
📚🎶 آیا می‌دانستید از استان سیستان و بلوچستان، دو آلبوم موسیقی در کتابخانه ملی ایران ثبت شده است؟ 🇮🇷✨ 🎵 اسپندار — موسیقی بلوچی، شیرمحمد اسپندار — تولید ۱۳۸۱ — شماره ثبت کتابخانه ملی: ۴۶۸۵ 🎶 کمون سال — موسیقی سیستانی، جواد جامی — ثبت ۱۳۹۸ — شماره ثبت کتابخانه ملی: ۲۶۷۳۵ 🌿🎼

📱🎶 نقش فضای مجازی در مسیر زندگی من | بخش هشتم 🎼 از آموزش ملودی‌سازی تا ساخت یک آلبوم بعدها وقتی با مجید ملوندی آشنا شدم، مسیر ملودی‌سازی برای من جدی‌تر شد. مجید ملوندی، آهنگساز و تنظیم‌کننده توانمند تهرانی و نوازنده گیتار، پیانو، ساکسوفون و کلارینت بود. او وقتی از سابقه تحصیلی و موسیقی من مطلع شد، نکته جالبی به من گفت: «تو چون ریاضی مهندسی و فیزیک پاس کردی و با مفاهیمی مثل فرکانس، موج، طول موج و فیزیک صوت آشنا هستی، از طرفی هم گوش موسیقایی قوی داری و سلفژ، خوانندگی و صداسازی کار کردی و با دستگاه‌های موسیقی ایرانی آشنایی داری، این ملودی تمام این عوامل را به‌صورت ناخودآگاه در تو جمع کرده و شکل گرفته است.» این حرف برای من جالب بود؛ چون هنگام ساخت ملودی اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کردم. من فقط شعر را می‌خواندم، به کلمات دقت می‌کردم و سعی می‌کردم حس و ملودی مناسب شعر را پیدا کنم. 🎶 از طرف دیگر، همکاری من با مجید ملوندی فقط به آموزش محدود نشد. من بعدها تمام ملودی‌هایی را که می‌ساختم در اختیار مجید ملوندی قرار می‌دادم تا برای آنها تنظیم انجام دهد. در واقع، در کنار اینکه از او در زمینه آهنگسازی و تبدیل شعر به ملودی آموزش می‌گرفتم، همزمان وارد مرحله تولید حرفه‌ای آثار خودم هم شدم. 🎼 حاصل این همکاری فقط چند قطعه نبود. با همکاری مجید ملوندی، یک آلبوم موسیقی کامل به نام «کمون سال» تولید کردیم؛ آلبومی که بعدها در کتابخانه ملی ایران ثبت شد. برای من، این اتفاق بسیار مهم بود. چون مسیری که با یک گوشی موبایل، تمرین در گروه‌های تلگرامی و حتی با تردید نسبت به توانایی خودم در ساخت ملودی شروع شده بود، کم‌کم به تولید یک آلبوم کامل و ثبت‌شده رسید. 🌱 آن روزها هنوز نمی‌دانستم این مسیر قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؛ اما یک چیز را فهمیده بودم: فضای مجازی برای من فقط محل انتشار نبود؛ جایی بود که از آنجا تمرین کردم، یاد گرفتم، تجربه کردم و در نهایت وارد مسیر تولید موسیقی شدم. 📌 ادامه دارد... ━━━━━━━━━━━━━━ 📅 ۳۱ امرداد ۱۴۰۵