جف فوستر
Open in Telegram
گروه https://t.me/nazerarm1 فهرست مطالب https://t.me/nazeraramesh10/525
Show more2 271
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
2 271
در عشق، اگر برنده یا بازنده شوی، بردهای
فرزندم، بدان که اگر موفق شوی، دوستت خواهم داشت و اگر شکست بخوری نیز به همان میزان دوستت دارم؛ چرا که شکست تنها یک تفکر است و ارزش شما به مسائل خارجی وابسته نیست. شما به خاطر اینکه کمتر به دست میآورید، کمتر میدانید، کمتر میبرید یا کمتر تملک دارید، از کسی کمتر نیستید. همچنین به خاطر اینکه بیشتر دارید، بیشتر بهدست میآورید یا بیشتر موفقیت کسب میکنید هم از کسی بیشتر نیستید، . عشق من، دم از بازدم بهتر نیست، همانطور که برخاستن زیباست، فروبردن نیز از زیبایی برخوردار است. برف و باران به اندازهی تشعشع آفتاب تابستان باشکوه هستند؛ یک گودال کوچک آب به اندازهی اقیانوس آرام فوقالعاده است و هستهی زمین در ظالمانهترین پیروزیها و فجایع دوام آورده است. بیازمایید و موفق شوید، کاملاً آن را تجربه کنید، کاملاً بچشید و بیاموزید که طعم را دوست بدارید. اما اگر شکست و ناامیدی به دیدارتان آمدند، دلشکستگی و کمبود در قلب ارزشمند شما پدیدار گشتند، نومیدی و حسی عمیق از ناکجاآباد در درون شما جریان گرفت، شما را به سخره و نادیده گرفتند و محدود کردند و اگر آنها به حدی که شما مشتاق دیدارشان هستید، مشتاق دیدار شما نبودند، بدانید که من شما را محدود نخواهم کرد؛ بدانید که شما ارزشمند و و همچنین دوستداشتنی و به طرز فوقالعادهای زیبا و کامل هستید، چنانچه همیشه بودهاید. بیاموزید که طعم تاریکی را به مانند روشنایی دوست بدارید. عشق من، طعم تمام زندگی را بچش، شما آفریده شدهاید که همه را داشته باشید. قلب شما وسیع و شهامت شما به طور خیرهکنندهای زیاد است.
من این عشق را به شما میآموزم، شما به فرزندانتان و به همین ترتیب تا انتهای دنیا. شما در عشق پیروزید!
#جف_فوستر
@towardsascension
2 271
تمرین واقعی معنوی
حاضر شو.
شام بپز.
کانتر آشپزخانه را تمیز کن.
وقتی از کوره در رفتی، عذرخواهی کن.
وقتی دلت میخواهد فرار کنی، گوش بده.
کارهای معمولی زندگی را با محبت انجام بده
حتی وقتی کسی نگاه نمیکند،
حتی وقتی هیچ تشویقی در کار نیست.
رها کن ایده فراسوی انسان بودن را.
به خانه برگرد.
انسان باش.
در زندگیات حضور داشته باش.
این همان «تمرین واقعی معنویت» است.
جف فوستر
@nazeraramesh10
2 271
زمانی که خود را صاحب چیزی می دانید
نا امنی وجود دارد.
ممکن است از دست برود.
آزادی راستین از دست دادن همه چیز است.
#جف_فوستر
#ترجمه_وحیدمهدیخانی
#غیبتی_فوق_العاده
#خوانش_حسین
@nazeraramesh10
2 271
این روزها تمام علاقه ام را به تدریس موضوعات معنوی از دست داده ام
نه به این دلیل که بدبین یا مغرور شده ام یا ایمانم را از دست داده ام
بلکه به این دلیل که دیگر به آنها نیازی ندارم
این یک حقیقت صادقانه است
آموزه های معنوی روزگاری به دردی عمیق درون من پاسخ دادند-تلاش برای یافتن آرامش، یافتن حقیقت محض، برای یافتن چیزی مقدس و شفاف فرای آشفتگی های زندگی روزمره
اما اکنون، این اشتیاق در من کاملا تغییر کرده است و به چیزی کاملا متفاوت تبدیل شده است...
هر چه بیشتر «حاضر» میشوم، تمایل کمتری به داشتن «ایده در مورد حضور» پیدا میکنم
هر چه بیشتر زندگی میکنم نیاز کمتری به یادگیری «چگونه زندگی کردن» احساس می کنم
زندگی خودش هر روز به من می آموزد...
برای سالها من از عرفان و معنویت به عنوان راهی برای فرار از انسان بودن استفاده کردم - از آشفته بودن، از روابط، از زیباییِ روزمرگی زندگی.
من گمان میکردم روشن ضمیری فرای همه اینهاست...
اما حالا، آموزه های معنوی حقیقی همین جا هستند، نه در هیچ کتاب مقدسی بلکه در صدای خنده دخترم، در بوی خوشایند شام، در بیرون گذاشتن زباله ها و در قدم زدن در پارکی هنگام غروب آفتاب....
آموزه های قدیمی از رها کردن وابستگی به این زندگی زمینی صحبت میکردند..
اما زندگی به من آموخت که هر چه بیشتر با این زمین صمیمی شوم ، آن را به تمامی ملاقات کنم، شجاعانه عاشقش شوم و تقدس را درست همین جا، هر جایی که هستم، در حال انجام هر کاری که هستم و با هر کسی که هستم بیابم
من دیگر به هیج مسیری نیاز ندارم
زندگی، خود، مسیر است
جف فاستر
ترجمه نازنین
2 271
لحظه هایی در زندگی من بودهاند که فکر میکردم دیگر قادر به ادامه دادن نیستم. دیگر نمیتوانم بایستم یا نفس بکشم
زمانی که فکر میکردم که همه چیز را از دست داده ام
که هیچ چیز ممکن نیست
که همه زندگی پوچ و باطل است
که سرنوشتِ همه نابودی است
که به آخر خط رسیدم
به انتهای سلامت عقلم
به آخر همه دانسته هایم...
دیگر نمیتوانستم خودم را نگه دارم
و آن موقع نیرویی گسترده و بدون نام من را نگه داشت
و از میان آن تاریکی، زندگی جدیدی پدیدار شد
بسیار غیر منتظره بود و ذهن قادر به درک آن نیست (ذهن را ببخشید- بسیار جوان است..)
پس اگر اکنون احساس تنهایی و طرد شدگی داری
اگر ترسیده ای و گم شده ای
اگر تمام دانسته هایت سقوط کرده اند
اگر آینده ات مبهم و مه آلود است
بدان که تنها نیستی
و افراد بسیاری با تو همراهند (تو قادر به دیدن آنها نیستی)
این یک مسیرِ ویرانی است
گاهی باید فرو بریزیم تا شفا یابیم
در هر دردی نجوایی هست
و درد خودش یک مسیر است
روزی تو کتاب تغییر خودت را خواهی نوشت
امروز کتاب ترس ها و اشتیاقت را بنویس
تمام ناامیدی های آن کودک گم شده را با نفس هایت بیرون بده
و در تاریکی شب نفس بکش
به این لحظه اسرارآمیز اکنون برگرد
گوش کن
گوش کن
ماه دارد زمزه می کند:
«این لحظه» دوست من
«این لحظه»...
#جف_فاستر
ترجمه @silent.na (نازنین)
@nazeraramesh10
2 271
مسیر خود را به خاطر احساس گناه، به خاطر خوشآمد دوستان و خانواده ترک نکن.
بیاموز که خود را بخاطر انطباق نیافتن با مسیر دیگران دوست بداری؛
چرا که تو در حال انطباق با مسیرِ اصیل خود هستی.
درسته گاهی ترسناک به نظر می آید.
گاهی تو پر از شک و تردید میشوی و میخواهی که به مسیر راحت قدیمی بازگردی.
اما آن مسیر راحت قدیمی هرگز راحت نبوده است. هزینهی سنگینِ آن مسیر قدیمی، روح تو، شادمانی تو بود.
تو دیگر یک پیرو و دنبال کننده نیستی.
تو مسیر خود را بدون عذرخواهی کردن طی می کنی.
و هنگام لغزیدن و زمین خوردن، شادمانه لبخند میزنی
تو عجیب بودن خود را جشن میگیری و به اشتباهاتت میخندی
و قضاوت دیگران همچون شکوفه ها در برابرت به زمین می افتند.
#جف_فاستر
ترجمه @silent.na نازنین
2 271
اعتیاد انواع مختلفی دارد؛ اما در بطن خود، اعتیاد یک فرار است. فرار از احساسات یا افکار ناخوشایند و یا غیر قابل تحمل در بدن.
فرار از زندگی
اعتیاد همان جستجوی عشق است اما در مکانی غلط
اعتیاد، عدم توانایی ما در "بودن در درد"مان است
تلاشی است برای یافتن امنیت و انجام دادن کارهایی که اصلا ایمن نیستند...
تلاشیست برای خارج شدن از لحظه اکنون و وارد شدن به لحظه ای دیگر
خارج شدن از این بدن و وارد شدن به نوعی دیگر از آن
و یا تلاشی است برای تغییر حال و هوایمان، احساساتمان، تغییر تجربه کنونیمان با استفاده از یک چیز خارجی. استفاده از چیزی غیر از خودمان
یک ماده، یک فرد، یک ایده؛ فرقی نمی کند...
هر چیزی که باعث شود آنچه را اکنون احساس می کنیم، احساس نکنیم.
هر چیزی که باعث شود آنچه را که باید با آن مواجه شویم، مواجه نشویم.
و در نهایت با آنچه که باید مواجه شویم، روزی شکار خواهیم شد.
هیچ قضاوتی در کار نیست
خیلی مهم است که خود را قضاوت نکنیم. ما همه به نوعی اعتیاد گرفتاریم.
همه ما فرار می کنیم. جستجو می کنیم. میدَویم.
همه ما به چیزی معتادیم.
بعضی به الکل، به مواد، غذا.
بعضی دیگر به کار کردن
بعضی ها به خشم و کنترلگری معتادند. این کار حس بهتری به آنها میدهد.
بعضی از ما به افراد دیگر معتادیم. به عشقشان، تاییدشان، توجهشان
بعضی از ما به باورهایمان معتادیم، به مذهبمان، به آموزگار معنوی مان. شاید آنها روزی ما را از خودمان نجات دهند...!
بعضی از ما به افکارمان معتادیم، به خیالپردازی ها و آیندهمان
یا به تمیز کردن خانه
یا شستن دستها
یا چک کردن قفل در
یا خریدن وسایل خانه
یا به این که مطمئن شویم همه چیز عالی و بی نقص است…
هر چه که حس امنیت بیشتری بدهد
یا کمک کند تا اضطرابمان را بهتر مدیریت کنیم..
هر چه تا در این لحظه نباشیم
در اکنون
مثل این نباشیم…
اعتیاد انواع مختلفی دارد؛ اما در مرکز خود، اعتیاد رد کردنِ لحظهی اکنون است
دور شدن از اکنون
کمبود عمیق عشق بخود و پذیرش خویش
ما نمیتوانیم تنها با اراده و پشتکار، به اعتیاد خاتمه دهیم
اعتیاد ما، شکلش تغییر میکند،
از سیگار کشیدن با قمار تغییر می کند
از اعتیاد به غذا، به اعتیاد به تجربیات معنوی،
از اعتیاد به معشوق، به اعتیاد به معلم معنوی،
از اعتیاد به کار، به اعتیاد به ورزش تغییر می کند
برای شفای اعتیاد، ما ناچاریم با آنچه درونش هست رو به رو شویم
دیگر نه فرار کنیم و نه روی برگردانیم
همه ما مجبوریم با خشم، سوگواری، تنهایی و ترس خود رو به رو شویم
دیگر سعی نکن آن خلا درون را پر کنی
دیگر به آن کمبود درون نقاب نزن
و شاید
شاید به بطن آن برسیم
و بتوانیم آنچه را که همه عمر مخفی کرده بودیم لمس
کنیم
و به عمق آن تیرگی و تاریکی شیرجه بزنیم و نور را پیدا کنیم..
و دیگر علاقه ای به دوری کردن از لحظه حال نداشته باشیم و بخواهیم لمسش کنیم
شاید به «لحظه حال» اعتیاد پیدا کنیم…
ما عاشق آن موجود فوقالعاده، آشفته، عجیب و غریب، قوی، ضعیف، حساس و آسیب پذیری که هستیم میشویم
و دیگر انسان بودن خود را انکار نمی کنیم
و دیگر برای تبدیل شدن به آنچه که دیگران دوست دارند تلاش نمی کنیم
ما فقط حقیقت را می گوییم و از «نه» گفتن زمانی که جوابمان نه است نمیهراسیم
ما از مخفی شدن دست برمیداریم و میگوییم:
هی دنیا! این منم
با همه آشفتگی ها و قدرت ها و غیر عادی بودنهایم..
با همه سایه ها و روشنیهایم
این منم
#جف_فوستر
@nazeraramesh10
2 271
دیگر منتظر شاد شدن از طرف دیگران نباش؛
چون آنوقت برای همیشه منتظر خواهی ماند.
شادی و سعادت طبیعی خودت را کشف کن، شادیای که وابسته به چیزی نیست.
#جف_فاستر
#لذت_سعادت_شادی
2 271
✨شما خود پذیرش هستید✨
📚 از کتاب "مسیر آرامش"
✍🏻 نوشته "جف فوستر"
💚 با عشق "زهره شکر" 🫶🏻🕊
#جف_فوستر
#مسیر_آرامش
اینستاگرام | تلگرام
2 271
✨پرندگان ذهن🕊
📚 از کتاب "مسیر آرامش"
✍🏻 نوشته "جف فوستر"
💚 با عشق "زهره شکر" 😊🫶🏻
#جف_فوستر
#مسیر_آرامش
اینستاگرام | تلگرام
2 271
#خوانش_های_معنوی
بدون سوگواری کردن برای گذشته ای که از دست داده ای ، برای مسیرهایی که میتوانستی بروی و نرفتی ، برای کودکی از دست رفته اند ، نمیتوانی به رهایی و آزادی برسی
#جف_فاستر
🎙کانال خوانش های صدرا⬇️
@AudiobookbySadra
@nazeraramesh10
2 271
نَفَسهای یک خدا.
نیازی نیست برای ارتباط گرفتن با دیگران، قلب و حقیقتِ خودت را ترک کنی.
درواقع در همان مرکزِ بی مرکزِ قلبِ خودت، ارتباط راستین را خواهی یافت.
اینجا در عمیقترین رخنه های قلب، دیگران دیگر دیگران نیستند.
همه اش یک قلب است در بیشمار چهره ی مبدلش.
فقط با غوطه خوردن در تنهاییِ خودمان و شیرجه زدن در جدایی مان و انفصالمان از منبع، آنچه را جستجو میکنیم کشف خواهیم کرد.
یگانگی، در قلب تقسیم بندی.
عشق، در وسط طوفان.
اتصال، از طریق نومیدی و ویرانی.
من تو هستم، دوست من:
ما همه
نَفَسهای یک خداییم.
#جف_فوستر 💖🕊💖
@nazeraramesh10
2 271
(به طعنه)
خودت را مشغول نگه دار! خودت را فعال نگه دار!
توقف نکن. استراحت نکن!
هر کاری می کنی، فقط نَنِشین!!
کلی کار هست که باید انجام دهی.
وقتت را به بطالت نگذران.
فقط یک کاری کن. هر کاری!
هر کاری به غیر از "ساکن" بودن.
هر چیزی غیر از "مواجه شدن با خودت".
استراحت نکن!
هر کاری می کنی استراحت نکن!
استراحت کردن یعنی مفید نبودن. یعنی بیمصرف بودن!
استراحت کردن هیچ ارزشی ندارد. هیچ!
هیچ چیز خاصی برای تو ندارد:
نه می توانی بفروشیاش
نه چیزی را تغییر میدهد.
نه چیزی به زندگیات اضافه میکند.
ساکن ننشین.
آهسته نباش! متوقف نشو!
فقط به حرکت ادامه بده!
حتی اگر خستهای، ادامه بده.
حتی اگر بیماری، افسردهای، طاقتت تمام شده، و ناتوانی، ادامه بده!
حتی اگر در حال خزیدن بر روی دست و پاهایت هستی، ادامه بدههههههههههه.
یا خودت را مشغول نشان بده!
حرکت کن. هر حرکتی! ولی فقط یک جا ننشین.
اگر هیچ کاری نکنی ممکن است بمیری!
اگر در سکون، آرام بگیری ممکن است ناپدید شوی!
اگر تسلیم شوی، نابود میشوی.
اگر دمی بیاسایی، ممکن است مجبور شوی با خودت مواجه شوی
اگر از دویدن دست برداری، ممکن است احساس کنی...
در سکون، ممکن است صداها برگردند.
احساساتی که ملاقاتشان نکردهای
خاطرات، پشیمانی ها، احساس گناه، خشم، احساس شرم.
آن زندگیِ زیسته نشده...
شکستها
چیزهایی که نخواستهای به آنها فکر کنی.
در سکوت، چیزهایی که هضم نشدهاند ممکن است پدیدار شوند.
بدون پرت کردنِ حواست، ممکن است مجبور شوی واقعا "نگاه" کنی..
بدون اعتیاد، ممکن است بالاخره مجبور شوی با هر آنچه که از آن فرار کرده ای مواجه شوی..
ممکن است مجبور شوی به اسراری که از آنها مخفی میشدی، اقرار کنی..
مجبور شوی حقیقت را بگویی
یاد بگیری خودت را عاشقانه دوست داشته باشی
مجبور شوی ببخشی...
ممکن است مجبور شوی بدنت را دوباره احساس کنی
و رویاهای قدیمی را رها کنی.
ممکن است مجبور شوی تا "شخصیت"، "نقاب" و "نفس"ِ خود را از دست بدهی
ممکن است مجبور شوی بیدار شوی.. تغییر کنی
پس خودت را مشغول نگه دار!
#جف_فاستر
ترجمه @silent.na
نازنین
2 271
📗 برشی از کتاب
⚜ نگاه به چهره مرگ ⚜
📚کتاب شگفتی وجود
✍ نوشته #جف_فوستر
👤 ترجمه وحید مهدیخانی
💫 نشر ترنگ
💚خوانش #زهره_شکر
💫با نشر آگاهی ،
هریک چراغی بیافروزیم
😊💚🕊
بفرستید برای هر کسی که عزیزی رو از دست داده🖤🕊
#مرگ
2 271
«هیچ کدام از ما ایمن نیستیم»
همه چیز درست خواهد شد.
ما با این شرایط، در کنار هم، با عشق، شوخ طبعی و صبر رو به رو خواهیم شد.
ما با هم میگرییم، با هم میخندیم، و «با هم بودن» را در «دور از هم بودن» کشف خواهیم کرد.
و بدترینِ حالت ها هم روزی تمام خواهند شد.
و تا آن روز، بسیار می آموزیم.
و با دشوارترین احساساتِ درون خود، رو به رو خواهیم شد،
ترس، سوگ، از دست دادنِ روشهای قدیمیِ زندگی. بهم خودن برنامه ها و نقشه هایمان.
ما میآموزیم تا با خودمان رو به رو شویم. راه فراری نیست. جایی برای پنهان شدن نیست.
هیچ جایی به جز «درون» برای رفتن نیست.
ما میآموزیم که با کسالت خود روبهرو شویم. با بی قراریِ خود، با آن بخش وجودمان که دلش میخواهد جای دیگری باشد، کار دیگری بکند، تجربه دیگری داشته باشد و جور دیگری زندگی کند.
ما آن آینده فوق العادهای که برایش برنامه ریزی کرده بودیم را رها خواهیم کرد.
ما اجازه خواهیم داد تا آن آینده خیالی بمیرد، رهایش میکنیم و برای از دست دادنش سوگوار خواهیم شد.
ما به استحکام و گرمای لحظه حال برمیگردیم.
لحظه حال را به خانه خود میآوریم.
ما دوباره، اینجا، شروع خواهیم کرد. خانه جدیدی را بر خاکی جدید خواهیم ساخت.
ما راه جدیدی را برای زندگی کردن خواهیم شناخت.
در ابتدا، غریب اما مملو از امکانات خواهد بود.
آرامتر، مهربانتر، ساکتتر
ما با یکدیگر درباره مرگ، زندگی، و ناپایداری، و همه این تغییراتی که برای ما و عزیزانمان پیش آمده است صادقانه تر صحبت خواهیم کرد.
ما یاد میگیریم که قدر زندگی را بیشتر بدانیم.
بله شاید یاد بگیریم که قدر زندگی را کمی بیشتر بدانیم.
و با قلبی که در برابر عناصر گشاده تر شده است زندگی کنیم.
و به سمت تردیدهایمان خم شویم و رستگاری را آنجا بیابیم.
هیچ کدام از ما در برابر تغییرات، گسیختگی، و شکستن فرم های آشنا و قدیمی ایمن نیست.
و همیشه همین طور بوده است.
با این دیدگاه، هیچ چیز غلط نیست.
بحران به سادگی یعنی «نقطه تغییر جهت»
و هیچ کدام از ما در برابر تغییر جهت ایمن نیست.
شکستن قدیمی ها یعنی ساختن مسیری جدید به سمت تولدی دوباره.
همیشه همین طور بوده است.
عشق، شوخ طبعی، صبر. با اینها ما عبور خواهیم کرد.
قویتر از گذشته. بازسازی شده، آماده.
#جف_فاستر
مترجم@silent.na
2 271
وقتی شکرگزاری،
پیشاپیش در فراوانی هستی.
هیچ مرحلهی دومی وجود ندارد.
زمانی که قدردان زندگیات و هر چه در آن هست، هستی، خوب یا بد، شاد یا دردناک، غمانگیز یا خنده دار، تو احاطه شده در ثروت در قلمرو پادشاهانی.
وقتی که قدرانی، عمیقا در لحظه حال هستی. در گذشته و آینده و «ای کاش» ها و افسوس و انتظارات گرفتار نیستی.
تو هر چه هستی و هر چه را که داری عمیقا شکرگزاری.
راهی که تا به حال آمده ای و شهامت و قدرتی را که به کار گرفته ای.
در حالی که اشک در چشمانت حلقه زده است، فنجانی چایی می نوشی یا یکی دو ساعت را با دوستی میگذرانی.
تو قدردان باران، طلوع خورشید، و ابرها، و شکرگزار تاریکی و روشنایی هستی.
هر وعدهی غذا یک هدیه است. هر آنچه که می نوشی. هر لباسی که میپوشی، هر چند مندرس. بدنت هر چقدر غیر ایده آل.
مهم نیست چقدر زمان برایت باقی مانده است. تو قدردان زمانی هستی که تا به حال داشته ای.
تو شکرگزار امروزی.
ممکن است همه چیز را از دست بدهی یا همه دنیا را بدست آوری.ممکن است تا عرش بروی یا به فرش بیوفتی. کسی چه میداند؟
ولی تو اکنون اینجایی.
نشسته ای.
ایستاده ای.
نفس می کشی.
احساس می کنی.
فکر می کنی،
به روشنی یا با گیجی.
درسته. وقتی تو شکرگزاری،
تو همچون کودکی در قلمرو پادشاهانی.
فراوانی همین جاست دوست من؛
اگر تو چشمانی برای دیدنش داشته باشی.
#جف_فاستر 🕊💜
@nazeraramesh10
2 271
📚کتاب #لذت_مراقبه_واقعی
🌀اپیزود ۸
👨🏻🎓نویسنده #جف_فاستر
✍مترجم مهرناز نوروزی
🎙خوانش ساغر
چنل خوانش های ساغر⬇️
https://t.me/Khaneshhaye_Saqar
2 271
📚کتاب #لذت_مراقبه_واقعی
🌀اپیزود ۷
👨🏻🎓نویسنده #جف_فاستر
✍مترجم مهرناز نوروزی
🎙خوانش ساغر
https://t.me/Khaneshhaye_Saqar
