en
Feedback
nowhere.

nowhere.

Open in Telegram

t.me/HidenChat_Bot?start=76362463

Show more
Iran234 053The category is not specified
190
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from N/a
امروز به ناهار نرسید، ماهان. بهمن‌ماه ۱۴۰۳

«بهش فکر می‌کنم.»

photo content

40_Wolfgang_Zerer_Das_Orgelbüchlein_Ich_ruf_zu_dir,_Herr_Jesu_Christ.mp36.68 MB

من فکر می‌کنم آدم‌ها در زیر تخت و در لا‌به‌لای کنافِ پرده اتاق‌شان راز‌های عجیبی را نگه می‌دارند. از اروتیسم تا جنون و از رومانتیسم تا عشق و به هنر. -هنر نگارین- و آن شبی که در زیر معماری آن ساختمان خوشحال‌ترین بودیم. شاید برای لحظه‌ای فراموش شدیم، همانطور که تمامِ هستیِ این جهان یک لحظه بوده. یک فریم فیلم که در دستگاهِ پخش گیر می‌کند. همانطور که شما فراموش می‌کنید و من، بلکه ما هم فراموش می‌کنیم و تو. من هم فراموش شده‌ام در بین همین پرده و همین دودِ قهوه. من فکر می‌کنم شکوه‌مند‌ترین آثار هنر هم به سبب فراموشی‌ست که زنده می‌شود. این بار لایِ کناف‌های در هم تنیده‌ی بافتی اسفنجی در مغز استخوان‌مان. درهم تنیده مثل برگ‌های سبزِ آن دوست، به هم گره خورده مثل وجه‌ نابینای یک فیگور که حرکتش به برخورد من با مداد بستگی دارد. این بار حمله‌ی فراموش شده‌ی گره‌های لمفی در سراسر بدنت. هنر است و هنر. کلمه‌ای که در این فضای شهری به زوال و مزیتِ متفاوت بودن بنا شده. متفاوت بودن؛ تظاهر به شکستن قانون جمعی. احساسات آدمی مشابه هم‌اند. در این دیار مشارکت در انجام یک کار راه‌های بیشتری را برایت باز می‌کند. اما هنر سرچشمه‌ی وجود فردی نیست؟ شاید. «من جوابی پیدا نکردم پس به ایدئولوژی قبلی پایبندم تا مطلب جدیدی تغییرم نداده!» گفتم. پس چه چیزی را -درست- تعیین می‌کنی؟ فکر می‌کنم هنوز فرصتی دارم برای پیدا کردن سوالات جدید، پس جواب‌ها را می‌نویسم. «احتمالا این درس رو بیفتم. چاره چیه جناب؟» «باید راجع بهش فکر کنم. راجع به هرچیزی به وقتش فکر می‌کنم. بهش فکر می‌کنم.» نوشتهٔ ۲۴ بهمن، ۱۴۰۳

شبیه هم‌نشینان‌مون می‌شیم(؟)

11_Cecilia_Bartoli_Farnace,_RV_711_Act_2_Vivaldi_Farnace,_RV_711.mp325.81 MB

تمام چیزی که به اشتراک می‌گذاری، شش ربانه.

08 - Six Ribbons.mp37.41 MB

جایی که من مردم تو زنده می‌شی یا؟

06 Radiohead - Where I End and You Begin.mp310.73 MB

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم.

Salar M. Asghari - I don t know what I want to say (feat. De.mp311.11 MB

t.me/HidenChat_Bot?start=76362463 امشب برای من اهنگ بفرستید تا بذارمش کانال و باهم گوش بدیم.

- شاید و شاید و شاید برای آخرین بار برگردد. خالص‌ترین چیزی که هنر ارائه خواهد کرد. میراث چیزی‌ست که زندگانی‌مان را محصور کرده.

photo content

کاش من جدی.

یک سال بیشتر موندنش حتی بیشتر می‌تونست خدمت کنه به هنر تا یک عمر زندگی من.

خدایا

این وسط لینچ نباید.