nowhere.
Open in Telegram
190
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
April '25
April '25
+3
in 0 channels
March '25
+1
in 0 channels
Get PRO
February '25
+5
in 0 channels
Get PRO
January '25
+11
in 1 channels
Get PRO
December '24
+6
in 0 channels
Get PRO
November '24
+12
in 0 channels
Get PRO
October '24
+12
in 0 channels
Get PRO
September '24
+12
in 2 channels
Get PRO
August '24
+17
in 3 channels
Get PRO
July '24
+12
in 1 channels
Get PRO
June '24
+10
in 0 channels
Get PRO
May '24
+20
in 1 channels
Get PRO
April '24
+12
in 3 channels
Get PRO
March '24
+18
in 2 channels
Get PRO
February '24
+17
in 4 channels
Get PRO
January '24
+167
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 28 April | 0 | |||
| 27 April | 0 | |||
| 26 April | 0 | |||
| 25 April | 0 | |||
| 24 April | 0 | |||
| 23 April | 0 | |||
| 22 April | 0 | |||
| 21 April | 0 | |||
| 20 April | 0 | |||
| 19 April | 0 | |||
| 18 April | 0 | |||
| 17 April | 0 | |||
| 16 April | 0 | |||
| 15 April | 0 | |||
| 14 April | 0 | |||
| 13 April | 0 | |||
| 12 April | 0 | |||
| 11 April | 0 | |||
| 10 April | 0 | |||
| 09 April | +1 | |||
| 08 April | 0 | |||
| 07 April | +1 | |||
| 06 April | 0 | |||
| 05 April | 0 | |||
| 04 April | +1 | |||
| 03 April | 0 | |||
| 02 April | 0 | |||
| 01 April | 0 |
Channel Posts
باز سر من داغ شد و سرما از نوک انگشتانم وارد کبدم شد. این بار مثل این که یکی نیست. یکی من و یکی گرمای سرمه. داشتم خواب میدیدم که با دوستی درحال ساخت پروژهی صنعتی یک ساختمون بلند بودیم که دهها آسانسور داشت و گرد بود. همهجا خطخطی بود، توی ذهنم همهی ستونها و حتی خطهای فرضی حجاری شده بودن، یعنی، توی مغزم. لابهلای گردالوهای مغزم، مثل چی. یکی با یک ساتور مغزم رو یک مکعب مستطیل کرده بود. اینجا بود که بیدار شدم و فهمیدم سرگرم ملودی شدم. هنر نمادین. بعد که بیدار شدم انگار تمام مدت پهن شده بودم روی گیاهانی که تمام بدنم رو خراش انداخته بودن.
یادمه که در بچگی شیشتا جایزه میبردم اگر میرفتم مطب دکتر. حالا فقط خودمم، توی خونهای که دیگه خونهی من نیست.
نوشتهٔ ۲۵ فروردین، ۱۴۰۴
| 2 | - قوری و فنجان، دلتنگ بودن برای بوی فسنجان. خاطرات مرور میشدند. | 0 |
| 3 | Mikhail Pletnev - Symphonic Studies, Op. 13 - Version 1852 w.mp3 | 0 |
| 4 | No text... | 0 |
| 5 | دست دراز میکنم بر دنیایی نامرئی مرتب میکنم
همچنان که خوابم رؤیایم و مرگم را. | 0 |
| 6 | افشان. | 0 |
| 7 | کلش رویال. خسته شدم. | 0 |
| 8 | پلاتو بازی کن | 0 |
| 9 | نمیشه، فیلم دیدن من همیشه one sitting هست اما عید دیدنیها همهش ده دقیقه. | 0 |
| 10 | فیلم ببین | 0 |
| 11 | sticker.webp | 0 |
| 12 | دوتا چیز مفرح معرفی کنید که وقتی مهمونم انجام بدم چون دیگه نمت | 0 |
| 13 | دارم سردرد رو تحمل میکنم چون احتمالا دوست نداشته باشم کسی رو بکشم. روزِ نو و بهاری نو و سردمه. واقعا سرم گرمه! من دنبالِ چیزی نیستم جز چیزی که سرم رو گرم کنه. چطور میشه که انقدر سرگرمِ این ملودی شدم که یادم رفت بهار شده؟ فکر میکردم بشه که یک روز لبخند زد اما من هم اشتباه میکنم. شاید باید حواسم باشه که اشتباه نکنم.
نوشتهٔ ۱ فروردین، ۱۴۰۴ | 0 |
| 14 | دارم سردرد رو تحمل میکنم چون احتمالا دوست نداشته باشم کسی رو بکشم. روزِ نو و بهاری نو و سردمه. واقعا سرم گرمه! من دنبالِ چیزی نیستم جز چیزی که سرم رو گرم کنه. چطور میشه که انقدر سرگرمِ این ملودی شدم که یادم رفت بهار شده؟ فکر میکردم بشه که یک روز لبخند زد اما من هم اشتباه میکنم. شاید باید حواسم باشه که اشتباه نکنم.
نوشتهٔ ۱ فروردین، ۱۴۰۴ | 0 |
| 15 | Glenn Gould - Fantasia in D Minor, K. 397.mp3 | 0 |
| 16 | -امروز هوا چه خوبه!
+باز دوباره داری با خودت صحبت میکنی؟
-دیشب یادم افتاد که قبلا با خودم صحبت میکردم.
+چی تورو یادش انداخت؟
-دیروز هوا خیلی قشنگ بود.
+هوا که خوشمزه باشه، یادِ چیزها میافتیم.
-یاد چیها(؟)
+یاد صحبتهامون، یاد خاطرهها.
-یاد نوشتهها، یاد صورتها.
+یادِ موسیقی؟ رهمینور و مندلسون. خوبه که مطالعه داشتم، حالا هارمونی و رنگها برام معنا پیدا کردن.
-پریروز نشستم فکر کردم که اگه بهار اومده چرا هنوز ناراحت و غمگینم.
+من فکر میکردم خیلی وقته که ناراحت و غمگین نیستی(؟)
-مثل الآن که یاد میکنم غمگین میشم.
+الآن که فکر میکنم منم میشم، منتها فکر میکنم که دارم به فکر چیزی عصبانی میشم و اینطوری غم رو با جنس دعوا سرِ تو خالی میکنم.
-فکر کنم دعوا کردن باهات رو دوست داشته باشم. نمیدونم.
+امروز هوا خوشمزهست.
-وقتشه جمع کنیم و برگردیم یکجا که باد میبره.
+چی رو؟
-تو رو دیگه. باد میبردت.
+تو هم باد میبره.
-من هم باد میبره. حداقل باد تورو یاد من میاندازه.
+من هم یاد تو میانداره.
-میگم، ولی باد اونقدرام خوشمزه نیست.
+یک چیزی هست که بهنظرم برات خوشمزه باشه.
-وای خفه شو.
+نوچ نوچی.
-باشه حالا. میگم افتتاحیه موزهست. مثل همیشه یکسری کار داریم که مطلقا انجامش نمیدیم و آخر شب از هم متنفر میشیم. ولی فرصتی نمونده. فاکتورِ کِلاج و اهرمی هم نداریم هیچوقت. یه لحظه صبر کن.
+چندتا کار مهم داری. خوش میگذره ولی داری حرکت نمیکنی. چرا داری برمیگردی به گذشته؟ پاشو دیگه. پاشو خلق کن. اتفاقا این روزهای آخر بهونهست.
-آخر هفته تولدته.
+آااه.
-آااااه.
+باروک(؟)
-نجاتمون میده.
+خیلی گم شدم. بیا حداقل تا آخر سال تو کارهای خودت رو انجام بده و من هم کارهای خودم رو.
-این بهترین چیزی بود که تابحال گفتی.
+بهترینهاشو ندیدی.
-خفه.
+بامبام دادام.
-دامدام با-بام.
دارم فکر میکنم/ ۲۱ اسفند، ۱۴۰۳ | 0 |
| 17 | 07_Glenn_Gould_Partita_No_2_in_C_Minor,_BWV_826_I_Sinfonia.mp3 | 0 |
| 18 | دلم میخواست یک کیمیاگر در قرون وسطا باشم. مثلا توی غذای یک پادشاه زهر میریختم. | 0 |
| 19 | 26_Glenn_Gould_Overture_in_the_French_Style_in_B_Minor,_BWV_831.mp3 | 0 |
| 20 | - نجاتم میدهد از غم. نجاتم میدهد از ناتوانی. | 0 |
