en
Feedback
مطالعه گران

مطالعه گران

Open in Telegram

خوش آمدی به کانال تلگرام ما #هدف_برنامه‌های_مطالعه_ما ! ♦️رضامندی ذات حق ♦️دریافت حقیقت ♦️زدودن جهل از میان قشرجوان ♦️تقویت سطح آگاهی های خویشتن

Show more
1 872
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2230 days
Posts Archive
📚مسابقه کتاب‌خوانی با جوایز ارزنده📚 از آن جایی که همه‌ی ما نسبت به دین مبین اسلام مسئولیت بزرگی داریم و طوفان‌های الحادی نیز  از هر طرف جوانان مسلمان را فراگرفته، مجموعه مرکز هدایت؛ رد اسلام‌ستیزان تصمیم به برگزاری مسابقه‌ی کتاب‌خوانی گرفته است. طریقه‌ی مسابقه: کتاب را دانلود فرمایید و سؤالات و برگه‌ی پاسخنامه را از (این لینک) دانلود کرده و از آن پرینت گرفته و گزینه‌ی صحیح را در پاسخ نامه رنگ کنید و سپس برگه‌ی پاسخ‌نامه را به همراه اطلاعات خواسته شده عکس گرفته و فقط به این آیدی بفرستید. @HedayatBook2025 🎁جوایز: نفر اول: ۱۰۰۰۰ افغانی (۱۱ میلیون تومان) نفر دوم: ۸۰۰۰ افغانی نفر سوم: ۶۰۰۰ افغانی نفرات ۴ تا ۹: هر کدام ۴۰۰۰ افغانی مهلت مسابقه:  ۱۴۰۳/۱۱/۸ تا ۱۴۰۳/۱۲/۸ اعلان نتایج: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰ اگر سوالی یا پیشنهادی و یا انتقادی داشتید به این آیدی بفرستید. @HedayatBook2025 به کانال مرکز هدایت بپیوندید. https://t.me/Hedayat1442

📚مسابقه کتاب‌خوانی با جوایز ارزنده📚 از آن جایی که همه‌ی ما نسبت به دین مبین اسلام مسئولیت بزرگی داریم و طوفان‌های الحادی نیز  از هر طرف جوانان مسلمان را فراگرفته، مجموعه مرکز هدایت؛ رد اسلام‌ستیزان تصمیم به برگزاری مسابقه‌ی کتاب‌خوانی گرفته است. طریقه‌ی مسابقه: کتاب را دانلود فرمایید و سؤالات و برگه‌ی پاسخنامه را از (این لینک) دانلود کرده و از آن پرینت گرفته و گزینه‌ی صحیح را در پاسخ نامه رنگ کنید و سپس برگه‌ی پاسخ‌نامه را به همراه اطلاعات خواسته شده عکس گرفته و فقط به این آیدی بفرستید. @HedayatBook2025 🎁جوایز: نفر اول: ۱۰۰۰۰ افغانی (۱۱ میلیون تومان) نفر دوم: ۸۰۰۰ افغانی نفر سوم: ۶۰۰۰ افغانی نفرات ۴ تا ۹: هر کدام ۴۰۰۰ افغانی مهلت مسابقه:  ۱۴۰۳/۱۱/۸ تا ۱۴۰۳/۱۲/۸ اعلان نتایج: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰ اگر سوالی یا پیشنهادی و یا انتقادی داشتید به این آیدی بفرستید. @HedayatBook2025 به کانال مرکز هدایت بپیوندید. https://t.me/Hedayat1442

سلام در ریاست تنظیم ادویه و غذا در کابل کسی شناخت داره؟

سلام وقت بخیر! شما میتوانید از این دریچه زبان ترکی، عربی را به شکل آکادمیک با اساتید مجرب ورزیده بیاموزید. https://t.me/Arapca_t

کانال ما به چند آدمین فعال از طبقه ذکور و اناث در بخش نشر کتاب ها نیاز دارد افرادیکه خود را واجد شرایط میدانن و وقت کافی دارن
کانال ما به چند آدمین فعال از طبقه ذکور و اناث در بخش نشر کتاب ها نیاز دارد افرادیکه خود را واجد شرایط میدانن و وقت کافی دارند می‌توانن مشخصات خود را در ای دی ذیل بفرستن @hashimisaheb

جریده: قانون امر بالمعروف ناشر: وزارت عدلیه د امر بالمعروف او نهی عن المنکر قانون.

#خبر_فوری الجزیره: رهبر جنبش حماس(اسماعیل هنیه) در نتیجهٔ حمله خائنانه صهیونیستها به محل اقامت وی ​​در تهران به شهادت رسید. روزی که شود إذا السماء انفطرت وانگه که شود إذا الکواکب انتثرت من دامن تو گیرم اندر سئلت پرسم بأي ذنب قتلت شهادت هنر مردان خداست... https://www.facebook.com/share/p/FEr1QF82yA5ddxhw/?mibextid=qi2Omg

یکی آمد و گفت؛ در آینده ی نزدیک مکاتب و دانشگاه ها بروی دختران باز خواهد شد. گفتم: چه خوب است! ولی خب؛ این مدت زمان که میلون ها دختر به مکتب نرفته اند چطور خواهد شد؟ گل امید های که پرپر شد را چی باید کرد؟ منزوی شدن این همه دختر را چگونه میشود درمان باید کرد؟ چندین سال زندانی شدن را چگونه جبران باید کرد؟ این تاریخ سیاه ره چگونه پنهان باید کرد؟ پ ن: هیچ چیز مثل قبل برای دختران محروم از تعلیم و تحصیل نمیشود، همه چیز تغییر کرده است، بعضی ها را به شوهر داده اند، بعضی ها در خانه های شان از بیماری روانی رنج میبرند، بعضی ها که استوار بودند و قوی مینویسند، بعضی ها اواره دیار بیگانگان شده اند. هر چیز در زمان و مکان خودش زیباست حالا تحصیل باشد، عشق باشد، کودکی باشد و دختر بودن باشد. بدیل این همه محرومیت دختران وطنم هیچ چیز نیست، هیچ چیز هم نخواهد شد، هیچ چیز! ما برادران معذوریم قهرمانان 💔 شکیب نقشبندی

و برای تحمل این همه درد های کمر شکن؛ همه ی ما به جان های بیشتر نیاز داریم، تا مثال پشک هفت دم شده و جان ز کف مان بیرون نشود، و گرنه یک جان را برای این همه درد توان مقابله کجاست؟ شکیب نقشبندی

از کانال ما راضی استین؟
Anonymous voting

فدایش میکنم جان را ولی او عشق پنهان میکند مثال زلف پیچانش حال ما را نیز پریشان میکند چه چشم دلبرم دارد و لب است لعل شکر او را بدیدم‌کاسه ی چشم اش و باز ما را سرگردان میکند وصف شعر مراست همه در توصیف چشمان اش که او با نقطه ای ممنوع شعر گفتن را هم پایان میکند من ز شصت پا تا به پیشانی سرش شعر گفته ام لا به لای بیت پریده باز با کین مرا مهمان میکند گفتم بیا قدر بگویم بشنوی راز دل من را ولیک کافه و قهوه ام را تلخ کرده باز قصد خیابان میکند شکیب نقشبندی

https://t.me/tapswap_mirror_1_bot?start=r_288046326 🎁 +2.5k Shares as a first-time gift تب سواپ یکی از ارز های دیجیتال است که بیش از دوازده میلیون نفر عضو داره فعلا ارزش ندارد در بازار دیجیتال تا هنوز رایگان است اخیر همین ماه نرخ گذاری میشه خوابست چانس ما ره با هم تجربه کنیم، یکبار با هم جاین میشیم.

پروانه ای درونم کافیست، بیا که ترا پیدا بکنم تو و خود را میخواهم زین محنت و غم رها بکنم دوست میدارم تو شیرین باشی، فرهاد ات شوم قصه را از عشق و افسانه گویم غوغا را به پا بکنم خواب های شیرین ی که دیده ایم همه را یکجا زیبا تعبیر خواهیم‌کرد، مثال اش وعده را وفا بکنم بعد این تعبیر نقاش میشوم تا به آن دم که من تصویر قشنگ کشیده با تو، زندگی را زیبا بکنم شکیب نقشبندی

جز روی تو هر گل را که من تماشا بکنم نشد گفتم که با جفایت حتی، من مدارا بکنم نشد یک لحظه را یک ثانیه و یک روز را گفتم که نداشتن ات را، من تمنا بکنم نشد چشمان تو زیباست عزیز، در پرتو خیال من گفتم میان شعر وصف چشمانت، من پیدا بکنم نشد هر بیت شعر مرا اسم است اسم تو محبوب من گفتم که در قالب شعر من، عشق تو را جا بکنم نشد ✍🏼: شکیب نقشبندی Friday - 10 may - 2024

صبح زود بود! داشتم در زیر لحاف چرت های گذشته ی پر دغدغه، حال کسل کننده و آینده نا معلوم ام را میزدم که با تکان دست ی خیال را بی خیال شدم. خواهرم بود؛ لباس که چند مدت قبل، اصلا از حق نگذریم چند سال قبل اش را بر تن کرده بود. گفت: بازان! میایی با هم قدم بزنیم؟ گفتم: دیوانه شده ای دختر جان، در این وقت قدم زدن نمیدانی مگر این روز ها حتی نمیشود با خواهرت پهلو به پهلو رفت؟ گفت: چرا! خوب هم میدانم، دلم هوس کرده است، بیا و قدر منت و شاید قدر کتک را به جان بخر، آخر اسمت برادر است، برادر! از جا برخواستم، بیرون شدیم و قصه قصه کرده سرک پنج، دو و بلاخره سوم، کم کم داشتم میفهمیدم که انگیزه اش چیست . هر قدر پایین تر میرفتیم حرف هایش گسسته میشدند، دلش بغض کرده بود، سرمه چشم هایش با اشک مکس شده و اطراف چشم هایش را سیاه کرده بود. دستم را گرفت و‌گفت؛ باران، برگرد پاهایم توان رفتن به این سرک را ندارد، هر گوشه و کنار اینجا مرا یاد مکتب ام میاندازد. از دور اسم مکتب اش را (ملکه ثریا) گفت و برگشت.ما بر گشتیم، سکوت میان‌ما را فقط سر و صد های اطراف میشکست، خجل شده بودم، شرمسار بودم، به سویش نگاه نمیتوانستم من هم شدم برادر؟ شرمنده ی خواهران محروم از تعلیم و تحصیل هستیم! 💔🥲 ✍🏼:شکیب نقشبندی

رو کرده ای یار از من دگر چه انتظار داری؟ دلم رنجانده ای و مدام عشق انتظار داری؟ شب و روز مرا کرده ای یکسان ای بی حمیت بگو بر من؛ که جز شادی از من چه یادگار داری؟ مزن به من لاف وفا که هرگز یاری نکرده ای باز میگویی به او که هوای دل شهریار داری؟ به تیر عشق خود کرده ای زخمی دل بیچاره ام را بس نیست همین یک دل، که باز ارزوی شکار داری؟ بترس از آهی که بیرون شود از دل خسته ای رنجور من توبه کن دگر بس است، با دل بیچارگان چه کار داری؟ ✍🏼: شکیب نقشبندی 🫰🏼💔

من آن نو موسیویم و تو آن تازه مادمازل که ما دوریم ز هم و ارتباط دارد دل با دل از آن روز که یافتمت میان انبوه از ادم نوشتن را شروع کردم عمیقا از زیر این دل شکیب نقشبندی

من که دیدم میشود دستی گرفت و بعد رها کرد محبت هر که با طفل کرد، اشتباه و هم خطا کرد دو سه صد مرتبه فریاد کرده اند مولانا و هم وحشی صداقت هر که کرد در عشق، طرف آخر جفا کرد میان این همه اقوال، اشعار و مشاعر من بیدل به آن افزوده میگویم؛ تباه کرد خویش آن کس وفا کرد یک عمر را، یک خانه و یک دل را غنیمت است نگاه کردن بدینسان، که با عشق در لحظه آنرا فنا کرد شده اند همه طفل، زنند در ی دل را با تکه های سنگ هر آنکس شکست خانه دل، زندگی را تباه و هم گناه کرد نباشند خوش که ما داریم، فخر شکت شیشه ای دل را تقاصش همان دم میدهید، که الله قیامت را به پا کرد شکیب نقشبندی کتاب: دو ستاره دارم