□■|||بارکد|||■□
Open in Telegram
پرستار دانشجوی ارشد پرستاری اینجا بخشهایی از زندگیم جریان داره که انتخاب میکنم دربارهش حرف بزنم... بفرمایید تو دمدر بده! صندوق پستی بارکد؛ https://t.me/SendHarfBot?start=d863ae451f48
Show more212
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
وقتایی که ذوق دارم و دوست دارم یه عاااالمه حرف بزنم اگه کسی نباشه واقعا خفه میشم! خیلی خوبه که اینجا هستین و منو میخونید، ممنون حضورتونم :)))
و آخرین کلام؛ در ستایش رفاقتهای فرازمینی!
ماجده محمدی درباره دوستش و کسی که این جمع رو باهم از یه گروه ۱۲ نفره شروع کردن یعنی فرزانه پزشکی میگفت، خیلی از آرزوهایی که واسه این جمع داشتن و خیلی از گرههایی که بهکار افتاده بود با رفتن فرزانه باز شد و محقق شد، معتقد بود فرزانه با رفتنش دستش بازتر بوده برای کمک، از حیات طیبه حرف زد و در حین این حرفها چندبار بغض کرد و هوای چشماش بارونی شد...
داشتم فکر میکردم که آدم چقدر باید خوشبخت و نورچشمی همون معشوقهای مشترک باشه که چند سال بعد از پرکشیدن از این دنیا، تو همچین جمعهای پربرکتی اسمش تکرار بشه و ازش به نیکی یاد بشه...
خوشبحالش بخاطر پایه گذاشتن این جمع و داشتن این چنین رفیقی :)
پینوشت؛ فرزانه پزشکی سال۴۰۱ در اثر سانحه تصادف درگذشت.
و در نهایت یادبود اختصاصی روضه...
مهمان عزیزِ امام!
چه ترکیب دلچسبی و شیرینی
چقدر جشن تولد شما برای من آرامشبخش قلبم بود امام جواد عزیزم❤️🩹
و این کارتهای صلوات که حتما یه نشونهست!
شهیدبهشتی باب رفاقت با من رو باز کردن، چه تو دانشگاه چه تو روضه :)))
راستی؛ کاری هست که اونقدر خالص و البته بیعیب و با کیفیت انجامش بدی که بخاطرش بهچشم اونی که باید بیای؟ فکر کردی به اینکه امام زمانت بخاطر چه کاری ممکنه بیاد سراغ تو؟
دیگه اینکه؛
حکیمهخاتون دختر امام جواد بود و در نتیجه زندگی تو خونهی امام هادی در نهایت شد واسطه ازدواج امام حسنعسکری و نرجسخاتون(که اون زمان اسمشون ملیکا بود)
واسطهی همچین ازدواجی بودن یعنی شریک بودن تو همهی اتفاقات خوب و تاثیراتی که در ثمرهی این ازدواج یعنی امام مهدی تو جهان گذاشتن و بعد از ظهور قراره بذارن...
چقدر یک زن میتونه حضورش موثر باشه و پربرکت!
خدا کنه ما هم تو زمان درست، تو مکان درست باشیم...
دیگه اینکه حکیمهخاتون
دختر امام جواد بود و توفیق خونهی امام هادی در نهایت شد واسطه ازدواج امام حسنعسکری و نرجسخاتون(که اون زمان اسمشون ملیکا بود)
واسطهی همچین ازدواجی بودن یعنی شریک بودن تو همهی اتفاقات خوب و تاثیراتی که در ثمرهی این ازدواج یعنی امام مهدی تو جهان گذاشتن و بعد از ظهور قراره بذارن...
چقدر یک زن میتونه حضورش موثر باشه و پربرکت!
خدا کنه ما هم تو زمان درست، تو مکان درست باشیم...
و اما دربارهی محتوا؛
از ماجده محمدی یاد گرفتم که تو نیت کردن وحشی باشم!
کوچیک کوچیک نیت نکنم، بزرگ بزرگ بخوام؛ حتی اگه از بیان کردنش خودمم خندهم گرفت، بازم کمنذارم، مجنون باشم!
حیف نیت نباشم!
مثل آدم حیف نون، الکی هدر ندم نیتهام رو...
دیگه اینکه نظم بسیار بسیار مهمه، تشکلات مهمه، زمانشناس بودن خیلی ارزشمنده؛ و آرزوهای همیشگی من از قدیم این بوده که جمعهای مذهبی خودشون رو با پررنگ نشون دادن این ویژگیها نشون بدن که خداروشکر اخیرا نمونههاش کم نیست دیگه...
دومین اینکه درود بر جمع بودن، بر گروه بودن، بر اجتماع و نرمشدن قلبها و گرفتن دست آدمهایی که شاید اصلا نمیشناسیشون ولی به واسطهی معشوقهای مشترک باهاشون احساس نزدیکی میکنی...
و اصلا برای کنارهم قرار گرفتن، چه نخ تسبیحی محکمتر از معشوق مشترک؟!
Repost from [عروس عهد قاجاریه]
"جواد" یعنی کسی که صبر نمیکنه نیازمند بره سراغش، خودش میگرده نیازمند رو پیدا و بهش کمک میکنه.
دیگه ببین واسه کسی که میره سراغش چه سنگ تمومی میذاره.
امروز برای اولین بار رفته بودم نشست «روضه امام جواد» و باید بگم وووی! چقدر دوست دارم راجع بهش حرف بزنم براتون...
#حرفای_درگوشی
اینکه بعضی آدمها خودشون رو از «عذرخواهی کردن» و «از دل دیگران در آوردن» بینیاز میبینن، واقعا ویژگی عجیب و کثیفیه!
دو سال اومدیم تهران ارشد بخونیم، کل جوابای سوالای امتحانِ تاریخ معاصر چند سال آینده رو داریم زندگی میکنیم اینجا!
