en
Feedback
هر ایرانی، یک «شهروند درجه ۱»

هر ایرانی، یک «شهروند درجه ۱»

Open in Telegram

از این پس قصد دارم نوشته‌ها و فعالیت‌هایم را در این کانال منتشر کنم. راه ارتباطی با ادمین: @saramad16166

Show more
Iran391 005The category is not specified
395
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+630 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
December '24
December '24
+5
in 1 channels
November '24
+6
in 0 channels
Get PRO
October '24
+2
in 0 channels
Get PRO
September '24
+12
in 0 channels
Get PRO
August '24
+9
in 0 channels
Get PRO
July '24
+6
in 0 channels
Get PRO
June '24
+15
in 0 channels
Get PRO
May '24
+2
in 0 channels
Get PRO
April '24
+5
in 0 channels
Get PRO
March '24
+27
in 0 channels
Get PRO
February '24
+77
in 3 channels
Get PRO
January '240
in 1 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '23
+2
in 0 channels
Get PRO
October '23
+11
in 0 channels
Get PRO
September '23
+24
in 0 channels
Get PRO
August '23
+92
in 0 channels
Get PRO
July '23
+5
in 0 channels
Get PRO
June '23
+4
in 0 channels
Get PRO
May '23
+14
in 0 channels
Get PRO
April '23
+7
in 0 channels
Get PRO
March '23
+326
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December0
19 December0
18 December+1
17 December0
16 December0
15 December0
14 December0
13 December0
12 December0
11 December0
10 December+1
09 December0
08 December+1
07 December0
06 December+1
05 December0
04 December0
03 December0
02 December0
01 December+1
Channel Posts
2
+1
No text...
0
3
https://youtu.be/Fkdkr32lmmo?si=S_4-QGilGqum5OuI
0
4
I'm hooked on ویژه‌برنامه از سیدنی به آینده ایران | دکتر سید یاسر بنی‌هاشمی on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/641452924
0
5
No text...
0
6
No text...
0
7
No text...
0
8
No text...
0
9
+1
No text...
0
10
No text...
0
11
برگزاری کارگاه آموزشی با عنوان: «رمز و راز موفقیت پروژه‌ها» با حضور ۵۰ نفر از مهندسان و علاقمندان به مباحث مدیریت پروژه مشهد+1
برگزاری کارگاه آموزشی با عنوان: «رمز و راز موفقیت پروژه‌ها» با حضور ۵۰ نفر از مهندسان و علاقمندان به مباحث مدیریت پروژه مشهد ۱۴۰۲/۰۷/۰۵
0
12
No text...
0
13
خوب خدا را شکر، محل هزینه کرد ۶ میلیارد دلار پول آزاد شده هم مشخص شد. 😊 متن قانون تصویب شده را بخوانید تا ببینید چه نان و روغنی برای بعضی‌ها مهیا کرده است. از جنس همان نان و روغن‌هایی که تابه‌حال سبیل خیلی‌ها را چرب کرده، ولی نانی برای مردم گرم نکرده است! https://www.google.com/amp/s/www.farsnews.ir/amp/14020629000535
0
14
No text...
0
15
+9
No text...
0
16
✍🏼 یک سال گذشت... سید یاسر بنی‌هاشمی بیست و پنجم شهریور ماه ۱۴۰۲ (بخش ۳ از ۳) پس چه باید کرد؟! معتقدم باید به‌جای رویکرد سلبی، از رویکردی ایجابی بهره برد. به‌جای اینکه دائما زشتی‌های این حکومت را فریاد بزنیم و مرگ بر این و آن بگوییم، باید جامعۀ ایده‌آل خودمان را بر یک مبنای عقلانی و اخلاقی ترسیم کنیم و آنقدر درباره‌اش حرف بزنیم، تا تبدیل به یک خواست جمعی شود. ما نیازمند یک جامعۀ آگاه و قوی هستیم که بداند چه می‌خواهد و بتواند یکصدا خواسته‌اش را فریاد بزند و آنقدر مطالبه‌اش را تکرار کند تا عاقبت حکومت را مجبور به شروع اصلاحات کند. می‌دانم که این مسیری سخت، طولانی و طاقت‌فرساست، اما مطمئن باشید که راه میان‌بُری که ما را به سرمنزل مقصود برساند وجود ندارد. اما آن مبنای عقلانی و اخلاقی که باید جامعۀ ایده‌آل‌مان را بر آن بنا کنیم چیست؟ بنظرم همان اصل طلائی (Golden Rule) که همۀ فلاسفۀ اخلاق فارغ از دین و آیین‌شان بر آن صحه گذاشته‌اند می‌تواند بهترین سنگ زیربنا برای آن باشد: ‘Treat others as you would like others to treat you’ . این همان پند علی (ع) به فرزندش حسن‌بن‌علی (ع) است که پیش‌تر اشاره کردم: «با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری آنها با تو رفتار کنند». چه جامعۀ زیبایی خواهد شد، جامعه‌ای که همۀ شهروندانش به این اصل اخلاقی پایبند باشند. ترجمان این اصل اخلاقی در زبان شهروندی این است که ما به‌دنبال ساختن جامعه‌ای هستیم، که در آن همۀ شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، جنسیت و اعتقاداتشان، از فرصت‌های برابر برای استفاده از امکانات برخوردار باشند و بتوانند بر اساس شایستگی‌شان، به بالاترین مدارج رشد و شکوفایی چه در مقیاس فردی و چه اجتماعی برسند. به عبارت دیگر، هر ایرانی انتظار دارد در کشور خودش، شهروند درجه ۱ باشد. معتقدم ریشۀ اصلی کاهش کیفیت حکمرانی و ناکارآمدی حاکمیت در حل مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیستی که اعتراض به‌حق مردم را در پی داشته، به رسمیت شناخته نشدن همین حق بنیادین شهروندان بوده است. بنابراین، بیایید همگی به‌عنوان شهروندان ایرانی که سربلندی ایران و همۀ ایرانیان را آرزو داریم و قلبمان برای سعادت این کشور و همۀ مردمانش فارغ از زبان، قومیت، جنسیت و اعتقاداتشان می‌تپد، این حق را برای خود و سایر شهروندان قائل باشیم که تا استیفای کامل این حق بنیادین شهروندی، به تلاش مسالمت‌آمیز خود برای تحقق جامعۀ ایده‌آل‌مان ادامه دهیم. من هم بین خود و خدایم عهد می‌بندم که تا تحقق این هدف بلند و متعالی، همچون یک سال گذشته، همچنان موی سرم را به نشانۀ دست کشیدن از تمام تعلقات دنیوی کوتاه نگه دارم، در مذمت خشونت و در پاسداشت صلح و دوستی، همچنان لباس سپید بپوشم، و در سوک عزیزانی که جان‌های عزیزشان را در این راه هبه کردند شال مشکی بیاندازم.
0
17
✍🏼 یک سال گذشت... سید یاسر بنی‌هاشمی بیست و پنجم شهریور ماه ۱۴۰۲ (بخش ۲ از ۳) به این بیاندیشید که اگر در ایران حکومتی غیردینی حاکم بود، چه انتظاراتی از آن داشتید؟ حالا ببینید آیا آنچه برای خود از آن حکومت انتظار داشتید را هم‌اکنون که قدرت در دستان شماست، دربارۀ آنها که مثل شما نمی‌اندیشند به‌کار بسته‌اید؟ چندی پیش، روز تعطیلی را به همراه خانواده، به منطقه‌ای ییلاقی رفتیم و در کنار رودخانه‌ای اتراق کردیم. جمعی از جوانان دختر و پسر هم در همان نزدیکی نشسته بودند و از مصاحبت یکدیگر لذت می‌بردند، همانطور که ما از دور هم بودن در دامان طبیعت لذت می‌بردیم. ساعتی نگذشته بود که ناگهان صدای ضبط ماشینشان بلند شد و با آهنگی تند، شروع به رقصیدن کردند. همسرم و خواهرم از این وضعیت بسیار آشفته شدند و درخواست کردند که محل را ترک کنیم، اما من مخالفت کردم و گفتم الان می‌روم و مسئله را حل می‌کنم. نزدیک آن جمع شدم و خیلی متحرمانه به آنها گفتم: «ما هم مثل شما در این روز تعطیل به طبیعت پناه آورده‌ایم تا در کنار هم خوش باشیم و رفع خستگی کنیم. این کار شما موجب آزار و اذیت خانوادۀ من شده است و اگر ادامه پیدا کند، مجبور به ترک این محل خواهیم بود. آیا اگر یک نفر همین الان بیاید و در این مکان نوحه پخش کند، باعث آزار و اذیت شما نخواهد شد؟ پس اگر شما آن رفتار را نسبت به خودتان نمی‌پسندید که البته از نظر من هم کاملا ناپسند است، این رفتارتان نسبت به دیگران را هم نباید بپسندید». با همین گفت‌وگوی کوتاه مسئله حل شد و آنها به احترام ما، از خواستۀ خودشان گذشتند. بعد که نزد خانوادۀ خودم آمدم، از آنها پرسیدم آیا مذهبی‌های ما هم در اعیاد مذهبی و روزهای عزاداری، همین‌طور مراعات همشهری‌هایشان را می‌کنند؟ آیا به اینکه صدای بلند نوحه پخش کردن و توی کوچه‌ها دستۀ عزاداری راه انداختن و طبل و سنج زدن و در خیابان‌ها راه‌بندان درست کردن چقدر می‌تواند موجب آزار و اذیت مردمی شود که باورهای متفاوتی دارند حواسشان هست؟ واقعا در جامعۀ ما، چه در سطح حکومت و چه در سطح مردم دیندار، چقدر در تعامل با بخشی از جامعه که مثل ما نمی‌اندیشند به این پند مولایمان علی (ع) پایبند بوده و هستیم؟ و اگر نقصی از این بابت مشاهده کرده‌ایم، چقدر از باب امر به معروف و نهی از منکر، تذکر داده‌ایم و مطالبه کرده‌ایم؟ اگر در یک حکومت غیردینی انتظار داریم به ما دین‌دارها کرسی دانشگاهی داده شود، اجازۀ تشکیل حزب و تشکیلات برای شرکت در رقابت‌های سیاسی اعطا گردد، به‌خاطر اعتقاداتمان در گزینش‌های اداری در معرض تبعیض قرار نگیریم، بلکه براساس شایستگی‌مان با ما برخورد شود، اجازۀ برپایی مناسک و شعائر دینی‌مان و داشتن سبک زندگی اسلامی خودمان را داشته باشیم، و از آزادی بیان برای ترویج افکار و اعتقاداتمان در سطح جامعه برخوردار باشیم و همۀ اینها را جزو حقوق اولیۀ شهروندی خودمان می‌پنداریم، پس چرا این حقوق را در حکومت فعلی برای دگراندیشان قائل نیستیم؟! با اندکی تأمل درخواهیم یافت که چقدر از این پند اخلاقی مولایمان دور هستیم! پس حال چه باید کرد؟! بنظر من وظیفۀ تک تک ماست که در جهت پیاده‌سازی این اصل اخلاقی، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه بکوشیم. اگر این کوشش ما نمود اجتماعی پیدا کند، نه تنها شکاف‌های اجتماعی بین قشر مذهبی و دیگر اقشار متکثر و دگراندیش جامعه ترمیم می‌شود، بلکه علاوه بر آن، با ایجاد انسجام اجتماعی و استفاده از ظرفیت‌های معطل مانده، راه برای رشد و پیشرفت کشور و رفاه بیشتر مردم هموار خواهد شد. اما در بخش دوم سخنم، قصد دارم، آن دسته از معترضان و دگراندیشان را که از ناکارآمدی حکومت و تبعیض‌های ناروایش به تنگ آمده‌اند و از اصلاح آن ناامید شده‌اند مخاطب قرار دهم. همانطور که پیش‌تر اشاره کردم، من هم مثل شما از اینکه این حکومت خودش منشأ اصلاحات باشد ناامیدم. اما همانطور که از ابتدای اعتراضات همواره تأکید داشته‌ام، با روش‌های خشونت‌آمیز و براندازانه برای ایجاد تغییر مخالفم؛ چرا که معتقدم در رویکرد خشونت‌آمیز، اولا به‌دلیل غلبۀ احساسات بر عقلانیت، ریسک انحراف مسیر مطالبات توسط افراد و سازمان‌های فرصت‌طلب بسیار بالاست، ثانیا افتادن در چرخۀ خشونت، عواقب بسیار ناگواری برای جامعه به همراه خواهد داشت و جان و اموال بسیاری از مردم جامعه را که همگی عزیزان و سرمایه‌های ما هستند به خطر خواهد انداخت، و ثالثا، قدرت جذب و همراه کردن بدنۀ اجتماعی را به شدت کاهش خواهد داد.
0
18
✍🏼 یک سال گذشت... سید یاسر بنی‌هاشمی بیست و پنجم شهریور ماه ۱۴۰۲ (بخش ۱ از ۳) یک سال گذشت... یک سالِ پر از درد و اندوه و تلخی‌ها و شیرینی‌ها؛ تلخیِ از دست دادن جان‌هایی عزیز، و شیرینیِ رشد و بلوغ یک ملت. می‌گویند انسان در کوران حوادث و سختی‌هاست که به رشد و بالندگی می‌رسد. این موضوع در مورد یک جامعه هم صادق است. معتقدم در یک سال گذشته، جامعۀ ما با حوادثی که از سر گذراند، چند سال بزرگ‌تر و بالغ‌تر شد. مهم این است که درس‌آموخته‌های این یک سال را توشۀ راهی کنیم که آغاز کرده‌ایم. مدت‌هاست که دیگر از اینکه این حکومت خودش را اصلاح کند، قطع امید کرده‌ام و معتقدم، فقط با ساختن یک جامعۀ قوی، آگاه، و مطالبه‌گر می‌توان «راه باریک آزادی» را پیمود. بنابراین تصمیم گرفته‌ام، به‌جای «آب در هاون کوبیدن» و مخاطب قرار دادن حکومت، با اقشار مختلف جامعه به گفت‌و‌گو بنشینم تا با هم، راهی برای رام کردن این «لویاتان» سرکش بیابیم. در این نوشتار قصد دارم دو طیف اصلی جامعه را که به هر دو تعلق خاطر دارم، مخاطب قرار دهم: طیف اول، آن‌دسته از قشر مذهبی جامعه است که تنها دلیل حمایتشان از این حکومت، با وجود تمام نقص‌هایی که در آن می‌بینند، نگرانی‌شان بابت حفظ اعتقادات و شعائر مذهبی‌شان است. من حساب این قشر را از آن دسته از به اصطلاح مذهبیونی که این حکومت را برای استفاده از رانت و کسب پست و مقام می‌خواهند جدا می‌کنم. می‌خواهم به این عزیزان بگویم که من هم دغدغه‌های شما را می‌فهمم و اتفاقا با شما هم‌داستانم، اما معتقدم راهی که این حکومت می‌رود، به آنچه شما به‌دنبال آن هستید نخواهد انجامید. زیباترین مفاهیم اخلاقی و انسانی هم اگر با زبان زور و خشونت ارائه شود، مخاطبی را جذب نخواهد کرد و جز نفرت‌افزایی حاصلی نخواهد داشت. این واقعیت را باید پذیرفت که جامعۀ امروز ایران، جامعه‌ای بسیار متکثر از لحاظ اعتقادی‌ست و تاریخ نشان داده است که سیاست‌های یکدست‌سازی جامعه، محکوم به شکست است. با سانسور کردن بخش بزرگی از جامعه که مثل شما نمی‌اندیشند و به آنچه شما باور دارید، باور ندارند، واقعیتِ حضور و زیست آنها در این جامعه را نمی‌توانید انکار کنید. با این کار، صرفا خشم آن بخش از جامعه را که از حقوق اجتماعی‌شان محروم شده‌اند برمی‌انگیزانید و شعلۀ نفرت از دین و مظاهر آن را در دل آنها شعله‌ور می‌سازید که این خود نقضِ غرض است. بیایید این پند حکیمانۀ مولا علی (ع) را اساس ارزیابی رفتارمان در جامعه قرار دهیم، آنجا که در نامۀ 31 نهج‌البلاغه خطاب به فرزندشان امام حسن (ع) فرمودند: «يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا». به این معنا که: «اى فرزند عزيز، نفس خويش را ميزانى بين خود و بين ديگران قرار ده، پس از براى ديگران دوست بدار آنچه را كه براى خودت دوست مي‌دارى، و خوش ندار براى ديگران آنچه را براى خودت خوش نداری».
0
19
No text...
0
20
No text...
0