en
Feedback
اکهارت تله کتاب صوتی متن

اکهارت تله کتاب صوتی متن

Open in Telegram
2 780
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+1430 days
Posts Archive
تو نمی‌توانی چیزی که نمی‌دهی را دریافت کنی. آنچه به بیرون جریان می‌یابد، آنچه به درون می‌آید را تعیین می‌کند. هرچه هست که فکر
تو نمی‌توانی چیزی که نمی‌دهی را دریافت کنی. آنچه به بیرون جریان می‌یابد، آنچه به درون می‌آید را تعیین می‌کند. هرچه هست که فکر می‌کنی دنیا دارد از تو باز می‌دارد، از قبل آن را داری، اما تا وقتی اجازه ندهی که آن به بیرون جریان پیدا کند، حتی متوجه نخواهی شد که آن را داری. حتی فراوانی هم. آن انرژی‌ای که به بیرون می‌دهی، به تو بر می‌گردد. #اکهارت_تله

🌾🌿🌾🌿 برخی از «من درون هـا» اگر نتواننـد سـتایش و تحسینی را که از دیگران می خواهند به دست بیاورند، بـه شـکـل هـای دیگری از توجه رو می آورند و نقش هایی بازی می کنند تا به آن توجه دست بیابند. اگر نتوانند توجـه مثبـت دیگران را جلب کنند، ممکن است در عوض دست به کار شوند تا توجه منفی بگیرند؛ برای نمونه، به واکنش منفی کسی دامن بزنند. برخی از کودکان این کار را انجام می دهند. آن ها با رفتار بی ادبانه جلب توجه می کنند. هر جا که «من درون» توسط یک تندیس درد شدید فعال می گردد، ایفای نقش های منفی به گونه ای خاص مشخص می شود. به سخنی دیگر، این گونه ایفای نقش، دردی عاطفی از گذشته است که می خواهد خودش را از طریق تجربه دردی بیش تر بازسازی کند. برخی از «من درون ها» که به دنبال شهرت هستند، دسـت بـه جنایت می زنند. این گروه از طریق رسوایی به بار آوردن و مورد سرزنش دیگران قرار گرفتن جلب توجه می کنند. آن ها با این کار می خواهند بگویند: «لطفاً به مـن بگو که وجود دارم و بی اهمیت نیستم.» چنين اشكال بیمارگونه ای از «مـن درون»، فقط نوع افراطی تر حالت طبیعی «من درون» است. اکهارت تله زمینی نو @jaaanodel

جمعی و فردی هر احساس منفی ای که با آن کاملا برخورد نشود یا به صورت آنچه که در این لحظه پدیدار می گردد مورد مشاهده قرار نگیرد، نمی تواند به طور کامل برطرف شود. این احساس منفی، پس مانده دردی را از خود بر جا می گذارد. بچه ها به ویژه تلاش دارند احساسات منفی شدیدی را که به دشواری می توانند با آن کنار بیایند، حس نکنند. در صورت حضور نداشتن انسانی بالغ و کاملا آگاه که بتواند آنها را با مهر و درک دلسوزانه ای به سوی رویارویی مستقیم با آن احساس رهنمون شود، در واقع حس نکردن چنین وضعیتی برای کودک در آن زمان به عنوان تنها گزینه بر جای می ماند. متأسفانه ساز و کار دفاعی در دوران کودکی، هنگامی که کودک رشد می کند و به سن بلوغ می رسد، معمولا به همان شکل باقی می ماند. آن احساس در این آدم ها، همچنان شناخته نشده به سر می برد و به گونه ای غیر مستقیم به صورت نگرانی و ترس، فوران خشم، حالت های روحی یا حتی بیماری جسمی نمود می یابد. این احساسات در برخی موارد در هر رابطه صمیمانه ای تداخل یا خلل ایجاد می کند. بیشتر روان درمانگران با بیمارانی رویارو شده اند که ابتدا ادعا می کردند دوران کودکی آنها سرشار از شادی بوده و بعدها مشخص شده که در واقع دورانی غم انگیز بوده است. مورد این دسته از بیماران شاید بی نهایت حادتر بوده باشد، زیرا هیچ کس نمی تواند دوران کودکی را بی آن که از درد عاطفی رنج برده باشد، پشت سر بگذارد. حتی اگر پدر و مادر شما هر دو اشراق یافته باشند، ممکن است شما همچنان دوران رشد خود را در دنیایی بسیار ناآگاه گذرانده باشید. ادامه دارد ... اکهارت تله جهانی نو ص 132 و 133 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست

جمعی و فردی هر احساس منفی ای که با آن کاملا برخورد نشود یا به صورت آنچه که در این لحظه پدیدار می گردد مورد مشاهده قرار نگیرد، نمی تواند به طور کامل برطرف شود. این احساس منفی، پس مانده دردی را از خود بر جا می گذارد. بچه ها به ویژه تلاش دارند احساسات منفی شدیدی را که به دشواری می توانند با آن کنار بیایند، حس نکنند. در صورت حضور نداشتن انسانی بالغ و کاملا آگاه که بتواند آنها را با مهر و درک دلسوزانه ای به سوی رویارویی مستقیم با آن احساس رهنمون شود، در واقع حس نکردن چنین وضعیتی برای کودک در آن زمان به عنوان تنها گزینه بر جای می ماند. متأسفانه ساز و کار دفاعی در دوران کودکی، هنگامی که کودک رشد می کند و به سن بلوغ می رسد، معمولا به همان شکل باقی می ماند. آن احساس در این آدم ها، همچنان شناخته نشده به سر می برد و به گونه ای غیر مستقیم به صورت نگرانی و ترس، فوران خشم، حالت های روحی یا حتی بیماری جسمی نمود می یابد. این احساسات در برخی موارد در هر رابطه صمیمانه ای تداخل یا خلل ایجاد می کند. بیشتر روان درمانگران با بیمارانی رویارو شده اند که ابتدا ادعا می کردند دوران کودکی آنها سرشار از شادی بوده و بعدها مشخص شده که در واقع دورانی غم انگیز بوده است. مورد این دسته از بیماران شاید بی نهایت حادتر بوده باشد، زیرا هیچ کس نمی تواند دوران کودکی را بی آن که از درد عاطفی رنج برده باشد، پشت سر بگذارد. حتی اگر پدر و مادر شما هر دو اشراق یافته باشند، ممکن است شما همچنان دوران رشد خود را در دنیایی بسیار ناآگاه گذرانده باشید. ادامه دارد ... اکهارت تله جهانی نو ص 132 و 133 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست

اکهارت تله: جنگ یک طرز فکر است در برخی موارد، شاید لازم باشد از خودتان یا فرد دیگری در برابر آسیب محافظت کنید، اما مراقب باشید که مأموریت‌تان را «ریشه‌کن کردن شر» قرار ندهید، چرا که ممکن است خودتان به همان چیزی تبدیل شوید که با آن در حال مبارزه‌اید. مبارزه با ناآگاهی، شما را نیز به ناآگاهی می‌کشاند. ناآگاهی، رفتار ناهنجار ایگویی، هرگز با حمله شکست نمی‌خورد. حتی اگر رقیب‌تان را شکست دهید، ناآگاهی فقط به درون شما منتقل می‌شود یا در لباسی دیگر دوباره ظاهر خواهد شد. هر چیزی را که با آن بجنگید، تقویت‌اش می‌کنید؛ و آنچه را که در برابرش مقاومت کنید، پایداری خواهد یافت. امروزه زیاد می‌شنوید که می‌گویند «جنگ علیه» این یا آن؛ و هرگاه این عبارت را می‌شنوم، می‌دانم که آن تلاش محکوم به شکست است. جنگ علیه مواد مخدر، جنگ علیه جرم، جنگ علیه تروریسم، جنگ علیه سرطان، جنگ علیه فقر و... . برای مثال، علی‌رغم جنگ علیه جرم و مواد مخدر، در بیست و پنج سال گذشته، جرائم و تخلفات مرتبط با مواد مخدر به‌طرز چشمگیری افزایش یافته‌اند. جمعیت زندانیان ایالات متحده از حدود ۳۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۸۰ به رقم سرسام‌آور ۲.۱ میلیون نفر در سال ۲۰۰۴ رسیده است. جنگ علیه بیماری‌ها در کنار دستاوردهای دیگر، آنتی‌بیوتیک‌ها را به ما داده است. در آغاز، آن‌ها بسیار موفق ظاهر شدند و به‌ظاهر ما را در برابر بیماری‌های عفونی پیروز کردند. اما اکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند که استفاده بی‌رویه و بی‌تأمل از آنتی‌بیوتیک‌ها، همچون بمبی ساعتی عمل کرده و باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک، یا همان «ابر‌باکتری‌ها»، به‌احتمال زیاد موجب بازگشت بیماری‌های عفونی و حتی شیوع همه‌گیری‌های جدید خواهند شد. طبق گزارش نشریه انجمن پزشکی آمریکا، درمان‌های پزشکی سومین عامل اصلی مرگ‌ومیر در ایالات متحده، پس از بیماری‌های قلبی و سرطان، به‌شمار می‌رود. هومیوپاتی و طب سنتی چینی دو نمونه از رویکردهای جایگزینی هستند که بیماری را به‌عنوان دشمن تلقی نمی‌کنند، و بنابراین بیماری‌های جدیدی نیز تولید نمی‌کنند. جنگ یک طرز فکر است؛ و هر اقدامی که از چنین طرز فکری ناشی شود، یا دشمنِ فرضی را تقویت می‌کند، یا اگر در جنگ پیروز شوید، دشمن یا شرّی جدید و گاه بدتر از قبلی خلق می‌شود. میان وضعیت آگاهی شما و واقعیت بیرونی، پیوندی ژرف و متقابل وجود دارد. وقتی در چنگال طرز فکری چون «جنگ» هستید، ادراکات‌تان شدیداً گزینشی و تحریف‌شده می‌شوند. به بیان دیگر، فقط آنچه را که می‌خواهید می‌بینید، و سپس همان را نیز بد تفسیر می‌کنید. می‌توانید تصور کنید چه نوع عملی از چنین نظام توهم‌آلودی بیرون می‌آید. یا به‌جای تصور، امشب اخبار تلویزیون را تماشا کنید. ایگو را آن‌طور که هست بشناسید: یک ناهنجاری جمعی، دیوانگی ذهن انسان. وقتی آن را آن‌گونه که هست بشناسید، دیگر آن را به‌اشتباه به‌عنوان هویت کسی تلقی نمی‌کنید. وقتی ایگو را ببینید، حفظ آرامش در برابر آن بسیار آسان‌تر می‌شود. دیگر شخصی‌اش نمی‌کنید؛ شکایتی در کار نیست، سرزنشی نیست، اتهامی نیست، و «اشتباه گرفتن کسی» وجود ندارد. هیچ‌کس مقصر نیست. این فقط ایگوی یک نفر است، همین. وقتی درک کنید که همگان از یک بیماری ذهنی مشترک رنج می‌برند — برخی شدیدتر از دیگران — شفقت در دل‌تان زاده می‌شود. دیگر درامی که بخشی از تمام روابط ایگویی است را سوخت نمی‌دهید. سوخت آن چیست؟ واکنش‌گرایی. ایگو از آن تغذیه می‌کند. 🌿 آیا صلح می‌خواهی یا درام؟ تو صلح می‌خواهی. هیچ‌کس نیست که صلح نخواهد. با این حال، چیزی در درون تو هست که درام می‌خواهد، کشمکش می‌خواهد. شاید اکنون آن را حس نکنی. شاید لازم باشد تا موقعیتی پیش بیاید — یا حتی فقط یک فکر — که واکنشی را در تو برانگیزد: کسی تو را به چیزی متهم کند، تو را نادیده بگیرد، به حریم تو تجاوز کند، شیوه کارت را زیر سوال ببرد، بحثی درباره پول پیش بیاید... . آیا در آن لحظه می‌توانی آن فوران عظیم نیرو را در درونت حس کنی؟ آن ترس را، شاید پنهان‌شده در پس خشم یا خصومت؟ آیا صدای خودت را می‌شنوی که تند یا جیغ‌مانند می‌شود؟ یا بلندتر، و چند پرده پایین‌تر؟ آیا می‌توانی آگاه شوی که ذهن‌ات با شتاب در حال دفاع از موضع خود، توجیه، حمله یا سرزنش است؟ به‌عبارت دیگر، آیا در آن لحظه ناآگاهی می‌توانی بیدار شوی؟ آیا می‌توانی احساس کنی چیزی در درونت هست که در حال جنگ است؟ چیزی که خود را در خطر می‌بیند و می‌خواهد به هر قیمتی زنده بماند؟ چیزی که به درام نیاز دارد تا هویت خود را به‌عنوان شخصیت پیروز در آن نمایش تثبیت کند؟ آیا می‌توانی احساس کنی که چیزی در تو هست که ترجیح می‌دهد «حق» با او باشد تا اینکه «در صلح» باشد؟ کتاب جهانی نو @eckharttoll

اکهارت تله: جنگ یک طرز فکر است در برخی موارد، شاید لازم باشد از خودتان یا فرد دیگری در برابر آسیب محافظت کنید، اما مراقب باشید که مأموریت‌تان را «ریشه‌کن کردن شر» قرار ندهید، چرا که ممکن است خودتان به همان چیزی تبدیل شوید که با آن در حال مبارزه‌اید. مبارزه با ناآگاهی، شما را نیز به ناآگاهی می‌کشاند. ناآگاهی، رفتار ناهنجار ایگویی، هرگز با حمله شکست نمی‌خورد. حتی اگر رقیب‌تان را شکست دهید، ناآگاهی فقط به درون شما منتقل می‌شود یا در لباسی دیگر دوباره ظاهر خواهد شد. هر چیزی را که با آن بجنگید، تقویت‌اش می‌کنید؛ و آنچه را که در برابرش مقاومت کنید، پایداری خواهد یافت. امروزه زیاد می‌شنوید که می‌گویند «جنگ علیه» این یا آن؛ و هرگاه این عبارت را می‌شنوم، می‌دانم که آن تلاش محکوم به شکست است. جنگ علیه مواد مخدر، جنگ علیه جرم، جنگ علیه تروریسم، جنگ علیه سرطان، جنگ علیه فقر و... . برای مثال، علی‌رغم جنگ علیه جرم و مواد مخدر، در بیست و پنج سال گذشته، جرائم و تخلفات مرتبط با مواد مخدر به‌طرز چشمگیری افزایش یافته‌اند. جمعیت زندانیان ایالات متحده از حدود ۳۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۸۰ به رقم سرسام‌آور ۲.۱ میلیون نفر در سال ۲۰۰۴ رسیده است. جنگ علیه بیماری‌ها در کنار دستاوردهای دیگر، آنتی‌بیوتیک‌ها را به ما داده است. در آغاز، آن‌ها بسیار موفق ظاهر شدند و به‌ظاهر ما را در برابر بیماری‌های عفونی پیروز کردند. اما اکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند که استفاده بی‌رویه و بی‌تأمل از آنتی‌بیوتیک‌ها، همچون بمبی ساعتی عمل کرده و باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک، یا همان «ابر‌باکتری‌ها»، به‌احتمال زیاد موجب بازگشت بیماری‌های عفونی و حتی شیوع همه‌گیری‌های جدید خواهند شد. طبق گزارش نشریه انجمن پزشکی آمریکا، درمان‌های پزشکی سومین عامل اصلی مرگ‌ومیر در ایالات متحده، پس از بیماری‌های قلبی و سرطان، به‌شمار می‌رود. هومیوپاتی و طب سنتی چینی دو نمونه از رویکردهای جایگزینی هستند که بیماری را به‌عنوان دشمن تلقی نمی‌کنند، و بنابراین بیماری‌های جدیدی نیز تولید نمی‌کنند. جنگ یک طرز فکر است؛ و هر اقدامی که از چنین طرز فکری ناشی شود، یا دشمنِ فرضی را تقویت می‌کند، یا اگر در جنگ پیروز شوید، دشمن یا شرّی جدید و گاه بدتر از قبلی خلق می‌شود. میان وضعیت آگاهی شما و واقعیت بیرونی، پیوندی ژرف و متقابل وجود دارد. وقتی در چنگال طرز فکری چون «جنگ» هستید، ادراکات‌تان شدیداً گزینشی و تحریف‌شده می‌شوند. به بیان دیگر، فقط آنچه را که می‌خواهید می‌بینید، و سپس همان را نیز بد تفسیر می‌کنید. می‌توانید تصور کنید چه نوع عملی از چنین نظام توهم‌آلودی بیرون می‌آید. یا به‌جای تصور، امشب اخبار تلویزیون را تماشا کنید. ایگو را آن‌طور که هست بشناسید: یک ناهنجاری جمعی، دیوانگی ذهن انسان. وقتی آن را آن‌گونه که هست بشناسید، دیگر آن را به‌اشتباه به‌عنوان هویت کسی تلقی نمی‌کنید. وقتی ایگو را ببینید، حفظ آرامش در برابر آن بسیار آسان‌تر می‌شود. دیگر شخصی‌اش نمی‌کنید؛ شکایتی در کار نیست، سرزنشی نیست، اتهامی نیست، و «اشتباه گرفتن کسی» وجود ندارد. هیچ‌کس مقصر نیست. این فقط ایگوی یک نفر است، همین. وقتی درک کنید که همگان از یک بیماری ذهنی مشترک رنج می‌برند — برخی شدیدتر از دیگران — شفقت در دل‌تان زاده می‌شود. دیگر درامی که بخشی از تمام روابط ایگویی است را سوخت نمی‌دهید. سوخت آن چیست؟ واکنش‌گرایی. ایگو از آن تغذیه می‌کند. 🌿 آیا صلح می‌خواهی یا درام؟ تو صلح می‌خواهی. هیچ‌کس نیست که صلح نخواهد. با این حال، چیزی در درون تو هست که درام می‌خواهد، کشمکش می‌خواهد. شاید اکنون آن را حس نکنی. شاید لازم باشد تا موقعیتی پیش بیاید — یا حتی فقط یک فکر — که واکنشی را در تو برانگیزد: کسی تو را به چیزی متهم کند، تو را نادیده بگیرد، به حریم تو تجاوز کند، شیوه کارت را زیر سوال ببرد، بحثی درباره پول پیش بیاید... . آیا در آن لحظه می‌توانی آن فوران عظیم نیرو را در درونت حس کنی؟ آن ترس را، شاید پنهان‌شده در پس خشم یا خصومت؟ آیا صدای خودت را می‌شنوی که تند یا جیغ‌مانند می‌شود؟ یا بلندتر، و چند پرده پایین‌تر؟ آیا می‌توانی آگاه شوی که ذهن‌ات با شتاب در حال دفاع از موضع خود، توجیه، حمله یا سرزنش است؟ به‌عبارت دیگر، آیا در آن لحظه ناآگاهی می‌توانی بیدار شوی؟ آیا می‌توانی احساس کنی چیزی در درونت هست که در حال جنگ است؟ چیزی که خود را در خطر می‌بیند و می‌خواهد به هر قیمتی زنده بماند؟ چیزی که به درام نیاز دارد تا هویت خود را به‌عنوان شخصیت پیروز در آن نمایش تثبیت کند؟ آیا می‌توانی احساس کنی که چیزی در تو هست که ترجیح می‌دهد «حق» با او باشد تا اینکه «در صلح» باشد؟ کتاب جهانی نو @eckharttoll

" آنچه به آن "عاشق شدن" میگویند در اغلب موارد یک میل و نیاز شدید نفسانی است. شما فقط به یک شخص دیگر و یا به تصویری که از آن ش
" آنچه به آن "عاشق شدن" میگویند در اغلب موارد یک میل و نیاز شدید نفسانی است. شما فقط به یک شخص دیگر و یا به تصویری که از آن شخص دارید معتاد شده‌اید. این هیچ ربطی به عشق حقیقی که کاملاً عاری از خواستن است ندارد. #اکهارت_تله @aferinesh412

پدر و مادر رفتار پدر و مادر خودت را با شفقت و دلسوزی، و بدون نیاز به واکنش نشان دادن به آن، یعنی بدون اینکه آن را شخصی سازی ک
پدر و مادر رفتار پدر و مادر خودت را با شفقت و دلسوزی، و بدون نیاز به واکنش نشان دادن به آن، یعنی بدون اینکه آن را شخصی سازی کنی، بپذیر. از مفروضات ناآگاهانه (ناخودآگاهانه) خودت یا از انتظاراتی که در پشت آن واکنش های قدیمی و عادتی خودت به آن ها داشتی هم آگاه شو. میگویی "پدر و مادرم باید کاری که می‌کنم را تایید کنند. آنها باید من را درک کرده و چیزی که من هستم را بپذیرند." واقعاً؟ چرا باید این کار را بکنند؟ حقیقت این است که آنها این کار را نمی‌کند چون نمی‌توانند. آگاهی رو به تکامل آنها هنوز آن پرش و جهش کوانتوم به سطح آگاهی را انجام نداده است. #اکهارت_تول #آگاهی #روابط_دیگران

+4
#کتاب_صوتی #محافظان_وجود معرفی کتاب نویسنده: #اکهارت_تله ترجمه : مریم تقدیسی کانال تلگرام 👇👇👇 https://t.me/hamkhane_ba_khoda ⚘️💌⚘️💌⚘️ @eshgh_u_zendegi

لذت بودن (وجود)، که تنها سعادت و شادی حقیقی است از طریق هیچ فرم، دارایی، دستاورد، شخص، یا رویداد، و کلاً از طریق هیچکدام از چ
لذت بودن (وجود)، که تنها سعادت و شادی حقیقی است از طریق هیچ فرم، دارایی، دستاورد، شخص، یا رویداد، و کلاً از طریق هیچکدام از چیزهایی که اتفاق می‌افتند، برای تو نمی‌آید. آن لذت اصلاً نمی‌تواند برای تو بیاید، هرگز. آن، از بعد بی‌شکلی که درون توست ساطع می‌شود، از خود آگاهی و بنابراین با چیزی که تو هستی یکی است. #اکهارت_تول #لذت_سعادت_شادی #آگاهی

بشر در برخی وضیعت های خاص، واکنش های غریزی شبیه به واکنش های غریزی حیوانات را تجربه می کند. هنگام خطر، زمانی که بقای موجود زنده به خطر می افتد، قلب سريعا می تپد، ماهیچه ها منقبض می شوند و تنفس برای آمادگی به منظور فرار یا مبارزه تند می گردد. این حالات را می توان «ترس نخستین» نامید. زمانی که وجود در تنگنا قرار می گیرد، یک سیل شديد و ناگهانی از انرژی چنان نیرویی به جسم میدهد که پیش از این هرگز نداشته است. این حالت را می توان «خشم نخستین» نامید. این واکنش های غریزی شبیه احساس هستند، اما به معنای واقعی کلمه احساس نیستند. تفاوت بنیادین میان واکنش غریزی و واکنش احساسی این است که واکنش غریزی، واکنش مستقيم بدن به برخی از شرایط بیرونی است، در حالی که از سوی دیگر، واکنش احساسی، واکنش بدن به یک فکر است. احساس، به طور غیر مستقیم نیز می تواند واکنشی نسبت به وضعیت یا رویدادی واقعی باشد؛ واکنشی در برابر رویدادی که از صافی تفسیرهای ذهنی یا همان صافی فکر می گذرد، یعنی از طریق مفاهیم ذهنی از بد یا خوب، دوست داشتن یا دوست نداشتن و من و مال من عبور می کند. برای نمونه، به احتمال زیاد زمانی که می گویند اتومبیل کسی دزدیده شده است، هیچ احساسی نخواهید داشت، در صورتی که اگر اتومبیل متعلق به شما باشد، احتمالا ناراحت خواهید شد. شگفت آور است که تا چه اندازه یک مفهوم ذهنی کوچک مانند اتومبیل «من» تولید هیجان می کند. با وجودی که جسم از شعور بالایی برخوردار است، اما نمی تواند بین وضعیت واقعی و یک فکر تفاوت بگذارد و نسبت به هر فکری به شکل یک واقعیت واکنش نشان می دهد. جسم نمی داند که این فقط یک فکر است. برای جسم، افکار آزاردهنده و ترسناک به معنای «در خطر قرار دارم» است که در برابر آنها واکنش مناسبی از خود نشان می دهد، حتی اگر شب باشد و شما در تخت گرم و راحتی دراز کشیده باشید. در این حالت، قلب سریع تر می تپد، ماهیچه ها منقبض می شوند، تنفس تند می گردد و یک افزایش انرژی شدید به وجود می آید، اما از آنجا که خطر فقط یک تصویر ذهنی است، انرژی هیچ راهی برای خروج پیدا نمی کند. بخشی از این انرژی به ذهن بازخورد می یابد و افکار نگران کننده بیشتری تولید می کند. باقی انرژی به سم تبدیل می شود و با کار کرد هماهنگ بدن تداخل می یابد. اکهارت تله جهانی نو ص 125 و 126 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست

بعضی از مردم وقتی میشنوند ‌که من میگویم مشکلات صرفاً توهم هستند، عصبانی می‌شوند. هنگامی‌که غرق در مشکلات هستید آن زندگی (حقیق
بعضی از مردم وقتی میشنوند ‌که من میگویم مشکلات صرفاً توهم هستند، عصبانی می‌شوند. هنگامی‌که غرق در مشکلات هستید آن زندگی (حقیقی) را در پسِ وضعیتِ موجودِ زندگی‌تان پیدا کنید. برای خیلی‌ها باور به احتمالِ وجودِ یک وضعیتِ ‌آگاهیِ کاملاً عاری از هرگونه شرایطِ منفی، سخت است. بیماری جمعی بشریت این است که مردم بشدت غرق در اتفاقات و رویدادها شده‌اند آن‌ها توسط دنیای اشکالِ دائم التغیر هیپنوتیزم شده‌اند، چنان در محتوای زندگی خود غرق‌اند که جوهره و معنا را فراموش کرده‌اند، همان معنایی که فراتر از شکل و فرم و محتوا و فکر است. آن‌ها چنان غرق در زمان شده‌اند که به‌کل جاودانگی یا ابدیت را فراموش کرده‌اند، همان ابدیتی که اصل و اساسشان، خانه حقیقی‌شان و سرنوشتشان است. ابدیت همان "حقیقت زنده‌ای" است که شما هستید. #اکهارت تُله *

نسبت به سر و صدای ذهنتان هشیار باشید! وقتی شخصی به پزشک مراجعه می‌کند و می‌گوید "من صدایی را در سرم می‌شنوم!" به احتمال زیاد
نسبت به سر و صدای ذهنتان هشیار باشید! وقتی شخصی به پزشک مراجعه می‌کند و می‌گوید "من صدایی را در سرم می‌شنوم!" به احتمال زیاد وی به کلینیک روانپزشکی فرستاده می‌شود. ولی واقعیت این است که، به روشی بسیار مشابه، تقریباً همه‌ی افراد همیشه صدا و یا صداهایی را در سر خود می‌شنوند: فرآیند فکرکردنِ غیر ارادی که شما متوجه آن نیستید ولی قدرت متوقف کردن مونولوگ‌ها یا دیالوگ‌های مداوم را داريد. احتمالاً شما در خیابان با افراد "دیوانه" روبرو شده‌اید که بی‌وقفه با خود صحبت می‌کنند یا در حال حرف زدن هستند. خب، این افراد فرق چندانی با آنچه شما و همه‌ی افراد "عادی" انجام می‌دهند ندارند، به جز این که شما این کار را با صدای بلند انجام نمی‌دهید ولی دیوانگان صدای درون سرشان را به زبان می‌آورند. #اکهارت_تله @shekohobidariroh

شادی و سعادت را جستجو نکن. اگر جستجویش کنی، پیدایش نخواهی کرد. چون جستجو کردن، نقطه مقابل سعادت و شادی است. #اکهارت_تول #لذت_
شادی و سعادت را جستجو نکن. اگر جستجویش کنی، پیدایش نخواهی کرد. چون جستجو کردن، نقطه مقابل سعادت و شادی است. #اکهارت_تول #لذت_سعادت_شادی

در همان لحظه که قضاوت متوقف شد، که با پذیرش آنچه که هست انجام می‌شود، تو آزاد از ذهن می‌شوی. حالا تو برای لذت، برای عشق، و بر
در همان لحظه که قضاوت متوقف شد، که با پذیرش آنچه که هست انجام می‌شود، تو آزاد از ذهن می‌شوی. حالا تو برای لذت، برای عشق، و برای آرامش فضا ایجاد کرده‌ای. #اکهارت_تول #پذیرش #استمرار_یادآوری_تمرین

هر زمانی که از سر و صدای تفکر بیرون رفتی، مدیتیشن است، و حالت و وضعیت متفاوتی از آگاهی پدید می‌آید. #اکهارت_تول #مدیتیشن #آگا
هر زمانی که از سر و صدای تفکر بیرون رفتی، مدیتیشن است، و حالت و وضعیت متفاوتی از آگاهی پدید می‌آید. #اکهارت_تول #مدیتیشن #آگاهی

وقتی که شما با چیزی به طور کامل و تام و تمام در حال حاضر مواجه نمی شید، اون چالش به مسئله تبدیل میشه.
پ. ن: یعنی هر چیزی که ما به طور کامل و تام و تمام و در حضور کامل باهاش مواجه بشیم، باهاش روبرو بشیم هر چالشی که باشه، مسئله و مشکل نیست دیگه برامون تا زمانی برامون مشکل محسوب میشه که در حضور کامل باهاش مواجه نمیشیم برگرفته از📚 کتاب "اینک و اینجا" ✍🏻 "اکهارت تله" @zohreh_shokr #اینک_و_اینجا #اکهارت_تله

هر آنچه که فکر می‌کنی دنیا دارد از تو دریغ می‌کند، تو داری آن را از دنیا دریغ می‌کنی. #اکهارت_تول
هر آنچه که فکر می‌کنی دنیا دارد از تو دریغ می‌کند، تو داری آن را از دنیا دریغ می‌کنی. #اکهارت_تول

"On the surface it seems that the present moment is only one of many, many moments. Each day of your life appears to consist of thousands of moments where different things happen. Yet if you look more deeply, is there not only one moment, ever? Is life ever not this moment? This one moment, now, is the only thing you can never escape from. The one constant factor in your life. No matter what happens. No matter how much your life changes. One thing is certain. Its always now. Since there is no escape from the now, why not welcome it, become friendly with it." - Eckhart Tolle, "Stillness Speaks” 🔲🔲🔲🔲🔲🔲🔲🔲🔲🔲🔲 در سطح، شاید چنین به نظر برسد که این لحظه حاضر فقط یکی از بسیار بسیار لحظات است. به نظر می‌رسد که هر روز از زندگی تو هزاران لحظه دارد که چیزهای متفاوتی در آنها اتفاق می‌افتند. اما گر عمیق‌تر نگاه کنی، آیا آنجا همیشه فقط یک لحظه وجود ندارد؟ آیا زندگی هیچ وقت همین این لحظه نیست؟ همین این لحظه -اکنون- تنها چیزی است که تو هیچ وقت نمی‌توانی از آن فرار کنی؛ تنها عامل ثابت در زندگی تو. هر اتفاقی هم که بیفتد، هر قدر هم که زندگی تو تغییر کند، یک چیز قطعی است: اینکه همیشه اکنون است. از آنجا که هیچ فرار و گریزی از اکنون نیست، چرا به آن خوش‌آمد نگوییم؟ چرا با آن دوست نشویم؟ #اکهارت_تول #حالا_اکنون_حضور

+1
📚 #سکون_سخن_میگوید☘ ▶️ قسمت چهاردهم ✍نویسنده : اکهارت تول ✍مترجم : فرناز فرود 🎙خوانش صدرا @AudiobookBySadra 🧘‍♀کانال آموزه های معنوی @IMRAMAAAA