en
Feedback
اِغما

اِغما

Open in Telegram
1 558
Subscribers
+124 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
"هزار آینه‌ی شخصی دیوانه برافراشته‌ام به دورِ عشوه‌ی بی‌انتهای تو ـ عشوه ـ چه واژه‌ی والایی! انگار آن را تو بر زبان راندی اول و بعد زن قیامت شد! و از پسِ آن بود که هیچ آینه‌ی دیگری را اجازه ندادم؛ نوکِ آن ناخنِ نوچیده‌ی ظریفِ تو را انعکاس دهد.." رضا براهنی

"معماریِ تنِ تو ‏تاریخِ انحناست.."

"مرا به گردشِ صد قصه می­‌برد چشمت.."

"-- و فارغ از نگاهِ حسودِ ماهی‌ها تن‌ات را با شیرِ گرم شست‌وشو خواهم داد ای نیمی از زن و نیمی از ماهی ای که فلس‌های تن‌ات لطیف‌تر از آوازِ زنبق‌هاست وقتی که آبشارِ نقره‌ای گیسوانِ تو بر عریانی پیکرت فرو می‌ریزد و چشمانِ مرطوبِ تو یاد علف‌های باران‌خورده‌ی ماهِ اردی‌بهشت را در خاطرم زنده می‌کند با تو خواهم گفت عشق چیزی‌ست به عظمتِ ستاره در سال‌های پیش از نجوم.." کیومرث منشی‌‌زاده

"پیراهنِ پاکیزه‌ی خنک آغازِ عشق نگاهِ اِغواگر وای! آغازِ کار.."
"پیراهنِ پاکیزه‌ی خنک آغازِ عشق نگاهِ اِغواگر وای! آغازِ کار.."

"هزار اقاقیا در چشمانِ تو هیچ بود.."

"من نمی‏توانستم آنچه را که در اعماق وجودم می‏‌جوشید، به کلی پنهان کنم. در حرکتِ لب‏هایم، در رفتارِ مودب و مهربان با او، در اطاعتِ کورکورانه از آنچه او دستور می‏‌دهد، در نگاه چشم‏‌هایم، در ذوق و شوقی که هنگامِ مواجه با او نمایان می‏شد، در کلیه کارهایی که به نحوی با او تماس داشت.." بزرگ علوی

"وقتی به او نگاه می‌کردم باید می‌کوشیدم خودم را از غرق شدن نجات دهم.."

چرا در روزگارِ ما عشق و سلام یکی نیستند؟

آن روز که "بوف کور" را از کتابدار می‌خواستی، صدایت را شنیدم. این کتابخانه بوف کور ندارد.. من توی خانه داشتم. نفهمیدی چرا از فردای همان روز، یک کسی، عصرها، بغل درِ حافظیه، پنجاه شصت کتاب روی زمین چیده می‌فروشد، بوف کور هم دارد. چند روز گذشتی و اصلاً ندیدی. هر کس آمد خواست، گران گفتم. بعضی از کتاب‌هایم را خریدند. مجبور شدم تکه‌های جگرم را بفروشم که کسی شک نکند. روز هفتم بود که دیدی. برای شما ده تومان خانم. پولِ یک نخ سیگارِ "وینستون". با دقت بخوانیدش خانم. خیلی با دقت بخوانیدش خانم. حتا می‌خواستم بگویم با دقت خوب خیلی نگاهش کنید خانم. نگفتم، پیشِ خودم گفتم اگر ارغوان اهل باشد، اگر نیلوفری برای من داشته باشد خودش می‌فهمد.. شرق بنفشه شهریار مندنی‌پور

زندگی با ادبیات فرق داره؟!

گروهِ کانال : https://t.me/+LXQ-_nVdYRFmZWFk ( لطفا در صورتی درخواستِ عضویت بدید که صرفا خواننده مطالب نباشید و در گروه فعالیت کنید. همچنین رعایتِ اصول گروه و گفتگو الزامیه.)

کی گفته من آهنگِ شاد گوش نمی‌کنم؟!

"چگونه به صورتش خیره شوم، زمانی که شرابِ لطیفی را لمس می‌کنم که از میانِ انگشتهایش می‌چکد؟! چگونه به او بگویم سلام... و چگونه دردِ همه‌ی این سالها را دور بیاندازم؟! بیست سال پیش بود در قطاری که هوایِ مطبوعی داشت یک شبِ تمام او را بوسیدم.." سعدی یوسف سینا کما‌ل‌آبادی

"این شعر را به پایان می‌رسانم با مژه‌ای روی گردنت یا پروانه‌ای لابه‌لای موهایت.."
"این شعر را به پایان می‌رسانم با مژه‌ای روی گردنت یا پروانه‌ای لابه‌لای موهایت.."

"من هنوز گستاخِ باختنم به عشق.."

"وقتی زنی از شرم سرخ می‌شود زیبا است.. در آن لحظه بدنش دیگر مالِ خودش نیست؛ او بدن را در اختیار ندارد؛ او در اختیارِ بدن است؛ راستی که منظره‌ای زیباتر از زنی که موردِ تجاوزِ بدنِ خودش قرار گرفته وجود ندارد.." ‌ ‌میلان کوندرا ____ "وقتی زن خجالت می‌کشد، عطرِ زیبایی می‌پراکند که از شامه هیچ مردی پنهان نمی‌ماند.." احلام مستغانمی

**"وقتی زنی از شرم سرخ می‌شود زیبا است.. در آن لحظه بدنش دیگر مالِ خودش نیست؛ او بدن را در اختیار ندارد؛ او در اختیارِ بدن است؛ راستی که منظره‌ای زیباتر از زنی که موردِ تجاوزِ بدنِ خودش قرار گرفته وجود ندارد.."** ‌ ‌میلان کوندرا ____ "وقتی زن خجالت می‌کشد، عطرِ زیبایی می‌پراکند که از شامه هیچ مردی پنهان نمی‌ماند.." احلام مستغانمی

"شبیه به شرمِ دخترونه‌ی صورتِ قشنگِ‌ت.."

"قلبِ او‌ هرگز پایانِ چیزهایِ زیبا را باور نمی‌کرد.."