دلِ معّمَر
Open in Telegram
گر بیایی به تماشا گه ویرانه ی ما بینی از نیست #مُعَمَّر شده کاشانه ی ما... اینجا نوشته های خودتون رو میخونید نه من.
Show more569
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
569
«امیدوارم بدانی که در پس لحظات دشوار، در گذر روزها... دیده میشوی، ارزشمندی، حمایت میشوی
و دوستداشتنی هستی.»
@dlemoammar1
569
یه جا نوشته بود؛
آدم اشتباه تورو در حالی که در آرامشی پیدا میکنه و تیکهتیکه رهات میکنه، اما آدم درست تیکهتیکه پیدات میکنه و دوباره تورو کامل میکنه و به آرامش میرسونه!
@dlemoammar1
569
چه متن زیبایی خوندم:
حتی اگر کسی گلهای باغ شما را بچیند،
بهاری که خدا در سرنوشت شما نوشته را نمیتواند متوقف کند.
@dlemoammar1
569
Repost from ترانه ایزا
تعداد آدمایی که الان ناراحتن خیلی بیشتر از ادماییه که الان خوشحالن. چیزی که میخوام بهتون بگم اینه که احساس میکنید دنیا رو سرتون خراب شده اما آیا واقعاً شده؟ نه. مادر پدرتون ناامید شدن اما ناامید میمونن؟ نه. زندگی خیلی ناراحت کنندهست این لحظه اما اینطوری میمونه؟ نه. و نهایتاً هر سال کلی ادم از کلی دانشگاه و رشته رد میشن شانس دوباره امتحان کردن رو دارن؟ بله. همیشه دارن. همیشه دارید. به هیچ کس هیچ چیز بدهکار نیستید. ببینید از زندگی چی میخواید و بگیریدش. اشکال نداره که امسال و در این لحظه به دست نیاوردینش. همهمون طعم شکست و نشدن رو چشیدیم و بخشی از زندگیه. ادامه بدید. به چی؟ به زندگی کردن. و به قدم بعدی فکر کنید.
و نهایتاً هم این واقعاً مهمه که باور کنید فدای سرتون.
569
«مرا ببین که ایستادهام پس از تمام رنجها،
چونان جوانه در بهار،
مرا ببین هنوز هم جسور،
مرا ببین هنوز برقرار..»
@dlemoammar1
569
من نمیدونم چطور باید از پس این قضیه بربیام. فکر میکردم به اندازه کافی آب دیده شدم ولی اشتباه فکر میکردم.
@dlemoammar1
569
ناامیدم، انگار تمام آدمای همسن من درختهای گردوشون رو کاشتن وقت برداشتشون رسیده و من تازه نهالش رو پیدا کردم.
@dlemoammar1
569
این کلمهی « حیفه » تو هر کانسپتی گند زده به زندگیمون؛ بخور حیفه، استعفا نده حیفه، تحمل کن حیفه، خرج نکن حیفه؛ از دانشگاه انصراف نده حیفه، بابا حیف عمر منه.
@dlemoammar1
569
«عشق بیقید و شرط چیزیست که به یک کودک نوپا میدهی،نه به شریک عاطفیات،
عشق بزرگسالانه شرط و مرز دارد، و احترام یکی از آنهاست.»
@dlemoammar1
569
خوب که بهش فکر میکنم میبینم محبت دقیقا از وقتی تبدیل به وظیفه میشه، دیگه گرفتن و دادنش لطفی نداره.
@dlemoammar1
569
مادربزرگم همیشه میگفت خوشیها و غمهات رو هیچجا جار نزن. رفیقت غصهی غمهات رو میخوره و دشمنت برای خوشیهات حسادت میکنه. شرمنده مادربزرگ، از یه جایی به بعد دیگه نشد تو خودم بریزم. وگرنه خفه میشدم. منفجر میشدم.
@dlemoammar1
569
چقدر دلگیرم کرد این متن:
«ناامیدم، انگار تمام آدمهای همسن من درختهای گردوشون رو کاشتن و وقت برداشتشون رسیده و من تازه نهالش رو پیدا کردم.»
@dlemoammar1
