en
Feedback
دلِ معّمَر

دلِ معّمَر

Open in Telegram

گر بیایی به تماشا گه ویرانه ی ما بینی از نیست #مُعَمَّر شده کاشانه ی ما... اینجا نوشته های خودتون رو میخونید نه من.

Show more
564
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+430 days
Posts Archive
تو بیوش نوشته: در دنیایی که لبخند آدم‌ها به خاطرِ زمین خوردنِ توست؛ برخیز تا بگریند. @dlemoammar1

Repost from _fou
داریم به جایی میرسیم که هروقت همو میبینیم باید بگیم:چجوری زنده موندیم؟!

آدمای زندگی من جایی نرفتن؛ جمله شدن توی متنایی که می‌نویسم، غم شدن رفتن تو قلبم، آهنگ‌های غمگین پلی‌لیستم شدن، دلیل شب نخوابیدنا و overthink ام شدن. هیچ جا نرفتن. -ن. @dlemoammar1

اکثر دنیا الان هیجان فوتبال رو دارن، منِ خاورمیانه‌ای هم یه گوشه کز کردم دارم برای آرزوهای دورم غصه می‌خورم… @dlemoammar1

jZqynDvVlKkYRaCP.mp36.30 MB

《_آیا با این وجود به آنچه از این زندگی میخواستید رسیدید؟ _بله _و چه میخواستی؟ _خودم را معشوق صداکنم،خودم را در دنیا معشوق احساس کنم.》 @dlemoammar1

سرمایه‌ی ایران نفت نبود. جوونامون بودن. جوون‌های افسرده، جوون‌های مهاجر، جوون‌های جاویدنام‌. نفهمیدید. نفهمیدید... @dlemoammar1

نوشته بود بزرگسالی دقیقاً اونجاست که می‌فهمی برای ادامه دادن، خیلی بیشتر از بچگی به جایزه نیاز داری. @dlemoammar1

چه هولناک است لحظه‌ای که آدم در انتهای روز با خودش مواجه می‌شود و می‌پرسد: تحمل تمام این مصیبت‌ها برای چه؟ @dlemoammar1

داستایفسکی در کتابِ نازنین میگوید: «نمیخواست فریبم بدهد. نمیخواست عشق نصفه‌نیمه و آبکی نثارم بکند. و ادای دوست داشتن دربیاورد. بله،اینجور زن‌ها چنین شرافتی دارند.» @dlemoammar1

چه بدانم عزیزِ من؛ حتی اگر تو میانِ‌مان دیواری بکشی من در نهایت آن دیوار را به رنگی که تو دوستش داری نقاشی خواهم کرد. " دیدم ماداک @dlemoammar1

دوستی یعنی اینکه من بی هیچ تردیدی تو را شایسته‌ی آن می‌دانم که امانت دار بخشی از آبروی من باشی. •احمد خالق توفیق @dlemoammar1

برای زنده ماندن و زندگی کردن آدم باید وصل باشد؛ به آدمی، خانه‌ای، اتاقی، پنجره‌ای. باید وصل باشد به ماندن، دل بسته بودن، ذوق کردن، آرزو داشتن.. •نرگس صرافیان طوفان @dlemoammar1

هیچ جفتی با روح کامل،هیچ معشوقی بی عیب ونقص وجود ندارد. همه ما درحال لغزیدن هستیم،درحالی که عشق ورزیدن را یاد میگیریم،به هم صدمه میزنیم. @dlemoammar1

بزرگسالی رو دوست ندارم. روزا میگذرن و تو پیر شدن آدمایی که جوونیو سرحالیشونو دیدی میبینی، مهاجرت آدمایی که دوس داریو میبینی، سوگ رو تجربه میکنی و همه چیز تغییر میکنه و تو دیگه بچه نیستی که نفهمی؛ دونه دونه اینارو تماشا میکنی و باید بازم صبح پاشی زندگی کنی. @dlemoammar1

دلم میخواد دنبال اون نور قشنگه باشم که عکسارو قشنگ میکنه. @dlemoammar1

‏برای مادرش نوشت: «همیشه خواستی از بارِ اندوهم بکاهی، اما رنج واقعی، اندوهی بود که در چشمانِ خودت پنهان کرده بودی.» @dlemoammar1

"و ناگهان نوبت تو می‌شود و خداوند با دستانی پُر از نور، تمام نبودن‌ها را جبران می‌کند. بمان در ایمان حتی وقتی چیزی نمی‌بینی." @dlemoammar1

دلم نازکه، خیلی نازک. اونقدر که خودم گاهی وقتا اون طرف دلم رو میبینم. @dlemoammar1