en
Feedback
𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

Open in Telegram

اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )

Show more
1 942
Subscribers
-124 hours
-57 days
-1530 days
Posts Archive
جنگ، حدود ۱۸۷۲. اثر لویی گایه. این نقاشی بازنمایی تکان‌دهنده‌ای از بهای انسانیِ جنگ است. در نور تیره و خفه‌کننده، مادری بی‌جا
جنگ، حدود ۱۸۷۲. اثر لویی گایه. این نقاشی بازنمایی تکان‌دهنده‌ای از بهای انسانیِ جنگ است. در نور تیره و خفه‌کننده، مادری بی‌جان بر ویرانه‌ها خمیده است، صورت رنگ‌پریده‌اش در حالتی از اندوه منجمد شده. او نوزاد مرده‌ای را در آغوش گرفته، در حالی که کودکی اشک‌بار با درماندگی به پهلوی او چنگ زده است؛ تجسمی از غم و بی‌پناهی. در پای آن‌ها، یک تفنگ، سکه‌های پراکنده و دست خونین یک سرباز کشته‌شده دیده می‌شود و در کنارش بدن بی‌جان سگی افتاده است. واقع‌گرایی بی‌پرده و رنگ‌بندی تیرهٔ صحنه، ویرانگری جنگ را آشکار می‌سازد و هر نشانی از قهرمانی را کنار می‌زند تا هزینهٔ تراژیک آن برای بی‌گناهان را نشان دهد.

Amaury-Duval (1808-1885) 1) Madame de Loynes (1862) 2) Angel’s Head (1865) 3) The Angelic Salutation (1860) 4) Alice Ozy, Dra
+9
Amaury-Duval (1808-1885) 1) Madame de Loynes (1862) 2) Angel’s Head (1865) 3) The Angelic Salutation (1860) 4) Alice Ozy, Dramatic Artist (1852) 5) Antique Bather (date unknown) 6) Marquise Louis-Frédéric Foucher de Circé (1842) 7) Family Portrait (1840s) 8) Woman from St. Jean de Luz (date unknown) 9) Tragedy (1854) 10) Head of the Virgin هنرمند فرانسوی اوژن امانوئل اموری پینو دووال یکی از نخستین شاگردان هنرمند مشهور فرانسوی ژان-اوگوست-دومینیک انگر (۱۸۶۷-۱۷۸۰) بود. آثار نقاشی روی تختهٔ زیادی از اموری-دووال شناخته نشده‌اند و دلیل مهم آن این است که او مدت زیادی را به‌عنوان تزیین‌کنندهٔ کلیساها کار می‌کرد. با این حال، این به معنی عدم موفقیت او نبود، زیرا در طول زندگی‌اش ابتدا به مقام شوالیه و سپس حتی به مقام افسر در نشان ملی لژیون دونور رسید.

Maxfield Parrish (1870-1966) 1) Lantern Bearers (1908) 2) The Glen (1936) 3) The Story of Snow White (1912) 4) Cassim in the
+9
Maxfield Parrish (1870-1966)
1) Lantern Bearers (1908) 2) The Glen (1936) 3) The Story of Snow White (1912) 4) Cassim in the Cave (1909) 5) The History of Codadad and His Brothers (1908) 6) Sinbad Plots against the Giant (1907) 7) Prince Agib (1906) 8) The Dinky Bird (1904) 9) Wynken, Blynken, and Nod (1902) 10) Cardinal Archbishop Sat on His Shaded Balcony (1901)

معنای زندگی چیست؟ تابلوی «در جستجوی زمان از دست‌رفته» توسط هنرمند فرانسوی شارل آمابل لِنوار (۱۸۶۰-۱۹۲۶) نقاشی شده است. این اث
معنای زندگی چیست؟ تابلوی «در جستجوی زمان از دست‌رفته» توسط هنرمند فرانسوی شارل آمابل لِنوار (۱۸۶۰-۱۹۲۶) نقاشی شده است. این اثر دختری را نشان می‌دهد که در حال خواندن کتابی با همین عنوان، نوشته مارسل پروست، است. این کتاب هفت‌جلدی بین سال‌های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۷ منتشر شد. داستان آن بازتابی از کودکی تا رسیدن به بزرگسالیِ راوی را توصیف می‌کند، اما فراتر از آن، به بی‌معنایی این جهان و از دست‌رفتن زمان ما می‌پردازد. دختر جوان در این نقاشی به‌نظر می‌رسد خواندن را متوقف کرده است، در حالی که هنوز با انگشت خود صفحه را علامت نگه داشته، تا یا به درون خود بیندیشد یا با نگاه به بیننده ارتباط برقرار کند. این یک پرتره‌ جذاب است که ما را دعوت می‌کند حدس بزنیم چه چیزی در ذهن او می‌گذرد.

در اواخر قرن نوزدهم، در دوره‌ای که بهش می‌گن فین‌دِسیکل (fin de siècle = پایان سده)، اروپا پر بود از بحران‌های فکری، اخلاقی و زیبایی‌شناختی. مردم هم‌زمان هم شیفتهٔ پیشرفت علمی و صنعتی بودن، هم دچار ترس از زوال فرهنگی و اخلاقی. (مثل الان تو مملکت خودمون ) توی هنر و ادبیات این دوره، یکی از تم‌های تکرارشونده، فَم فَتال (Femme Fatale) بود: یعنی زن به‌عنوان موجودی اغواگر، خطرناک و گاهی ماورایی که می‌تونه مرد رو به فساد یا نابودی بکشونه. ژان دولویل (Jean Delville) که از نقاشان و تصویرگران نمادگرا بود، توی این تصویر Idol of Perversity (بتِ انحراف) دقیقاً همین مفهوم رو نشون می‌ده: زن شبیه الهه به تصویر کشیده شده، ولی نه یک الههٔ نجات‌بخش، بلکه معبودی تاریک که پرستش اون برابر با سقوطه. مار پیچیده بر بدن، هم نماد اغواگریه (یادآور داستان حوّا و وسوسهٔ اولیه)، هم نشانه‌ای از گناه و قدرت پنهان. هالهٔ گل‌مانند اطراف سر، نشونهٔ تقدس و قدرت معنویه، اما با نوعی تضاد: این تقدس به‌جای رستگاری، فساد و ترس رو به همراه داره. دولویل در واقع با این تصویر می‌خواد نشون بده که وسوسه و زیبایی می‌تونن هم‌زمان هم پرستش بشن و هم ویرانگر باشن. این دقیقاً همون تنش فکری آخر قرن نوزدهمه: کشش بین عقلانیت علمی و میل‌های تاریک و غریزی. @WingsOfHeart

بتِ انحراف (Idol of Perversity)، حدود ۱۸۹۱. تصویرسازی اثر ژان دولویل. (خیلی با نمادگرایی حال نمیکنم ولی این نقاشی مهمه) این ت
بتِ انحراف (Idol of Perversity)، حدود ۱۸۹۱. تصویرسازی اثر ژان دولویل. (خیلی با نمادگرایی حال نمیکنم ولی این نقاشی مهمه) این تصویر نمادگرایانه، آمیزه‌ای از عرفان، شهوانیت و تهدید را در خود دارد. پیکر زنی باوقار و تقریباً الهی در تضادی تند و تک‌رنگ پدیدار می‌شود؛ بدن او با ماری پیچیده و تاجی از گل‌های درخشان بر سر دارد. چشمان سایه‌خورده و چهرهٔ بی‌احساسش همزمان جاذبه و هراس را برمی‌انگیزد و بازتابی است از شیفتگی بیمارگونهٔ پایان سدهٔ نوزدهم به مفهوم زنِ اغواگر و مرگ‌آفرین (femme fatale) به‌عنوان نیرویی از وسوسه، فساد و قدرت پنهان.

وقتی هنر با معماری گره می‌خورد تابلوی «نردبان غول‌ها» (Scala dei Giganti) در سال ۱۷۶۵ توسط هنرمند ایتالیایی جیووانی آنتونیو ک
وقتی هنر با معماری گره می‌خورد تابلوی «نردبان غول‌ها» (Scala dei Giganti) در سال ۱۷۶۵ توسط هنرمند ایتالیایی جیووانی آنتونیو کانال، مشهور به کانالتو (۱۶۹۷–۱۷۶۸) نقاشی شد. این اثر «پلکان غول‌ها» در کاخ دوکاله (Palazzo Ducale) را به تصویر می‌کشد. کانالتو به‌خاطر تصاویر بسیار واقع‌گرایانه‌اش از مناظر معماری شهرت داشت و این یکی از زیباترین آثار او از ونیز است. بازدیدکنندگان کاخ دوکاله ــ که مقر حکومت ونیز بود ــ پیش از هر دیدار یا انجام امور اداری، باید از این پله‌ها بالا می‌رفتند. این پلکان بین سال‌های ۱۴۸۳ تا ۱۴۹۱ به‌دست آنتونیو ریتزو ساخته شد و هدف از آن، ایجاد شکوه و عظمت در ذهن بازدیدکنندگان پیش از ملاقات با دوک ونیز یا دیگر اعضای حکومت و دربار بود. در بالای پلکان می‌توان دو مجسمه دید: یکی نپتون و دیگری مارس؛ این دو نماد قدرت ونیز بر دریا و خشکی هستند. این مجسمه‌ها توسط سانسووینو در سال ۱۵۶۷ ساخته شدند و به دلیل اندازه بزرگشان، الهام‌بخش لقب «پلکان غول‌ها» شدند. @WingsOfHeart

مرد به دارآویخته نقاشی از ویکتور هوگو این تصویر تاریک و قدرتمند، تنهایی و نومیدی را به نمایش می‌گذارد. در آن، پیکری تنها دیده
مرد به دارآویخته نقاشی از ویکتور هوگو این تصویر تاریک و قدرتمند، تنهایی و نومیدی را به نمایش می‌گذارد. در آن، پیکری تنها دیده می‌شود که از چوبهٔ دار چوبی آویزان است و در میان سایه‌های عمیق قرار دارد. هوگو با به‌کارگیری تنها چند رنگ تیره! کاری می‌کند که پیکر روشن‌شده با شدت در برابر تاریکی پس‌زمینه خودنمایی کند. این تضاد، فضایی سنگین و ایستا خلق می‌کند؛ فضایی که به‌سان یک مراسم تدفین به نظر می‌رسد. ویکتور هوگو که بیشتر به‌عنوان یک نویسنده شناخته می‌شود، در عرصهٔ نقاشی نیز فعال بود و اغلب به همان موضوعات جدی و غم‌انگیزی می‌پرداخت که در آثار ادبی‌اش هم دیده می‌شود.(خدا رو شکر کامیک کار نمی‌کرد)

«روز داوری نهایی» (حدود ۱۸۶۱) اثر ژان-لئون ژروم .خواستم براش چیزی بنویسم ولی دیدم هرچی بنویسم شاید جالب نباشه سبک اورینتالیسم
«روز داوری نهایی» (حدود ۱۸۶۱) اثر ژان-لئون ژروم .خواستم براش چیزی بنویسم ولی دیدم هرچی بنویسم شاید جالب نباشه سبک اورینتالیسم(شرق گرایی) کار در وصف حاکمان خاورمیانه هست ترکیب قدرتمند ژروم در این اثر، وزن اخلاقی اعمال انسانی و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر حسابرسی در برابر حقیقتی برتر را به تصویر می‌کشد.

مد در اواخر قرن نوزدهم تابلوی «زن جوان در حال بستن کرست» (۱۸۹۳) اثری است از پیر کاریه-بلوز (Pierre Carrier-Belleuse، ۱۸۵۱–۱۹۳
مد در اواخر قرن نوزدهم تابلوی «زن جوان در حال بستن کرست» (۱۸۹۳) اثری است از پیر کاریه-بلوز (Pierre Carrier-Belleuse، ۱۸۵۱–۱۹۳۲) که بیشتر به خاطر نقاشی‌های پاستلش از رقصندگان اپرا شناخته می‌شود. این اثر هم با پاستل خلق شده و می‌توان دید که هنرمند با دقت زیادی زن و انعکاس او را در مرکز قاب به تصویر کشیده، در حالی که برای اطراف از ضربه‌قلم‌های پهن‌تر و کم‌جزئیات‌تر استفاده کرده است. تمرکز نقاشی روی زنی است که کرست ساعت‌شنی خود را محکم می‌کند. این نوع کرست‌ها در پایان قرن نوزدهم مد بودند، هرچند مثل سایر بخش‌های مد، طول، رنگ و سبک آن‌ها مدام تغییر می‌کرد. کرست چندین کارکرد داشت. علاوه بر اینکه به عنوان یک آیتم مد برای شب‌های بیرون رفتن پوشیده می‌شد، به دلیل قابلیت شکل‌دهی به بدن و حفظ وضعیت صحیح ایستادن (هم برای زنان و هم مردان) نیز محبوبیت زیادی داشت.

این صلیب جادویی این جاست
این صلیب جادویی این جاست

آیا صلیب جادویی را می‌بینید؟ تابلوی «روشنایی صلیب کلیسای سنت پیتر در رم» اثر هنرمند فرانسوی لویی ژان دُپره (۱۷۴۳–۱۸۰۴). تمرکز
آیا صلیب جادویی را می‌بینید؟ تابلوی «روشنایی صلیب کلیسای سنت پیتر در رم» اثر هنرمند فرانسوی لویی ژان دُپره (۱۷۴۳–۱۸۰۴). تمرکز اصلی این نقاشی بر روی صلیب بزرگ و نورانی است؛ که می‌توانید آن را در نیمهٔ پایینی تابلو، کمی به سمت راستِ مرکز پیدا کنید. اما با اینکه صلیب بسیار عظیم است، کلیسا از آن هم بزرگ‌تر جلوه می‌کند. این صحنه در کلیسای جامع سنت پیتر در طول هفتهٔ مقدس پیش از عید پاک به تصویر کشیده شده است. به طور مشخص، نمایی از پنج‌شنبهٔ مقدس است؛ روزی که دو واقعه به یاد آورده می‌شود: شستن پای حواریون توسط عیسی، و شام آخر او با رسولانش. در این روز، یک صلیب بزرگ روشن می‌شد، و همهٔ شمع‌های اطراف محراب اصلی خاموش می‌گشتند؛ به گونه‌ای که صلیب در فضا شناور به نظر می‌رسید، گویی میان آسمان و زمین قرار گرفته است

Reza Rohani Sara Naeini Jane Maryam.mp34.20 MB

دانلود_آهنگ_جان_مریم_چشماتو_وا_کن_محمد_نوری_+خواننده_زن_و_تمام_اجراها.mp36.89 MB

یک انتخاب غیرمعمول از رنگ‌ها! تابلوی Alma Mater اثر هنرمند زن فرانسوی ویرژینی دُمون-برتون (۱۸۵۹–۱۹۳۵). این تابلو مریم مقدس را
یک انتخاب غیرمعمول از رنگ‌ها! تابلوی Alma Mater اثر هنرمند زن فرانسوی ویرژینی دُمون-برتون (۱۸۵۹–۱۹۳۵). این تابلو مریم مقدس را همراه با کودک عیسی نشان می‌دهد؛ صحنه‌ای که بارها و بارها در طول قرن‌ها نقاشی شده است. اما دُمون-برتون توانسته راهی تازه برای نمایش آن بیابد. به جای اینکه به مریم لباسی آبی بدهد ــ رنگی که قرن‌ها برای به تصویر کشیدن او استفاده می‌شد ــ در اینجا او لباسی سفید و حجابی سفید بر تن دارد و هنرمند رنگ آبی را به دیوار پشت سرش منتقل کرده است. دلایل بسیاری وجود دارد که چرا در طول تاریخ، مریم مقدس معمولاً با لباس آبی به تصویر کشیده می‌شد. نه تنها به این دلیل که اگر هنرمندان این قرارداد را رعایت می‌کردند، مردم به راحتی او را در نقاشی‌ها تشخیص می‌دادند، بلکه آبی همچنین با پاکی او پیوند داشت، رنگ آسمان بود، و اغلب به عنوان یک رنگ‌دانه گران‌قیمت فقط برای مهم‌ترین عناصر نقاشی‌ها استفاده می‌شد.

تابلوی «نوازنده ماندولین» اثر نقاش ونیزی، اوژن دو بلاس (Eugene de Blaas, ‏۱۸۴۳–۱۹۳۱)، دقیقاً از آن دسته آثاری است که با روایت
تابلوی «نوازنده ماندولین» اثر نقاش ونیزی، اوژن دو بلاس (Eugene de Blaas, ‏۱۸۴۳–۱۹۳۱)، دقیقاً از آن دسته آثاری است که با روایت‌های ظریفش بیننده را وادار می‌کند خودش داستان را بسازد. در این صحنه، مرد نوازنده با تمرکز بر سازش نشسته، و دو زن جوان شنونده‌اند. یکی از آن‌ها نگاهش را به دوردست دوخته، انگار در اندیشه یا خاطره‌ای گم شده است؛ شاید عشق خودش را به یاد آورده، یا شاید موسیقی او را به دنیای دیگری برده است. زن دیگر اما نگاهش مستقیم‌تر است؛ به نظر می‌رسد چیزی در اجرای نوازنده توجهش را جلب کرده—آیا این صرفاً تحسین مهارت موسیقی اوست، یا جرقه‌ای از یک معاشقه در نگاه‌ها و زبان بدنشان پیدا می‌شود؟ از همین‌جاست که پرسش تو به‌جا می‌شود: آیا در حال لاسیدنن؟ بلاس معمولاً صحنه‌هایی از زندگی روزمره ونیزی را با نوعی شیرینی و رمزآلودی ترسیم می‌کرد. پس احتمال دارد او عمداً این ابهام را گذاشته تا مخاطب بین دو احتمال سرگردان بماند: یک لحظهٔ صرفاً موسیقایی یا یک رابطهٔ عاطفی تازه‌جوش. زن سمت چپ چه می‌اندیشد؟ شاید او نمایندهٔ تماشاگر باشد—فردی که به جای درگیر شدن، به فکر فرو رفته و اجازه می‌دهد ماجرا را خودمان ادامه دهیم.

«رؤیا در کلوسئوم. آخرین شهید» (۱۸۸۵) یک تابلوی باشکوه اثر خوزه بنلیوره یی خیل (José Benlliure y Gil, ‏۱۸۵۸–۱۹۳۷) است. این نقا
«رؤیا در کلوسئوم. آخرین شهید» (۱۸۸۵) یک تابلوی باشکوه اثر خوزه بنلیوره یی خیل (José Benlliure y Gil, ‏۱۸۵۸–۱۹۳۷) است. این نقاشی قدیس تلمکوس (Telemachus) را نشان می‌دهد که در کلوسئوم روم صلیب را بالا گرفته است. او راهبی است که در حدود سال ۴۰۰ میلادی جرأت می‌کند تا جلوی نبرد گلادیاتورها را در ورزشگاهی پر از تماشاگر بگیرد. این اثر صحنه‌ای آشفته و پر از عناصر سوررئالیستی دارد، که البته با توجه به ماهیت رؤیایی آن طبیعی است. برخی افراد در جمعیت در حال شناورشدن در هوا و غرق در نوری آسمانی‌اند. در بخش پایین تابلو، صحنه‌ای متفاوت اما مرتبط به چشم می‌خورد، با عناصر نمادینی که به همان داستان پیوند دارند. ابعاد این نقاشی عظیم است: ۵۶۱ سانتی‌متر (۱۸٫۴ فوت) در ۷۲۸ سانتی‌متر (۲۳٫۸ فوت). از این افسانه نسخه‌های گوناگونی وجود دارد. در رایج‌ترین روایت، تلمکوس در ابتدا موفق نمی‌شود و به دست جمعیت خشمگین کشته می‌شود. اما امپراتور روم چنان تحت‌تأثیر شهادت او قرار می‌گیرد که اندکی بعد به نبردهای گلادیاتوری پایان می‌دهد. آخرین نبرد ثبت‌شدهٔ گلادیاتوری در سال ۴۰۱ میلادی رخ داد، یعنی ۱۳ سال پس از مرگ تلمکوس @WingsOfHeart

Aubrey Beardsley (1872-1898) 1) The Climax 2) The Peacock Skirt 3) The Black Cape 4) John and Salome 5) The Platonic Lament 6
+7
Aubrey Beardsley (1872-1898) 1) The Climax 2) The Peacock Skirt 3) The Black Cape 4) John and Salome 5) The Platonic Lament 6) The Toilette of Salome 7) The Stomach Dance 8) The Dancer’s Reward «سالومه» یک نمایشنامهٔ تک‌پرده‌ای است که اسکار وایلد در سال ۱۸۹۱ و به زبان فرانسوی نوشت. بیرزلی پس از الهام گرفتن از این اثر، در سال ۱۸۹۳ چند تصویر برای آن کشید که در یک مجله منتشر شد. پس از انتشار، اسکار وایلد با او تماس گرفت تا برای نخستین چاپ رسمی نمایشنامه در سال ۱۸۹۴، آن را به‌طور رسمی تصویرسازی کند.

Godfrey Kneller (1646-1723) 1) Portrait of John Locke (1697) 2) Sarah Churchill, Duchess of Marlborough (date unknown) 3) Pet
+9
Godfrey Kneller (1646-1723)
1) Portrait of John Locke (1697) 2) Sarah Churchill, Duchess of Marlborough (date unknown) 3) Peter the Great, Tsar of Russia (1698) 4) Sir Christopher Wren (1711) 5) James Stanhope, 1st Earl Stanhope (c. 1710) 6) King James II (1684) 7) Portrait of William III of England in State Robes (c. 1690) 8) Princess Anne (1683) 9) Portrait of John Vanbrugh (c. 1710) 10) Self-Portrait (1685)