en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

Open in Telegram

اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )

Show more
1 927
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
مرگ فرمانرواست، حدود سال ۱۸۸۷. اثر هرمینه فون پرویشن تمثیلی تأمل‌برانگیز از مرگ و ناپایداری قدرت دنیوی. امپراتوری اسکلت‌مانند
مرگ فرمانرواست، حدود سال ۱۸۸۷. اثر هرمینه فون پرویشن تمثیلی تأمل‌برانگیز از مرگ و ناپایداری قدرت دنیوی. امپراتوری اسکلت‌مانند، با تاجی بر سر و ردایی مجلل از پوست قاقم، در کنار تختی پرزرق‌وبرق ایستاده و شمشیری را در دست گرفته است. این پیکر که با نشان‌های سلطنتی رهاشده، گل‌های پژمرده و نمادهای پیروزی و کشورگشایی احاطه شده، یادآوری آشکار این حقیقت است که حتی بزرگ‌ترین فرمانروایان نیز نمی‌توانند از مرگ بگریزند.

مرگ فرمانرواست، حدود سال ۱۸۸۷. اثر هرمینه فون پرویشن تمثیلی تأمل‌برانگیز از مرگ و ناپایداری قدرت دنیوی. امپراتوری اسکلت‌مانند
مرگ فرمانرواست، حدود سال ۱۸۸۷. اثر هرمینه فون پرویشن تمثیلی تأمل‌برانگیز از مرگ و ناپایداری قدرت دنیوی. امپراتوری اسکلت‌مانند، با تاجی بر سر و ردایی مجلل از پوست قاقم، در کنار تختی پرزرق‌وبرق ایستاده و شمشیری را در دست گرفته است. این پیکر که با نشان‌های سلطنتی رهاشده، گل‌های پژمرده و نمادهای پیروزی و کشورگشایی احاطه شده، یادآوری آشکار این حقیقت است که حتی بزرگ‌ترین فرمانروایان نیز نمی‌توانند از مرگ بگریزند.

بی‌خوابی، حدود سال ۱۹۷۲. اثر ایلیا پیانکوف در فضایی کم‌نور، پیکری تنها نشسته و در میان سایه‌های عمیق احاطه شده است. باریکه‌ای
بی‌خوابی، حدود سال ۱۹۷۲. اثر ایلیا پیانکوف در فضایی کم‌نور، پیکری تنها نشسته و در میان سایه‌های عمیق احاطه شده است. باریکه‌ای از نور روی دیوار افتاده که به نظر می‌رسد از پنجره‌ای کوچک و مرتفع وارد می‌شود؛ پنجره‌ای از آن نوع که معمولاً در زیرزمین‌ها یا فضاهای زیرزمینی دیده می‌شود. نورپردازی ملایم و فضای بسته، حس انزوا و بی‌قراری خاموشِ یک شب بی‌خوابی را منتقل می‌کنند.

▪️ شاه عباس و جهانگیر در دوره‌ای حکومت می‌کردن که رابطه‌ی صفویان و گورکانیان، ترکیبی از دیپلماسی، رفت‌وآمد فرهنگی و کشمکش بر
+8
▪️ شاه عباس و جهانگیر در دوره‌ای حکومت می‌کردن که رابطه‌ی صفویان و گورکانیان، ترکیبی از دیپلماسی، رفت‌وآمد فرهنگی و کشمکش بر سر قدرت بود. و در این رقابت قندهار اهمیت ویژه‌ای داشت. قندهار، شهری استراتژیک که در سده‌های شانزدهم و هفدهم چند بار بین صفویان و گورکانیان دست‌به‌دست شد؛ تا اینکه شاه عباس در سال ۱۶۲۲ قندهار رو دوباره از گورکانیان پس گرفت. در واقع، پشت تصویر دوستانه‌ی دو پادشاه، رقابتی جدی برای نفوذ و قدرت در منطقه جریان داشت. برگرفته از اینستاگرام »zibaishenasi«

پروپاگاندا ایران بعد از شکست آلمان نازی برا اساس حماسه ضحاک و کاوه آهنگر از شاهنامه برای جنگ جهانی دوم 💀
+3
پروپاگاندا ایران بعد از شکست آلمان نازی برا اساس حماسه ضحاک و کاوه آهنگر از شاهنامه برای جنگ جهانی دوم 💀

برای استادان رنسانس، طراحی دست فقط نشان دادن شکل و فرم نبود؛ بلکه تمرینی مهم برای تقویت بیان و روایتِ پیکره به شمار می‌رفت. �
+3
برای استادان رنسانس، طراحی دست فقط نشان دادن شکل و فرم نبود؛ بلکه تمرینی مهم برای تقویت بیان و روایتِ پیکره به شمار می‌رفت. 🎨 ✨ دورر با استفاده از خط و جزئیات، ویژگی‌ها و حالت‌های مختلف دست را بررسی می‌کرد. 🔬 لئوناردو داوینچی با توجه ویژه‌ای که به آناتومی داشت، ساختار استخوان‌ها و عضلات را با جزئیات مطالعه می‌کرد. 💥 میکل‌آنژ با فرم‌های قدرتمند و ایجاد حس حجم، دست‌ها را به ساختاری تأثیرگذار تبدیل می‌کرد. 🌿 رافائل نیز دانش آناتومیک را با خطوط ظریف و متعادل ترکیب می‌کرد. به نظر شما، در طراحی دست‌ها، از نظر جزئیات، فرم و ظرافت، آثار کدام استاد چشمگیرتر است؟

شهرسازی به شما خواهد گفت که حاکم در چه وضعیتی ست؛ بزرگترین دماسنج سیاست، راه و روش معماری شهر است. Queen Elizabeth (Keshvarz)
شهرسازی به شما خواهد گفت که حاکم در چه وضعیتی ست؛ بزرگترین دماسنج سیاست، راه و روش معماری شهر است. Queen Elizabeth (Keshvarz) Boulevard 1971 in Tehran . بلوار الیزابت (کشاورز) سال ۱۹۷۱ تهران از آرشیو یک نشریه آمریکایی

چه کسی بهتر از همه می‌تواند یک هنرمند را درک کند؟ 🎨 چند نمونهٔ قابل‌توجه از پرتره‌ها در تاریخ هنر: 🎨 سالوادور دالی و پابلو
+9
چه کسی بهتر از همه می‌تواند یک هنرمند را درک کند؟ 🎨 چند نمونهٔ قابل‌توجه از پرتره‌ها در تاریخ هنر: 🎨 سالوادور دالی و پابلو پیکاسو نگاه دالی به پیکاسو، نشانه‌هایی از تحسین و تأثیر متقابل هنری را در خود دارد. 🌻 پل گوگن و ونسان ون گوگ لحظه‌ای که گوگن، ون گوگ را هنگام کار روی گل‌های آفتابگردان نقاشی کرد، یکی از تصاویر قابل‌توجه از دوره‌ای است که این دو هنرمند در کنار هم گذراندند. 🖌️ اگون شیله و گوستاو کلیمت پرتره‌ای که شیله از کلیمت کشید، یکی از نمونه‌های مهم نزدیکی هنری میان این دو هنرمند است. 🤍 فریدا کالو و دیه‌گو ریورا این دو هنرمند که در دوره‌های مختلف یکدیگر را نقاشی کردند، با پرتره‌هایشان جنبه‌های متفاوتی از رابطهٔ خود را نیز آشکار کردند. 🎭 فرانسیس بیکن و لوسیان فروید 🖼️ ژان-میشل باسکیا و اندی وارهول آثاری که این دو هنرمند با همکاری یکدیگر خلق کردند، نشان می‌دهند که چگونه دیدگاه‌های متفاوت هنری می‌توانند در یک محیط مشترک با هم تلاقی پیدا کنند. 🎨 دیوید هاکنی و لوسیان فروید پرتره‌هایی که این دو از یکدیگر کشیدند، نمونه‌های جالبی هستند از اینکه دو هنرمند چگونه با نگاه یک هنرمند به یکدیگر می‌نگریستند.

part of Uffe Isolotto's We Walked The Earth : Harnessing (2023)
+2
part of Uffe Isolotto's We Walked The Earth : Harnessing (2023)

گوسالهٔ عظیم بر چشم‌انداز مسلط است و سطح طلایی آن در برابر کوه‌های خشک و بیابانی نور را منعکس می‌کند. در پایین، اسرائیلیان به
+5
گوسالهٔ عظیم بر چشم‌انداز مسلط است و سطح طلایی آن در برابر کوه‌های خشک و بیابانی نور را منعکس می‌کند. در پایین، اسرائیلیان به گردابی از حرکت تبدیل شده‌اند؛ زنان با لباس‌های روان و دست‌های برافراشته می‌رقصند، نوازندگان طبل می‌زنند و گروه‌هایی از مردان در برابر بت خم شده‌اند. در دوردست نیز چادرها در سراسر دره دیده می‌شوند و یادآوری می‌کنند که این فقط یک آیین کوچک نیست، بلکه تمام یک جامعه درگیر این جشن شده است. اما داستان کتاب مقدس قرار است به‌زودی به خشونت کشیده شود. وقتی موسی از سینا پایین می‌آید و مردم را در حال پرستش گوساله می‌بیند، از خشم لوح‌های شریعت را بر زمین می‌زند و می‌شکند. بت نابود می‌شود و این ماجرا به یکی از قدرتمندترین هشدارهای کتاب مقدس دربارهٔ رها کردن ایمان و روی آوردن به چیزی ملموس و فوراً ارضاکننده تبدیل می‌شود. همه به گوساله نگاه می‌کنند. همه، جز بیننده، می‌دانند که چه چیزی در راه است. جشن به اوج خود رسیده است؛ اما لوح‌های شریعت همین حالا در مسیر پایین آمدن از کوه هستند.

اثر «اسرائیلیان در حال رقصیدن گرد گوسالهٔ زرین» از آنری-پل موت، یکی از مشهورترین رویدادهای کتاب خروج را به تصویر می‌کشد. در م
+3
اثر «اسرائیلیان در حال رقصیدن گرد گوسالهٔ زرین» از آنری-پل موت، یکی از مشهورترین رویدادهای کتاب خروج را به تصویر می‌کشد. در مرکز ترکیب‌بندی، گوساله‌ای عظیم و طلایی قرار دارد که مانند یک بت باشکوه بر فراز جمعیت برافراشته شده است. مردم در اطراف آن می‌رقصند، دست‌هایشان را بالا برده‌اند، ساز می‌نوازند و جشن می‌گیرند؛ در حالی که عده‌ای دیگر در برابر بت زانو زده و آن را می‌پرستند. تضاد صحنه چشمگیر است: جشنی سرشار از شور و هیجان که در مرکز آن، عملی از خیانت به ایمان مذهبی در حال وقوع است. بر اساس کتاب خروج، باب ۳۲، موسی برای دریافت لوح‌های شریعت در کوه سینا مانده بود. هرچه غیبت او طولانی‌تر شد، اسرائیلیان نزد هارون جمع شدند و از او خواستند خدایی برای هدایتشان بسازد. هارون طلاهای آنان را جمع کرد، از آن‌ها گوساله‌ای ساخت و اعلام کرد که جشنی برپا خواهد شد. مردم نیز در برابر بت قربانی کردند، خوردند و نوشیدند و به جشن و پایکوبی پرداختند. موت داستان را در چشمگیرترین لحظهٔ بصری آن متوقف کرده است.

اسرائیلیان در حال رقصیدن گرد گوسالهٔ زرین (۱۸۹۹) اثر آنری-پل موت (۱۸۴۶–۱۹۲۲) ۱۸۹۹ مجموعهٔ خصوصی آن‌ها شکافته شدن دریا را دیده
+3
اسرائیلیان در حال رقصیدن گرد گوسالهٔ زرین (۱۸۹۹) اثر آنری-پل موت (۱۸۴۶–۱۹۲۲) ۱۸۹۹ مجموعهٔ خصوصی آن‌ها شکافته شدن دریا را دیده بودند، قدرت موسی را به چشم دیده و همراه او وارد بیابان شده بودند. با این حال، زمانی که موسی در کوه سینا حضور نداشت، به خدایی روی آوردند که بتوانند آن را با چشم ببینند.

گل های آفتاب گردان از قرار معلوم تشخیص ونگوگ دربارهء دکترش چندان هم غلط نبود. معالجات او هیچ تاثیری در حال بیمارش نکرد و حدود
گل های آفتاب گردان از قرار معلوم تشخیص ونگوگ دربارهء دکترش چندان هم غلط نبود. معالجات او هیچ تاثیری در حال بیمارش نکرد و حدود سه ماه بعد، و در آخرین روزهای ماه جولای، ونسان ونگوگ در مزرعه‌ای در حوالی مطب دکتر گاشه به سینهء خود شلیک کرد و دو روز بعد در رختخوابش درگذشت. آخرین کلمات او در بستر مرگ این بود: «غم همیشگی است.» جدال بین ونسانِ راهب و ونسانِ دیوانه با پیروزی غم‌انگیز و خونین دیوانه تمام شد. امّا این تنها ظاهر ماجراست. در واقع آنچه از ونگوگ به جا مانده است و در تمام تابلوهای پس از ۱۸۸۵ او دیده می‌شود کوچک‌ترین نشانی از جنون یا حتّی افسردگی ندارد. نقّاشی‌های او‌ میراث راهب درون اوست. حق با ونگوگ بود که گفت غم همیشگی است. با این حال، خود او راه حلّی به ما پیشنهاد می­کند که آن را از راهبان-نقّاشان بودایی فراگرفته بود: همواره می­توان از دست بدقلقی­های روزگار به لذّت تماشا کردن یک گل آفتابگردان پناه برد. @WingsOfHeartੈ࿐

زنده شدن لازاروس در بهار سال ۱۸۹۰ به او مژده دادند که دکتری به نام پائول گاشه در درمان بیماران روانی موفقیت بسیاری کسب کرده و
زنده شدن لازاروس در بهار سال ۱۸۹۰ به او مژده دادند که دکتری به نام پائول گاشه در درمان بیماران روانی موفقیت بسیاری کسب کرده و ممکن است بتواند به او هم کمک کند. ونگوگ برای دیدن دکتر گاشه تیمارستان را به مقصد مطب او در حومهء پاریس ترک کرد. امیدواری او به معالجه شدن را می‌توان از روی یکی از آخرین تابلوهایی که پیش از رفتن کشیده است فهمید. این تابلو تصویری است از لازاروس؛ مردی که عیسی مسیح او را دوباره زنده کرد. لازاروس این اثر شباهتی به بقیهء نمونه‌های تاریخ نقّاشی ندارد. او مردی با موها و ریش‌های قرمز و چهره‌ای به شدّت شبیه ونگوگ است. امید به دم مسیحایی دکتر گاشه در این نقّاشی هویداست. @WingsOfHeartੈ࿐

اوّلین کار او در موطن جدیدش مراجعه به تیمارستان بود. بسیاری از شاهکارهای او در اتاق تیمارستان سنت پُل کشیده شده‌اند. تابلوی ب
اوّلین کار او در موطن جدیدش مراجعه به تیمارستان بود. بسیاری از شاهکارهای او در اتاق تیمارستان سنت پُل کشیده شده‌اند. تابلوی بسیار مشهور «آسمان پُرستاره» حاصل شب‌هایی است که او از پنجرهء اتاقش به آسمان نگاه می‌کرد. اتاق او در تیمارستان بیشتر شبیه سلول بود و پنجره‌هایش نیز مثل زندان میله‌های فلزّی داشت. البتّه چون او با پای خودش آمده بود، می‌توانست آزادانه در تمام محوطّه بگردد و هر زمان که دلش خواست آنجا را ترک کند. شاید هر کس دیگری جای ونگوگ بود عمر هنری‌اش در آن تیمارستان به پایان می‌رسید. چه بسا خود او هم اگر تجربهء روزهای بودایی‌اش را نداشت، کارش تمام شده بود. امّا او در فاصلهء بین حمله‌های عصبی‌اش وقت را تلف نمی‌کرد و به جای شکایت از روزگار نقّاشی می‌کشید؛ زیرا ستایشگر فروتن بودا یک چیز را به خوبی آموخته بود: از درون اتاق یک تیمارستان و حتّی از پشت میله‌های موازی هم می‌توان از تماشای آسمان پُرستاره لذّت برد. @WingsOfHeartੈ࿐

گردش زندانیان ونسان که آن روزها گمان می‌کرد بالاخره توانسته است بر افسردگی و حتّی جنون گاه و بیگاهش چیره شود با لحنی سرخوش و
گردش زندانیان ونسان که آن روزها گمان می‌کرد بالاخره توانسته است بر افسردگی و حتّی جنون گاه و بیگاهش چیره شود با لحنی سرخوش و پیروزمندانه‌ به تئو نوشت: «من اگر این طبیعت دوگانهء راهب-نقّاش را نداشتم مدّت‌ها پیش تو دیوانه شده بودم.» گذشت زمان نشان داد که او قدرت دیوانهء درونش را دست کم گرفته بود. سریع‌تر از آن اتّفاق افتاد که ونگوگ بتواند جلویش را بگیرد. در نامه‌هایی که او پس از رفتن گوگن به تئو نوشته است، به وضوح می‌توان سرخوردگی و هراسش را از بازگشت جنون کهنه‌اش دید. این حادثه به او نشان داد که راهب درونی همچنان از نقّاش دیوانه­سر ضعیف‌تر است @WingsOfHeartੈ࿐

خود نگاره گوهر مذهب بودایی اندیشیدن به مفهوم رنج است. تمام زندگی بودا به این گذشت که راهی برای معنا دادن به رنج پیدا کند. این
خود نگاره گوهر مذهب بودایی اندیشیدن به مفهوم رنج است. تمام زندگی بودا به این گذشت که راهی برای معنا دادن به رنج پیدا کند. این فکر که رنج کشیدن می‌تواند معنایی داشته باشد و جادّهء شادی با سنگفرشی از مشقّت فرش شده است با طبع افسرده و در عین حال مسیحی ونگوگ جور درمی‌آمد. ونگوگ چند سال بعد و درجواب دوستش گوگن که از او پرسیده بود «آیا می‌توانی تصویری بکشی که شخصیت حقیقی خودت را نشان دهد؟» پرتره‌ای ازخودش کشید که در آن چشم‌هایش را مثل ژاپنی‌ها بادامی و سرش را همچون سر راهبان بودایی تراشیده نشان داده است. او دربارهء دلیل این کارش به تئو نوشت: «خودم را به صورت یک راهب بودایی‌، یک ستایش‌گر فروتن بودای جاودانه نشان داده‌ام.» @WingsOfHeartੈ࿐

نقاشی روسپی بازکشی ونگوک از نقاشی ژاپنی اگر فضای هنری را با هوا مقایسه کنیم، می‌توانیم بگوییم در پاریسِ دههء ۸۰ قرن نوزدهم نس
نقاشی روسپی بازکشی ونگوک از نقاشی ژاپنی اگر فضای هنری را با هوا مقایسه کنیم، می‌توانیم بگوییم در پاریسِ دههء ۸۰ قرن نوزدهم نسیمی از جانب مشرق وزیدن گرفت و تمام گالری‌های آن شهر را در‌نوردید. پاریس یک‌باره پُر از محصولات هنری ژاپن – از کیمونو گرفته تا نقّاشی – شد. برای فرانسویانی که قرن‌ها به دیدن تابلوهای اروپایی عادت کرده بودند باسمه‌های ژاپنی با آن طرح‌های ساده و رنگ‌های درخشان­شان انقلابی در نقّاشی به شمار می‌رفتند. نقّاشی‌های معروف «درخت آلو غرق شکوفه»‌، «روسپی»، و «پُل زیر باران» را از روی تابلوهای هنرمندان ژاپنی کشیده است. تاثیر هنر ژاپن روی ونگوگ حیرت‌آور بود. پس از این دوران او دیگر هرگز تابلوهای تیره و غمگین نکشید. هنر ژاپن چنان مسحورش کرد که در نامه‌ای به تئو نوشت: «امکان ندارد کسی هنرهای ژاپنی را بیاموزد و شادتر نشود.» @WingsOfHeartੈ࿐

سیب زمینی خور ها شاخص­ترین نقّاشی او در این دوره تابلویی به نام «سیب­ زمینی­خورها» است. این نقّاشی می‌تواند نمونهء خوبی از آث
سیب زمینی خور ها شاخص­ترین نقّاشی او در این دوره تابلویی به نام «سیب­ زمینی­خورها» است. این نقّاشی می‌تواند نمونهء خوبی از آثار آن سال‌های ونگوگ باشد. پنج ژنده‌پوش در اتاقی کوچک و کم نور، گرد ظرفی سیب­زمینی حلقه ‌زده‌اند. از ظواهر امر پیداست که این تمام غذایی است که آن خانواده برای خوردن دارد. فضای غمگین و ناامید این تصویر، مثل بقیهء نقّاشی‌های آن دورهء ونگوگ، بازتاب‌دهنده روحیهء اوست.ونگوک به پیشنهاد برادرش به پاریس برای ادامه تحصیل نقاشی رفت @WingsOfHeartੈ࿐