𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭
Ir al canal en Telegram
اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )
Mostrar más1 977
Suscriptores
-124 horas
-87 días
-3530 días
Archivo de publicaciones
1 977
+9
«غولها» اثر هنرمند روس، واسیلی شولژنکو 🔥
واسیلی شولژنکو (متولد ۱۹۴۹) نقاشی روس است که بهخاطر آثار پیکرهنگارانه، گروتسک و طنزآمیزش شناخته میشود؛ آثاری که تصویری تاریک، پوچ و گاه هولناک از زندگی روزمره در روسیه ارائه میدهند.
او که از سنت رئالیسم روسی و طنز سیاه الهام گرفته است، در نقاشیهایش شخصیتهایی تغییرشکلیافته، صحنههایی از ویرانی، اعتیاد به الکل و موقعیتهای سوررئال را به تصویر میکشد. آثارش با تلفیق نقد اجتماعی و نگاهی انسانی و تراژیک، تناقضهای زندگی و سرشت انسان را بازتاب میدهند.
سبک شولژنکو، که میان رئالیسم و تصاویر کابوسگونه قرار میگیرد، میکوشد پیچیدگیها و تضادهای وضعیت انسانی را بدون آرمانسازی یا زیباتر جلوه دادن سوژههایش به نمایش بگذارد.
1 977
+7
همیشه آرزو داشتم یه نفر همینجوری تاریخ هنر شرق رو معرفی کنه بدبختی از اون موقع بوده که همه تاریخ هنر ما توسط غرب بوده و به کل هنر شرق آفریقا و جاهای دیگه هیچ وقت به هیچ صورت نه شناخته و نه معرفی شده بودن اگه تاریخ هنر رو نخوندین این عکس خلاصه تاریخ هنر غربه
1 977
از فالنامه.
نسخه درسدن آلمان.
(فالنامه به دو شکل کتابشناسی (فال با استفاده از کتاب) اطلاق میشد که بهطور تاریخی در ایران، ترکیه و هند استفاده میشد. فالنامههای قرآنی بخشهایی در انتهای نسخههای خطی قرآن بود که برای فالگیری بر اساس جدول استفاده میشدند. در قرن شانزدهم، نسخههای خطی فالنامه معرفی شدند که از سیستم متفاوتی استفاده میکردند. افراد پس از طهارت، یک صفحه تصادفی در کتاب را باز میکردند و خواسته قلبی خود را با نقاشی و متن همراه آن تعبیر و تفسیر میکردند.[۲] اکنون فقط چند فالنامه مصور باقی ماندهاست. این کتابها توسط مشتریان ثروتمند سفارش داده میشدند و برای آن زمان کتابهای غیرعادی بزرگی بودند که با نقاشیهای جسورانه و زیبا همراه بودند.[۳][۴] این نقاشیها شخصیتهای تاریخی و اساطیری و همچنین وقایع و شخصیتهای مرتبط با ادیان ابراهیمی را به تصویر میکشند.)
1 977
+3
نگارگری ایرانی، سبک شیراز ، ۱۵۰۱ میلادی. نسخهای از «خمسهی نظامی»، بخش «اقبالنامه اسکندری».
اسکندرنامه بخشی از خمسهی نظامیست. اسکندرنامه به دو بخش شرفنامه و اقبالنامه تقسیم میشه. این صحنه مربوطه به داستانی از اقبالنامه که در اون اسکندر به چین سفر میکنه و در خیمهش به صورت پنهانی به آبتنی کنیزکان چینی نگاه میکنه.
1 977
شاید باورتون نشه ولی این یکی از مدارک سری کنسولگری انگلیس در مورد به توپ بستن حرم رضوی در مشهد توست روس ها هست :-)
1 977
قدیس پطرس شهید (حدود ۱۵۰۰–۱۵۱۰)
اثر فرانچسکو بیانکی (۱۴۴۷–۱۵۱۰)
گالری اِستنزه، کاخ موزهها، مودنا
در این تصویر تأثیرگذار و سرشار از حالوهوای معنوی، فرانچسکو بیانکی شهادت پطرس ورونایی، راهب دومینیکنی را جاودانه کرده است؛ مردی که ایمانش به معنای واقعی کلمه، جان او را بر سر تیغ گذاشت. نقاش، صحنه را نه در لحظهٔ نبرد، بلکه پس از آن به تصویر کشیده است؛ جایی که آرامش الهی با خشونت مرگ در هم میآمیزد.
ساطوری بزرگ همچنان در فرق سر او فرو رفته و خنجری سینهاش را شکافته است. زخمها تازه و هولناکاند، اما چهره و حالت او به شکلی شگفتآور آرام است. دستانش بر روی سینه، در حالتی از دعا یا تسلیم، روی هم قرار گرفتهاند، نه در واکنشی از درد. خون آرامآرام از صورت و جامهاش جاری است، اما نه فریادی دیده میشود و نه تقلایی. در عوض، چشمانش با نگاهی روشن و گشوده به سوی آسمان دوخته شدهاند؛ نگاهی که نه از رنج، بلکه از تعالی روحانی حکایت میکند.
این صحنه، بیش از آنکه تصویری از مرگ باشد، تجسمی از عروج معنوی از راه فداکاری است.
چینهای ظریف ردای سیاهوسفید دومینیکنی او تضادی آشکار با زخمهای خشونتبارش ایجاد میکند. نور ملایمی که بر چهره و بدنش تابیده، او را چنان روشن ساخته است که گویی پیش از آنکه کلیسا او را قدیس اعلام کند، در پیشگاه خداوند تقدیس شده است؛ با این حال، تیغهها همچنان در بدنش باقی ماندهاند.
بیانکی از پرداختن به جلوههای اغراقآمیز و تکاندهندهٔ خشونت پرهیز میکند و اجازه میدهد نمادها خود سخن بگویند: ساطور در سر، خنجر در قلب و خون، نه بهعنوان صحنهای هولناک، بلکه بهعنوان گواهی بر ایمان؛ گویی جوهر سرخی است که امضای قدیسی را ثبت میکند.
پطرس ورونایی در خانوادهای پیرو فرقهٔ کاتارها به دنیا آمد؛ فرقهای که کلیسای کاتولیک آن را بدعتگذار میدانست. با این حال، او بعدها به آیین کاتولیک گروید، به فرقهٔ دومینیکن پیوست و سرانجام به مقام بازپرس تفتیش عقاید میلان رسید. موعظهها و نوشتههای او هم بدعتها را هدف قرار میداد و هم بیتفاوتی مؤمنان را. یکی از مشهورترین اصول او چنین بود:
«باید مردم را به ایمان متقاعد کرد، نه اینکه ایمان را بر آنان تحمیل نمود.»
این جمله بهخوبی شیوهٔ برخورد او با باورهای دینی را نشان میدهد.
اما پایبندی سرسختانهٔ پطرس به آموزههای رسمی کلیسا برایش دشمنان بسیاری ساخت. در ۷ آوریل ۱۲۵۲، هنگامی که در سفر بود، به دست چند مهاجم ــ که گفته میشود از سوی یکی از هواداران کاتارها فرستاده شده بودند ــ مورد حمله قرار گرفت. بنا بر روایت سنتی، او پیش از جان سپردن، انگشت خود را به خونش آغشته کرد و عبارت «Credo in Deum» («به خدا ایمان دارم») را بر زمین نوشت.
او تنها ۳۳۷ روز پس از مرگش به مقام قدیس اعلام شد؛ یکی از سریعترین روندهای تقدیس در تاریخ کلیسای کاتولیک.
1 977
در روز آخر یعنی روز ۱۱ محرم بود که شیر تعزیه که شیری اهلی کرده بود توسط شیربانباشی به مجلس(تکیه دولت در جوار کاخ گلستان) آمده، رها میشد. این شیری بود تریاکی که روزهای قبل از نمایش، شیربانش او را به وضع مجلس(که پر بود از سیاهیلشگر) آشنا میکرد، روی پله منبر تریاک میگذارد و به برداشتن تریاک از آنجا عادتش داده بود. روز موعود او را کاملا، البته به غیر از تریاک، سیر مینمود و روشن بود که با سیری شکم میل به طعمه نکرده و به خاطر تریاک رو به پله منبر مینمود. شیر با آرامی و وقار مخصوص خود آمده، پای منبر قرار گرفتهسر بر پله آن مینهاد و همین هنگام بود که شیون و شین و هلهله و هیاهوی رقت بار مجلسیان به آسمان برخاسته، مجلس صورت صحرای محشر میگرفت. شیون و شین و خودکُشان مردم از مشاهده شیر و تواضع او در برابر منبر از این روایت نشات میگرفت که در چنین روزی، یعنی روز بعد از عاشورا،شیری از بیشهای آمده نعشهای کشتهشدگان را پاسداری میکند. پس از چند دقیقه، شیربان آمده زنجیر به گردن شیر میافکند و آن را دور گردانده پول و پیشکشیهای تماشاچیان را دریافت مینمود، در آن حد که گاهی جیبهایش از سکه و طلاهای زنان لبالب میگردید.
1 977
+4
تکیهٔ دولت در درجهٔ نخست برای اجرای تعزیه و برگزاری مراسم روضهخوانی ساخته شده بود. هرچند معماری آن از برخی الگوهای اروپایی تأثیر پذیرفته بود، اما این بنا در خدمت نمایش پیوند نزدیک حکومت قاجار با سنتهای شیعه قرار داشت و مجموعهٔ کاخ گلستان را به فضایی عمومی تبدیل میکرد که در آن دینداری مردم و حمایت دربار از آیینهای مذهبی در کنار یکدیگر به نمایش گذاشته میشد.
بر اساس گزارشهای تاریخی، گاه هزاران نفر در این مراسم حضور مییافتند. در میان آنان، شاه، اعضای دربار، وزیران، شخصیتهای خارجی و شمار زیادی از مردم عادی، بهویژه زنان، دیده میشدند که در کنار طبقات بالای جامعه در آیینهای سوگواری شرکت میکردند. تکیهٔ دولت از نظر ساختار به یک تماشاخانهٔ بزرگ شباهت داشت، اما کارکرد آن کاملاً مذهبی بود، نه صرفاً نمایشی.
نقاشی تنها ثبت تصویری یک بنای تاریخی نیست، بلکه فضای مراسمی عمومی را حفظ کرده است که در آن معماری، ایمان و جامعه زیر یک گنبد باشکوه به هم میپیوستند. نور، مقیاس عظیم بنا و انبوه جمعیت، همگی اهمیت تکیهٔ دولت را بهعنوان مکانی برای عبادت و صحنهای برای اجرای یکی از مهمترین آیینهای شیعه بهخوبی نشان میدهند.
1 977
+4
تکیهٔ دولت (۱۸۹۲)
اثر کمالالملک (۱۸۴۷–۱۹۴۰)
ابعاد: ۱۰۹ × ۹۳ سانتیمتر
رنگ روغن روی بوم
کاخ گلستان
کمالالملک این اثر را در سال ۱۸۹۲ خلق کرد و در آن فضای باشکوه داخلی تکیهٔ دولت، یکی از مهمترین بناهای آیینی ایران در دورهٔ قاجار، را به تصویر کشیده است. زیر گنبد عظیم بنا، پرتوهای نور خورشید از روزنههای بالایی به داخل میتابند و صحنهٔ مدورِ مرکزی را روشن میکنند؛ جایی که مجلس تعزیه، نمایش آیینی شیعیان در سوگ شهادت امام حسین (ع)، در حال اجراست.
ابعاد عظیم ساختمان از همان نگاه نخست آشکار است.
1 977
کندن در خیبر
تو دوره صفوی اولیه (شاه اسماعیل شاه طهماسب و محمد خدابنده) چون تکنولوژی تفنگ بیشتر در دست عثمانی ها بود اکثرا در نقاشی ها تفنگ رو به دست دشمنان اسطوره ها میدادن
1 977
+5
«مکاشفه؛ برونهیلده، زیگلینْده و زیگمونْد را مییابد»
اثر گاستون بوسییر (فرانسه، ۱۸۶۲–۱۹۲۹)
رنگ روغن روی بوم، ۲۳۶ × ۳۰۴ سانتیمتر مستقیماً از اسطورههای اسکاندیناوی و پردهٔ دوم اپرای حماسی «والکیوره» اثر ریچارد واگنر میگیرد.
این صحنه لحظهای سرنوشتساز و پرتنش را به تصویر میکشد؛ زمانی که خدای نورس، ووتان، به دختر والکیورهٔ جنگجوی خود، برونهیلده، فرمان میدهد تا فرزندان دوقلوی فانی او، زیگمونْد و زیگلینْده را که برخلاف قوانین قبیلهای با یکدیگر گریختهاند، تعقیب و مجازات کند. بوسییر با مهارتی چشمگیر فضای دراماتیک این لحظه را به تصویر میکشد؛ برونهیلده عاشقان را مییابد، اما بهجای اجرای خشم الهی، از خلوص عشق زمینی آنان عمیقاً متأثر میشود.
این دیدار، نقطهٔ عطفی است که باعث میشود برونهیلده از فرمان پدرش سرپیچی کند. او از این زوج محافظت میکند و بدین ترتیب مسیر تراژیک اسطورهٔ نیبلونگها را رقم میزند. همچنان نمونهای برجسته از رمانتیسم و شکوه اسطورهای اواخر قرن نوزدهم به شمار میرود.
1 977
+6
Jean-Léon Gérôme (1824–1904), The Shrine of Imam Hussein-1880(۱۲۵۸ شمسی), oil on canvas, Private collection
1 977
گيسو نوردی زال در غفلت تفنگداران(!) رودابه.
شاهنامه فردوسی (نسخه پرينستون). صفحه 39a .
1 977
+2
این اثر صرفاً تصویری از یک صحنه نیست، بلکه نوعی اظهار نظر اجتماعی نیز به شمار میآید. سورولا به مسائل فقر، بیماری و تبعیض در زمانهٔ خود میپردازد و در عین حال کرامت انسانی را در مرکز توجه قرار میدهد. حالت آرام اما اندوهگین کشیش، نمادی از شفقت و در عین حال ناتوانی در برابر رنج انسانهاست. «میراث غمانگیز» نقطهٔ عطفی در هنر سورولا محسوب میشود؛ اثری که قدرت دراماتیک، حساسیت به نور و انساندوستی عمیق را در هم میآمیزد. این نقاشی درد و امید را در یک ترکیب واحد گرد هم میآورد و بیننده را به تأمل و همدلی فرامیخواند.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
