en
Feedback
تفسیر قرآن کریم

تفسیر قرآن کریم

Open in Telegram

بسم الله الرحمن الرحیم ادمین و طلبه پاسخگو احکام @IMANlllllll ــــــــــــــــــــــــــــــ

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 795
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
وَأَرسَلَ عَلَيهِم طَيرًا أَبابيلَ ‍ و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد، (سوره فیل، آیه ۳)

تفسیر 👓 سوره فیل، آیه ۲: وسائل را فراهم آوردند، و با بهترين تجهيزات سپاهی دوازده هزار نفری- به روايت تاريخ- را به راه انداختند، و فيلی را برای ايجاد هراس در محيط جزيرة العرب در مقدمه سپاه به حركت درآوردند. اعراب چنان میپنداشتند كه كسی قدرت مقابله با چنين نيرويی را ندارد، ولی خدا مكر ايشان را بیاثر ساخت و نقشهای را كه طرح ريخته بودند نقش بر آب كرد و نتوانستند به آنچه در نظر گرفته بودند برسند. «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ- مگر دستان و مكر ايشان را تباه و باطل نساخت؟» بعضی گفتهاند كه بیاثر كردن كيد و مكر ايشان همان بیاثر ماندن نقشه آنان در ويران كردن خانه كعبه و برانداختن آثار حنفی ابراهيمی و متوجه ساختن اعراب به خانه جديدی بود كه ابرهه در يمن برای جانشين ساختن آن به جای خانه كعبه بنا كرده بود. ولی اين سؤال پيش میآيد كه: خدا چگونه كيد ايشان را از كار انداخت؟ آيا بر اثر كار پرندگان ابابيل بود يا سببی ديگر داشت؟ چنان مینمايد كه آيه به حادثه ديگر نيز اشاره دارد كه مفسّران يادی از آن نكردهاند، و امكان آن هست كه به بيماری مهلكی همچون آبله گرفتار شده باشند، يا در ميان ايشان فتنهای در گرفته باشد، يا راه را گم كرده باشند يا چيزی نظير اينها، يا به سبب تغيير آب و هوا برای فيل مايه هراس ايشان حادثهای پيش آمده باشد، و روايات به بعضی از اين حوادث اشاره كردهاند.

أَلَم يَجعَل كَيدَهُم في تَضليلٍ ‍ آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟! (سوره فیل، آیه ۲)

تفسیر 👓 سوره فیل، آیه ۱: آيا نديدی كه خدايت با اصحاب فيل چه كرد؟ بسياری از عبرتهای تاريخ است كه همچون نشانههايی بر صفحات روزگار و در حافظه نسلهای متوالی نقش شده است، ولی اندكی از مردم میتوانند خود را از گرفتاريهای زمان حاضر برهانند و به غار تاريخ باز گردند و با دقت به مطالعه آن بپردازند و از سرگذشتهای آن عبرت بگيرند، و داستان فيلی كه در دره مغمّس نزديك مكه بر زمين نشست و قريش را به هراس انداخت و آنان را به كوهها گريزان كرد، هنوز در ياد اهل مكه بود، و حتی گفته شده است كه بعضی از كسان كه از همراهان حمله شوم ابرهه بودند، هنوز زنده ديده میشدند، ولی مردم قريش كه خدا آنان را از شر اين حادثه رهانيد، كفران نعمتهای خدا كردند، و منكر آيات او شدند، و وحی الاهی بدين گونه حوادث را به ياد ايشان آورد: «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ- آيا نديدی كه پروردگارت با همراهان فيل چه كرد؟» گاه يك حادثه تاريخی به درجهای آشكار است كه گويی به چشم ديده میشود، و نيازی به آن ندارد كه چشمان خويش را برای ديدن متوجه به آن كنيم، و لذا چنان مینمايد كه ديدن و رؤيت در اين جا به معنی علم داشتن و دانستن و به آثار آن نگريستن و شنيدن اخبار آن به صورتی است كه بدان شبيه است كه شخص در حال نظر كردن و ديدن آن است. بزرگی خدا در دفع بزرگترين حملهای تجلّی پيدا كرد كه دشمنان مكه عليه آن تهيه ديده بودند، و بر اثر عملی خارج از رسوم متعارفه كه دشمنان با پرندگانی با توصيف ابابيل هلاك شدند، به سود مردم مكه به پايان رسيد.

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ أَلَم تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصحابِ الفيلِ ‍ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند] چه کرد؟! (سوره فیل، آیه ۱) سورة #الفیل

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۹: در حديث به جا مانده از رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- آمده است كه: «سپس خدا فرشتگانی را با طبقهايی از آتش و ميخهايی از آتش و گرزهايی از آتش بر سر ايشان میفرستد و با آنچه در اين طبقها است آنان را میپوشانند، و به وسيله ميخها آنان را در جای خود محكم میبندند، پس شكافی باقی نمیماند تا نسيمی داخل شود، و از آن اندوهی بيرون رود، و خداوند بر عرش خويش آنان را از ياد میبرد، و بهشتيان در فردوس برين به برخورداری از نعمتهای الاهی مشغولند، و پس از آن هرگز استغاثهای از دوزخيان شنيده نمیشود، و از سخن گفتن باز میمانند، و سخنشان دم فرو بردن است و دم برآوردن، و اين است معنی گفته خدای تعالی: إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ». (القرطبی، ج 20، ص 186) «فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ- در عمودهای دراز.» در اين كه عمودها چيست اختلاف است: آيا غلهايی است كه بر گردن ايشان قرار گرفته، يا قيدهايی در پاهايشان، يا ميخهايی است كه طبقها به وسيله آنها بسته میشود؟ بعضی گفتهاند كه مقصود دهر و روزگار است، و اينها معرف روزگاران دراز است. و ابو عبيدة گفته است كه عمود هر چوب يا آهن دراز است و همچون عماد و ستون اصل ساختمان است. محتمل است كه در آتش دوزخ استوانههايی بوده باشد كه اهل جهنم داخل آنها میشوند و در اين «عمد» يعنی وسط آنها قرار میگيرند، و خدا داناتر است. هر چه بوده باشد، پايان سختی است كه هر مستكبر و گردنكش در زمين، و هر همّاز و لمّاز، بايد چشم به راه آن باشد، و برای آن كه شيطان ما را به مال و فرزندانی كه داريم نفريبد، حديثی مفصل را از امام باقر- عليه السلام- با هم میخوانيم كه ما را از عذاب هولناك آتش بيم میدهد، و برای اختصار تنها به آوردن قطعاتی از آن بس میكنيم: «و خدای حیّ قيّوم خشم میگيرد و میگويد: ای مالك! به آنان بگو: بچشيد كه چيزی جز عذابتان را افزايش نمیدهيم، ای مالك! آتش را بيفروز، بيفروز، كه خشم من بر كسی كه مرا بر عرشم دشنام داده است، و در حق من اهانت روا داشته، در حالی كه من فرمانروای جبارم، شدت گرفته است. پس مالك بانگ برمیدارد كه: ای اهل گمراهی و گردنكشی و نعمت در دنيا! تماس داشتن با دوزخ را چگونه میيابيد؟ و آنان میگويند: دلهامان پخته و گوشتهامان خورده و استخوانهايمان خرد شد، و ما فرياد رس و ياوری نداريم، پس مالك میگويد: «فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ» يعنی بدا به ساكنان آتش دوزخ، و سپس خداوند جبار خشمگين میشود و میگويد: ای مالك، بيفروز بيفروز، پس مالك خشمگين میشود و بر ايشان ابری سياه میفرستد كه بر همه اهل دوزخ سايه میافكند، و به بانگ بلند كه اول و آخر و بزرگ و كوچك آن را میشنوند، میگويد: چه بارانی میخواهيد كه بر شما ببارانم؟ و آنان میگويند: آب سرد، امان از تشنگی! امان از طول مدت خواری و گرفتاری، پس بارانی از سنگ و چنگهای آهنين و چنگالهای درندگان و خون و چرك و كرمهای آتشين بر سر و روی آنان فرو میريزد و چشمهاشان را میبندد و استخوانهاشان را خرد میكند، و در اين هنگام فرياد برمیآورند كه: امان از هلاكت! پس چون استخوانها از گوشت برهنه شود، غضب خدا فزونی میگيرد. (بحار الانوار، ج 8، ص 323)

في عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ‍ در ستونهای کشیده و طولانی! (سوره همزه، آیه ۹)

إِنَّها عَلَيهِم مُؤصَدَةٌ ‍ این آتش بر آنها فروبسته شده، تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۸: پس از آن كه به آتش دوزخ افكنده شدند، درهای جهنم به روی آنان بسته میشود و باد و نسيم و شكايت و كلامی در كار نيست، بلكه همه شهيق و زفير است و آه و ناله و عذاب شديد. «إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ- درهای آن به روی ايشان بسته است.»

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۷: به سبب شدت آتش آن را میبينی كه، برای رسيدن به قلبها، پوست و گوشت و استخوان را میسوزاند، و گفتهاند كه: چون به دلها رسيد پوست و گوشت و استخوان دوباره پديد میآيد و بار ديگر به چشيدن عذاب میپردازد. «الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ- كه بر دلها مسلط میشود (و آنها را میسوزاند).» بعضی گفتهاند كه: آتش دوزخ مستقيما به جوف و مغز وجود آدمی راه میيابد و آن را میسوزاند، و بعضی ديگر گفتهاند كه: اين آتش شعور دارد و از درون دلهای گنهكاران آگاه است و به اندازه كفر آنها عذابشان میدهد.

الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفئِدَةِ ‍ آتشی که از دلها سرمی‌زند! (سوره همزه، آیه ۷)

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۶: مثلا آتش در دنيا طبيعتی سيال دارد، از آن روی كه هفتاد بار از آتش دوزخ سبكتر است، امّا آتشی كه جبار آسمانها و زمين برای تجلی بخشيدن به خشم خويش افروخته- چنان به نظر میرسد- كه حالت انفجاری دارد كه هر چيز را در آن بزرگ میسازد. «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ- آتش افروخته خدا،» كافی است اين را بدانيد كه آن آتش خدای بزرگ و پر سطوت و گسترده كبريا است، و نسبت دادن به خدا از آن روی است كه وی آن را افروخته است، و شايد ايقاد (افروختن) غير از شعلهور شدن و به معنی ملتهب شدن و شدت يافتن بوده باشد، و گفتهاند كه خداوند عز و جل هزار سال، و هزار سال، و هزار سال آن را افروخت تا سياه شد، و در انتظار دشمنان خدا باقی ماند، و پناه بر خدا از آن.

نارُ اللَّهِ الموقَدَةُ ‍ آتش برافروخته الهی است، (سوره همزه، آیه ۶)

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۵: و آيا میدانی كه حطمة چيست؟ میدانيم كه تحطيم (يعنی شكستن و خرد شدن) از برخورد جسم صلبی با مثل خود نتيجه میشود، پس چگونه ممكن است كه آتش سيّال سبب تحطيم شود؟ «وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ- و نمیدانی كه حطمه چيست.» دانش بشر نسبت به حقايق امور سخت محدود است، و بر او لازم است كه برای دست يافتن به ابعاد حق در آنها خود را با مقياسهايی تازه مجهز كند.

وَما أَدراكَ مَا الحُطَمَةُ ‍ و تو چه می‌دانی «حُطمه» چیست؟! (سوره همزه، آیه ۵)

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۴: ديگران با كوشش و تلاش خويش به نعمتهای خدا دست يافتند، در صورتی كه آنان در حالی به نزد پروردگارشان باز خواهند گشت كه بايد حساب هر ديناری از داراييهای خود را پس بدهند و بگويند كه آن را چگونه به دست آوردهاند. «كَلَّا- هرگز (چنان نيست كه خيال میكنند).» مال هرگز سبب جاودانی شدن كسی نمیشود، بلكه زودتر او را به مرگ میرساند، ما همه روزه از اخبار سالخوردگانی با خبر میشويم كه عمرشان از صد سال تجاوز كرده است، و معمولا در ميان آنان كسانی را جز مردمان ساده متعارفی نمیيابيم، و اگر مال سبب خلود میبود، عمر مردمان با اندازه مالشان محاسبه میشد، در صورتی كه ما عكس آن را مشاهده میكنيم. ديگر اين كه فراهم آوردن مال بسيار جز از طريق حرام ميسر نمیشود كه اين خود خسران و زيانكاری دارنده آن را بيشتر میكند، مال را با تلاش فراوان جمع میكند كه عاقبت مايه و بالی برای او است، و در حديثی به جا مانده از امام رضا- عليه السلام- آمده است: «مال جز با پنج خصلت جمع نمیشود: بخل شديد و آرزوی دراز و حرص فراوان و بريدن پيوند رحم و برگزيدن دنيا بر آخرت». (نور الثقلين/ ج 5، ص 668) «لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ- حتما در آتش شكننده افكنده خواهد شد.» آنان كسانی بودند كه با همز خود مردم را تحقير میكردند، و با لمز خويش به استهزای ايشان میپرداختند، و اكنون به آتش دوزخی فرو افكنده میشوند كه آنان را فرو میشكند و خرد میكند.

كَلّا ۖ لَيُنبَذَنَّ فِي الحُطَمَةِ ‍ چنین نیست که می‌پندارد؛ بزودی در «حُطَمه» [= آتشی خردکننده‌] پرتاب می‌شود! (سوره همزه، آیه ۴)

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۳: چه چيز او را به گرد كردن و شمردن مال و پول بر میانگيزد؟ آيا تنها برای نازيدن به آن است؟ و بزرگی فروختن از طريق آن، بر ديگران؟ نه، بلكه نيز تمايل شديد به جاودانه شدن است، همان تمايلی كه سبب آن شد تا پدرمان آدم- عليه السلام- از درخت حرام شده بر او بخورد، و همان ميل و رغبتی كه شاهان را بر آن میدارد كه حوزه استيلای خود را گسترش دهند و به قلع و قمع مخالفان خود برخيزند، و همين ميل است كه ما را به بيشتر كارها و كردارهايمان برمیانگيزد. ولی آيا مال سبب جاودانی شدن در دنيا است؟ هرگز. «يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ- گمان میكند كه مال او سبب جاودانگی او خواهد شد.» قارون با همه گنجهايش كه كشيدن بار كليدهای آنها مردمان نيرومند را به زحمت میانداخت كجا است؟! و فرعونی كه در مصر به مردمان ستم میكرد و به نهرهايی كه در برابر او روان بود افتخار میكرد چه شد؟! آنان همه دوستدار بقا و جاودانه ماندن بودند، ولی جز كفن چيزی با خود به گورهاشان نبردند، و رفتند بی آن كه بتوانند بار ديگر به اين دنيا باز گردند.

يَحسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخلَدَهُ ‍ او گمان می‌کند که اموالش او را جاودانه می‌سازد! (سوره همزه، آیه ۳)

تفسیر 👓 سوره همزه، آیه ۲: اين همّازان و لمّازان كمبودی در جانهای خود احساس میكنند، چنان كه در حديث به جا مانده از پيامبر- صلّی الله عليه وآله وسلّم- آمده است: «خوارترين مردم كسی است كه مردمان را خوار كند». (تفسير نمونه به نقل از بحار، ج 7 ص 142) اين احساس آنان را به خود بزرگ بينی نسبت به ديگران بر میانگيزد، و در پی گرد كردن مال و شمردن آن و نازيدن به آن و به سبب داشتن آن بر ديگران بزرگی فروختن بر میآيند تا از اين راه نقص خود را جبران كنند. «الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ- آن كه گرد كند و به شمردن آن بپردازد.» معنی «عدّده» شمردن و باز شمردن آن بارها در پی يكديگر و از اين راه مباهات كردن به آن است، و برای اين كه ببيند به آنچه آرزو داشته رسيده است يا نه. آيا نديدهايد كه كودكان چگونه برای نشان دادن شادی و افتخار خويش به شمردن پولهای خرد خود مشغول میشوند؟

الَّذي جَمَعَ مالًا وَعَدَّدَهُ ‍ همان کس که مال فراوانی جمع‌آوری و شماره کرده (بی‌آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)! (سوره همزه، آیه ۲)