تفسیر قرآن کریم
Open in Telegram
بسم الله الرحمن الرحیم ادمین و طلبه پاسخگو احکام @IMANlllllll ــــــــــــــــــــــــــــــ
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 795
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 795
تفسیر 👓 سوره کافرون، آیه ۳:
آيا كافران در عبادت وجه مشتركی با مؤمنان دارند؟ هرگز ... آنان خدايی را میپرستند كه به صورت كلّی با پروردگار جهانيان كه مورد پرستش مؤمنان است اختلاف دارد. آنان خدايی را میپرستند كه در برابر نيروی شركا عاجز است و به تأييد ديگر شركا احتياج دارد، و تسلطی بر تدبير و اداره كردن كاينات ندارد، در صورتی كه مؤمنان پروردگاری نيرومند و مقتدر را پرستش میكنند كه در برابر هيچ چيز ناتوان نيست، و پروردگاری جبّار و صاحب تسلط و تدبير كامل است.
پس آنچه كافران میپرستند همان نيست كه مؤمنان میپرستند، بلكه سخت با آن اختلاف و تفاوت دارد.
«وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ- و نه شما پرستنده چيزی هستيد كه من میپرستم،» چگونه میتواند در يك قلب شناخت خدای بزرگ و صاحب قدرت و جبار با ايمان به جبت و طاغوت، يا روشنی و تاريكی، با يكديگر جمع شود؟!
1 795
وَلا أَنتُم عابِدونَ ما أَعبُدُ
و نه شما آنچه را من میپرستم میپرستید،
(سوره کافرون، آیه ۳)
1 795
تفسیر 👓 سوره کافرون، آیه ۲:
طرد و انكار اجتماع جاهلی و فرو ريختن هويت ستمگر آن، جز با طرد مقدمات و ارزشهای آن و چيزهايی كه به جای خدا پرستيده میشود، يعنی رفض تقديس پدران يعنی جمود و تقليد، و تقديس سرزمين و مصالح خانوادگی و قبيلهای و حزبی و قومی، و كنار گذاشتن فرهنگها و شريعتهای باطلی كه پرده قدسيت بر روی آنها كشيده شده، ميسر نخواهد شد. هرگز ...
«لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ- آنچه را كه شما میپرستيد من نمیپرستم.» راويان حكايت كردهاند كه: قريش با رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- ديدار كردند و گفتند: ای محمد! بهتر است كه آنچه را كه میپرستيم بپرستيم، و ما و تو در همه كارهايمان شريك يكديگر باشيم، پس اگر آنچه تو آوردهای بهتر از چيزی باشد كه در دست ما است، با تو شريك شدهايم و بهره خود را از آن به دست میآوريم، و اگر آنچه در دست ما است بهتر از چيزی باشد كه در دست تو است، تو با ما شريك شدهای و بهره خود را خواهی گرفت، پس خدای عز و جل «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ»، ( القرطبی، ج 20، ص 225) را نازل كرد، و در روايتی ديگر چنين اضافه شده است كه: پس از او نوميد شدند و به آزار وی و يارانش پرداختند.
آشكار است كه ميدان دلالت آيه از اين حادثه گستردهتر است، چه نفی پرستش رسول نسبت به آنچه آنان میپرستيدند، به معنی مبارزه با ارزشهای جاهلی و خصلتهای ستمگرانه ايشان است.
و كلمه «ما آنچه» در «ما تعبدون» هر چيز را كه جز خدا بپرستند شامل میشود، خواه به صورت اشخاص تجسيم پيدا كرده باشد يا به صورت بتها و ارزشها، و بنا بر اين نفی «ما» وضوحی بيشتر و فراگيرتر از نفی «من آن كس» است و غير عاقل را نيز شامل میشود.
1 795
لا أَعبُدُ ما تَعبُدونَ
آنچه را شما میپرستید من نمیپرستم!
(سوره کافرون، آیه ۲)
1 795
تفسیر 👓 سوره کافرون، آیه ۱:
برای شما دينتان و برای من دينم
حقايقی وجود دارد كه برای ما شناختن و فهميدن و عمل كردن به آنها كفايت میكند، در صورتی كه حقايق ديگری همچون نفی شركای خدا نيز هست كه در امثال آنها ناگزير بايد از آنها اظهار بيزاری و براءت شود و كفر ورزيدن صريح نسبت به آنها صورت عملی پيدا كند، و سلطه فرهنگی و سياسی و اقتصادی آنها در معرض تحدّی و چالش قرار گيرد تا ايمان بنده خالص شود، و به همين سبب است كه بعضی از آيات توحيد با كلمه «قل- بگو» آغاز میشود كه از ما خواستار آن است تا در برابر شركا ايستار آشكار و قاطع اختيار كنيم، يعنی از نيروهای جاهليت مسلط بر بندگان خدا، و از ارزشهای فاسدی كه در نفس احساس میشود، و از رفتار فاسدی كه زندگی مردمان را آلوده میسازد، اين بيزاری خودمان را واضح و صريح نشان دهيم.
«قُلْ- بگو،».
با كمال وضوح بگو، بدان جهت كه كلمه نماينده طرد گاه اثری شديدتر از خود طرد دارد، بدان سبب كه به ديگران جرأت مبارزه با آن را میبخشد يا بسيار كسان وجود دارند كه در سرّ ضمير خود با يك حكومت جبّار و ستمگر مخالفند، ولی شماره كسانی كه اين مخالفت خود را آشكار میسازند اندك است. و خدا به ما فرمان میدهد كه اين مخالفت را آشكار و به صورت خطابی متوجه به همه كافران حاضر و غايب نشان دهيم.
«يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ- ای كافران!» اين دادن گواهی و شهادتی است كه خدا به ما فرمان آن را داده است، و از بالای منبرها و در هنگام نماز گزاردن و در پايان انجام دادن فريضههای خويش آن را تكرار میكنيم: شهادت دادن به توحيدی است كه آشكارا به معنی طرد كردن انبازان و شركای خدا است، و نيز بيان كننده حضور در ميدان مقابله با آن شركا و سپس مبارزه فراگير با آنها به شمار میرود، زيرا كه شركا به صورت شبحها يا نظريهها نيستند، بلكه همچون حقايقی سنگين جلوهگر میشوند كه بر روی زمين با جبروت و فساد راه میروند و بنا بر اين گواهی دادن به طرد آنها به معنی حاضر شدن در ميدان مبارزه با آنها محسوب میشود.
1 795
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ
قُل يا أَيُّهَا الكافِرونَ
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
بگو: ای کافران!
(سوره کافرون، آیه ۱)
سورة #الکافرون
1 795
تفسیر 👓 سوره کوثر، آیه ۳:
از اعجاز قرآن اين است كه روزی خدا فرستاده خود را به كوثر بشارت داده است كه گروههای قريش او را در محاصره قرار داده بودند و ياران او را عذاب میدادند، و نزديك بود بر او دست يابند، و اكنون دين اسلام در زمين آشكار شده، و رسول اللَّه به صورت بزرگترين شخصيت در همه زمانها و مكانها در آمده است، در صورتی كه نسل بدگويان او بريده شده و افسانهای بيش از آنان نمانده، چنان كه پروردگار ما سبحانه و تعالی گفته است:
«إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ- بد گوی تو دمبريده و بیعقب و جانشين است.»
ياد او جز در لعنت و بيزاری از او بريده و فراموش شده است.
خواه اين بد گو عاص بن وائل بوده باشد يا ابو جهل يا عقبة بن ابی معيط يا كسانی ديگر، و خواه مناسبت سخن گفتن ايشان درباره رسول اللَّه موت قاسم ابن رسول اللَّه در مكه بوده باشد يا پسر ديگرش ابراهيم در مدينه، تفاوتی پيدا نمیشود، چه اين خط جاهلی بريده شده و خط پيامبر در گذشت زمانها پيوسته نور افشانی كرده است، و «شانئ» دشمن حسود و كينه توز است، و «ابتر» از «بتر» به معنی بريدن است و اعراب كسی را كه پسری نداشته باشد ابتر میناميدند، و گفتهاند كه: پيامبر به اين صفت متهم شده بود، بدان سبب كه آنان را ترك كرد و از ايشان بريد و به مخالفت با آنان برخاست، ولی آنان كسانی بودند كه بريده و بيگانه شدند.
1 795
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبتَرُ
(و بدان) دشمن تو قطعاً بریدهنسل و بیعقب است!
(سوره کوثر، آیه ۳)
1 795
تفسیر 👓 سوره کوثر، آیه ۲:
بنده هنگامی شايستگی بهره برداری از همه نعمتهای الاهی را پيدا میكند كه به معرفت خدای تعالی و تقرب پيدا كردن به او دست يافته باشد. كسی را مشاهده میكنی كه خدا نعمت امن و عافيت و ثروتمندی را به او ارزانی داشته، ولی او منكر پروردگار خويش است! به تباه كردن اين نعمتها با كفران آنها میپردازد، و امنيت را برای پراكندن و ترويج فساد، و عافيت را در پيروی از شهوات، و ثروت را در سركشی و طغيان به مصرف میرساند، به همان گونه كه نعمتهای الاهی را آزمندی و طمع و اضطراب و نوميدی و بد خلقی تباه میسازد! بزرگترين نعمت خدا بر آدمی رسالت الاهی است كه او را به راههای سلام راهنمايی میكند، و در تسخير زندگی به ياری او بر میخيزد، و رهبر او به زندگی برتر میشود، ولی اين رسالت را نيز به نوبه خود كسی میتواند تحمل كند كه خدا را بشناسد و با عمل و ادا كردن حقوقی كه بر گردن دارد به سپاسگزاری در مقابل آن برخيزد.
نماز و زكات دو ستون رسالت الاهی است، بدان سبب كه نماز انسان را به نور پروردگارش میرساند، و زكات قلب او را از حرص و بخل و خود پسندی و پرستش دينار پاك میكند ... و خدا پس از بيان نعمت كوثر به آن هر دو اشاره كرده و گفته است:
«فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ- پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی كن.»
هر چه يقين آدمی به پروردگارش- از طريق نماز و زكات- افزايش يابد، راهيابی و رستگاری و بهرهمندی از نعمتهای خدا و از جمله نعمت كوثری كه كتاب خدا و عترت رسول اللَّه است نيز افزايش پيدا میكند، و اين نماز میتواند در هر جا بوده باشد: نماز عيد قربان در روز دهم ماه ذو الحجّة، يا نماز بامداد در مزدلفة، يا هر نماز واجب، كه در نتيجه سپاسگزاری شايسته در برابر نعمت كوثر محسوب میشود.
نيز چنين است قربانی كردن، خواه در روز عيد در منی بوده باشد، و خواه در جايی ديگر، در هر حال نقش خود را در پاك كردن قلب ايفا میكند.
ميان مفسران در تأويل اين آيه همچون در آيه پيش از آن اقوال گوناگونی است كه میتوان آنها را در معنی كلی واحدی جمع كرد كه پيشتر از آن سخن گفتيم.
ولی نصهايی در دست است كه بنا بر آنها صريحا معنی نحر در اين جا برداشتن دست رو به قبله در هنگام نماز است كه بعضی از آنها را در اين جا میآوريم:
در روايت است كه چون از امام صادق- عليه السلام- درباره اين آيه پرسيدند، دستهای خود را رو به قبله بلند كرد و گفت كه آغاز نماز بايد چنين بوده باشد. (نور الثقلين/ ج 5، ص 683)
بيهقی در سنن خود و جز آن از علی بن ابی طالب- عليه السلام- روايت كرده است كه گفت: «هنگامی كه بر پيامبر- صلّی الله عليه وآله- سوره «إنّا أعطيناك الكوثر» نازل شد، پيامبر به جبرييل گفت: كه اين قربانی كه پروردگارم مرا به آن فرمان داده است چيست؟ و او گفت كه: آن قربانی نيست، بلكه خدا فرمانت میدهد كه چون به نماز میايستی، در هنگام تكبير گفتن دستهايت را بلند كنی، و نيز پس از پايان يافتن ركعت و پس از برداشتن سر از ركوع چنين كنی، كه اين نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان است، و هر چيزی را زينتی است و زينت نماز بلند كردن دستها در هنگام هر تكبير است». (الدّرّ المنثور، ج 6، ص 403)
من به معنی جامعی دست نيافتم كه اين تفسير و تفسير پيش از آن كه بعضی از نصوص درباره آن تأكيد كردهاند هر دو را شامل شود. ولی میتوان گفت كه: بلند كردن دست علامت آمادگی برای فدا كردن نفس است، و چنان است كه گويی انسان به قربانی كردن و نحر آن اشاره و آن را به پروردگار خويش تقديم میكند، در صورتی كه قربانی كردن بدن در منی به معنی حقيقی كلمه نحر است.
و هر چه باشد، از سعيد بن جبير روايت شده است كه گفت: اين آيه در روز حديبية نازل شد كه در آن پيامبر با قريش صلح كرد و جبرييل آمد و گفت:
انحر و ارجع قربانی كن و باز گرد. (الدّرّ المنثور، ج 6، ص 403)
در حديثی به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- آمده است كه معنی نحر آمادگی در قيام است و گفت: «نحر اعتدال در ايستادن است به اين كه چنان بايستد كه گردن و پشت او راست بايستد». (نور الثقلين/ ج 5، ص 684)
گروهی از مفسران گفتهاند: «انحر» به معنی قربانی را آغاز كن، و قربانی جز در حال اعتدال آغاز نمیشود، و گفتهاند كه تناحر به معنی تقابل از آن گرفته شده است، ولی چنان مینمايد كه معنی اول با قرآن بيشتر هماهنگ است:
از آن روی كه از صلاة جز مقرون با زكات يا انفاق ياد نمیشود.
1 795
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانحَر
پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن!
(سوره کوثر، آیه ۲)
1 795
تفسیر 👓 سوره کوثر، آیه ۱ - بخش ۲:
من نازل شده بود» و سوره كوثر را خواند، و آن گاه گفت: «آيا میدانيد كه كوثر چيست؟» و ما گفتيم كه خدا و فرستادهاش داناترند، گفت:
«آن نهری است كه پروردگارم به من وعده داد، و آن را خير فراوان است، و آن حوضی است كه امت من در روز قيامت بر آن وارد میشوند.
پس میگويم: پروردگارا! امتم، و آن گاه گفته میشود كه: تو نمیدانی كه پس از تو چه كارها كردهاند». (نور الثقلين/ ج 5، ص ۶۸۱)
1 795
تفسیر 👓 سوره کوثر، آیه ۱ - بخش ۱:
ما به تو كوثر را بخشيديم
خدا به فرستاده خود كوثر را بخشيد كه خيری بزرگ است و آن را رحمتی اهدا شده به همه جهانيان و وسيله رسيدن بركات خدا به مؤمنان قرار داد.
«إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ- ما به تو كوثر را بخشيديم.»
گفتهاند كه: كوثر مشتق از كثير است، به همان گونه كه نوفل مشتق از نفل و جوهر مشتق از جهر است، و بدين گونه اعراب از هر چيز كثير و بسيار در كميت، و بزرگ در تنوع با لفظ كوثر ياد میكند.
در تأويل كلمه كوثر گفتهها فراوان است و جامع آنها اين گفته است كه:
خدا به پيامبر خود خير فراوان بخشيده است كه همه ميدانهای خير و ابعاد زندگی او را فرا میگيرد: از رسالت مبارك تا ذرّيه پاكيزه و امت گواه و نام نيكو و شفاعت كردن در نزد خدا و حوضی كه از مهمانان پروردگار پيش از در آمدن ايشان به بهشت در كنار آن پذيرايی میشود.
ولی بزرگترين تأويل كوثر كتاب و عترت است، برای آن كه دو دستگيره و وزنه سنگين است كه رسول اللَّه (ص) پس از خود برای امت برجای گذاشته و به تمسك جستن به آنها فرمان داده و چنين افزوده است كه: «آن دو از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر من وارد شوند».
بدين گونه حوض كوثر در بهشت يا در دهانه آن مجسم كننده كوثری است كه تجسم آن در دنيا به كتاب خدا و عترت فرستاده او بوده است.
اين تفسير با سياق سوره متناسب است كه بدگوی رسول را دم بريده خوانده است، و مفهوم آن اين است كه عترت و ذرّيه رسول پس از او امتداد پيدا میكند، بر عكس عاص بن وائل سهمی كه گفتهاند او كسی بوده است كه رسول را ابتر و بلا عقب خوانده و اين سوره در حق او نازل شده و او را ابتر خوانده است.
در سبب نزول اين سوره چنين آمده است: رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- از باب صفا وارد خانه خدا و از باب مروه از آن خارج و با عاص بن وائل سهمی رو به رو شد، و چون عاص به نزد قريش بازگشت، از او پرسيدند كه با چه كس رو به رو شدی؟ و او گفت: با آن ابتر، و مقصودش پيامبر اسلام- صلّی الله عليه وآله- بود و اين سوره پس از آن نازل شد. (الدر المنثور، ج 6، ص 401)
در نصوص مربوط به تفسير اين كلمه اشاره به اهل بيت پيامبر شده، و اين كه چگونه ستمگران بر اهل بيت را پس از پيامبر از دست يافتن به حوض كوثر منع خواهند كرد.
ابن مردويه از انس نقل كرده است كه گفت: «بر رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله وسلّم- داخل شدم و به من گفت: «به من كوثر داده شد» و من گفتم: يا رسول اللَّه! كوثر چيست؟ گفت: «نهری است در بهشت كه پهنا و درازای آن به اندازه فاصله ميان خاور و باختر است، و هر كس از آن بنوشد تشنه نخواهد شد، و هر كه از آن وضو بسازد هرگز كثيف نمیشود، از آن كسی كه پيمان مرا شكسته يا يكی از اهل بيت مرا كشته باشد، نخواهد چشيد». (الدر المنثور، ج 6، ص ۴۰۲)
به همين سبب فخر رازی از اين گفته ياد كرده و با آوردن بعضی از شواهد به تأييد آن پرداخته است. وی گويد: قول سوم اين است كه مقصود از كوثر اولاد او است، از آن روی كه اين سوره در نكوهش عيب گيران بر او به اين كه ابتر و بیپسر است آمد، پس معنی آن میشود كه: خدا به او نسلی میبخشد كه با گذشت زمان باقی میمانند، و در نظر بياوريد كه چه اندازه از اهل بيت او به قتل رسيدند و هنوز جهان آكنده از ايشان است، در صورتی كه از بنی اميه كسی كه مورد اعتنا باشد بر جای نمانده است، و به آن توجه داشته باشيد كه چه اندازه از علما همچون باقر و صادق و كاظم و رضا- عليهم السلام- و نفس زكيه و امثال ايشان در ميان اهل بيت وجود پيدا كرده است. (التفسير الكبير، ج 32، ص 124)
اين پرسش باقی میماند كه: آيا كوثر در قيامت حوض بزرگی در آستانه بهشت است يا نهر بزرگی در سراسر آن؟
شايد كوثر نهری باشد كه در آستانه بهشت ظاهر میشود و در حوضی بزرگ میريزد. در پايان از بعضی احاديث در توصيف اين نهر و حوض ياد میكنيم:
در حديث منسوب به ابن عباس آمده است كه: چون «إنّا أعطيناك الكوثر» بر رسول اللَّه نازل شد، علی بن ابی طالب به او گفت: «ای رسول خدا! كوثر چيست؟» گفت «نهری است كه خدا به من بخشيده است» و علی گفت:
«اين نهری شريف است پس آن را برای ما توصيف كن» گفت: «آری ای علی! كوثر نهری است كه در زير عرش روان است، و آب آن سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل و نرمتر از كره است، ريگ آن زبرجد و ياقوت و مرجان، و گياه آن زعفران، و خاك آن مشك اذفر (تيز بوی) است، پايگاههای آن در زير عرش خدای عزّ و جلّ است» و سپس رسول اللَّه دست به پهلوی علی زد و گفت: «ای علی! اين نهر از آن من و تو و دوستداران تو پس از من است». (نور الثقلين/ ج 5، ص 683)
و مسلم در صحيح خود از انس روايت كرده است كه گفت: يك روز كه رسول خدا در ميان ما بود، ناگهان به خواب رفت و سپس خندان سر خود را بلند كرد و من گفتم كه يا رسول اللَّه چه چيز تو را به خنده برانگيخت؟ گفت: «سورهای كه پيش از آن بر …
ادامه تفسیر
1 795
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ
إِنّا أَعطَيناكَ الكَوثَرَ
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ما به تو کوثر [= خیر و برکت فراوان] عطا کردیم!
(سوره کوثر، آیه ۱)
سورة #الکوثر
1 795
تفسیر 👓 سوره ماعون، آیه ۷:
و نماز راستين آدمی را از حرص و بخل ذات خويش میرهاند، و دست او بخشنده میشود، و به ياری ستمديدگان و كمك كردن به ناكامان برمیخيزد، در صورتی كه ريا كار در نماز از دادن سادهترين حقی كه بر گردن خود دارد امتناع میكند.
«وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ- و به مدد كسی بر نمیخيزند و زكات نمیدهند.»
گفتهاند: اصل كلمه ماعون به معنی اندك است، و هر چيزی را كه در آن منفعتی باشد شامل میشود، و به قولی، عبارت از عاريه دادن چيزی است از قبيل دلو و تبر و ديگ، و بخشيدن چيزی كه از بخشيدن آن معمولا هيچ كس خودداری نمیكند، همچون آب و نمك. (در مجمع البيان به روايت از رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- روايت شد، ج 10 ص 548)
در حديثی از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «و آن وامی است كه میدهيم، و كار خيری است كه به انجام میرسانيم، و اسباب خانهای است كه به عاريت میدهيم، و زكات از آن جمله است» (راوی میگويد كه) گفتم: ما همسايگانی داريم كه چون چيزی را به آنان امانت دهيم آن را میشكنند و خراب میكنند، آيا اگر به آنان عاريه ندهيم گناهی مرتكب شدهايم؟
گفت: «نه. اگر چنين باشند، خودداری از امانت دادن به ايشان عيبی ندارد». (مجمع البيان، ج 10 ص 548)
علی رغم آن كه در اين خصوص دوازده گفته نقل شده، بازگشت همه آنها به يك قول است و آن اين كه كاری نيك انجام پذيرد، ولی ظاهرا گونهای از كار نيك است كه كسی كه از انجام دادن آن امتناع میكند، آن را پست و از لحاظ اجتماعی مردود میشمارد.
سوره، به صورت كلّی، دليل بر آن است كه خلق و خوی نيكو ميراثی از تصديق و پذيرفتن دين است، به همان گونه كه تكذيب دين ميراثی از رذايل به دنبال دارد كه عقل و عرف آن را طرد میكند، چنان كه میبينيم كه غفلت كنندگان از نماز حتی از عاريه دادن چيزهايی كه مردم به آن عادت دارند خودداری میورزند.
1 795
وَيَمنَعونَ الماعونَ
و دیگران را از وسایل ضروری زندگی منع مینمایند!
(سوره ماعون، آیه ۷)
1 795
الَّذينَ هُم يُراءونَ
همان کسانی که ریا میکنند،
تفسیر 👓 سوره ماعون، آیه ۶:
نماز با فراهم آوردن توشه ايمان كه آدمی در همه امور زندگی به آن نيازمند است، به او مدد میرساند، و هر كس آن را سرسری بگيرد يا در آن ريا كاری كند، زاد و توشه خود را از دست داده و هلاك شده است.
«الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ- كسانی كه ريا میكنند و برای ديدن مردم نماز میگزارند،»
1 795
تفسیر 👓 سوره ماعون، آیه ۵:
پس آنان را میبينی كه در حضور ديگران با نشاط به نماز گزاردن میپردازند، و در خلوت آن را فراموش میكنند، در صورتی كه نماز حقا وسيلهای است كه تو را از خلق میبرد و به آفريدگارت پيوند میدهد، و از دنيا به آخرت و از تن به روان متوجهت میسازد، و مؤمن در خلوتهای خود و در زهدان تاريكی، در آن هنگام كه طبيعت به خواب رفته است، و انس گرفتن با بهترين ياد آورندههای شيرين لذتبخش دارد، به مناجات كردن با پروردگار جهانيان میپردازد، در صورتی كه منافق در اين هنگام آن را از ياد میبرد و به غفلت و كسب لذت و وسوسههای شيطانی میپردازد.
«الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ- كه از نماز خويش غفلت میكنند.»
از ابعاد غفلت كردن و از ياد بردن نماز عقب انداختن آن از وقتش بدون عذر است، چنان كه از امام جعفر صادق- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «عقب انداختن نماز از اول وقت آن بدون عذر». (الميزان، ج 20، ص 368)
از امام امير المؤمنين- عليه السلام- چنين روايت شده است: «هيچ عملی در نزد خدای عز و جل محبوبتر از گزاردن نماز نيست، پس مبادا كه كاری از كارهای دنيا شما را از آن مشغول كند، كه خدای- عز و جل- كسانی را نكوهش كرد و گفت: الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ يعنی كسانی كه نسبت به آن غفلت میورزند و در گزاردن آن در وقت خود سستی مینمايند». (الميزان، ج 20، ص ۳۶۹)
1 795
الَّذينَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهونَ
در نماز خود سهلانگاری میکنند،
(سوره ماعون، آیه ۵)
1 795
تفسیر 👓 سوره ماعون، آیه ۴:
خوراك رساندن به مسكين از آشكارترين مصداقهای زكات است، و زكات معادل نماز است و از آن دو در قرآن با يكديگر ياد میشود، جز اين كه نماز يك مظهر خارجی از مظاهر دين نيست، بلكه پيش از آن رابطهای ميان بنده و پروردگار است، پس هر كه اين رابطه را فاسد كند، و مقدسترين مقدسات خود را مورد استفاده در امور دنيايی قرار دهد، بدبختی و لعنت بهره او خواهد شد.
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ- پس وای بر (آن) نمازگزاران،» كه آن را وسيلهای برای دنيا سازند- در صورتی كه نماز معراج آخرت است- و در آن سهل انگاری كنند.
