en
Feedback
دکتر اسدی

دکتر اسدی

Open in Telegram

🥇محمد اسدی رتبه یک کنکور زبان، رتبه ۱۳ کنکور تجربی، منتقد، منتور و مولف

Show more
Iran65 686The category is not specified
4 977
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
یک چالش خیلی مهمی که توی کارم با شاگردها و خانواده ها وجود داره اینه که به نظرشون استفاده از دارو برای درمان یا بهبهود مشکلات روحی و روانی کار خیلی خوبی نیست. توی این نوشته یک نگاه علمی به این قضیه داشتم. حتما بخونید لطفا ! @k1batman

تحلیل سهرابی کاملا درسته: « تحریم یعنی مبارزه نرم »

Repost from RadioFarda
🔸یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱، روح‌الله سهرابی، مدیرکل نظارت بر عرضه و نمایش سازمان سینمایی، با انتشار یادداشتی تحریم‌کنندگان جشنواره
🔸یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱، روح‌الله سهرابی، مدیرکل نظارت بر عرضه و نمایش سازمان سینمایی، با انتشار یادداشتی تحریم‌کنندگان جشنواره فجر را تهدید کرد. 🔸آقای سهرابی با ذکر این‌که «تحریم یعنی مبارزه نرم» تحریم‌کنندگان را مبارز خواند و نوشت این افراد «مادامی که جمهوری اسلامی برقرار و چراغ سینمایش روشن است و جشنواره فیلم فجر در دایره فرهنگی و هنری‌اش برگزار می‌شود نه باید فیلمی بسازند یا بازی کنند و نه در جشنواره‌ای شرکت کنند.» 🔸این مدیر سینمایی در ادامه یادداشت تهدیدآمیز خود نوشت: «نظاره‌گرِ رفتار آنانی هستیم که بر طبل این مبارزه کوبیدند» 🔸یادداشت این مدیر سینمایی در حالی منتشر می‌شود که شماری از کارگردانان، بازیگران و عوامل فیلم‌های سینمایی از حضور در جشنواره اجتناب کرده و آن را تحریم کرده‌اند. @RadioFarda

☘️ پیام هایی که روزانه به دست من میرسه 40 درصد حمله و فحش، 40 درصد تعریف و تمجید و ستایش و 20 درصد هم مطرح کردن انتقاد یا بحثه. این دسته آخر که از همه کمتره قطعا از همه مفیدتر هم هست. ولی اینجا میخوام به یکی از تعریف و تمجیدهای خیلی رایج اشاره کنم. تعداد فراوانی از بچه ها و خانواده هاشون مرتب به من میگن که متشکریم که «به فکر» ما هستید و دلسوزی میکنید برای دانش آموز ها و از این دست ستایش ها. من تشکر میکنم ولی متاسفانه این گفته ها غلطه. حتی توهین آمیز و ناراحت کننده هم هست! الان توضیح میدم چرا. برای خود دانش آموز ها باید توهین آمیز تلقی بشه، چون انگار که این بچه های هفده و هجده ساله و غیره، توله های پاندا هستن! که دلسوزی کنیم به علت گوگولی مگولی بودن این عزیزان. اتفاقا خیر. از قضا به نظر من اتفاق خوبیه که تعداد کثیری از بچه ها دل به کلاهبردارها و دروغگوها میبندن و بعد از این که اولین کنکورشون رو میدن، با حقیقت مواجه میشن. یکی از مهمترین مهارت هایی که در زندگی باید آموزش ببینیم، کشف دروغ ها و توهم هاست. متاسفانه هیچ مدرسه و دانشگاهی این مهارت رو به ما آموزش نمیده (بلکه خیلی اوقات به حفظ دروغ ها و توهم ها کمک هم میکنه) پس باید خودمون از راه تجربه به دست بیاریم. سال کنکور و خود آزمون کنکور و پشت کنکور ماندن این آموزش ارزشمند را برای بچه ها شروع میکنه. در واقع اگه من «دلسوزی» هم داشته باشم، شاید زمانی دلم بسوزه که ببیینم یک نوجوان ساده و بیگناه هنوز هیچ برخوردی با دنیای خشن و زشت اطرافش نداشته و هیچ آشنایی نداره! میتونم از نیچه تقلید کنم و برای این دسته از بچه ها آرزو کنم که در دام چندتا از این دروغگوها و دزدها بیفتن! البته آرزو نمیکنم در دام متجاوزها بیفتن! که تعدادشون در فضای آموزشی ایران بسیار بسیار بیشتر از چیزیه که فکر میکنید. اون بحثش با دروغ و دزدی فرق داره. به علت این که شاید آثار تروما ها و بلاهاش تا چندین سال ترمیم نشه یا اصلا هیچوقت ترمیم نشه و جبران ناپذیر باشه. برای من هم توهین آمیزه که کسی بگه من نقدهام از جهت دلسوزی برای بچه هاست. چون اولین برداشت من از چنین جمله اینه که گوینده میخواد خودش رو بکشه کنار و این کار من رو یک محبت و یک لطف جلوه بده! در صورتی که تمام حرف من اساسش بر اینه که ما «مسیولیت» داریم در هر مکان و هر زمانی که هستیم، حقیقت هایی که دور و بر خودمون می بینیم بازگو کنیم و نسبت به دروغ ها و ناراستی ها و ظلمی که به انسان میشه بی تفاوت نباشیم. کسی که اینها رو مصداق «دلسوزی» میدونه، داره اعتراف میکنه که نمیخواد هیچ قدمی در راستای این مسیولیتش برداره. این هیچ ربطی هم به مهربان بودن یا نبودن من نداره! درنتیجه وقتی این گونه تشکرها و ستایش ها رو میشنوم، خوشحال که نمیشم هیچ، برآشفته هم میشم. ترجیح میدم همه جور حملات شخصی و فحش هایی که ارتش ژنرال ها و دزدها و متجاوزها به من روانه میکنن بشنوم، ولی چنین تعریف و تمجید هایی نشنوم. @k1batman

☘️ راستی امروز هم مثل همه یکشنبه ها ساعت 6 عصر کارگاه لذت شیمی داریم با دکتر بابایی عزیز و حضور شما. من که حقیقتا لذت میبرم! هر کسی که دوست داره شرکت کنه میتونه پیام بده به ادمین و صحبت کنه👇🏼👇🏼 @k1admin 🍃 ظرفیت هم محدوده و اولویت با کسانی هست که در جلسه قبل هم شرکت کرده بودند. اگه اطلاعات بیشتر میخواهید میتونید عبارت «لذت شیمی» رو توی کانال های من سرچ کنید. خلاصه ش این میشه که خیلی چیز خوبیه! سرحال باشید🤘🏼 @k1admin

☘️ راستی امروز هم مثل همه یکشنبه ها ساعت 6 عصر کارگاه لذت شیمی داریم با دکتر بابایی عزیز و حضور شما. من که حقیقتا لذت میبرم! هر کسی که دوست داره شرکت کنه میتونه پیام بده به ادمین و صحبت کنه👇🏼👇🏼 @k1admin 🍃 ظرفیت هم محدوده و اولویت با کسانی هست که در جلسه قبل هم شرکت کرده بودند. اگه اطلاعات بیشتر میخواهید میتونید عبارت «لذت شیمی» رو توی کانال های من سرچ کنید. خلاصه ش این میشه که خیلی چیز خوبیه! سرحال باشید🤘🏼 @k1admin

☘️ خدا را سپاس که هنوز چهار پنج عدد مدرسه در این کشور را نتوانسته اند نابود کنند که در آن هنوز «معلم» هایی هستند که به «علم» اعتنا می کنند. افسوس که این مدرسه ها «تیزهوشان» است و گویا انسان های «عادی» لیاقت آن را ندارند! مثلا علامه حلی و فرزانگان. شاید شما در فیزیک عاشق فرمول بازی باشید، ولی به شخصه اگر به دوران کنکور برگردم ترجیح میدهم اینجوری که در این ویدیو می بینید فیزیک یاد بگیرم. برای خودم حفظ کردن فرمول های مختلف تهوع آور است و می دانم که من این وسط تنهای تنها هم نیستم! حداقل میدانم که برای اغلب فیزیکدان ها هم به همین شکل بوده است! به درد کنکور هم میخورد. این روش های «تشریحی و مفهومی» که سلبریتی های کنکور اعتقاد دارند واه واه چه زشت و بیخود و بد است و ما مونگول هستیم که روش های تستی بلد نبودیم و از راه های «عادی» سوال ها را حل میکنیم، خب من دو تا رتبه در دو کنکور کسب کردم که رتبه های خیلی بدی نبودند. حالا از عزیزانی که «روش تستی» ارایه میدهند بپرسید رتبه خودشان در کنکور چند شد و فیزیک را در کنکور چند زدند و چه غلطی کردند؟ یک دست مریزاد هم به این استاد خوب، آقای میرزایی باید بگویم و احتمالا باید آرزوی صبر هم برای او بکنم که (به احتمال زیاد) همیشه مورد مقایسه با دلقک ها و لات و لوت های فضای کنکور قرار می گیرد. @k1konkur

Repost from درسرا
#نمونه_تدریس 🎞 کلاس‌های آنلاین سالیانه 📅 شنبه 8 بهمن 1401 👨🏻‍🏫 حسین میرزایی 📘 فیزیک کنکور 📖 نوسان و موج | فرکانس تشدید 📚 رشته ریاضی و تجربی @DarsEra_ir

☘️ برایم خجالت بار است که تاکنون چیزی از احمد کسروی نخوانده بودم. هیچ چیزی به اندازه نگاه کردن به کتاب هایی که نمی خوانی شرم آور نیست. اغلب آنها هم چون عمر محدودی داری هرگز نمی توانی بخوانی. کسروی را نمی توان جدی نگرفت. یک روشنفکر به معنای کامل کلمه بود. من از واژه روشنفکر (intellectual) این معنا را استنباط می کنم: کسی که به طور مستقل فکر می کند. واژه انتلکت بار معنایی بسیار بدی در طول تاریخ کشور ما پیدا کرده (که مطالعه تاریخ آن هم درس آموز است) و با مدرن بودن، استفاده از تکنولوژی های جدید، آداب خاصی از سخن گفتن یا لباس پوشیدن یا استعمال مواد خاص رابطه پیدا کرده که هیچ ربطی به تعریف من و معنایی که من از کلمه روشنفکر برداشت می کنم ندارد. احمد کسروی به گونه ای ستودنی تلاش میکرد تا مستقل بیندیشد و بارهای دیگران و فکرهای مقبول زمان خود را بدون گذراندن از نقد و فکر خودش نپذیرد. در تاریخ صد ساله معاصر کشور ما تعداد این محققان و متفکران بسیار بسیار اندک (شاید انگشت شمار!) بوده است. فارغ از انتقادهای بسیار زیادی که به کسروی وارد شده است و من هم با بسیاری از این انتقادها موافقم، نمی توانیم او را بابت صداقت در اندیشه و شجاعت در بیان نستاییم. او برخلاف بسیاری از افراد برجسته حوالی زمان خود، آزادی و سعادت انسان را تنها در حرف تبلیغ نمی کرد، بلکه در عمل هم زیست (و کشته شد!). اینجا مجال مطرح کردن انتقادهای مهمی که به او وارد می کنند، نیست. هرچه باشد کسی که به عنوان منتقد ادبی، منتقد اجتماعی و منتقد سیاسی شناخته می شود تعجبی ندارد که بیش از هر کس دیگری مورد آماج نقد قرار بگیرد. طبیعی و منطقی است. کسروی هم از سوی مذهبیون، بی خدایان، غرب دوستان و غرب ستیزان به یک اندازه و به شدت مورد حمله بود و مخالفان سرسخت در همه جبهه ها داشت. خواندن آثار او را به عنوان کسی که در این تکه از جهان به دنیا آمده بر خود واجب می دانم. شمار آثارش البته فراوان است ولی خواندن آنها دشوار نیست چون زبانی روان، صادقانه و ساده دارد. بانمک است که واژگان نوی خود را که ابداع کرده نیز در گفته هایش استفاده می کند که برای من نه تنها پس زننده نیست، بلکه کشش بیشتری به متن او می دهد. به نظرم هر ایرانی که او را نشناسد، پاره ای مهم از تاریخ کشور خود را نشناخته و قول معروف است که کسی که تاریخ خود را نشناسد، خود را نمی شناسد. @k1batman

☘ یکی از موضوعات ممنوعه و امنیتی در ایران، تقلب در کنکوره. پدیده ای که از حوالی ده پانزده سال قبل به شکل قابل توجهی آغاز شد و سال به سال بدتر شد و چند سالی هست که کاملا از کنترل خارج شده و مسئولان مملکت هم ادای این رو درمیارن که این قضیه براشون مهمه. البته الان چون با خطر قتل توسط خانواده های کنکور مواجه هستن، براشون اندکی اهمیت پیدا کرده. سال ها پیش یک بار خودم رفتم به حراست سازمان سنجش برای اینکه یک مورد تقلب گزارش بدم. فکر می‌کنم قبلا هم این خاطره رو براتون تعریف کرده بودم. نوجوان بودم و شگفت زده شده بودم از این حجم از بی‌مسئولیتی و بی‌اهمیت بودن این پدیده برای مسئولان مربوطه. سازمان سنجش و عزیزان دیگر در جایگاه های قدرت، خیلی بهتر از ما در جریان این قضایا و چند و چون آن هستند. صرفاً به کتف چپ می‌گیرند! اهمیت و ارزش قائل شدن برای انسان‌های عادی جامعه : صفر مطلق. پ. ن. دنیای کوچکی است! چون یکی از کسانی که در آن حلقه تقلب بود، نوچه همان کسی هست که موسسه اش پلمپ شد (یکی از معلم هاش جانی سینز بود! رفیق شفیقش) و مجوزش هم به این دلایل باطل و آواره شد و الان از امریکا به خودش میگه انقلابی و مدافع حقوق زنان!!!

☘ نوشته های «واتسلاو هاول» و همچنین زندگی او خود او خواندنی است. اگر علاقه به مباحث سیاسی دارید قطعا به مذاق شما خوش می‌آید. چند هفته پیش داشتم نقدهایی که چامسکی در نامه هایش به یک کنشگر روس نسبت به هاول وارد کرده بود می‌خواندم. خجالت آور بود. برای من. چون من حتی نمی‌توانم در تصور خود بگنجانم که در مسئولیت‌پذیری اخلاقی و اجتماعی به کسی مانند هاول نزدیک شوم، انتقادهایی که در این نامه چامسکی (به درستی) از عملکرد او پس از فرو ریختن نظام بولشویسم شوروی می‌کرد و به طور کلی نقدهایی که به جریان چپ وارد می‌کرد، بارها خجالت‌بارتر بود. چون درست می‌گفت و این سوزناک‌ترش می‌کند! هرگاه احساس کردید آدم خوبی هستید کمی هاول بخوانید. اگر باز هم احساس کردید آدم خوبی هستید چامسکی بخوانید!

نوجوان های ایرانی مجبورن این همه مزخرفات رو تحمل کنن و پدیده ای به اسم کنکور با این همه آسیب های جسمی و روانی و اجتماعی بهشون تحمیل شده، ولی اصلا نمیدونن چی از زندگی میخوان! انگار همه انسان ها به دنیا اومدن تا توی زندگیشون فقط درس بخونن! چیزهای غیرکاربردی و عربی و دینی و نکات غیرعلمی زیست و ... رو حفظ کنن، از علم متنفر بشن، هیچ چیز از دنیا نفهمن، به ارباب ها خدمت کنن و بمیرن. تو چقدر خوبی، تو چقدر «ماهی» ! و معلم هایی که همه این فاجعه ها رو می‌بینن و گلی به جای فکر کردن به این مشکلات و راه حل ها، خوشحال میشن و «تشویق» می‌کنن و آفرین میگن! نمیدونم چطور یک آدم میتونه این پدیده ها رو ببینه و گریه نکنه، بلکه ذوق کنه و لذت ببره! میتونم حدس بزنم که چرا. شاید چون در کمک کردن به بقیه انسان ها هیچ سود سریعی نمی‌بینم، ولی فروختن زباله ها و توهم ها و دروغ گفتن و ... سود مالی داره و می‌تونیم حساب بانکی رو ببینیم که داره رشد می‌کنه. پ.ن. شاگرد گفت اسم من ماهیه، استاد یک ماهی روی تخته کشید😐 @k1konkur

☘ آقای خلجی را بیش از ده سال است دنبال می‌کنم و به نظرم یک محقق جدی با کارهایی ارزمشند است. این هم یکی از کانال های مفید ایشان : https://t.me/Critical_Politics/29

موسسه راه اندیشه زمانی اعتبار داشت. همینطور موسسش علیرضا عربشاهی که در فضای کنکور محترمه. الان دیدم که اینجا نوشته مدیر دپارت
موسسه راه اندیشه زمانی اعتبار داشت. همینطور موسسش علیرضا عربشاهی که در فضای کنکور محترمه. الان دیدم که اینجا نوشته مدیر دپارتمان شیمی این موسسه (که دپارتمان تک نفره است!) آقای دکتر کامبیز فرزانه است! میتونم از جناب عربشاهی و کارکنان موسسه و خود کامبیز فرزانه بپرسم که ایشون دقیقا چه دکترایی دارن؟😄 هرچقدر تحقیق کردم و گشتم چیزی پیدا نکردم. @k1batman

مایه خوشحالیست که دکتر میثمی را بالاخره خیلی ها شناختند و جای ناراحتیست که کار باید به اینجا بکشد تا توجه ما جلب شود. من که گلویم پاره شد در این سال‌ها تا صدایی از شاگردهای سابق او (معلم های فعلی) در بیاید و حمایتی از او شکل بگیرد. افسوس که از سنگ صدا درمی‌آید ولی از این جماعت شکم‌باره بی‌اخلاق پول‌پرست، هیچ. میثمی وقتی در سال 97 مایک پمپئو حرفی در حمایت از او گفته بود، این را نوشت : « ترجیح می‌دهم تمام عمر در حبس گروهی از ظالمان هموطن خطاکارم بمانم و زندگی‌ام را صرف تلاش اصلاحگرانهٔ خطاهایشان سازم، اما لحظه‌ای مشمول ننگ حمایت پیمان‌شکنانی قرار نگیرم که با پشت‌کردن به تمام اصول حقوق و اخلاق، از توافق خردمندانه و صلح‌جویانهٔ «برجام» خارج شدند و با بازتحمیل تحریم‌های غیرانسانی، میلیون‌ها تن از هموطنان مرا به زیر خط فقر کشانده‌اند. » حیرت آور و ستودنی است. اغلب کسانی که در جایگاه او بودند، در چنین فرصتی مشتاقانه با سر به سوی هر حمایتگری می‌شتافتند، حتی به آغوش جنایتکارهای بزرگِ بیرونی. به بهانه‌های عملی و پراگماتیستی و تاکتیکی و استراتژیک و از این دست مهملات! این اندازه پافشاری بر اصول اخلاقی که از فرهاد دیدم انگار او در فرهنگ ایران رشد نکرده و با ریاکاری، دروغ، زندگی دوگانه (بدون هیچ اصولی) و خودپرستی بیگانه است!

photo content

چند کلمه در تکمیل این حرفشون خواستم بگم زمانی که فرهاد میثمی موسسه اندیشه سازان رو تاسیس کرد که از نظر کیفیت کادر و کارش تا به همین امروز رقیبی نداره، زمانی که در اوج بود کنار گرفت و گزینه دیگر رو انتخاب نکرد، یعنی همکاری با مافیاهای کنکوری و سود هنگفت مالی. در صورتی که میتونست به واسطه کیفیت بالای محصولاتش و محبوبیت فراوانش، به راحتی موسساتی مثل قلمچی و گاج با گردش مالی های چندصد میلیارد تومانی رو ضربه فنی کنه. دکتر میثمی از انگشت شمار کسانی در کنکور بود که اخلاق انسانی خودش رو زنده نگه داشت و نخواست که تبدیل به ماشینی بشه برای کسب پول از راه بدبخت کردن دانش آموز ها و به لجن کشیدن آموزش و علم.

دیدم آقای سرگلزایی هم چند کلمه نوشت درباره فرهاد عزیز میثمی. اینجا👇👇👇 https://t.me/drsargolzaei/6716 شرم آوره که از اهالی آموزش و علم و کنکور، یعنی از شاگردهای دکتر میثمی، همه سکوت کردند. البته دکتر سرگلزایی رو میتونیم از طریق دیگر (هم رشته بودن، پزشکی) به دکتر میثمی ربط بدیم.

جا دارد نه تنها من و همه معلم ها، بلکه دانش‌آموزها هم، روز «پدر» را به دلسوزترین معلم برای دانش‌آموزان ایران، به فرهاد میثمی، تبریک بگویند. #فرهاد_میثمی شاید از همه «معلم» های ایران بیشتر در زندگی من تاثیر گذاشته باشد. درس‌های بسیاری از او آموخته‌ام. از سال های دبیرستانم با او و نوشته‌هایش آشنا شدم. وقتی معلم‌ها با تعجبی که انگار جن دیده باشند از من می پرسند چرا نقد می‌کنی یا چرا به جای فعالیت‌ها و کنش‌های اعتراضی، فقط به رشته خودت و تدریس و تالیف و ... نمی‌چسبی که سود دارد، این کارها چه سود دارد؟ این همه ضرر و دردسر هم به جان میخری. کدام آدم عاقلی این کارها را می‌کند؟! خوشبختانه می‌توانم برایشان مثال بزنم از یک آدمی که این کارها را می‌کند، بسیار هم بهتر می‌کند. اگر فرهاد میثمی نبود نمی‌دانستم چه جوابی بدهم. خوشبختانه نه فقط من، بلکه همه معلم‌ها هم او را می‌شناسند. به همین دلیل در سکوت غرق می‌شوند! (ولی دانش آموز ها نمی‌شناسندش و بسی افسوس! این از کم کاری ماست). اغلب معلم‌های امروز، پیش‌تر همکار او و خیلی ها هم به نحوی شاگرد او بودند. با این که هیچوقت رو در رو با او ملاقاتی نداشتم (و او هم احتمالا حتی اسمی از من نشنیده)، ولی یکی از آموزگاران خودم می‌دانمش. و چه آموزگاری ! جسارت سوال پرسیدن، نقد کردن، فکر کردن به باورهای پذیرفته شده و بدیهی، چگونه اعتراض کردن، دغدغه مندی برای انسان های پیرامون، اعتماد به نفس برای تغییر جهان پیرامون و ... آموزش می‌دهد. نه با سخنرانی، بلکه با زیستش. بخت با من یار بوده که معلمی چنین داشتم. و هنوز هم می‌آموزم. اگر توانسته باشم خود در آموختن به کسی کمکی کنم، قطعا بدون آموختن از چنین استادهایی هرگز نمی توانستم. داشتن استادهای خوب البته مسئولیت هم با خود به همراه دارد. قول معروف این است و من هم بر این باورم که شاگرد خوب اوست که از استاد خود هم پیشی بگیرد. افسوس که پیشی گرفتن از فرهاد میثمی، در اخلاق و آزادگی، در اراده و پشتکار، و در تفکر و صداقت ناممکن می‌نماید. امیدوارم با شناسناندن او به شماری هرچند اندک از خوانندگانم، قسمتی کوچک از دین خود به آموزگارم را ادا کرده باشم. این کمینه سپاسی است که از من برمی‌آید. زنده باد فرهاد میثمی و زنده باد درس‌های او. @k1konkur

دنبال کننده های قدیمی من میتونن حدس بزنن این چند کلمه اندوهبار درباره که بود. و اما یکی دیگه از معلم های من. از ایرانیان: