حآش
Open in Telegram
حیف و کاش. برای گفتن آنچه ناگفتنیست: http://t.me/HidenChat_Bot?start=117788046
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
470
از صبح پنج وعده خواببدهم.
از صبح هیچ گوهی رو پنج وعده نخوردم ها اما پنج بار خوابم نمیاومد و خوابیدم.
470
یکی از رفقام تازه کات کرده بود و سر همین به سرش که میزد شروع میکرد کشتی گرفتن با هر کی دم دستش بود.
کوه بودیم که دیدم شروع کرده کشتی گرفتن با دو تا دوست دیگهش. اونها احتمال زیاد از دلیل این حرکتش آگاه نبودن. بعد از کتککاری با اونها اومد سمت من. راحت میتونست بزنه منو. باید خودم رو آماده میکردم برای دفاع جانانه یا هجومی غافلگیرکننده. فرصتم کم بود و تصمیمگیری سخت. تا رسید نزدیکم بیاراده بغلش کردم. هر سه وسط دعوا متعجب سکوت کردن. بعد از چند ثانیه با حالت تمسخر خندیدن. من تو مسابقهی کشتی دوستانه هم انگار توان تهاجم ندارم. و این خشم هرروزهی تخلیه نشده معلوم نیست در آینده تبدیل به چه جنون و مرضی بشه. البته اگر آیندهای در کار باشه.
470
داشتم آهای خبردار همایون رو میخوندم. گفت نخون انرژی منفی تولید میکنی.
روانشناسی زرد و مثبتاندیشی و عرفان همینه. با فریب ذهن میخواد واقعیت رو انکار کنه.
470
یه جاهایی دچار تردید میشدم که نکنه نتیجه نده. اما با دومین اعدام اون هم در ملا عام بیش از پیش مطمئن شدم وارد مسیر بیبازگشتی شدیم.
470
Repost from +۱۵۰۰تصویر
ساعت هفت صبح به خانوادهی #مجیدرضا_رهنورد زنگ زدن، بیدارشون کردن گفتن برید بهشت رضا قطعه ۶۶، بچهتون رو اعدام کردیم و خودمون خاکش کردیم.
#مهسا_امینی
@t1500tasvir
470
رفیقم زورم کرد برای بهتر شدن حالم برقصم. رقصیدم. نصفه موند. نشد. نچسبید. فکر میکردم سر حالم بیاره اما نیاورد.
470
میدونستم یکی از شاگردهام کافه کار میکنه. بیهوا رفتم بهش سر بزنم و با هم گپ بزنیم. چای سفارشی دادم اما از روی مرام دو تا سفارش آورد که دومیش همین ترکیب خوشمزه به خلاقیت خودش بود. منتها خسرو جان تو که میدونستی معدهت کمی به قهوه حساسه!
تازه شانس آوردی مضطرب نشدی!
470
مثل سگ دارم زور میزنم خوابم ببره و نمیبره. همزمان کمی حالت تهوع هم دارم. چرا؟ چون ترکیب شیر و هاتچاکلت و دابل اسپرسو خوردم امروز :)
470
قبلا تبلیغات پروکسی معمولا یا قمار بود یا چیز میزهای سکسی.
"دریل بتنکن" چیه میآری آخه مرد حسابی؟
470
زنگ زدن میگن خسرو نمیخواد زن بگیره؟ یه دختر خوب دارید.
گفتم بگید پسر خوب نداریم.
مامانم گفت وا تو مگه چته؟
گفتم عاقلم عاقل.
