خوانش آثارِ محمدعلی امیرمعزّی
Open in Telegram
مجالی برای خوانش آثار دکتر محمدعلی امیرمعزی این مجال، زیر نظر دکتر امیرمعزی نیست
Show more2 779
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-230 days
Posts Archive
Repost from خوانش آثارِ محمدعلی امیرمعزّی
🔻ویژگیِ امام سوم
✍دکتر محمدعلی امیرمعزی
حسین بن علی پس از وفات برادرش حسن، از بیعت با یزید ممانعت ورزید. سپس به مکه بازگشت و در سال ۶۱ق/ ۶۸۰م، به دعوت عدهای از پیروانش راهی عراق شد. فقط اعضای خانواده و تعداد اندکی از یاران امام او را همراهی کردند. برای مطالعهی بیطرفانهی شرایط تاریخی که منجر به تراژدی کربلا شد، باید در روششناختی دقت زیادی شود. با توجه به جدّی بودن و ظرافت ماهیت موضوع که کمتر از پنجاه سال پس از وفات پیامبر اتفاق افتاد و نوهی او و تقریبا تمام خانوادهاش به دست امت خود به قتل رسیدند، ما مجبوریم برای رویارویی نظاممند از منابع سنی و هم شیعه استفاده کنیم.
برای پژوهش کنونی، باید خودمان را به نتیجهگیری مختصر زیر محدود کنیم:
از دیدگاه تاریخی، هیچ شاهدی مبنی بر اینکه امام حسین قصد مبارزهی مسلحانه با مقامات اموی عراقی داشته باشد، وجود ندارد. به نظر میرسد که مسلم بن عقیل عموزادهی امام حسین بود که خصومت را آغاز نمود. او که با لشکر پیشتاز حرکت کرده بود، قیام مسلحانهای را در میان شیعیان کوفه آغاز نمود که به زودی سرکوب گردید و اینجا بود که مسلم کشته شد. تقریبا یک هفته بعد، امام حسین که به دقت تحت نظر بود به عراق وارد شد. به دلایلی که هرگز توضیح داده نشدهاند تلاشها برای مذاکره بینتیجه ماند. سرانجام در روز دهم ماه محرم در سال ۶۱ (دهم اکتبر ۶۸۰) در کربلا، امام و همراهانش با نیروهایی که تعدادشان چندین برابر آنها بود روبرو شدند. امام و تقریبا تمام اعضای خانوادهاش بدون توجه به سن و سال شهید شدند.
از سوی دیگر وقتی مجموعههای امامی مورد بررسی قرار میگیرند، دیدگاه پدیدارشناسانهای که به خواننده دست میدهد، نشان میدهد که موردِ امام سوم از نظر ایدئولوژیکی خیلی مرکبتر است از اینکه به امام به عنوان یک شورشی در برابر قدرت امویان نگاه شود. در واقع مطابق آموزههای امامان و مجموعههای روایی آنها هنگامی که متحد و منسجم و با هم دیده شوند، یک کل غیر قابل حلّی را تشکیل می دهند. هر امام (لاحق) شارح امامان پیش از خود (سابق) است که معنا و منظور حقیقی کلام و عمل آنها را آشکار میسازد. تا آنجا که به مورد امام حسين مربوط میشود، هیچ یک از جانشینانش، حضور او را در کربلا به عنوان عمل سیاسی با هدف بهخشمآوردن صاحبان قدرت تعبیر نکردهاند.
بنا به نظر جانشینان خودِ امام، عمل او بهعنوان عملِ دوست خدا است که مطابق سرنوشت خود [شهادت] به خواست خدا عمل میکند. امام محمد باقر نوهی امام حسین ، گفت: «در زمان جنگ کربلا، خدای تعالی نصرت خود را بر حسین فرود آورد تا آنجا که میان آسمان و زمین قرار گرفت و نزدیک شد که او را بر کوفیان پیروزی دهد. سپس او را مخیّر ساخت که او یا پیروزی و یا ملاقات خدا را انتخاب کند. آن حضرت ملاقات خدای تعالی را اختیار کرد.»
امام رضا نیز با اشاره به آیهای قرآنی (صافات، ۱۰۷) و عمل ابراهیم که آماده بود تا اسماعیل را به خواست خدا قربانی کند، عمل امام حسین را به عنوان ذبح عظیم میخواند.
جنگ و قتل عام کربلا از پیش مقدر شده بود تا هم امام به عنوان شهید به سرنوشت خود برسد و هم دشمنان امام آشکار شوند و تا ابد مورد نفرت و لعن قرار گیرند.
امام جعفر صادق گفت: «وصیت به صورت نوشتهای سربسته ازآسمان بر رسول خدا فرود آمد و نوشتهای سربسته به جز این وصيت، هیچ وقت بر رسول خدا فرود نیامده بود ... .بر آن وصیت مهرهایی بود. پس علی نخستین مهر را باز کرد و بر آنچه مامور بود رفتار کرد. سپس حسن مهر دوم را برداشت و بر آنچه مامور بود رفتار کرد. سپس حسین مهرسوم را باز کرد. دید دستور چنین است که جنگ کن و بکش و کشته شو، با گروهی به منظور شهادت بیرون رو، آنان جز با تو شهید نخواهند شد...».
این کلمات نظری را ارائه میدهند که خیلی فراتر از یک شورش مربوط به خواستههای سیاسی یا اقتصادی است.
در زمان معاصر، تشیع مبارز، اقدامات خود را براساس سخنان امام حسین و ضرورتهای سیاسی آن تبیین و توجیه میکند. جالب توجه است که متون سیاسیِ معاصر، منحصرا به گفتار و کردار علی (به خصوص آنها که در نهج البلاغه آمده است) و حسین مراجعه میکنند بدون توجه به شرح و تفسیر سایر امامان. بدین ترتیب عقاید مذهبی نخستین [با این تفسیر خاص]، به مبانی سیاسی تبدیل گردید. آنچه بسیار جدی است، این است که بیشتر محققان در اثر عدم بررسی متون اصلی، مذهب امامیه را اساسا یک نظریهی سیاسی تعریف کردهاند و در همهجا برای عقیده دلایل سیاسی تراشیدهاند؛حتی جاهایی که وجود نداشته است.
📚بخشی از ترجمهی کتاب «راهنمای ربانی در تشیع نخستین»
https://t.me/AmirMoezzi
🔻احادیث خیالی در کتاب راهنمای ربانی!
🔸️در کتاب راهنمای ربانی گاه با عباراتی عربی برخورد میکنیم که معلوم نیست چگونه و چرا ساخته شدهاند! ظاهراً چنین وانمود شده که این عبارات، متن حدیث است؛ در حالی که نه در منبعِ ذکرشده و نه در جای دیگری، چنین حدیثی یافت نمیشود. در این جا ۶ مورد ارائه میشود که همگی با ترجمه انگلیسی مقایسه شده است:
۱. «کنا ارواح نور فنعلم الأظلة أسرار علم التوحید و التحمید، ابن عیاش مقتضب الأثر، ص۶۳.» (راهنمای ربانی، ص۱۲۳، ۸۴، ۱۲۴؛ The Divine Guide, p.164, 34)
نه در مقتضب و نه جای دیگر چنین عبارتی یافت نشد.
۲. «اثنی عشر أشباحا من نور بین السماء والأرض یوحدون الله عز وجل ویمجدونه، حدیث نبوی نک. خزاز رازی، کفایة الأثر، ص۱۷۰؛ ابن عیاش، مقتضب، ص۱۲۳» (راهنمای ربانی، ص۱۲۱؛ The Divine Guide, p.162)
نه در کفایه، نه مقتضب و نه جای دیگری این عبارت یافت نشد.
۳. «اغلب در سخن امامان به اصطلاحاتی مانند (العقل قطب دیننا) ... (العقل هو القطب الذی علیه مدار وله الثواب) ... (العقل هو ما یحتج به فی امرنا) و غیره برمیخوریم. برای نمونه نک. کلینی، اصول من الکافی، ج۱، ص۱۰؛ ابن بابویه، علل الشرائع، ج۱، ص۸۸، ۱۰۷ به بعد، ابن بابویه، امالی، ص۴۱۸.» (راهنمای ربانی، ص۵۱؛ The Divine Guide, p.141)
هیچ یک از این سه عبارت نه در نشانیهای ذکرشده و نه در جای دیگری به عنوان حدیث یافت نشد! فقط کلینی گفته است: «إذ كان العقل هو القطب الّذي عليه المدار و به يحتجّ و له الثواب، و عليه العقاب» (الكافي، ج۱، ص۹) که این هم حدیث نیست و لفظش هم با آن چه امیرمعزی گفته فرق دارد.
۴. «حدیث امام جعفر صادق: ... إن الإمام یعرف شیعته و اعداه بوجوههم و اسمائهم بعلم الطینة التی خلقوا منها، ابن عیاش، مقتضب، ص۴۱؛ صفار، بصائر، ص۳۹۰ ...» (راهنمای ربانی، ص۱۲۵؛ The Divine Guide, p.165)
در مقتضب که چنین چیزی نیست. در بصائر هم با تفاوتهایی عنوان باب است نه حدیث: «باب في الإمام أنه يعرف شيعته من عدوه بالطينة التي خلقوا فيها بوجوههم و أسمائهم» (بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۹۰)
اختلالات مشابه دیگری نیز در کتاب دیده میشود که منشأ آن معلوم نیست!
✍علی عادلزاده
با توجه به رسالت این مجالِ مجازی که خوانش آثار دکتر امیرمعزی است، کدام شیوه خوانش را برای فرستههای آینده پیشنهاد میدهید؟
🔻نقش آل بویه
🔹 اگر با آثار شیعهپژوهان آشنایی داشته باشید، میدانید که آلبویه نقشی محوری در بسیاری از این مطالعات دارد.
🔹امیر معزی سر کار آمدن آلبویه را نقطه عطفی میداند که پس از آن تشیع از عناصر باطنی و عقاید خاص خود مانند ادعای تحریف قرآن صرفنظر کرد.
🔹اسرائیلیها نیز شبیه این دیدگاه را نسبت به آلبویه دارند؛ لذا سر کار آمدن آلبویه، خودش شده یک مقطع حساس که متون شیعیان را بر قبل و بعد خود تقسیم میکند.
برای نمونه، عنوانی که پژوهشگر اسرائیلی روی ویلوزنی (Roy Vilozny) برای مقاله خود انتخاب کرده این است:
"متون حدیثی شیعه پیش از آل بویه: مطالعه موردی البرقی از قم"
🔹اهمیت آلبویه، در مطالعاتی در رابطه با هویت تشیع نیز خودش را نشان میدهد.
برخی معتقدند مراسم عاشورایی/مجالس عزای عمومی برای امام حسین بار اول در این زمان شروع شد. سپس یک مقدمه ظاهراً جامعهشناختی ضمیمه میشود که: مناسک، شکلدهنده هویت هستند و اسطورهها برای این مناسک محتوا فراهم میکنند. پس رابطه تنگاتنگی بین شکلگیری هویت تشیع، مناسک عاشورایی و تصوری که تشیع از کربلا داشته درست میشود. این باعث شده برخی بگویند همزمان با آلبویه و تقویت هویت تشیع و تثبیت نقش محوری واقعه کربلا در آن، تصور تشیع از امام حسین و شخصیتهای پیرامونی از جمله مادرشان حضرت فاطمه الزهرا نیز دگرگون شد.
🔹برخی ممکن است برای صفویه نیز نقش محوری در شکلگیری هویت تشیع امروزین قایل شوند. به طور کلی نمیتوان تأثیر یک حکومت شیعه روی دینداری شیعیان را منکر شد. ولی قضیه آل بویه فرق میکند؛ چون در زمان غیبت صغری تشکیل شده و تقریباً همان زمانی است که برخی از جوامع حدیثی تشیع داشت جمعآوری میشد.
✍علینقی زیدی
@AmirMoezzi
دکتر محمدعلی امیرمعزی، پس از چهل سال کار علمی در مدرسه مطالعات عالی سوربن بازنشسته شد.
صحبتهای محمدعلی امیرمعزی در مورد ایزوتسو و کربن و تفاوتهای آنها با افرادی نظیر گلدزیهر و نولدکه
چهرداد
@AmirMoezzi
📖خاستگاههای قرآن و اسلام (۲۰۲۲)
🔻قرآن اولین کتاب مقدس اسلام، موضوع مطالعات متعددی در دهههای اخیر بوده است. سه مطالعه در این اثر، پرتو متفاوتی را بر پژوهشها پیرامون تدوین قرآن میافکند:
اولین مطالعه، توسط کریم ارضکی (ویراستار مجموعه)، مربوط به نسخه رسمی قرآن به نام «عثمانی» است.
مطالعه دوم که توسط محمدعلی امیرمعزی انجام شده است، به بافت تاریخی پیدایش قرآن میپردازد؛ به ویژه که میتوان آن را در پرتو سنتهای شیعی که تا دهههای اخیر در تحقیقات علمی نادیده گرفته شده بود، مشاهده کرد.
سومین مطالعه، توسط پل نوینکرشن، به مسئله آخرتشناسی قرآن و جایگاه بینامتنیت قرآن و متون مقدس بایبلی میپردازد.
@AmirMoezzi
نقد بیپردهی محسن کدیور به مبانی تجدیدنظرطلبانهی محمدعلی امیرمعزی
فیلممستند الکافی
اکران عمومی و آزاد در مشهد
چهارشنبه ۱۶ اسفندماه
ساعت ۱۶
سینما هویزه
Repost from خوانش آثارِ محمدعلی امیرمعزّی
🔰امیرمعزّی: انقلاب ایران، پروژۀ فکری_سیاسی کُربن را زیر سوال برد.
https://t.me/AmirMoezzi
🔻فرازی از خاطره مجید منتظر مهدی از کنفرانسی که در سال ۲۰۱۸ در موسسه مطالعات اسماعیلی برگزار شد به نام باززایی شیعه از قرن ۱۵ تا ۱۷:
[ناگهان مادلونگ گفت:] اصلا از اول قرار بود فاطمه جانشین محمد بشه و اشتباه شیعیان اینه که فکر کردند علی امام بوده. امام فقط وصی بوده که قرار بوده وصیت پیامبر بهش عمل بشه ... .
فرداش با محمد علی امیرمعزی صحبت میکردم. گفت دکتر دفتری خیلی نارحت بوده چون دانشجوهای اسماعیلی اومدند بهش گفتند: یعنی بعد از این باید فاطمه را امام اول بدونیم؟ توی موسسه مطالعات اسماعیلی مادلونگ اسطوره بود و این حرفش برای دانشجوها حجت به حساب میامد.
پ.ن: رسمالخط منتظرمهدی مراعات شده است
@AmirMoezzi
🎙 زهرا اخوان صراف، مدرس دانشگاه مفید، با بیان اینکه بنده بنا ندارم در این جلسه قرآن مورخان را گزارش یا نقد کنم _هر چند خیلی جا دارد این کار انجام شود_ گفت:
🔸️به صورت کلی یافتههای علمی که مورد تاکید سرویراستاران این اثر [محمدعلی امیرمعزی و گیوم دی] است، آنچنان که به عنوان یک تغییر پارادایم اساسی در مطالعات قرآنی معاصر تلقی شود، نیست و این اثر چنین قدرتی ندارد؛ گرچه دادههای جزئی مطرح در کتاب واجد ارزشهای علمی است و اعتنا به آن جا دارد.
🔸️در مطالعات غربی در مورد قرآن، دقیقا همان روشهایی که در مطالعه کتاب مقدس به کار میرود را اعمال میکنند.
🔸️کاری که قرآن مورخان انجام داده این است که به بررسی زبانشناختی و متنپژوهانه از یکسو و تشخیص بینامتنیت با متون پیشین از سوی دیگر میپردازد. نویسندگان این اثر، با استفاده از این نکته دنبال تفسیر کلمات قرآن رفتهاند.
📄بخشهایی از سخنان اخوان صراف، شامگاه ۹ دی ماه، نشست قرآن مورخان
🔸️امیرمعزی، از نقش آمریکا و غرب در تولد داعش و تروریسم میگوید.
@AmirMoezzi
Repost from تاوان | پژوهشهای حدیثی
🎞تریلر فیلم مستند الکافی
🔻مستندی پیرامون معتبرترین کتاب روایی شیعه که پیش از غیبت کبری امام دوازدهم نوشته شد.
🔻به همراه مصاحبه با الکافیپژوهانی مانند محمدعلی امیرمعزی و سید علیرضا حسینی شیرازی
@tavanerejal
پس از فوت پیامبر، دینی جدید به وجود آمد؛ زیرا:
۱. میان یاران پیامبر، جنگی داخلی در گرفت.
۲. اعراب مسلمان با غلبه بر ساسانیان و امپراتوری بیزانس، سرزمینهای گستردهای را فتح کردند.
این دو نکته زمینهساز به وجود آمدن دینی جدید شد.
🔻امیرمعزی و ارجاعات نادرست
🔸️در کتاب تشیع، باورهای و ریشههای عرفانی، انواع اشتباهات سطحی و عمیق دیده میشود. پیشتر به نمونههایی اشاره شد و اینک به نمونه دیگری اشاره میشود.
امیرمعزی نوشته است:
«قابل توجه است كه ابو الفرج اصفهانی در کتاب الأغانی خود، اغلب ابو الاسود دوئلی را ظالم بن عمرو نوشجانی میخواند. باید به خاطر داشت که در نوشتههای کلینی و ابن شهرآشوب -فقط به این دو منبع بسنده میکنیم- آمده است که شعر در مدح امام چهارم (اولاد هاشم و کسری) به ابو الأسود منسوب گردیده است.» (امیرمعزی، ص92).
او به الأغانی ارجاع داده است (امیرمعزی، ص123). چاپی که به آن ارجاع داده، چاپ 1285ق بولاق قاهره است (امیرمعزی، ص542). با مراجعه به جلد 18 چاپ بولاق که در دسترس بود، معلوم شد در صفحه مورد نظر، فقط نام ابو الأسود الدئلی آمده بیآن که اثری از «نوشجانی» باشد! بقیه مجلدات این چاپ در دسترس نبود، ولی با جستجو در سرتاسر چاپ 1415ق دار احیاء التراث العربی، هیچ موردی پیدا نشد که در آن ابو الأسود دئلی را نوشجانی خوانده باشد! بلکه به تفصیل احوال و اخبار ابو الأسود را شرح داده؛ نسبش را کامل آورده؛ او را مُضَری دانسته و همه جا از او به دئلی یاد کرده است.
در الأغانی گاه از الخلیل بن اسد النوشجانی یاد شده و کنیه این شخص ابو الأسود بوده است. ولی نه در الأغانی جایی «النوشجانی» و «ابو الأسود» با هم آمده است؛ نه ربطی به ابو الأسود الدئلی دارد و نه جایی ظالم بن عمرو خوانده شده است!
بر ما روشن نشد که امیرمعزی چرا و چگونه دچار چنین خلط عجیبی شده و چرا به این صفحات ارجاع داده است؛ اما هر چه هست، نشان میدهد هنگام نوشتن، _بر خلاف آن چه وانمود کرده_ مراجعه مستقیم به منبع نداشته است.
📄متن کامل در: @Alasar_1
@AmirMoezzi
🔻امام و اتوپیا
🔹️مفهوم «امام» به عنوان سیمایی کاریزماتیک و اتوپیایی نقشی انکارناپذیر در میان شیعیان در طول تاریخ داشته است. امام مرکزیترین مفهوم در مکتب شیعیان امامیه است. میتوان گفت از دیدگاه امامیه، هر آنچه را در دنیای مادی و انتزاعی است، میتوان از رهیافت امام دریافت. بر همین اساس بر مبنای دیدگاه بلوخ، اتوپیا فقط فضا و مکان نیست؛ بلکه در قالب شخص میتواند تجلی پیدا کند. به بیان دیگر «شخص اتوپیک» ایجادکننده حالت و وضعیتی اتوپیایی است؛ وضعیتی که تحت تسلط برادری و برابری و همدردی است.
به انگاره امام در مطالعات مربوط به «اتوپینیسم» نیز پرداختهشده است. مطالعات بسیاری درباره اتوپینیسم در اسلام انجام شده است که در آن نقش امام را در اتوپیای اسلامی (به بیان دیگر در آرمان شهر اسلامی) نشان دادهاند.
در پژوهش های دانشگاهی، محمدعلی امیرمعزی مفهوم امام را در کتاب راهنمای الهی واکاویده است. او امام را «استاد دانش به همراه قدرتهای مافوق بشری» معرفی کرده است. بر مبنای دیدگاه امیر معزی، امام آستانهای است که در آنجا خداوند و آفریدگان مراوده میکنند. بنابراین امام در اندیشه شیعه امامی دارای ضرورت کیهانی است؛ امام، کلیدیترین و اساسیترین بخش جهان تقدس در این مکتب است.
در مطالعات مربوط به اتوپیا بر مبنای آرای ارنست بلوخ، بشر مرکز تمام اشیا تلقی شده است. متیو پیرس در کتاب دوازده مرد معصوم به کارکرد اتوپیایی امام از دیدگاه شیعه امامی میپردازد. پیرس مطالعات بسیاری درباره سیمای کاریزماتیک امام انجام داده است.
@AmirMoezzi
