رمان
Open in Telegram
همه رمانا مثبت هجده سال هست 🔞 نویسنده : #سوگند_احمدی 💎 ما یه خانواده ایم 🤟🏻 جمعه ها پارت نداریم ایدی خوده نویسنده😇 @s1w_o Gp : https://t.me/n_thnmk جهت تب @danyyyyallll
Show moreIran246 350The category is not specified
814
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+3
in 0 channels
November '24
+21
in 0 channels
Get PRO
October '24
+7
in 0 channels
Get PRO
September '24
+3
in 0 channels
Get PRO
August '24
+1
in 0 channels
Get PRO
July '24
+26
in 0 channels
Get PRO
June '24
+19
in 1 channels
Get PRO
May '24
+1
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '23
+8
in 0 channels
Get PRO
August '23
+46
in 0 channels
Get PRO
July '23
+23
in 0 channels
Get PRO
June '23
+22
in 0 channels
Get PRO
May '23
+16
in 0 channels
Get PRO
April '23
+1 045
in 0 channels
Get PRO
March '23
+36
in 0 channels
Get PRO
February '23
+27
in 0 channels
Get PRO
January '23
+33
in 0 channels
Get PRO
December '22
+81
in 0 channels
Get PRO
November '22
+69
in 0 channels
Get PRO
October '22
+54
in 0 channels
Get PRO
September '22
+76
in 0 channels
Get PRO
August '22
+113
in 0 channels
Get PRO
July '22
+170
in 0 channels
Get PRO
June '22
+79
in 0 channels
Get PRO
May '22
+83
in 0 channels
Get PRO
April '22
+92
in 0 channels
Get PRO
March '22
+101
in 0 channels
Get PRO
February '22
+75
in 0 channels
Get PRO
January '22
+149
in 0 channels
Get PRO
December '21
+328
in 0 channels
Get PRO
November '21
+107
in 0 channels
Get PRO
October '21
+161
in 0 channels
Get PRO
September '21
+239
in 0 channels
Get PRO
August '21
+207
in 0 channels
Get PRO
July '21
+196
in 0 channels
Get PRO
June '21
+161
in 0 channels
Get PRO
May '21
+346
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 December | +1 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | +2 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
جوکر ~ jOkR❌
Fsl5🗡🗡
رمان ترسناک و لبریز از صحنه های مثبت 18 سال می باشد.
برای خوندن این رمان فقط به چنل زیر مراجعه کنین :
@roman_donii
Part 200🔞⛔️
Ya rbi 🌀
_ شما
ناشناس : ماعده تویی
چرا داشت ایرانی حرف میزد
اصلا چرا داشت اسم منو میگفت اونم بدون لحجه اصلا این کی بود
_ گفتم شما
ناشناس : پس ماعده خودتی
_ اره منم
ناشناس : باشه
بعد گفتن این حرف قطع کرد
چقدر عجیب بهش زنگ زدم ولی خاموش بود
از زبان کارن 🔞🚫
جوری جیغ میکشید که جیغاش تو کل خونه میپیچید
داشت التماس میکرد ولش کنم
اروم کشیدم بیرون
روژان : کارن تو واقعا بدجنسی
_ اونی که اصرارکرد باهاش بخوابم کی بود
روژان : من اصرار نکردم
_ باشه
خواستم پاشم که مچمو محکم گرفت
_ چیه
روژان : بخواب
اروم دراز کشیدم روی تخت
اومد سمتم و سرشو گذاشت روی سی*نم و همون طور که نوازشم میکرد گفت
روژان: چرا همش تو فراری
_ یعنی چی
روژان: هنوز باهام نخوابیدی داری میری
_ روژان باهات نخوابیدم؟ از درد داشتی تختو گاز میزدی التماس میکردی ولت کنم بعد میگی نخوابیدم
روژان : منظورم این نی
_ پس چی
روژان : چرا بعد از رابطه نمیمونی همش میخوای بری
_ عادت ندارم
روژان : به چی ؟
_ کارم با یه چی تموم میشه دیگه نگهش نمیدارم
خیلی ناراحت شد یهو
@roman_donii
@roman_bad2
JokEr¿ fsl5 #joker
| 2 | ادامه این پارت | 0 |
| 3 | جوکر شده طبق نظراتتون | 0 |
| 4 | از کدوم | 0 |
| 5 | سلام پارت داریم | 0 |
| 6 | #بکارت❌❌❌
#رمان_ممنوعه🔞🔞
رمان بزرگساله در مقابل بچه ها هیچ چیزی رو تضمین نمیکنیم⛔️📛
نویسنده: سوگند احمدی ‼️
پارت 77 🚫
@roman_donii
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️
📛
وارد اتاق شدیم اتاق قشنگی بود
زل زدم بهش
مروارید: بیا بشین تا برات توضیح بدم
رفتم کنارش روی تخت نشستم و گفتم
_ میشنوم
مروارید : بهت گفتم خیلی مذهبین خانوادم دیگه ؟
_ اره
مروارید : تا 14 سالگی خوب بود چون مامانم زنده بود مامانم که فوت کرد تربیت من افتاو دست داداشام و بابای معتادم
_ معتاد؟
مروارید: ارع حاضر بود ببینه که اون دوتا هر بلایی میخوان سرم بیارن ولی یه لحظه اونو از پای گاز بلند نکنن اما خوب طولی نکشید که فرشته نجاتم اومد
_ دراز بکشم ناراحت میشی
یه لبخند زد و گفت
مروارید: نه
دراز کشیدم
_ ادامه بده میشنوم
مروارید: من با یه پسر اشنا شدم
_ تو 14 سالگی ؟
مروارید: اره
_ خب
مروارید: پسره خیلی خوب بود چن وقتی باهم بودیم وقتی داداشام سرکار بودن بابام منو میفرستاد که براش جن*س بخرم و منم میرفتم پیش پسره خونشونم رفتم باهاش رابطه جن* سی داشتم
_ پسره چند سالش بود مگه
مروارید: 28
_ وقتی تو 14 سالت بود اون پسره که باهاش دوست شدی 28 ساله بود؟ چرا اونوقت با یه همچین ادمی دوست شدی اون هم سن بابات بوده
مروارید: دوسش داشتم خب
_ ادامه بده
مروارید: این پسر همه جوره ازم استفاده کرد و تو 15 سالگی حامله شدم
📛
📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
@roman_donii | 0 |
| 7 | فعلا اینو بخونین من موهامو خشک کنم میام میزارم باز💋❤️ | 0 |
| 8 | #بکارت❌❌❌
#رمان_ممنوعه🔞🔞
رمان بزرگساله در مقابل بچه ها هیچ چیزی رو تضمین نمیکنیم⛔️📛
نویسنده: سوگند احمدی ‼️
پارت 73 🚫
@roman_donii
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️
📛
بعد گفتن این حرف رفت من موندم و اون دختر
_ بریم خونه من؟
دختره: ارب*اب شمایی
_ اسمت؟
دختره: سارا
_ بیا بریم سارا
از زبان شروین 🚫🔞
چرا یه دختر 18 ساله انقدر شکسته بود
مروارید : سواله برات که چرا انقدر شکسته شدم نه؟
_ اره خب
مروارید: میخوام برات تعریف کنم ولی میترسم
_ از چی
مروارید : داداشام برسن
_ چیکار کنیم
مروارید : باهم بریم یه جای امن ؟
_ مثلا کجا
مروارید: خونت کجاست
پوزخند زدم
مروارید : چیه
_ من خودم ختم این کارام بچه
مروارید : کدوم کار
_ هیچی پاشو بریم
مروارید: باشه
اینجا فقط یه خونه داشتیم اون خونه ام الان پر ادم بود نمیتونستم ببرمش اونجا
روژان اهمیتی نداشت برام ولی بابا چرا
حرفای مسخره بچه ها هم بود
واسه همینم گازو گرفتم سمت هتل
بالخره رسیدم
مروارید: هتل؟
_ خونه پره
مروارید : بهت میومد بزرگ شده باشی
_ اینجا اومدیم مسافرت تهران خودم خونه دارم
مروارید : پس واسه اینجا نیستی یعنی ؟
_ نه
مروارید : بیا بریم
_ بریم
رفتیم اونجا و براش اتاق گرفتم و رفتیم بالا با هزار جور بدبختی اتاق گرفتم
چون زنو شوهر نبودیم
ولی به هر حال گرفتم
📛
📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
@roman_donii | 0 |
| 9 | سلام | 0 |
| 10 | برده شدم فصل دوم و جوکر فصل پنجم پی دی اف میشه به زودی گذاشته میشه❤️ | 0 |
| 11 | عشقای من از بکارت پارت داریم ❤️ | 0 |
| 12 | .. | 0 |
| 13 | #بکارت❌❌❌
#رمان_ممنوعه🔞🔞
رمان بزرگساله در مقابل بچه ها هیچ چیزی رو تضمین نمیکنیم⛔️📛
نویسنده: سوگند احمدی ‼️
پارت 75 🚫
@roman_donii
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️
📛
بعد از گفتن این حرف یکم به فکر فرو رفت و شروع کرد
مروارید : بهممیخوره چند سالم باشه ؟
نگاه کردم به قیافش
موهاش سفید داشت لاش پوستش چین و چروک داشت
خیلی وضعیتش جالب نبود
_ فک کنم ۳۶ _۳۷
یه لبخند تلخ زد
_ چیشد؟
مروارید : همش 18 سالمه
واقعا باورم نمیشد
با تعجب زل زدم بهش اصلا بهش نمیخورد
از زبان رایان ⛔️❌
توی مهمونی نشسته بودم اون رزای احمق حالمو بدجوری بد میکرد
بزار کارم باهاش تموم بشه و بعدش مثل یه تیکه آش*غال پرتش میکنم دور
ی دختر از ته مهمونی اومد جلوم لباس یه جوری بود که اگه ل*خت میبود کمتر بدنش پیدا میشد
زل زدم به بدنش هیکل خیلی خوبی داشت
جلوم شروع کرد به رقصیدن
داشتم اذیت میشدم
یهو یه پسره اومد کنارم نشست
پسره: سلام
_ سلام
پسره: میخوایش
بعد از گفتن این حرف به دختره اشاره کرد
سوالی نگاهش کردم
پسره : اون مال منه
بعد از گفتن این حرف اشاره کرد و دختره اومد
دختره: جانم ارب*اب
پسره: خوشش اومده
دختره اومد سمتم و نشست روی پام با دستش روی رون پام میکشید
دختره: امتحانم میکنی
زل زدم به پسره
پسره: اون فروشیه
_ واقعا؟
پسره : اره
_ میخرمش
پسره : چند وقت
_ یه شب
پسره : نقد میدی یا کارت یا چک
_ چک
پسره : بزن
مبلغو دادم
پسره: تا فردا صبح مال تو
📛
📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
@roman_donii | 0 |
| 14 | No text... | 0 |
| 15 | پارت اول بکارت | 0 |
| 16 | #بکارت❌❌❌
#رمان_ممنوعه🔞🔞
رمان بزرگساله در مقابل بچه ها هیچ چیزی رو تضمین نمیکنیم⛔️📛
نویسنده: سوگند احمدی ‼️
پارت 74 🚫
@roman_donii
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️
📛
_ چیشده
دختره: منو ببر
دوتا پسر پشتش داشتن میومدن
دختره: فراریم بده
مچشو گرفتم و دویدم
باهام میومد بعد از کلی دویدن بالخره گممون کردن
داشتیم نفس نفس میزدیم
دختره: اق..اقا..م..مم...نون
_ وایسا آب بگیرم بیام
دختره: ممنون
رفتم اب گرفتم اومدم خورد یکم اروم تر شد
_ تعریف کن
دختره: چیو
_ اسمت چیه
دختره: مروارید
_ چه اسم قشنگی
مروارید : ممنون شما چی
_ شروین
مروارید : خوش بختم مرسی که کمکم کردی
_ نمیگی
مروارید : چیو
_ چرا فرار کردی ؟
مروارید : اونا داداشام بودن
_ خب
مروارید : میخواستن بکشنم اگه فرار نمیکردم منو میکشتن
_ دلیلش ؟
مروارید : اونا دیوونه ان
_ بی دلیل یعنی ؟
یکم من من کرد و گفت
مروارید : بی دلیل بی دلیل که نه ولی
پاشدم زل زد بهم
مروارید : چیشد
_ مثل اینکه تو دلت نمیخواد صحبت کنی منم از اون ادمایی نیستم که کسیو مجبور به کاری کنم کمکت کردم تموم شد الانم دارم میرم به کارام برسم
خواستم برم که دستمو گرفت
مروارید : وایسا
_ دلیلی داره که بمونم؟
مروارید : باشه همه چیو میگم
📛
📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
@roman_donii | 0 |
| 17 | بکارت❌❌❌
#رمان_ممنوعه🔞🔞
رمان بزرگساله در مقابل بچه ها هیچ چیزی رو تضمین نمیکنیم⛔️📛
نویسنده: سوگند احمدی ‼️
پارت 73 🚫
@roman_donii
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️
📛
_ خودتم خوب میدونی
رزا: من چیزی نمیدونم
_ رایان پسر متعهدی نیست
رزا: الان چرا داری اونو دیس میکنی جلو من هدفت چیه
_ هدف ؟
رزا: میخوای چیکار کنی
_ من کاری نمیخوام کنم
رزا : میدونم هدفت چیه
خندیدم
_ چیه ؟
رزا: میخوای اونو ادم بده کنی
_ چرا بدش کنم
رزا: منو میخوای ؟
_ چی ؟؟؟
چنان با تعجب گفتم که گلوم درد گرفت
رزا : میگم از من خوشت اومده
_ نه
رزا : پس این کارات چه معنی میده شروین
_ من فقط کنجکاو بودم هر گ*هی میخوای بخوری بخور برو اصلا بهش بده به من چه
بعد گفتن این حرف پاشدم و رفتم پایین
ملوم نی اینا کجا رفته بودن
رفتم تو حیاط یه سیگار روشن کردم و شماره پری گرفتم
پری: جان
_ کدوم گورین
پری: رزا خوبع
_ کجایین میگم
پری: ما بیرون ویلاییم کوچه پایینیش داریم قدم میزنیم
_ وایسین بیام
پری: باشه
قطع کردم و رفتم بیرون
داشتم میرفتم که یه دختر از رو به روم اومد و محکم باهام برخورد کرد
داشت گریه میکرد
دختره: اقا توروخدا کمک
📛
📛⛔️
📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛
📛⛔️📛⛔️📛⛔️📛⛔️
@roman_donii | 0 |
| 18 | چه پارتی بزارم ؟ | 0 |
| 19 | جوکر ~ jOkR❌
Fsl5🗡🗡
رمان ترسناک و لبریز از صحنه های مثبت 18 سال می باشد.
برای خوندن این رمان فقط به چنل زیر مراجعه کنین :
@roman_donii
Part 199 🔞⛔️
Ya rbi 🌀
دستاشو محکم گرفتم و بالاسرش نگه داشتم
روژان: بابا کارن من گفتم باهام بخوابی الانم میگم نمیخوام بخوابیم چرا اینجوری میکنی
_ مگه من بازیچه دست توام
روژان: ولی من دلم نمیخواد تو از روی ترحم یا دلسوزیت بیای با من بخوابی کارن
_ من باهات میخوابم الان توام هر چی دلت میخواد فکر کن
دکمه شلوارمو باز کردم
روژان: کارن
_ ها
روژان: اگه من نخوام چی
_ مگه مهمع ؟
اشک تو چشماش جمع شد
خیلی جدیدا لوص شده بود با کوچیک ترین حرفی میزد زیر گریه
روژان: ینی واقا برات مهم نیست که ادمی که میخوای باهاش بخوابی راضیه یا نه
_ چیکار کنم بخوابم یا نخوابم ؟ گیجم کردی
روژان : بگم نه میری ؟
زل زدم تو چشاش ، چشاش اصلا نمیگفت که نمیخوادم برعکس خیلیم میخواستم
_ بگو نمیخوای باهام بخوابی
روژان: نه
_ پس زر الکیم نزن
لبامو گذاشتم روی لباش و شلوار اونم تو همون حالت دراوردم
این دختر عجیب شده بود
مثل دیوونه ها رفتار میکرد بعضی وقتا میخواستم بعضی وقتا نه
ولی اگه اعترافی که کرد درست باشه یعنی عاشقم شده
از زبان ماعده ⛔️🔞
گوشیم داشت زنگ میخورد با بدبختی از روی تخت پاشدم
برش داشتم بدون نگاه کردن به اسم طرف جواب دادم
_ ها
یه صدای غریبه پیچید تو گوشی
غریبه: الو
چشام باز شد گوشیو نگاه کردم ناشناس بود
@roman_donii
@roman_bad2
JokEr¿ fsl5 #joker | 0 |
| 20 | بچه ها پارت داریم | 0 |
