en
Feedback
☀️ شیخ الاکبر محیی‌ الدین ابن العربی

☀️ شیخ الاکبر محیی‌ الدین ابن العربی

Open in Telegram

☀️ تحقیق در آثار و نشر معارفِ امام العارفین و قطب الموحدین «الشّیخ الأکبر محیی الدین ابن العربی»

Show more
3 191
Subscribers
-224 hours
+157 days
+4930 days
Posts Archive
تنزّلت الاملاك لَيلاً على قلبی و دارت عليه مثل دائرة القلب حِذاراً مِن القاء اللّعين إِذا يَرى نُزول علوم الغيب عيناً عَلى ال
تنزّلت الاملاك لَيلاً على قلبی و دارت عليه مثل دائرة القلب حِذاراً مِن القاء اللّعين إِذا يَرى نُزول علوم الغيب عيناً عَلى القَلبِ و ذلك حِفظُ اللهِ فى مثلِ طَورِنا وَ عصمتُه في المرسلين بلا ريب ترجمه: شبی فرشتگان بر قلبم فرود آمدند؛ و دورِ آن همانند حلقهٔ دستنبد به گردش در آمدند. و آن را از جهت وسوسهٔ شیطان لعین و القای او حفظ و نگهبانی می‌کردند - چون او نزول علوم غیب را بر قلبم می‌دید- . و این در طریق ما حفظ الهی است؛ و حفظ و عصمتش مر رسولان راست بدون شک. ☀️شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی☀️ 📖 فتوحات مکیه، باب 40 @IbnAarabi

🕋 ✨ حوا برای گسترش نسل و زاد و ولد فرود آمد و ابلیس برای اغوا و گمراه کردن فرود آمد، بنابراین هبوط و فرود آمدنِ آدم و حوا - علیهما السلام- هبوطِ کرامت بود و هبوطِ ابلیس هبوطِ خواری و عقوبت و کیفر و اکتسابِ گناه... ☀️شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی☀️ 📖 فتوحات مکیه، باب ۳۹ @IbnAarabi

💫 هبوط و فرود آمدن برای آدم و حوا - علیهما السلام- کیفر و عقوبت نبود، بلکه برای ابلیس عقوبت بود، برای اینکه آدم - علیه السلام- به جهت صدق و راستیِ وعده و نویدِ اینکه در زمین خلیفة الله شود، فرود آمد... ☀️ شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📖 فتوحات مکیه، باب ۳۹ @IbnAarabi

. . صبر آرد آرزو را نی شتاب صبر کن واللّهُ اعلم بالصّواب . . https://t.me/masnavie
. . صبر آرد آرزو را نی شتاب صبر کن واللّهُ اعلم بالصّواب . . https://t.me/masnavie

همه اوست کسی که سرّ نهانست در عَلَن همه اوست عروسِ خلوت و هم شمعِ انجمن همه اوست به مصحفِ رخِ خوبان همین نمود رقم که خطّ و خا
همه اوست کسی که سرّ نهانست در عَلَن همه اوست عروسِ خلوت و هم شمعِ انجمن همه اوست به مصحفِ رخِ خوبان همین نمود رقم که خطّ و خال و رُخ و زلفِ پرشکن همه اوست ز سرّ عشق چو واقف شوی یقین دانی که قیس و لیلی و شیرین و کوهکن همه اوست نظر به عیب مکن در طیورِ باغِ وجود که طوطیانِ چمن، زاغ و هم زَغَن همه اوست همین صدای به گوشم رساند باد صبا که لاله و گل و نسرین و نسترن همه اوست شنیده‌ام به صنم‌خانه از زبانِ صنم که چوب و تار و صدایِ تَنَن تَنَن همه اوست شنیدِ من همه صدقست و دیدِ من همه حق که گوشِ من همه او هست و چشمِ من همه اوست چنان ز خویش برون رفتم و درون گشتم که دیدِ دیدۀ جانم به جان و تن همه اوست اگر تو دفترِ اسلام و کفر پاره کنی یقین شود به تو کین شیخ و برهمن همه اوست آگر ز قید تعیُّن برون شوی چو «نیاز» نظر کنی که درین زیرِ پیرهن همه اوست «نیاز» نیست که می‌گوید این کلام این دم قسم به حق که درین وقت در سخن همه اوست 📕 شاه نیاز احمد چشتیِ بریلوی - قدّس سرّه-

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، و آن دو رحمت است... یکی را رحمتِ امتنانی نام است و آن اسمِ الرّحمن است. و یکی را رحمتِ وجوب
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، و آن دو رحمت است... یکی را رحمتِ امتنانی نام است و آن اسمِ الرّحمن است. و یکی را رحمتِ وجوبی گویند و آن اسمِ الرّحیم است. و رحمتِ امتنانی رحمتی عام است و رحمت وجوبی، رحمتی خاص است و آن خاص نیز در تحت عام است. 📚 نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص فصّ سلیمانی @IbnAarabi

سیّد و سرورِ مردمانِ روز قیامت و گشایندهٔ دروازهٔ شفاعت رسول خدا -صلى الله عليه و سلم- فرمودند: (در روز قیامت) برخی از مردمان به برخی دیگر گویند: بیایید برویم نزد پدرمان آدم - علیه السلام - و از او درخواست کنیم از خداوند بخواهد که ما را از این رنج و سختی رهایی بخشد. وقوف ما به طول انجامید. نزد حضرت آدم -علیه السلام- رفته و از وی درخواست شفاعت می‌کنند و آدم - علیه السلام- می‌فرماید: «امروز خداوند غضبی کرده که پیش از این چنین غضبی نکرده بود و پس از این هم چنین غضبی نخواهد کرد.» در آن‌ دم خطایش از خوردن گندم یادش می‌آید و از پروردگار آزرم می‌کند که درخواستِ (شفاعت و گذشت) کند. مردمان نزد حضرت نوح - علیه السلام- می‌روند و همانگونه درخواست شفاعت می‌کنند، نوح هم همان را که آدم -علیه السلام- گفت، می‌گوید و یادِ نفرین بر قومش می‌افتد که گفت: «و لا يلدوا الاّ فاجرا كفّارا، يعنى: و جز بدکار کفران‌پیشه تولید نکنند.» بنابراین موضع مؤاخذه او این سخنش است که جز بدکار کفران‌پیشه تولید نکنند نه نفرینش بر آنان - از آن حیث که نفرین بود - پس از او نزد حضرت ابراهیم -علیه السلام- می‌آیند و همان درخواست را می‌کنند و ایشان هم همان مقولهٔ آنان را می‌گوید و یادِ سه دروغش می‌افتد، سپس نزد حضرت موسی -علیه السلام- و عیسی -علیه السلام- و یک یک رسولان آمده و آنچه را که به آدم - علیه السلام- گفتند به آنان می‌گویند و آنان هم همان پاسخی را که آدم - علیه السلام- داد به اینان می‌دهند. در آن هنگام نزد محمّد -صلی الله علیه و سلم- که سرور مردمان روز قیامت هستند آمده و آنچه را که به دیگر انبیا گفتند به ایشان عرض می‌کنند، آن‌حضرت - صلی الله علیه و سلم- می‌فرمایند: انجامش می‌دهم و آن «مقامِ محمود» است که خداوند به ایشان در روز قیامت وعده داده است. به آن مقام می‌آیند و به سجده افتاده و پروردگار را به سپاس و محامدی که خداوند در آن وقت آنها را به ایشان الهام می‌کند و پیش از این آنها را نمی‌دانسته‌اند، سپاس و حمد می‌نمایند، سپس از پروردگار درخواست شفاعت می‌کنند تا دروازهٔ شفاعت را به روی خلق باز کنند، لذا خداوند هم آن دروازه را گشاده و اجازهٔ شفاعت به فرشتگان و رسولان و انبیا و مؤمنان می‌دهد، بدین جهت است که سرور مردمان روز قیامت هستند، زیرا ایشان نزد خدا شفاعت می‌کنند که فرشتگان و رسولان شفاعت کنند.

حدیث عثمان بن عفان - رضی الله عنه- در صحیح مسلم بن حجاج (نیشابوری) است که رسول خدا -صلى الله علیه و سلم- فرمودند: «من مات و ه
حدیث عثمان بن عفان - رضی الله عنه- در صحیح مسلم بن حجاج (نیشابوری) است که رسول خدا -صلى الله علیه و سلم- فرمودند: «من مات و هو يعلمُ انّه لا اله الا الله دخل الجنة = هر کس مُرد و علم داشت به اینکه پروردگاری جز الله نیست، وارد بهشت می‌شود». آن‌حضرت - صلی الله علیه و سلم- فرمودند: «هر که علم داشت» نفرمودند: «هر که ایمان داشته باشد» و نفرمودند: «بگوید»، بلکه علم و دانستن را فرمودند. 📚 فتوحات مکّیه باب ۶۴: معرفت قیامت @IbnAarabi

کارِ دنیا خواب در خواب است! رسول خدا - صلّی الله علیه و سلم- فرمودند: «النّاسُ نیامٌ فإذا ماتوا انتبهوا = مردمان در خوابند و چون بمیرند، بیدار می‌شوند». بنابراین دنیا نسبت به برزخ، خوابیدن و خواب دیدن است، چون برزخ به «امرِ حقّ» نزدیک‌تر است، پس به بیداری نزدیک‌تر می‌باشد، و برزخ نسبت به روز قیامت، خواب و خواب‌دیدن است، این را نیک بدان! شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکّیه باب ۶۴: معرفت قیامت @IbnAarabi

[مقصود از زیارتِ مشایخ کبار باید که توجه به حق سبحانه بُوَد نه چیزِ دیگر] شیخ علاء الدین (عطار) قدّس سرّه می فرمودند: و از مزارات مشایخ کبار قدّس سرّه، زیارت کننده به همان مقدار فیض می‌تواند گرفتن که صفتِ آن بزرگ را شناخته است و به همان صفت توجه نموده و در آن صفت درآمده. اگرچه قربِ صوری را در زیارتِ مشاهدِ مقدّسه آثار بسیار است امّا در حقیقت توجه به ارواحِ مقدّسه، بُعدِ صوری مانع نیست. در حدیثِ نبوی صلی الله علیه و سلّم که -صلّوا علیَّ حیثما کنتم - بیان و برهانِ این سخن است. و مشاهد صورِ مثالیۀ اهلِ قبور کم اعتبار دارد، در جنبِ شناختن صفتِ ایشان دران توجه و دران زیارت. و به این همه خواجه بزرگ قدّس الله تعالی روحه می‌فرمودند: مجاورِ حق سبحانه بودن احقّ و اولی است از مجاور خلق عزّ و جلۀ و این بیت بر زبان مبارک بسیار گذشتی که: تو تا کی گورِ مردان را پرستی به گردِ کار مردان گرد رستی مقصود از زیارت مشاهد اکابران دین قدّس سرّه می باید که توجه به حق بود سبحانه و روح آن برگزیدۀ حق را وسیلۀ کمالِ توجّه به حق گردانیدن، چنانکه در حال تواضع با خلق باید که هر چند تواضع ظاهراً با خلق بود، به حقیقت با حق سبحانه باشد، زیرا که تواضع با خلق آنگاه پسندیده افتد که خاصّ مر خدای را باشد عزّ و جلّ به آن معنی که ایشان را مظاهرِ آثارِ قدرت و حکمت بیند و الاّ آن صنعت بود نه تواضع. 📚 رسالۀ قدسیّه حضرت خواجه محمد پارسا - قدس سره-

لو صحَّ مِنک الهَوَی أُرْشِدتَ لِلْحِیَل اگر در عشق صادق باشی، خود عشق گوید که چه کنی تا به معشوق برسی. 📘 فتوحات مکیّه، باب ۱۷۸ @IbnAarabi

مریم بنت محمد بن عبدون بن عبدالرحمن بجائی که زنی صالح و نیکوکار است برای من حکایت کرد و گفت: در خواب شخصی را که بیشتر در واقعاتم مشاهده‌اش می‌کردم و او را هیچ‌وقت در عالم حسّ ندیدم، به من گفت: تصمیم به سلوک و طریقت داری؟ گفتم: آری! تصمیم دارم که طی طریق کنم ولی نمی‌دانم با چه چیزهایی؟ گفت: به پنج چیز: توکل و یقین و صبر و عزیمت و صدق خوابش را برایم نقل کرد، به او گفتم: این روش صوفیه است. شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۵۳ @IbnAarabi

إبلیس والدّنیا و نفسي والهَویٰ کیفَ الخلاصُ و کُلّهم أعدائي؟ ابلیس و دنیا و نفسم و هوا و هوس رهایی (از آنها) چگونه است در حالی که همه‌ آنها دشمنانم هستند؟ 📚 فتوحات مکیه، باب ۵۳ @IbnAarabi

إنّي بُلیتُ بأربعَ یَرمینَني بالنَّبلِ من قوسٍ لَها تُوتیر إبلیس والدّنیا و نفسي والهَویٰ یا ربِّ! انتَ عَلی الخَلاصِ قدیرُ من دچار چهار کس می‌باشم که مرا از کمانی که پی در پی تیر می‌اندازد به تیرم می‌زنند آنها ابلیس و دنیا و نفسم و هوا و هوس است پروردگار تنها تو بر رهایی من (از آنها) توانایی