شعر بهـارنـارنـ🍃ـج
Open in Telegram
🍊🍃 بهارنارنج، باغیازشعر واحساس، اگربه دنیای واژهها وعطرشعرفارسیعلاقه دارید، بهجمع مابپیوندید 🧡 #حافظ #مولانا #محمود_درویش و... #شعر_عاشقانه #متن_ادبی #جملات_ناب لطفابدونانتقاد کانالخودتون روترکنکنید🍃 بامادرارتباطباشید @khosro_2535
Show more945
Subscribers
+124 hours
+107 days
+2130 days
Posts Archive
تو چه دانى
كه پس هر نگه سادهى من
چه جنونى...
چه نيازى...
چه غمىست؟
تا جنون فاصلهاى نيست
از اينجا كه منم...
#مهدی_اخوان_ثالث
.
" دلتنگے " ات را چه کار کنم .
دست به دست بدهم تا به کدام مادر
مُرده ای برسد .
بسوزانمش تا دود اش ، چشمِ کدام
بیچاره ای برود .
دفن اش کنم درخت شود میوه بدهد
تا کدام از راه جا مانده ای
از آن بخورد .
با دلتنگے ات چه کار کنم .
به رودخانه بریزم تا ماهیان آزاد را
روی آب ببینم ..
به دریا ، تا آمار نهنگ های به ساحل
آمده بیشتر شود .!
از کوه پرت ڪنم قل بخورد بزرگ تر شود تا
بر سر کدام خانه خرابی فرود آید .
چه کار کنم با دلتنگی ات ..
#پوریا_نبی_پور
🦋
تظاهر مے ڪنم خوبم
بدون بودنت اما
امان از
اشک هایِ نا به هنگام
سرازیم...
#علی_صاحبڪار
.
بغض گاهی شبیه نور است
وقتی میشکند،
رنگینکمان زیبایی میشود
غمگین نباش
از پنجرهای که رو به
دیوارها باز میشود
از دری که لولا ندارد
ابرها اگر نبارند،
به درد آسمان نمیخورند
این را،
از زلزله خیزترین شانههای
دنیا فهمیدهام
پس این بار که زمین خوردی
زخمهایت را قاب کن،
و گردن اتاق بیانداز
باران اگر زمین نخورَد،
هیچ درختی این
قدر زیبا نمیشود
#علیرضا_طالبی_پور
.
آفتاب را
به چشم هایت سنجاق کرده ای"
حالا
از سلام بلند لب هایت
عشق
در نفس های کشیده ی صبح
پیچ و تاب می خورد...!
نور در فواصل پلک هایت
جرقه می زند"
پاییز شبیه تر به انار
گل می کند ،
در شکوفه ی نورسته ی بهار !
زمستان سپید می پوشد"
تو در گرمسیری میوه های چهار فصل
هم می درخشی...!
دوست داشتنت "
زیباست !
آنقدر که دهان از طعم
بذر طلایی گندم
خوشه ی مهر ببافند!
نگاه تو در سلول هایم
منتشر شود !
آسمان بوی باران بگیرد !
روز
دست در دست نقره ای ابرها
روی قدم های خورشید
برقصد *
هوا از درز کوتاه پنجره آویزان شود،
شعر موازی نفس هایت
بر ترنم لب هایم
رنگ ها را در خطوط
لب هایت عبادت کند...!
#زینب_سادات_حسینی(ترنّم)
🌞
صبح میآیدکه
زندگےراتقسیم کند در شهر
ولبخند را تقدیم
کند بر لبها
ماهم تقسیم میکنیم
عشق ،لبخند و مهربانےرا،
بین دوستانمان.
سلام..
#صبحتون_بخیر
من یک ستاره را دزدیدم
امشب یک ستاره برایت دزدیدم،
هیچکس نمی داند! ماه لبخندم را دید...
او می داند که من این کار را برای عشق انجام دادم.
#فابریزیو_کارامانا
ب تو خواهد آموخت عشق
نگاه را
بوسیدن را
آغوش را
بی پایانی دلتنگی را
آنگاه ک عاشق شوی...
#بهرام__دلداده
ای #عشق،
ای معشوق آشنای همه عاشقانهها ،
هر کس زبان حال خودش را
ترانه گفت:
گل با شکوفه ،
شبنم به شرم ،
و #صبح به لبخند
و دريا به موج
و موج به ريگ کرانهها...
يک لحظه از نگاه #تو کافی است
تا دلم سودا کند
دمی به همه جاودانهها ....
#قیصر_امین_پور
دلواپسم
که بر لبت امروز نام کیست؟
گوشَت به نغمەی که
و چشمت به جام کیست؟
تصویر شاهبیت درخشان چشم تو
ای عشق!
مطلع غزل ناتمام کیست...
گودال آب وعکس تو ای ماه! ای دریغ!
زیبایی حلال تو امشب حرام کیست
من بوی گلشنیدهام از باد هرزهگرد
جز منشمیم پیرهنت درمشام کیست
من آه،من ملال، منافسوس، من دریغ
ازدیگران بپرس که دنیا به کام کیست
#فاضل_نظری
نشستم ببینم ڪی ام پیش تو
منی ڪه زمین و زمانم تویی
بگی تا ڪجای جهان با منی
منی ڪه تمام جهانم تویی
#روزبه_بمانی
تو عاشق نبودی
🎙 #علی_ساعدی
🎶 با هم بشنویم
دلتنگم و دلتـنگ نبودی که بـدانی چه کِشیـدم...
عاشق نشدی، لَنگ نبودی که بدانی چه کشیدم ...
#سیدتقی_سیدی
یکی عشق را زندگی می داند
دیگری آن را دروغ پندارد
هر دو بر حقند ؛
آن یک،
جانِ خویش را باز یافته
و دیگری از کف داده است.....
#محمود_درويش
.
ﻫﻤﻪ
ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﻋﺸﻖ
ﭘﻨﺎﻫﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﭘﺮﻭﺍﺯﯼ ﻧﻪ
ﮔﺮﯾﺰﮔﺎﻫﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﺁﯼ ﻋﺸﻖ ! ﺁﯼ ﻋﺸﻖ !
ﭼﻬﺮﻩ ﺁﺑﯽ ﺍﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﺧﻨﮑﺎﯼ ﻣﺮﺣﻤﯽ
ﺑﺮ ﺷﻌﻠﻪ ﯼ ﺯﺧﻤﯽ
ﻧﻪ ﺷﻮﺭ ﺷﻌﻠﻪ
ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺩﺭﻭﻥ
ﺁﯼ ﻋﺸﻖ ! ﺁﯼ ﻋﺸﻖ !
ﭼﻬﺮﻩ ﺳﺮﺥ ﺍﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ
ﻏﺒﺎﺭ ﺗﯿﺮﻩ ﯼ ﺗﺴﮑﯿﻨﯽ
ﺑﺮ ﺣﻀﻮﺭ ﻭﻫﻦ
ﺩﻧﺞ ﺭﻫﺎﯾﯽ
ﺑﺮ ﮔﺮﯾﺰ ﺣﻀﻮﺭ
ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺁﺑﯽ
ﻭ ﺳﺒﺰﻩ ﺑﺮﮔﭽﻪ ﺑﺮ ﺍﺭﻏﻮﺍﻥ
ﺁﯼ ﻋﺸﻖ ! ﺁﯼ ﻋﺸﻖ !
ﺭﻧﮓ ﺁﺷﻨﺎﯾﺖ
ﭘﯿﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ !
#ﺍﺣﻤﺪ_ﺷﺎﻣﻠﻮ
💕
گله" میڪرد قلم
هـر چـہ تــو،گفتـی،درد اسـٺ
گفتمش
من چـہ ڪنم؟؟
دار و ،نـدارم، ایــــنسٺ
#راحم_تبریزی
.
رازی ست
مثلِ ماجرای قِدیسی مست
در آغوشِ زنی مرموز
مخفی در یک نقشِ عتیق
بر انحنای سقفِ کلیسایی متروک
پابرجا هنوز
ِاز پسِ قرن های بسیار
نوزایی های بسیار
اما هست هنوز
رازی
همچون حالِ ژکوند
در گرگ و میشِ اشک و لبخند
پنهان در انگشت های نقاشِ پیر
که روزی کشف می شود حتما
رازی ست دوست داشتنِ تو
که فاش خواهد شد روزی
روزی که دیگر همه می دانند
چرا این مرد
این ماهیِ آزادِ رودهای مخالف سرا
دل باخت به عقابانه های عشق
روزی
که همه می دانند
من
که دردِ زایشِ شکوفه را
بر شاخه های بهار
شادمانه جار می زده ام
چگونه دل بستم به پاییز
و بر درختی خشک خانه کردم
رازی ست دوست داشتن ات
که روزی فاش می شود
نه از میانِ واژه های مستِ شعرِ من
که پیشِ چشمِ دنیا
یک عمر در آغوشِ عشقِ تو
ترانه خوانده اند
نه از میانِ اشک ها و لبخندهای بی هوای من
که هیچوقت
هیچ کسی دلیلش را نفهمید
رازی ست دوست داشتنِ تو
که روزی
تو
خودِ تو
به اقراری زیبا فاش خواهی کرد.
#پوریا_اشتری
