en
Feedback
L🔗

L🔗

Open in Telegram

📌مسئولیت متن پست ها بعهده نویسنده می‌باشد 📌اشتراک گذاری به معنای موافقت با محتوای آن نیست

Show more
1 319
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+3
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+45
in 2 channels
Get PRO
January '26
+6
in 2 channels
Get PRO
December '25
+16
in 2 channels
Get PRO
November '25
+22
in 3 channels
Get PRO
October '25
+10
in 3 channels
Get PRO
September '25
+9
in 1 channels
Get PRO
August '25
+23
in 5 channels
Get PRO
July '25
+32
in 1 channels
Get PRO
June '25
+24
in 4 channels
Get PRO
May '25
+19
in 4 channels
Get PRO
April '25
+40
in 3 channels
Get PRO
March '25
+38
in 3 channels
Get PRO
February '25
+28
in 2 channels
Get PRO
January '25
+48
in 2 channels
Get PRO
December '24
+86
in 8 channels
Get PRO
November '24
+68
in 6 channels
Get PRO
October '24
+55
in 4 channels
Get PRO
September '24
+55
in 6 channels
Get PRO
August '24
+62
in 5 channels
Get PRO
July '24
+64
in 6 channels
Get PRO
June '24
+69
in 5 channels
Get PRO
May '24
+40
in 4 channels
Get PRO
April '24
+54
in 6 channels
Get PRO
March '24
+62
in 5 channels
Get PRO
February '24
+62
in 6 channels
Get PRO
January '24
+71
in 5 channels
Get PRO
December '23
+76
in 3 channels
Get PRO
November '23
+68
in 6 channels
Get PRO
October '23
+62
in 7 channels
Get PRO
September '23
+79
in 0 channels
Get PRO
August '23
+87
in 0 channels
Get PRO
July '23
+77
in 0 channels
Get PRO
June '23
+88
in 0 channels
Get PRO
May '23
+64
in 0 channels
Get PRO
April '23
+66
in 0 channels
Get PRO
March '23
+75
in 0 channels
Get PRO
February '23
+60
in 0 channels
Get PRO
January '23
+107
in 0 channels
Get PRO
December '22
+82
in 0 channels
Get PRO
November '22
+52
in 0 channels
Get PRO
October '22
+24
in 0 channels
Get PRO
September '22
+1
in 0 channels
Get PRO
August '22
+1
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '22
+3
in 0 channels
Get PRO
May '22
+9
in 0 channels
Get PRO
April '22
+12
in 0 channels
Get PRO
March '22
+33
in 0 channels
Get PRO
February '22
+18
in 0 channels
Get PRO
January '22
+6
in 0 channels
Get PRO
December '21
+9
in 0 channels
Get PRO
November '21
+5
in 0 channels
Get PRO
October '21
+9
in 0 channels
Get PRO
September '21
+14
in 0 channels
Get PRO
August '21
+4
in 0 channels
Get PRO
July '21
+22
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+215
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 May0
27 May+1
26 May0
25 May0
24 May0
23 May0
22 May0
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May+1
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May+1
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
🔺ایران و سفر ترامپ به چین! مسائل کلان را باید با نگاهی کلان دید و تحلیل کرد؛ تهران را باید از فراز توچال دید، نه از درون یک محله یا بالکن خانه. منازعه کنونی ایران و ایالات متحده نیز از همین زاویه کلان بهتر قابل فهم است. تقابل تاریخی تهران با آمریکا و اسرائیل، پس از نزدیک به پنج دهه به نقطه جوش خود رسیده که مستعد انفجار و تغییر معادلات است. حتی اگر تحلیل را صرفا در همین چارچوب دوجانبه محدود کنیم، باز هم روشن است که محاسبات و ملاحظاتی فراتر از میز مذاکره و پرونده‌های آن در جریان است. با این حال، اگر در سطحی کلان‌تر از این هم بنگریم می‌توان گفت که بسیاری از تحولات جاری در جهان و منطقه با رقابت فراراهبردی آمریکا و چین پیوند دارد. دونالد ترامپ قرار است در آخر ماه مارس و اول آوریل در اوج یک رقابت نفس‌گیر ژئوپلیتیکی به پکن سفر کند. بدیهی است که او پیش از این سفر، به‌دنبال چیدن اهرم‌ها و برگ‌های فشار خود است تا با دستِ پُر و از موضع قدرت زمین جدیدی را برای بازی تعریف و چین را وادار به مذاکره در آن زمین کند. در همین چارچوب، حدود دو ماه گذشته نفت ونزوئلا را که از منابع تأمین انرژی چین است، تصاحب کرد. اکنون نیز احتمالا واشنگتن در تلاش باشد تا در فرصت باقی‌مانده قبل از سفر ترامپ، در صورت امکان صادرات نفت ایران به چین را هدف قرار دهد؛ صادراتی که حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد نیاز نفتی پکن را تأمین می‌کند. در چنین سناریویی در کنار دیگر عوامل دو جانبه میان آمریکا و اسرائیل با تهران، حمله نظامی بیشتر ارجحیت پیدا می‌کند و هدف ایجاد برگردان ژئوپلیتیک آن در چین نیز در نظر است. از این رو، چنین برگردانی در چین چه بسا بطلبد که هر گونه حمله احتمالی محدود نباشد. البته منظور عدم محدودیت زمانی نیست؛ چون آمریکا دستکم از منطر خود تلاش دارد که هر گونه حمله احتمالی از یک بازه زمانی کوتاهی فراتر نرود، اما از حیث ماهیت اهداف و شدت و حدت بعید است به یک ضربه محدود اکتفا کند. در کل می‌توان گفت که ترامپ فراتر از نفت ایران به کل انرژی منطقه و کنترل شاهراه‌های حیاتی انتقال آن در خلیج فارس و خاورمیانه نظر دارد. از این منظر، احتمال اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا در آینده نزدیک جدی به نظر می‌رسد تا پس از آن، ترامپ زمان کافی پیش از سفر به چین برای مدیریت اوضاع و مهار جنگ داشته باشد و بر اساس تصور خود واقعیتی جدید در منطقه بسازد که محاسبات پکن را تحت الشعاع آن قرار دهد. حتی اگر به دلایلی هم سفر ترامپ به چین انجام نشود، اما هدف کلان پیشگفته و اقدامات احتمالی آمریکا در راستای آن به قوت خود باقی است. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari

2
🔹جناب آقای محسنی‌اژه‌ای! اجازه هست؟ 🔸رئیس محترم قوه قضائیه در جریان سفر اخیر خود به استان البرز، نکاتی را در باره ناآرامی ها در فضای دانشگاهها بیان کرده است. 🔸آقای محسنی اژه ای گفته‌است: - چنانچه جرمی در محیط دانشگاه به وقوع پیوسته، مسئولان مربوطه، موارد را برای اقدام مقتضی اعلام نمایند، در غیر این صورت شخصاً ورود خواهیم کرد و طبیعتاً هزینه آن بالاتر خواهد رفت. - طی روزهای اخیر در معدودی از دانشگاه‌های کشور شعارهایی از زبان برخی افراد خارج شد و رفتارهایی از سوی آنها سر زد، که به هیچ وجه در شأن محیط دانشگاه نبود؛ اینکه پرچم آتش زده شود یا شعارهایی با الفاظ خاص سر داده شود، زیبنده محیط دانشگاه نیست. - از مدت‌ها پیش به وزرای مربوطه یعنی وزرای «علوم» و «بهداشت» تاکید کرده بودیم که خودشان این قبیل مسائل مرتبط با دانشگاه‌ها را ساماندهی و کنترل کنند - تمایل ما آن است که مسئولان مربوطه در دانشگاه‌ها، خودشان ورود داشته باشند و با اتخاذ جهات پیشگیرانه، نسبت به تثبیت سلامت و صلابت هرچه بیشتر محیط دانشگاه‌ها اقدام کنند. 🔸البته ابراز قاطعیت از سوی قوه قضاییه و شخص رئیس آن امری ممدوح و قابل انتظار است اما با اجازه جناب آقای اژه‌ای عرض می کنم در این مورد، معنای قاطعیت در عطوفت بروز می یابد. بعلاوه برخوردهای انتظامی و قضایی با اقشار دانشگاهی در طول 3-4دهه گذشته اصلا خاطره خوشی به یادگار نگذاشته است. 🔸آقای اژه ای گفته است مسئولان وزارت علوم باید خودشان در در این زمینه ها ورود کنند. تا اینجای سخن، کاملا درست و منطقی است اما آنجا که لحن ایشان به تهدید تغییر می کند، جسارتا نتیجه عکس می دهد. رئیس محترم قوه قضاییه تاکید دارد شعارهای خاص و آتش زدن پرچم در معدودی از دانشگاهها مشاهده شده؛ با این حال نحوه بیان ایشان بزرگتر از حجم تخلف است. 🔸دانشجویانی که این روزها در دانشگاهها تجمع کرده، شعار داده و خلاف نزاکت عمل کرده اند، جوانانی غالبا بین 19تا25سال هستند و همین امر،تاسف و تعجب از رفتار آنها را بیشتر می کند. 🔸بپذیریم یا نپذیریم، این ناترازی اخلاقی و سیاسی که از این قشر مشاهده می شود محصول حکمرانی منظومه سیاسی،اقتصادی،فرهنگی، اجتماعی کشور است و نارساییهای جامعه را دانشجویان هم لمس کرده اند. اگر برای دیگر تجمع کنندگان خیابانی، توضیح بسیاری از مسائل سخت است برای دانشجویانی که نخبگی شان از سطح متوسط جامعه بالاتراست و معمولا از درک بالایی برخوردارند، با زبان منطق و استدلال( و نه تهدید) نباید چندان سخت باشد. اگر هم سخت است نه بخاطر ضعف درک آنها که به خاطر شرایط سنی و عاطفی و احساسی شان است. این ویژگی ها اقتضاء می کند که با آنان باب مفاهمه و گفتگوی مستدل و مهربانانه را باز کرد. بعلاوه عبور کریمانه از کنار اکثر رفتارهای دانشجویان {طبق تجربه های موفق پیشین) قصه را خودبخود به پایان می برد. 🔸دوران دانشجویی چندسال کوتاه است و دانشجویان امروز، بدنه کارشناسی و مدیریتی فردا را تشکیل می دهند. اگر در دوران دانشجویی با سرخوردگی و خشونت روبرو شوند، آینده ای ناخوشایند در انتظار آینده کشور خواهد بود. بعلاوه هرگونه تصمیم تند، چه بسا دانشجویان بیطرف را نیز تحریک کند. حتی شعارهای تند و رفتارهایی مانند آتش زدن پرچم که بسیار تلخ است نمی تواند مجوز اتخاذ تصمیماتی باشد که نتایج تلخ تر بدنبال دارد. تجربه نشان داده که شعارهای تند و رفتارهای تلخ دانشجویان به سرعت رنگ می‌بازد، اما تلخی تصمیمات و اقدامات مسئولان، در ذائقه تاریخ دانشجویی ماندگار می‌شود. 🔸بیش و پیش از هر برخورد قاطع لازم است مسائل برای دانشجویان تبیین و برای سوالهای آنان، پاسخ یافته شود. همچنین در برابر تندروی های آنها تا حدممکن با تساهل و تسامح برخورد گردد. بسیاری از اعتراض آنها همان اعتراضانی است که سایر اقشار نیز مطرح کرده اند با این تفاوت که در دانشگاهها خواسته ی اول، مطالبات اقتصادی نیست. 🔸دوره مدیریت آقای اژه‌ای در مقایسه با همه مدیران 40سال گذشته، کارنامه درخشانتری دارد و روند اصلاحات در قوه قضاییه ، جامعه را به آینده خوش بین تر کرده است.از جمله تدبیری که در وقایع 1401 به گار گرفته شد و منجر به عفو گسترده درآن مقطع گردید به نفع امنیت کشور تمام شد. امید که آن روند کلی با برخوردها و اظهارنظرهای مقطعی مورد داوری منفی قرار نگیرد. @mohajerimohamad
454
3
🔴درباره سفر وزیرخارجه عمان به واشنگتن ✍مصطفی نجفی، مشاور محسن‌رضایی 🔹‏سفر فوری بدر البوسعیدی به واشنگتن بلافاصله پس از دور سوم مذاکرات ژنو، رخدادی کم‌سابقه در کارنامه میانجی‌گری‌های عمان است و به خودیِ خود اهمیت و حساسیت بالای این سفر را نشان می‌دهد. 🔹دیدار اولیه با جی‌دی ونس نشان می‌دهد عمان می‌خواهد پیام مذاکرات را مستقیم و بدون اتکا به گزارش ویتکاف-کوشنر به سطح بالای سیاسی منتقل کند. 🔹همچنین احتمالا گره یا اختلاف جدی در مذاکرات وجود دارد؛ وقتی میانجی به واشنگتن می‌رود، احتمالا یعنی تصمیم نهایی فراتر از تیم مذاکره‌کننده است و نیاز به جمع‌بندی در سطح کاخ سفید دارد. 🔹از سوی دیگر، زمان‌بندی فشرده می‌تواند نشانه نزدیک بودن یک تصمیم مهم باشد؛ عمان ممکن است بخواهد روی نحوه جمع‌بندی برای جنگ یا شروط نهایی برای مذاکره اثر بگذارد. به ویژه وقتی پای ضرب الاجل در میان باشد. شاید برای خرید زمان بیشتر! 🔹این سفر نشانه ورود به مرحله تصمیم‌گیری سیاسی نهایی در کاخ سفید است؛ ادامه مسیر دیپلماسی یا رویارویی! #دیدار_نیوز didarnews.ir @didarnews1| @didarnewsir
383
4
ترامپ‌ در تهران ​ راه فوری برای جلوگیری از بمباران گسترده ایران و پیشگیری از تکوین یک جنگ ویرانگر منطقه‌ای و دستیابی به صلحی پایدار، برداشتن گامی فراتر از معادلات مرسوم دیپلماتیک است: دعوت رسمی از دونالد ترامپ برای دیدار در تهران طی هفته آینده. ​می‌دانم که بسیاری به این پیشنهاد می‌خندند؛ ولی این همان قهقهه‌ای است که می‌تواند آغازی بر هق‌هق‌های متعاقب و پشیمانی‌های بی‌حاصل پس از شروع درگیری باشد. در جهان رئال‌پولیتیک، زمانی که عقربه‌های ساعت به سمت انفجار حرکت می‌کنند، تشریفات و پروتکل‌های دیپلماتیک پشیزی نمی‌ارزد. آنچه سرنوشت را تغییر می‌دهد، شجاعت در پذیرش واقعیت و انجام یک قمار بزرگ است. ​استدلال استراتژیک این پیشنهاد بر سه محور استوار است: ​نخست؛ تغییر زمین بازی با این دعوت، تهران از موضع تدافعی خارج شده و ابتکار عمل را به دست می‌گیرد. این اقدام، ماشین جنگی مشترک واشینگتن- تل‌آویو را در وضعیتی از ابهام قرار داده و اجماع برای حمله را دست‌کم در کوتاه‌مدت فرو می‌پاشاند. هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا، درست در لحظه‌ای که دعوت‌نامه‌ای برای یک توافق تاریخی روی میزش است، فرمان آتش صادر نخواهد کرد. ​دوم؛ بهره‌برداری از کیش شخصیت ترامپ او تاجری است که در پی ثبت بزرگ‌ترین معامله قرن به نام خود است. حضور او در تهران، به او اعتباری جهانی می‌بخشد که هیچ جنگی قادر به تامین آن نیست. این دعوت، میل او به خودنمایی و پیروزی‌های نمایشی را در خدمت امنیت ملی ایران قرار می‌دهد. ​سوم؛ جابجایی توازن قوا در منطقه خاورمیانه در آستانه بازآرایی است. دعوت از ترامپ، نه تنها سایه جنگ را دور می‌کند، بلکه تمامی معادلات منطقه‌ای از جمله پیمان ابراهیم و ائتلاف‌های ضدایرانی را در بهت فرو می‌برد. این حرکت، ایران را از یک هدف نظامی به یک طرف گفتگوی ناگزیر تبدیل می‌کند. ​در نهایت، باید دانست که بقای استراتژیک هزینه دارد. دعوت از رقیب به خانه، تلخ است ولی بسیار گواراتر از تماشای ویرانی زیرساخت‌هایی است که دهه‌ها برای ساختنشان زمان صرف شده است. تاریخ را کسانی می‌سازند که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، به جای پناه گرفتن در سنگر کلیشه‌ها، به قلب حادثه می‌زنند. ​​می‌دانم که کانون‌های تصمیم‌گیر بر منطقِ بقای نهفته در این پیشنهاد به خوبی آگاهند؛ ولی به این واقعیت تلخ نیز آگاهم که نفوذ «کلوپ گروگان پوتین» و غلبه اندیشه‌های ماورایی، سدی صلب در برابر این تصمیم ملی ساخته است. تراژدی بزرگ آنجاست که ذهنیت‌های معطوف به تقابل، سوختن در شعله‌های جنگ را بر واقع‌گرایی نجات‌بخش ترجیح دهند؛ غافل از آنکه در شطرنج قدرت، آرمان‌گرایی صلب در برابر استراتژی، حاصلی جز مات شدن و سپردن ملک و ملت به دست طوفان نخواهد داشت. یدالله_کریمی_پور .
525
5
🔺پایان راند سوم و مدل ژوئن! مذاکرات امروز میان ایران و آمریکا در ژنو به پایان رسید و بنا به اعلام وزیر خارجه عمان، قرار است گفت‌وگوهای فنی هفته آینده در وین برگزار شود. البوسعیدی در عین حال تأکید کرد که مذاکرات امروز با «پیشرفت قابل توجهی» پایان یافته است. وزیر خارجه ایران نیز از «پیشرفت بسیار خوب» سخن گفت و بیان داشت که توافق کرده‌اند که دور چهارم مذاکرات به زودی برگزار شود. در این میان، رسانه‌های مختلف گزارش‌های ضد و نقیضی از فضای مذاکرات منتشر کردند؛ اما در مجموع به نظر می‌رسد که همچنان شکاف قابل توجهی میان دو طرف وجود دارد. با وجود احتمال نزدیک شدن دیدگاه‌ها در برخی موضوعات و طرح ایده‌های جدید، در چند گره‌ اصلی مذاکراتی هنوز به راه‌حلی نزدیک نشده‌اند و اختلافات پابرجاست. از این منظر، عدم دستیابی به یک توافق اولیه یا چارچوب کلی در این دورِ حساس، نشانه مثبتی تلقی نمی‌شود؛ هر چند توافق برای برگزاری مذاکرات فنی تا حدودی می‌تواند امری مثبت باشد. با این حال، باید منتظر جمع‌بندی طرف آمریکایی ماند. مذاکره‌کنندگان ایالات متحده گزارش مذاکرات امروز و ارزیابی خود را به دونالد ترامپ ارائه خواهند کرد و باید دید تصمیم نهایی او چه خواهد بود؛ اینکه آیا «پیشرفت قابل توجه» مورد اشاره البوسعیدی مورد رضایت رئیس جمهور آمریکا قرار می‌گیرد که اجازه تداوم مذاکرات را بدهد یا اتفاق دیگری خواهد افتاد. اما اگر تجربه مذاکرات منتهی به جنگ ۱۲روزه را مدنظر قرار دهیم، تکرار آن مدل را نباید دور از انتظار دانست؛ زمانی که پس از حرف و حدیث‌ها از فضای مثبت و پیشرفت گفت‌وگوها و حتی تعیین زمان دور ششم مذاکرات، حدود دو روز پیش از برگزاری دور جدید، جنگ آغاز شد. بنابراین ارزیابی مثبت درباره نتایج مذاکرات امروز و توافق برای ادامه مذاکرات فعلا لزوما تضمینی برای حصول نتیجه و توافق نهایی در دور چهارم یا دورهای بعدی نیست. این بار نیز با توجه به تکمیل آرایش جنگی آمریکا در منطقه، تکرار سناریوی جنگ 12 روزه محتمل است. در هر صورت، باید منتظر تحولات ساعات و روزهای آینده ماند که می‌تواند تصویری روشن‌‍تر از مسیر پیش‌رو و چشم‌انداز تحولات بعدی ارائه دهد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
404
6
🔵بازارها چشم‌انتظار توافق؛ از ریزش ظهرگاهی تا جهش شامگاهی 🔵بازارهای مالی ایران و جهان در روز پنجشنبه هفتم اسفند چشم به دور سوم مذاکرات دوختند و با مخابره هر خبر از آن به نوسان پرداختند. دور سوم مذاکرات در ژنو به میزبانی عمان در حالی شروع شد که بازار طلا و ارز با نوسان افزایشی به استقبال آن رفته بودند. 🔵بازار ارز و سکه در روز چهارشنبه ششم اسفند ماه 1404 یعنی یک روز قبل از دور سوم مذاکرات صعودی دنبال شدند و به سقف‌های قیمتی رسیدند؛ قیمت دلار به بالای 165 هزار تومان برگشت، قیمت سکه تا 205 میلیون بالا رفت و قیمت هر مثقال طلای آبشده در کانال 88 میلیون قدم برداشت. 🔵به عقیده تحلیلگران این نوسان بازار یک روز قبل از دور سوم مذاکرات معنای احتیاط بود که با نوسان بازار در دورهای قبلی مذاکرات متفاوت بود. در مذاکرات قبلی بازارها با کاهش به استقبال مذاکرات می‌رفتند و محتاط بودند اما این بار احتیاط همراه با افزایش بود که معنای پوشش ریسک داشت. 🔵نوسان بازارها در روز دور سوم مذاکرات چگونه بود؟ 🔵دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو دو نیمه متفاوت داشت و در این دو نیمه نوسان بازارها نیز متفاوت بود. در ابتدا و در نیمه اول مذاکرات بر اساس اخباری که به بازارها مخابره شد حاکی از ابتکار ایران در پروند هسته‌ای بود که توانست روند نزول را در بازار حاکم کند. در حوالی ساعت 14 روز پنجشنبه قیمت دلار با کاهش کانال 165 هزار تومان را از دست داد و قیمت سکه به کف 200 میلیون رسید. همچنین قیمت تتر که امروز را در 166 هزار تومان شروع کرده بود تا آن ساعت نزولی دنبال شد و به میانه کانال 164 هزار تومان افتاد. 🔵اما نوسان قیمت‌ها فقط مختص بازار داخل نبود و قیمت نفت و قیمت انس طلای جهانی نیز تحت تاثیر این تحولات قرار گرفتند. قیمت نفت برنت در نیمه اول مذاکرات از 71 دلار عقب نشست و تا 69 دلار ریزش داشت همچنین قیمت انس طلای جهانی که روز را در حوالی 5200 دلار آغاز کرده بود با کاهش 50 دلاری تا میانه 5100 دلار افت داشت. 🔵بازارها اما در نیمه دوم و در شامگاه پنجشنبه رفتار متفاوتی از خود نشان دادند. بنا به گزارش وال‌استریت‌ژورنال شرایط آمریکا برای توافق سختگیرانه شده و همین خبر کافی بود تا دوباره شاهد نوسان افزایشی در بازارها باشیم. 🔵بعد از مخابره این خبر قیمت‌ها برگشت خوردند؛ قیمت دلار دوباره در کانال 165 هزار تومان قدم برداشت، قیمت تتر تا میانه کانال 166 هزار تومان بالا رفت. در بازار جهانی اما برگشت قیمت نفت بیش از همه دارایی‌ها مورد توجه بود. قیمت نفت برنت که امروز تا 69 دلار کاهش داشت پس از این خبر با افزایش تا 72 دلار بالا رفت. قیمت انس طلای جهانی نیز از میانه 5100 دلار با افزایش به 5180 دلار رسید. رفتاری که نشان می‌داد بازارها به شدت در حال رصد آخرین تحولات هستند. 🔵به عقیده تحلیلگران، قیمت‌ها با احتیاط همراه با افزایش به نیمه دوم دور سوم مذاکرات نظر داشتند و بازار منتظر خروجی نهایی از این مذاکرات می‌ماند. از منظر آن‌ها قیمت نفت می‌تواند منعکس کننده سرراستی از نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا باشد؛ اگر خروجی نشست مثبت باشد قیمت نفت می‌تواند دوباره 70 دلار را از دست بدهد اما در صورت خروجی منفی نرخ نفت در بالای 72 دلار تثبیت خواهد شد. 📺 @ecoiran_webtv
348
7
🔵🔴سخنرانی کنگره و موضوع ایران روسای جمهور آمریکا همگی سخنرانی سالانه در جلسه کنگره دارند تا از دستاوردهای خود طی یکسال گذشته دفاع نموده و کنگره و مردم را از آن آگاه سازند. این نکات از موضوع اقتصاد بعنوان اولویت اول مردم آمریکا تا موضوع مهاجرت و آموزش و درمان و مباحث امنیتی را در برمیگیرد. در میان سخنرانی اشاراتی کوتاه هم به دستاوردها و چالش های مربوط به سیاست خارجی آمریکا می شود. سخنرانی امسال رییس جمهور آمریکا در کنگره، کمی بیش از #دوساعت طول کشید سخنرانی که میتوان آن را طولانی ترین سخنرانی یک رییس جمهور در کنگره دانست. اگر سخنرانی جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۲ با محور شرارت خواندن سه کشور ایران و کره شمالی و عراق در بخش سیاست خارجی، بازتاب مهمی یافت در سخنرانی ترامپ، زمان چندانی به سیاست خارجی اختصاص داده نشد. در فضای پسا یازده سپتامبر جامعه و سیاسیون آمریکا در هر دو حزب بسیار یکپارچه بودند و امنیت ملی آمریکا و موضوع مبارزه با تروریسم اولویت بالایی برای آنها یافته بود، برای همین بود که  سخنرانی جورج دبلیو بوش، حدود ۷۵ بار در کنگره مورد تشویق قرار گرفت، اما در طولانی ترین سخنرانی رییس جمهوری از آمریکا دوقطبی حزبی حتی در تشویق ها هم کاملا خود را نشان می داد. با وجود برخی اختلافات حزبی در حوزه سیاست داخلی سخنان ترامپ در مورد ایران که تنها چهار دقیقه از سخنان طولانی اش را شامل شد، تشویق دو حزبی کنگره را در برداشت و این نکته ای است که باید به آن توجه جدی داشت. ترامپ باردیگر از راهکار دیپلماسی در مورد برنامه هسته ای ایران سخن گفت اما به این موضوع هم اشاره کرد که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای در صورت شکست مذاکرات، حاضر است از گزینه نظامی نیز استفاده کند. او از خطر برنامه موشکی ایران هم سخن گفت و سعی کرد توجه ها را به فراتر از خطر برنامه هسته ای ج.ا.ایران ببرد و اعلام کرد که بی توجهی به موشک های ایران ممکن است روزی سبب شود ج.ا. ایران بتواند موشک هایی با برد بالا  داشته باشد که بتواند حتی آمریکا را نیز مورد هدف قرار دهد. در نهایت باید یادآورساخت که در ساخت سیاسی آمریکا نوعی اجماع در مورد عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای وجود دارد و در صورت شکست دیپلماسی، ترامپ می تواند گزینه جنگ را بدون چالش جدی از لحاظ قانونی مورد استفاده قرار دهد چراکه پشتیبانی نسبی دوحزبی در این مورد وجود دارد. ✍اکبرمختاری T.me/bestdiplomacy
332
8
🔺علت سکوت؟! امروز دور سوم مذاکرات ژنو برگزار می‌شود و صدای جنگ هم بلند است؛ اما در این میان بر خلاف دو دور پیشین -به ویژه دور نخست- شاهد تحرکات دیپلماتیک فشرده منطقه‌ای نیستیم. به خصوص آن که پیش از دور اول مذاکرات شاهد چنین تحرکاتی در سطح رهبران منطقه از اردوغان تا امیر قطر و سیسی و ... بودیم، اما طی روزهای گذشته رایزنی‌های دیپلماتیک غالبا از سوی ایران بوده است. ترکیه که قبل از دور اول خیلی فعال بود هم در رایزنی با آمریکا هم ایران اما دیگر فعالیت چندانی ندارد. البته این مساله می‌تواند یک دلیل خاص درباره میزبانی مذاکرات داشته باشد، ولی تنها این عامل مطرح نیست. البته وزیر خارجه مصر طبق معمول ماه‌های اخیر رایزنی‌هایی با طرف‌های مختلف داشته است. از این رو، به نوعی می‌توان گفت که در ده روز اخیر و به ویژه میان دو دور دوم و سوم یک نوع سکوت دیپلماتیک در سطح تحرکات کلان تقریبا مشهود است. کاهش جدی این تحرکات، تماس‌ها و رفت‌وآمدها می‌تواند دو دلیل داشته باشد؛ نخست این که رهبران منطقه به نوعی مطمئن شده‌اند که آمریکا تصمیم قطعی خود را برای حمله گرفته و دیگر وارد مسیری بی‌بازگشت شده است که تحرکات آن‌ها نمی‌تواند مانع ترامپ شود. اما دلیل دوم این که این کشورها شاید به شکلی یا باخبر شده‌اند و یا به این نتیجه رسیده‌اند که امکان دستیابی دو طرف ایرانی و آمریکایی به یک توافق وجود دارد و همین خود ممکن است تا حدود زیادی از نگرانی آن‌ها کاسته باشد. واقعیت این است که فعلا «کاملا» روشن نیست که کدام دلیل در پس این کاهش تکاپوی دیپلماتیک کلان نهفته است. البته در ظاهر امر شواهد و قراین موید دلیل نخست است؛ اما در عین حال نمی‌توان دلیل دوم را هم کاملا منتفی دانست. به هر حال، ما بر اساس شواهد و قراینی عینی و ظاهری از شکاف عمیق در مواضع و مطالبات دو طرف گرفه تا آرایش جنگی قضاوت می‌کنیم؛ اما از این که آیا واقعا در پشت پرده سیاست نیز تحرکات پنهانی هم برای نزدیک کردن مواضع دور در جریان هست یا نه، اطلاعی دقیق در دست نیست. البته شواهد ظاهری معتبری هم دال بر آن وجود ندارد. در کل در روزها وهفته‌های آینده دلیل این مساله روشن می‌شود. چنان که در یادداشت‌های قبلی هم گفته شد، فعلا وقوع درگیری در هر سطحی بر منطق مذاکره و دیپلماتیک می‌چربد و خطابه بامداد دیروز ترامپ نیز لحنی تند و پیشاجنگی داشت؛ اما با این حال باید دید که آیا بسته پیشنهادی که ایران امروز در مذاکرات ژنو بر روی میز قرار می‌دهد، چنان است که لااقل در پرونده هسته‌ای برای طرف آمریکایی چنان جذاب و چشمگیر باشد که فعلا از خیر اقدام نظامی بگذرد و شانس توافق افزایش یابد یا خیر. به هر حال، وضعیت کنونی به نوعی برای دونالد ترامپ جنبه حیثیتی و هویتی پیدا کرده و سخت است بدون دستاوردی راهبردی کنار بیاید و ناوهایش را برگرداند. البته این مساله در بستری خوشبینانه است که آمریکا واقعا پذیرفته باشد که مذاکرات صرفا در پرونده هسته‌ای باشد تا توافقی در این باره صورت گیرد و در غیر این صورت این احتمال جدی نیز مطرح است که صرف نظر از ماهیت بسته پیشنهادی ایران در حوزه هسته‌‎ای، کلا آمریکا به دلایل غیر هسته‌ای هم تمایلی به توافق در این زمینه خاص نداشته باشد و مذاکرات بی‌نتیجه بماند و اساسا به خود مذاکرات به عنوان بخشی از پازل جنگ بنگرد. حالا اگر هم فرضا ایران امتیازاتی به ترامپ در برنامه هسته‌ای بدهد که محملی برای توافقی اولیه و چارچوبی در پرونده هسته‌ای و به تبع آن تبلیغ دستاورد راهبردی برای او فراهم شود، اما این پرسش مطرح است که آیا ترامپ حاضر است فقط در قبال آن، خواسته‌های ایران را در موضوع رفع تحریم‌ها برآورده کند؟ پاسخ منفی است و اساسا تاکنون آمریکا صرفا بر روی تعهدات طرف ایرانی متمرکز بوده است و هیچ حرف و حدیثی از امکان رفع تحریم‌ها نمی‌کند. در چنین حالتی این پرسش نیز مطرح است که آیا تهران بدون ما به ازایی مهم در این زمینه و صرفا در قبال آزادسازی بخشی از منابع مالی خود و رفع موقت سایه جنگ حاضر به چنین معامله‌ای خواهد بود که پشت بند آن درخواست و فشار برای مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقه‌ای باشد؛ باز پاسخ منفی است؛ مگر این که قصد خرید زمان برای مدیریت تنش و اوضاع را داشته باشد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
300
9
چه نیازی به جنگ؟ سخنان ترامپ در کنگرۀ آمریکا از جمله در بارۀ ایران چه تفسیری دارد؟ به نظرم هیچ تفسیری ندارد! حرف‌های او کلاً قابل تفسیر نیست زیرا از چه راهی می‌توان سخنان فردی را که به "فکت‌ها" اعتنایی ندارد و یا به عبارتی "فکت‌های بدیل" خود را دارد، تفسیر کرد و جمع بندی منسجمی از آن به دست داد؟ شاید تنها بتوان سخنان او را در سایۀ فهمی که از منافع آمریکا دارد تفسیر کرد. گرچه در همین مورد هم ابهام‌های بسیاری وجود دارد، با این حال مشخص است که او دنبال دستیابی به اهداف خود از راه‌های کم‌هزینه است. بر همین اساس مصالحه و معامله با ایران را فعلاً کم‌هزینه‌تر می‌داند. اما او در پی معامله‌ای است که قادر باشد آن را به افکارعمومی مردم آمریکا به عنوان پیروزی خود بفروشد. اگر به چنین معامله‌ای دست نیابد، به نظرم گرد و خاکی نظامی به پا خواهد کرد اما خود را اسیر جنگی با ابعاد گسترده و نامطمئن نخواهد ساخت. شاید هم اصلاً در پی جنگ نباشد چون همین وضعیتی که اکنون در برابر ایران ایجاد کرده، تبعاتی کمتر از جنگ ندارد! بسیاری از مردم در انتظار وقوع جنگ، در دلهره و اضطراب دائمی‌اند. رکود و تورم هم که در سایۀ این شرایط بیداد می‌کند. با این وضع برای از پا در آوردن کامل اقتصاد و مدیریت کشور چه نیازی به جنگ؟ #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
377
10
نامه‌نگاری با ترامپ! حالا که آقای دکتر پزشکیان حاضر نیست گوشی تلفن را بردارد و با دونالد ترامپ تماس بگیرد و در بارۀ چگونگی حل و فصل اختلافات بین دو کشور گفتگو کند، به نظرم اگر نامه‌ای خطاب به او بنویسد و از او توضیح بخواهد که آمار و ارقام مربوط به شمار قربانیان ناآرامی‌های دی ماه در ایران را از کدام منبع بین‌المللی به دست آورده است، جای دوری نخواهد رفت. پیش از این محمود احمدی‌نژاد در هنگام ریاست جمهوری‌اش نامه‌ای خطاب به باراک حسین اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا نوشت و در رسانه‌ها منتشر کرد. نامه‌نگاری آقای احمدی نژاد مورد تحسین و تجلیل جناح اصولگرا قرار گرفت و حتی شیخ احمد جنتی خواستار گنجاندن متن آن در کتاب‌های درسی شد! با وجود این سابقه، بعید است یک نامۀ خشک و خالی دکتر پزشکیان خطاب به آقای ترامپ، واکنش شدید اصولگرایان را در پی داشته باشد. اگر هم به فرض خشم و غضبی از خود بروز دادند، یادآوری واکنش گرم آنها به نامه‌نگاری آقای احمدی‌نژاد می‌تواند خنثی‌کنندۀ فشار آنها باشد! #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
611
11
🔺خطابه‌ جنگ؟! بخش مربوط به ایران در سخنرانی امروز رئیس‌جمهور آمریکا در کنگره، حاوی پیام‌ها و نشانه‌های مهمی بود که جهت‌گیری دولت آمریکا در قبال تهران در روزها و هفته‌های آینده را آشکارتر می‌کند و از خلال آن می‌توان تصویری از چشم‌انداز مذاکرات فردای ژنو نیز به دست آورد. ترامپ در این سخنرانی، بار دیگر تکرار کرد که ترجیح او در پرونده هسته‌ای ایران، مسیر دیپلماسی است و تهران نیز به دنبال توافق است. با این حال، او از مجموعه‌ای از واژه‌ها و تعابیر با لحنی تند استفاده کرد که در کنار دیگر شواهد و قراین محتوایی موجود، سخنانش درباره ایران را در جایگاه نوعی «خطابه جنگ» قرار می‌دهد؛ خطابه‌ای که هدف اصلی آن می‌تواند آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا، قانع کردن مخالفان جنگ برای ورود به یک درگیری تازه در خاورمیانه باشد. کاربرد و چینش تعابیری در کنار هم چون «حامی اول تروریسم و....»، ازسرگیری «بلندپروازی‌ها در برنامه هسته‌ای»، این که نشنیده‌ایم که بگویند «ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت»، توسعه موشک‌های بالستیکی که «به ‌زودی» به آمریکا می‌رسند یا می‌توانند اروپا و «پایگاه‌های ما در خارج» را تهدید کنند، «کشته شدن ۳۲ هزار معترض»، همگی در کنار هم در این شرایط در کنار شواهدی عینی دیگری از جمله این آرایش نظامی نسبتا بی‌سابقه در دو دهه اخیر، غالبا روایتی پیشاجنگی را شکل می‌دهند. تأکید ترامپ بر این ‌که موشک‌های بالستیک ایران «به ‌زودی» به خاک آمریکا خواهند رسید، در واقع تلاشی برای ملموس کردن «خطر موشکی ایران» برای جامعه آمریکاست که هدف آن، آماده‌سازی ذهنیت مردم آمریکا برای جنگی است که ترامپ می‌خواهد آن را برای مقابله با این «خطر» جلوه دهد و توجیه کند. بر همین اساس، بعید به نظر می‌رسد که او در مذاکرات فردا پنجشنبه یا در صورت ادامه یافتن آن در آینده برخلاف این چارچوب روایی خود عمل کند و صرفا بخواهد بر سر برنامه هسته‌ای به توافق برسد؛ آن هم برنامه‌ای که خود در همین سخنرانی امروزش گفته که در عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته «نابود شده»، اما مدعی است که تهران در حال از سرگیری آن است. این‌ که ترامپ، با وجود تأکیدهای مکرر ایران مبنی بر عدم تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای، می‌گوید «این کلمات مقدس را نمی‌شنویم که هرگز سلاح اتمی نمی‌خواهند»، به این معنا نیست که چنین موضعی را نشنیده است؛ بلکه مقصود او این است که نشنیده ایران بخواهد کل برنامه هسته‌ای خود را به ‌طور کامل برچیند. تکرار این عبارت برای دومین بار طی چند روز اخیر، خود می‌تواند بخشی از همان روایت پیشاجنگی باشد. خطابه بامداد امروز ترامپ در کنگره تاییدی بر این مدعا نیز می‌تواند باشد که این لشکرکشی‌ها غالبا معطوف به تصمیمی پیشینی برای یک جنگ است نه صرفا اعمال فشار در مذاکرات. با این حال، باید دید فردا پنجشنبه در مذاکرات ژنو اتفاق بزرگ و غیر منتظره‌ای می‌افتد که ترامپ بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
891
12
🔺پنجشنبهِ توافق یا جنگ؟ پس‌فردا، پنجشنبه، دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در حالی برگزار می‌شود که می‌توان آن را حساس‌ترین و چه‌بسا سرنوشت‌سازترین دور مذاکراتی دانست. این مذاکرات در فضایی نظامی و جنگی انجام می‌شود که در آن، آرایش جنگی آمریکا در منطقه تقریباً تکمیل شده است. از همین رو، می‌توان پنجشنبه پیشِ رو را مرز باریکی میان توافق و جنگ و به عبارتی «آخرین پنجره باز دیپلماسی» قبل از یک درگیری نظامی خواند. اکنون که نگاه‌ها به نتیجه این مذاکرات دوخته شده، این پرسش مطرح است که چه خواهد شد؟ نخست باید گفت دو طرف شناختی نسبتاً خوب از خواسته‌ها و شروط رسمی یکدیگر دارند، اما به نظر می‌رسد چنین شناختی از ذهنیت، روان و محاسبات هم وجود ندارد؛ و همین موضوع، کار را دشوارتر می‌کند. تا این لحظه، زبان جنگ و درگیری همچنان بر منطق دیپلماسی و توافق می‌چربد و همان‌ گونه که پیش‌تر نیز گفته شده، اعزام این حجم از ناوها و تجهیزات جنگی به منطقه، بیش از هر چیز معطوف به تصمیمی پیشینی برای جنگ است. اما این بدان معنا نیست که این تصمیم برای ترامپ غیرقابل عدول باشد؛ مشروط به آنکه هزینه این عقب‌نشینی، چیزی باشد که او بتواند آن را در قالب یک «پیروزی» به آمریکا و دنیا عرضه کند. از این منظر، حتی اگر بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه پیرامون ایران از زمان حمله به عراق را صرفاً اقدامی تاکتیکی برای اعمال فشار حداکثری و امتیازگیری در میز مذاکرات بدانیم، باز هم بسیار بعید است که در صورت شکست مذاکرات، ترامپ بی‌سروصدا همه این جنگ‌افزارها را از همان مسیری که آمده‌اند، به آمریکا بازگرداند؛ گویی که «نه خانی آمده و نه خانی رفته». چنین عقب‌نشینی‌ای، هزینه سیاسی بسیار سنگینی برای ترامپِ خودشیفته دارد و با خلق ‌و خوی او سازگار نیست. از همین رو، حتی اگر فرض کنیم که ترامپ چه از بیم پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی جنگ و چه از مثمر ثمر نبودن فشار نظامی در واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌هایش در تنگنایی دشوار گرفتار شده باشد، باز هم به احتمال زیاد عقب‌نشینی آشکار را انتخاب نخواهد کرد و تحمل چنین نشانه‌ای از ضعف را ندارد. در چنین شرایطی، برای خروج از این وضعیت دو راه بیشتر ندارد: یا مذاکرات پنجشنبه به نتیجه‌ و توافقی برسد که بتواند به او فرصت تصویرسازی بر مبنای «پیروزی خود» و «تسلیم تهران» بدهد. البته در این فرض نیز بعید است با یک توافق جامع مواجه باشیم و احتمالا نتیجه، توافقی چارچوبی و اولیه خواهد بود. یا اینکه به اقدام نظامی متوسل شود. در اینجا پرسش اصلی آن است که این اقدام در چه سطح و با چه اهدافی صورت خواهد گرفت؟ آیا آن‌گونه که برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی می‌گویند ابتدا حمله‌ای محدود انجام می‌دهد تا جدیت خود را به طرف ایرانی نشان دهد و شاید تهران را به عقب‌نشینی وادارد؟ یا با چنین حمله‌ای، در پی سنجش واکنش نظامی ایران است تا سپس به‌ تدریج دامنه و شدت حملات را افزایش دهد؟ یا آنکه از همان ابتدا با حملاتی سنگین و گسترده کار را آغاز خواهد کرد؛ به این تصور که از این طریق پاسخ ایران را مهار و پیامدهای آن را کاهش دهد و کنترل کند. پست دیشب ترامپ در شبکه اجتماعی‌اش اگر آن را در چارچوبی بدبینانه و به‌عنوان بخشی از پازل جنگ ننگریم در نگاهی خوش‌بینانه‌ برداشت، حامل دو پیام روشن بود: یا توافقی مطلوب او شکل می‌گیرد که دستکم تصویری برنده از ان بسازد یا دستور حمله و آغاز جنگ صادر خواهد شد. ناگفته هم نماند که واکنش سریع او به گزارش اکسیوس و دیگر رسانه‌های آمریکایی، و تکذیب مخالفت ژنرال دنیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با جنگ، در وهله نخست مؤید این برداشت است که رویکرد غالب ترامپ در حال حاضر، حرکت به سمت جنگ است. به نظر می‌رسد او نگران آن بوده که انتشار چنین گزارش‌هایی، موضع مخالفان جنگ در آمریکا به‌ویژه در میان پایگاه حامیانش را تقویت کند. در واقع، اگر ترامپ خود را اکنون در بن‌بست و مخمصمه می‌دید، نیازی به چنین واکنش شتاب‌زده‌ای نداشت و حتی می‌توانست از گزارش‌ها درباره مخالفت ژنرال کین و دیگران، برای خروج آبرومندانه از این تنگنا بهره‌برداری کند. نکته قابل تأمل دیگر در سخنان ترامپ آنجا بود که تهدید به «روز بسیار بدی برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش» کرد. فارغ از این که او تا دیروز از کمک سخن می‌گفت و امروز با لحنی «متأسفانه» از روزی بسیار بد برای مردم ایران حرف می‌زند، این تهدید صرفا به معنای کشته شدن مردم نیست؛ بلکه احتمالا ناظر بر تصمیمی برای حمله به زیرساخت‌های ایران نیز هست که خود می‌تواند مصداقی دیگر از رقم خوردن «روز بسیار بد» برای مردم باشد. اکنون باید دید در پنجشنبه ترامپ به توافقی دست می‌یابد که بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد و بازگرداندن ناوهایش را توجیه کند، یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
519
13
🔵باز و بست هرمزد! ✍️حامد پاک طینت نام "هرمز" از ایزد هرمزد یا همان اهورامزدا در آیین زرتشتی گرفته شده و نشان دهنده اهمیت آن در تجارت ایران باستان است. بخش مهمی از مسیرهای تجاری امپراتوری ایران از دوره هخامنشیان تا اشکانیان و ساسانیان از این گذرگاه عبور کرده و همیشه نقش حیاتی در تامین مایحتاج این کشور داشته است. پادشاهی هرمز نیز که یک دولت محلی ایرانی - عمانی بود بر تنگه و جزیره هرمز مسلط بود و تجارت بخصوص ادویه، ابریشم و مروارید را کنترل می کرد. هر دو کشور ایران و عمان با افزایش ۱۲ مایل عرض دریای سرزمینی عملا این تنگه را در اختیار دارند لیکن بعنوان یک تنگه بین المللی از حقوق عرف جهانی برخوردار است و عبور آزاد برای کشتی های تجاری و نظامی تضمین شده و بدلیل طبیعی بودن این تنگه هرگز حق ترانزیتی به آن تعلق نگرفته است. این روزها که شرایط مملکت جنگی شده و همه در حال تهیه پکیج های اضطراری برای بی برقی و بی آبی و بی گازی احتمالی هستند بد نیست نگاهی بیاندازیم به آروزی دیرینه حضراتی که سالها از بستن این آبراه سخن گفته اند و هر روز بعنوان پاسخی دندان شکن به دشمن مضبوح آنرا به مانند چماقی بر سر آنها می کوبند: امروز بیش از ۱۴ میلیون بشکه نفت در روز که معادل یک سوم کل صادرات دریایی نفت جهان است از این مسیر عبور می‌کند. علاوه بر نفت قطر بعنوان بزرگترین صادرکننده گاز مایع جهان ۱۱ میلیارد فوت مکعب گاز مایع از این مسیر صادر می کند که بیشتر به سوی کشورهای شرق جهان می رود. در این وضعیت عربستان ۵.۵ میلیون بشکه عراق ۳.۵ میلیون بشکه امارات ۲.۷ میلیون بشکه (با گاز) کویت ۱.۸ میلیون بشکه ایران ۱.۶ میلیون بشکه در روز فقط نفت صادر می کنند. فقط نفت نیست. گاز، مواد و محصولات معدنی، پتروشیمی و فرآورده نیز به آن اضافه میشود. در سناریویی که یک هفته این گذرگاه مسدود شود عربستان ۴.۵ میلیارد دلار، عراق ۲ میلیارد دلار، امارات ۳ میلیارد دلار، قطر ۱.۵ میلیارد دلار، کویت ۱.۵ میلیارد دلار و ایران عزیز ما هم ۱.۵ میلیارد دلار ضرر می کنند. ۲۵% از این محموله ها به چین و در برخی موارد مانند گاز مایع ۶۰% از نیازمندی هند و بخش بزرگی از نیازمندی کشورهای شرقی از این طریق تامین می‌شود بنابراین آسیا بزرگترین بازنده این اقدام است. مسئله فقط صادرات نیست. همین گذرگاه محل تامین مایحتاج وارداتی منطقه و من جمله کشور خودمان است. امارات ۳۷۰ میلیارد دلار در سال بعنوان هاب تجاری منطقه که بخشی از نیازمندیهای ایران نیز در آن است، عربستان ۲۴۷ میلیارد دلار، عراق ۸۴ میلیارد دلار و ایران ۷۲ میلیارد دلار واردات خود را از این مسیر انجام می‌دهند که بیش از یک چهارم آن نیز از چین می آید. بنابراین در سناریوی انسداد این گذرگاه به مدت یک هفته امارات ۸.۴ میلیارد دلار عربستان ۷.۸ میلیارد دلار چین ۵.۷ میلیارد دلار عراق ۳.۲ میلیارد دلار هند ۳.۱ میلیارد دلار ایران ۲.۵ میلیارد دلار و پس از این شش کشور به ترتیب قطر، کویت، کره جنوبی، ژاپن، اروپا، ترکیه برزیل و بحرین قرار می گیرند. پس انسداد این گذرگاه عملا به معنای اعلام جنگ به تمام کشورهای دوست و دشمن ، دور و نزدیک من جمله رفقای عزیزمان در چین است! ماجرا اما اینجا تمام نمی شود! ذخایر ارزی ایران بر خلاف دیگر کشورهایی که ذکر شد در شرایطی نیست که بتواند این بحران را تحمل کند. انسداد تجاری با انسداد ارز یک معنا دارد و تخمینی از جهش نرخ ارز در صورت وقوع این بحران وجود ندارد. مسئله فقط ارز نیست. همین وضعیت برای کالاهای اساسی عینا وجود دارد. ۹۵% واردات دریایی ایران از مسیرهای جنوب انجام می‌شود و این بدلیل امکانات لجستیک کشور است یعنی تقریبا تمام نیاز گندم، دیگر غلات، نهاده های دامی و طیور، روغن، شکر و کود شیمیایی از بنادر جنوب انجام می‌شود و قطع واردات این کالاها حتی به فرض ذخیره استراتژیک به معنای یک بحران فراگیر برای کل کشور است و جهش غیر قابل تصور نرخ نان، مواد پروتئینی و غذایی عملا از کنترل خارج خواهد شد و استمرار آن در سناریوی بیش از یک هفته عملا به معنای قحطی مطلق است! نابغه هایی که هر روز چنین راهکاری را تجویز می کنند لازم است این متن را دو بار بخوانند چون عملی شدن آنچه به زبان می آوردند به مفهوم نوشاندن شربت شهادت برای ۹۰ میلیون جمعیت ایران است!
439
14
🔵باز و بست هرمزد! ✍️حامد پاک طینت نام "هرمز" از ایزد هرمزد یا همان اهورامزدا در آیین زرتشتی گرفته شده و نشان دهنده اهمیت آن در تجارت ایران باستان است. بخش مهمی از مسیرهای تجاری امپراتوری ایران از دوره هخامنشیان تا اشکانیان و ساسانیان از این گذرگاه عبور کرده و همیشه نقش حیاتی در تامین مایحتاج این کشور داشته است. پادشاهی هرمز نیز که یک دولت محلی ایرانی - عمانی بود بر تنگه و جزیره هرمز مسلط بود و تجارت بخصوص ادویه، ابریشم و مروارید را کنترل می کرد. هر دو کشور ایران و عمان با افزایش ۱۲ مایل عرض دریای سرزمینی عملا این تنگه را در اختیار دارند لیکن بعنوان یک تنگه بین المللی از حقوق عرف جهانی برخوردار است و عبور آزاد برای کشتی های تجاری و نظامی تضمین شده و بدلیل طبیعی بودن این تنگه هرگز حق ترانزیتی به آن تعلق نگرفته است. این روزها که شرایط مملکت جنگی شده و همه در حال تهیه پکیج های اضطراری برای بی برقی و بی آبی و بی گازی احتمالی هستند بد نیست نگاهی بیاندازیم به آروزی دیرینه حضراتی که سالها از بستن این آبراه سخن گفته اند و هر روز بعنوان پاسخی دندان شکن به دشمن مضبوح آنرا به مانند چماقی بر سر آنها می کوبند: امروز بیش از ۱۴ میلیون بشکه نفت در روز که معادل یک سوم کل صادرات دریایی نفت جهان است از این مسیر عبور می‌کند. علاوه بر نفت قطر بعنوان بزرگترین صادرکننده گاز مایع جهان ۱۱ میلیارد فوت مکعب گاز مایع از این مسیر صادر می کند که بیشتر به سوی کشورهای شرق جهان می رود. در این وضعیت عربستان ۵.۵ میلیون بشکه عراق ۳.۵ میلیون بشکه امارات ۲.۷ میلیون بشکه (با گاز) کویت ۱.۸ میلیون بشکه ایران ۱.۶ میلیون بشکه در روز فقط نفت صادر می کنند. فقط نفت نیست. گاز، مواد و محصولات معدنی، پتروشیمی و فرآورده نیز به آن اضافه میشود. در سناریویی که یک هفته این گذرگاه مسدود شود عربستان ۴.۵ میلیارد دلار، عراق ۲ میلیارد دلار، امارات ۳ میلیارد دلار، قطر ۱.۵ میلیارد دلار، کویت ۱.۵ میلیارد دلار و ایران عزیز ما هم ۱.۵ میلیارد دلار ضرر می کنند. ۲۵% از این محموله ها به چین و در برخی موارد مانند گاز مایع ۶۰% از نیازمندی هند و بخش بزرگی از نیازمندی کشورهای شرقی از این طریق تامین می‌شود بنابراین آسیا بزرگترین بازنده این اقدام است. مسئله فقط صادرات نیست. همین گذرگاه محل تامین مایحتاج وارداتی منطقه و من جمله کشور خودمان است. امارات ۳۷۰ میلیارد دلار در سال بعنوان هاب تجاری منطقه که بخشی از نیازمندیهای ایران نیز در آن است، عربستان ۲۴۷ میلیارد دلار، عراق ۸۴ میلیارد دلار و ایران ۷۲ میلیارد دلار واردات خود را از این مسیر انجام می‌دهند که بیش از یک چهارم آن نیز از چین می آید. بنابراین در سناریوی انسداد این گذرگاه به مدت یک هفته امارات ۸.۴ میلیارد دلار عربستان ۷.۸ میلیارد دلار چین ۵.۷ میلیارد دلار عراق ۳.۲ میلیارد دلار هند ۳.۱ میلیارد دلار ایران ۲.۵ میلیارد دلار و پس از این شش کشور به ترتیب قطر، کویت، کره جنوبی، ژاپن، اروپا، ترکیه برزیل و بحرین قرار می گیرند. پس انسداد این گذرگاه عملا به معنای اعلام جنگ به تمام کشورهای دوست و دشمن ، دور و نزدیک من جمله رفقای عزیزمان در چین است! ماجرا اما اینجا تمام نمی شود! ذخایر ارزی ایران بر خلاف دیگر کشورهایی که ذکر شد در شرایطی نیست که بتواند این بحران را تحمل کند. انسداد تجاری با انسداد ارز یک معنا دارد و تخمینی از جهش نرخ ارز در صورت وقوع این بحران وجود ندارد. مسئله فقط ارز نیست. همین وضعیت برای کالاهای اساسی عینا وجود دارد. ۹۵% واردات دریایی ایران از مسیرهای جنوب انجام می‌شود و این بدلیل امکانات لجستیک کشور است یعنی تقریبا تمام نیاز گندم، دیگر غلات، نهاده های دامی و طیور، روغن، شکر و کود شیمیایی از بنادر جنوب انجام می‌شود و قطع واردات این کالاها حتی به فرض ذخیره استراتژیک به معنای یک بحران فراگیر برای کل کشور است و جهش غیر قابل تصور نرخ نان، مواد پروتئینی و غذایی عملا از کنترل خارج خواهد شد و استمرار آن در سناریوی بیش از یک هفته عملا به معنای قحطی مطلق است! نابغه هایی که هر روز چنین راهکاری را تجویز می کنند لازم است این متن را دو بار بخوانند چون عملی شدن آنچه به زبان می آوردند به مفهوم نوشاندن شربت شهادت برای ۹۰ میلیون جمعیت ایران است! ‎‌‎‌─┅─═ ⚙️ ═─┅─ 🆔 ‏t.me/sanatir 🌐کانال #مدیران‌صنعت
2
15
و برای مردمش! ترامپ سرانجام مقداری صراحت و صداقت به خرج داد و در مورد برنامه‌اش برای رویارویی با ایران نوشت: "ترجیح من دستیابی به توافق است ولی اگر توافق نکنیم، آن روز برای این کشور و متأسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود، زیرا آن‌ها مردمی بزرگ و شگفت‌انگیز هستند و چنین چیزی هرگز نباید برایشان اتفاق می‌افتاد!" با این حساب، ترامپ شخصاً به ادعای کسانی که مدعی‌اند حملهٔ آمریکا فقط به نظام و مقام‌های آن آسیب می‌رساند و برای مردم ایران نه فقط بد نمی‌شود که اسباب رهایی آنان را نیز فراهم می‌کند، مهر باطل زد! البته این مدعیان به این سادگی از ادعای خود عقب نمی‌نشینند و احتمالاً خواهند گفت، ترامپ با این حرفش دست به "عملیات فریب" زده و برخی دیگر هم چون مریدان شورمند آن مرادی که مدعی بودند کفش‌هایش جلوی پایش جفت می‌شود، خواهند گفت، خودش غلط کرده و چیز خورده که این مطلب را تکذیب کرده ما به چشم خودمان دیده‌ایم که کفش جلوی پایش جفت می‌شود! #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
421
16
ادامه از 🔺🔺🔺 ​۳. شکاف عظیم در بخش ذوب و پالایش (Smelter Bottleneck) ​حتی اگر سنگ معدن استخراج شود، تبدیل آن به کاتد مس (مس خالص) با چالش روبروست:
478
17
داستان «مس» در دنیای امروز که به سمت کربن‌زدایی و هوش مصنوعی حرکت می‌کند، مس دیگر تنها یک فلز صنعتی نیست؛ بلکه به «نفت جدید» و ستون فقرات گذار انرژی تبدیل شده است. ​۱. نقش مس در اکوسیستم مدرن (کاربردها) ​مس به دلیل رسانایی الکتریکی بی‌رقیب (پس از نقره) و مقاومت در برابر خوردگی، در سه حوزه کلیدی نقش حیاتی ایفا می‌کند: ​زیرساخت‌های هوش مصنوعی (AI): هر مرکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ، به حدود ۵۰,۰۰۰ تن مس برای سیستم‌های برق‌رسانی و خنک‌کننده نیاز دارد (در مقایسه با ۵ تا ۱۵ هزار تن در مراکز داده سنتی). پیش‌بینی می‌شود تقاضای بخش AI تا سال ۲۰۳۰ به سالانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تن برسد. ​خودروهای برقی (EV): یک خودروی برقی به طور متوسط ۳ برابر بیشتر از خودروهای احتراقی (حدود ۸۰ کیلوگرم) مس مصرف می‌کند. ​انرژی‌های تجدیدپذیر: سیستم‌های خورشیدی و بادی برای انتقال انرژی به شبکه‌های هوشمند، به حجم عظیمی از کابل‌های مسی نیاز دارند. ​۲. چشم‌انداز بازار و قیمت (۲۰۲۶) ​طبق تحلیل نهادهایی مانند J.P. Morgan و Goldman Sachs، بازار مس در سال ۲۰۲۶ با شرایط زیر روبروست: ​کسری عرضه: پیش‌بینی می‌شود بازار با کسری ۳۳۰ هزار تنی مس تصفیه‌شده مواجه شود. ​قیمت: تحلیل‌گران انتظار دارند قیمت مس در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به اوج ۱۲,۵۰۰ دلار در هر تن برسد و میانگین سالانه آن حدود ۱۲,۱۰۰ دلار باشد. ​چالش ذوب: ظرفیت پالایشگاه‌ها (Smelters) در چین و ژاپن به دلیل کاهش "هزینه‌های تصفیه" (TC/RC) تحت فشار شدید قرار دارد که می‌تواند عرضه فیزیکی را محدودتر کند. ​۳. رقابت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ​مس اکنون به ابزاری برای قدرت‌نمایی ملی تبدیل شده است: ​الف) سلطه چین و واکنش غرب ​چین در حال حاضر بر زنجیره تأمین مس (به ویژه در بخش تصفیه و فرآوری) تسلط دارد. آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۲۶ راهبردهای زیر را دنبال می‌کنند: ​سیاست Leapfrogging: آمریکا به جای تلاش برای برابری در استخراج، بر روی نوآوری‌های مخرب و بازیافت پیشرفته تمرکز کرده تا وابستگی خود را به معادن تحت کنترل چین کاهش دهد. ​امنیت مواد معدنی: کشورها به دنبال توافق‌های دوجانبه برای دور زدن زنجیره تأمین چین هستند تا از "سلاح‌سازی" مواد معدنی توسط پکن جلوگیری کنند. ​ب) بلوک‌بندی‌های جدید ​آمریکای لاتین (شیلی و پرو): به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان، با چالش‌های زیست‌محیطی و فشارهای سیاسی برای ملی‌سازی معادن روبرو هستند که سرمایه‌گذاری را با ریسک مواجه می‌کند. ​آفریقا: رقابت شدیدی میان غرب و چین برای دسترسی به ذخایر مس در "کمربند مس" (کنگو و زامبیا) شکل گرفته است. ​۴. تکنولوژی‌های نوین در استخراج ​برای مقابله با کاهش عیار سنگ معدن در معادن قدیمی، تکنولوژی‌های جدیدی در حال ظهور است: ​استخراج خودکار و AI: بیش از ۹۰٪ معادن بزرگ اکنون از ناوگان خودران و هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی استخراج استفاده می‌کنند. ​فناوری لیچینگ (Leaching): شرکت‌هایی مانند Freeport-McMoRan به دنبال بازیابی میلیون‌ها پوند مس از پسماندهای معدنی قدیمی با استفاده از تکنولوژی‌های شیمیایی نوین هستند. نکته راهبردی: مس به دلیل چرخه طولانی توسعه معادن (به طور متوسط ۱۷ سال از کشف تا بهره‌برداری)، نمی‌تواند به سرعت به جهش تقاضا پاسخ دهد. این شکاف زمانی، مس را به یکی از استراتژیک‌ترین دارایی‌های جهان در دهه پیش رو تبدیل کرده است. ​۱. بحران «عیار معدن» (The Ore Grade Crisis) ​یکی از دلایل اصلی که چرا عرضه مس نمی‌تواند به سرعت تقاضا رشد کند، کاهش کیفیت معادن است: ​افت کیفیت: در سال ۲۰۰۰، میانگین عیار مس در سنگ معدن حدود ۱.۰٪ بود؛ اما در سال ۲۰۲۶، این رقم به زیر ۰.۵٪ رسیده است. ​هزینه استخراج: برای استخراج همان مقدار مس سابق، اکنون باید دو برابر سنگ جابه‌جا شود که به معنای مصرف انرژی بیشتر، آب بیشتر و تولید پسماند (Tailings) عظیم‌تر است. این موضوع باعث شده هزینه نهایی تولید (AISC) به شدت بالا برود. ​۲. جزئیات رقابت ژئوپلیتیک: نبرد برای کُریدورها ​در سال ۲۰۲۶، رقابت از «مالکیت معدن» به «کنترل مسیرهای انتقال» تغییر جهت داده است: ​کریدور لوبیتو (Lobito Corridor): پروژه‌ای عظیم با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا برای اتصال معادن مس کنگو و زامبیا به بندری در آنگولا. این اولین پاسخ جدی غرب به پروژه «کمربند و جاده» چین برای خارج کردن مس آفریقا بدون عبور از بنادر تحت نفوذ چین است. ​ملی‌گرایی منابع (Resource Nationalism): کشورهایی مثل شیلی و پاناما قوانین زیست‌محیطی و مالیاتی بسیار سختی وضع کرده‌اند. تعطیلی معدن بزرگ Cobre Panama (که ۱.۵٪ عرضه جهانی را داشت) زنگ خطری بود که نشان داد ریسک‌های سیاسی اکنون بزرگتر از ریسک‌های فنی هستند. ​۳. شکاف عظیم در بخش ذوب و پالایش (Smelter Bottleneck) ​حتی اگر سنگ معدن استخراج شود، تبدیل آن به کاتد مس (مس خالص) با چالش روبروست:
419
18
🔹آقای وزیرکشور! خانه‌ی داماد هم خبری هست؟ جناب آقای مومنی! سلام ماشالله این روزها وزارتخانه‌تان چه پرجنب و جوش است.  هر دم خبرهایی می‌رسد که سخت مشغولید و قرار است در انتخابات شوراهای شهر و روستا شق‌القمر کنید. 🔸اما علی‌الحساب بازار ردصلاحیتها داغ‌تر از هرچیز است.  نگاهی به ترکیب اعضای هیات نظارت بر انتخاب شوراها ( که نمایندگان محترم مجلس‌دوازدهم هستند) بیندازید. الحمدلله همه‌شان یکی از یکی اصولگراتر ! و می‌دانید که #مااصولگراها در بررسی صلاحیتها نسبت به کسی کینه نداریم بلکه اقتضای طبیعت‌‌مان این است! 🔸آقای وزیر!  بعد از جنگ۱۲روزه که مردم برای انسجام‌ملی سنگ‌تمام گذاشتند انتظار آن بود که به پاس قدرشناسی، لااقل بخشی از مطالبات‌شان برآورده شود  که اگر چنان شده بود شاید اعتراضات دی‌ماه چنین گستره‌ای پیدا نمی‌کرد. دولت اگر بخاطر بی‌پولی نمی‌تواند معیشت شهروندان را آنگونه که در شان آنهاست برآورده کند ، موضوعاتی مثل رفع‌فیلترینگ و سرعت اینترنت و عبور از ردصلاحیت و طرح‌صیانت و... که پول نمی‌خواهد. اما  همچنان کرامت مردم زیر پای یک جریان خاص دارد له می‌شود. 🔸به همین دلیل، خواهید دید که مردم در انتخابات شوراهای شهر همان رفتاری را خواهند کرد که با مجلس دوازدهم کردند و با مشارکت بسیار کمرنگ ، به منظومه سیاسی کشور، پیام منفی خواهند داد. 🔸جناب مومنی! خیلی دوست دارید اولین انتخاباتی که دولت چهاردهم برگزار می‌کند شکست بخورد و رکورد عدم مشارکت را بشکند؟ از نتایج نظرسنجی‌ها خبر ندارید؟ خوب می‌دانید بسیاری از چهره‌های شاخص ، داوطلب انتخابات نشده‌اند و همان تعداد اندک هم  که  ریسک کرده‌اند با تیغ نظارت استصوابی گردنشان زده شده است. 🔸 ترکیب  مجلس فعلی و شورای‌شهر کنونی در تهران معرف حضورتان هست؟ اگر ۳۰نماینده مجلس و ۲۱عضو شورای شهر همگی‌شان با هم  در یک خیابان یا پارک یا مسجد یا مترو جمع شوند مردم چندنفرشان را می‌شناسند؟ دلیلش این است که آنها نماینده کمتر از ۵درصد مردم هستند. دوست دارید در انتخابات اردیبهشت ۱۴۰۵ همین پدیده تکرار شود؟ اگر به فکر حیثیت آقای پزشکیان نیستید به رزومه خودتان جفا نکنید. 🔸راه‌حل بسیار ساده است. انتخابات را در شهرهای بالای۱۰۰هزارجمعیت، به مدت شش‌ماه تعویق بیندازید . شاید در این مدت، کاری انجام شود که جامعه را به انتخابات امیدوار سازد. مگر اینکه جناب وزیر یقین داشته باشد که قرار نیست هیچ اتفاق خوب و خوشحال‌کننده‌ای در پیش باشد. حتی در آن‌صورت هم ضرر نمی‌کنید. اوضاع به همین منوال مضحکی خواهد بود که الان هست. باید حتی التماس کنید که چهره‌های به دردخور کاندیدا شوند تا دردی از شهر و کشور حل شود. 🔸آقای وزیر کشور! آن ضرب المثل معروف را بخاطر دارید  که می‌گوید:" خانه عروس بزن بکوب است اما خانه داماد هیچ خبری نیست"؟ حالا حکایت شماست. آن طرف که شما و وزارتخانه‌تان و ستادانتخابات‌تان هستیدبزن بکوب است. اما اینطرف که ما مردمیم هیچ خبری نیست. 🔸آقای مومنی! ایام آب در هاون کوبیدن‌تان مستدام. @mohajerimohamad
427
19
🔵​۱. جزئیات لایه روایت‌سازی (بزرگ‌نمایی و پروپاگاندا) ​ ✍️آرش رئیسی نژاد رسانه‌ها و اندیشکده‌ها معمولاً با استفاده از تکنیک‌های زیر، تصویری فراتر از واقعیت (یا گاهی ترسناک‌تر) ارائه می‌دهند: ​ تله‌ی "تعداد در برابر کیفیت" (Quantity vs. Quality): رسانه‌ها دائماً تکرار می‌کنند که چین بیش از ۳۷۰ کشتی جنگی دارد و آمریکا حدود ۲۹۰ تا. اما جزئیات پنهان اینجاست: تناژ (وزن و حجم) کل ناوگان آمریکا هنوز بسیار بیشتر است. بسیاری از کشتی‌ های چین شناورهای کوچک ساحلی هستند، در حالی که آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر هسته‌ای غول‌پیکر با توان جابه‌جایی جهانی دارد. چین در "روایت عددی" پیروز است، اما در "توان عملیاتی دوربرد" هنوز فاصله دارد. ​ بزرگ‌نمایی "پتنت‌ها" (Patent Inflation): گفته می‌شود چین سالانه بیش از هر کشوری پتنت (حق اختراع) ثبت می‌کند. اما تحلیلگران دقیق می‌دانند که بخش بزرگی از این پتنت‌ها "Utility Models" یا تغییرات جزئی در محصولات موجود هستند که برای دریافت سوبسیدهای دولتی ثبت می‌شوند، نه نوآوری‌های بنیادین (Breakthrough). در شاخص "پتنت‌های با کیفیت بالا" (Triadic Patents)، غرب هنوز پیشتاز است. ​ روایت "یوآن دیجیتال" و سقوط دلار: بسیاری از رسانه‌های جایگزین پیش‌بینی می‌کنند یوآن جایگزین دلار می‌شود. اما واقعیتِ ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که یوآن تنها حدود ۳٪ از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل می‌دهد. چین به دلیل کنترل شدید بر خروج سرمایه، نمی‌تواند ارز خود را به یک ارز ذخیره جهانی واقعی تبدیل کند، چون بازار آزاد را برنمی‌تابد. ​۲. جزئیات چالش‌های پنهان (آنچه پکن پنهان می‌کند) ​در پشت دیوارهای بلند و آسمان‌ خراش‌ های شیشه‌ای، چین با بحران‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند که در بلندمدت ترمز نوآوری و قدرت نظامی‌اش خواهد بود: ​ بحران بهره‌وری و "تله درآمد متوسط": چین دیگر نیروی کار ارزان ندارد. دستمزدها بالا رفته اما بهره‌وری به همان نسبت رشد نکرده است. بسیاری از شرکت‌های خارجی در حال انتقال کارخانه‌های خود به ویتنام و هند هستند. چین مجبور است با سرعت سرسام‌آوری به سمت "اتوماسیون کامل" برود تا خلاء نیروی کار جوان را پر کند. ​ بدهی‌های عظیم پنهان (LGFV): دولت‌های محلی در چین برای ساخت‌وسازهای عظیم (پل‌ها و شهرهایی که گاهی خالی می‌مانند) بدهی‌ های نجومی به بار آورده‌اند. این بدهی‌ها مثل یک بمب ساعتی زیر سیستم بانکی چین عمل می‌کنند و باعث شده‌اند دولت در سال ۲۰۲۶ با احتیاط بسیار بیشتری در پروژه‌های بزرگ بین‌المللی مثل "کمربند و جاده" سرمایه‌گذاری کند. ​ فرار مغزها و فشار اجتماعی: جنبش‌ هایی مثل "Lying Flat" (تلاش نکردن و قناعت به حداقل) در میان جوانان چینی نشان‌دهنده ناامیدی نسل جدید از فشار کاری شدید (فرهنگ ۹۹۶) است. برخلاف روایت رسمی که چینی‌ها را سخت‌کوش و متحد نشان می‌دهد، طبقه تحصیل‌کرده به شدت به دنبال مهاجرت یا خروج سرمایه از کشور است. ​ شکاف نوآوری در لایه‌های بنیادین: چین در "اپلیکیشن‌ سازی" (مثل تیک‌تاک) عالی است، اما در ساخت "ابزارهای ساخت" (مثل دستگاه‌های لیتوگرافی ASML برای تولید تراشه یا موتورهای جت با طول عمر بالا) هنوز با چالش جدی روبروست. آن‌ها در لایه "مصرف‌کننده" نوآورند اما در لایه "زیرساخت تکنولوژیک" هنوز به غرب وابسته‌اند. ​۳. چرا اندیشکده‌های غربی در مورد قدرت چین اغراق می‌کنند؟ ​این یک بازی دو سر برد برای نهادهای غربی است: ​ بسیج عمومی: ایجاد ترس از "رقیب خارجی" تنها راهی است که در سیستم‌های دموکراتیک می‌توان بودجه‌های سنگین را به سمت آموزش، زیرساخت و صنایع نظامی سوق داد. ​ جذب بودجه نظامی: شرکت‌ های بزرگ دفاعی (Lockheed Martin, Raytheon) برای فروش نسل ‌های جدید سلاح، نیاز دارند که چین را "بسیار پیشرفته" جلوه دهند. ​ نتیجه‌گیری سیستمی: چین یک "غول در حال تکامل" است، نه یک "قدرت شکست ‌ناپذیر". روایت‌ های رسانه‌ای معمولاً نقاط قوت را بیش از حد بزرگ و نقاط ضعف ساختاری را نادیده می‌گیرند.
404
20
آمریکا و سیاست «بزرگنمایی از تهدید» چین: واقعیت، پروپاگاندا و حفره‌های پنهان چین 🔵در دنیای امروز، مرز بین «واقعیت عینی» و «روایت‌سازی رسانه‌ای» در مورد چین بسیار باریک شده است. آرش رئیسی نژاد ​۱. لایه واقعیت: جایی که پیشرفت‌ها غیرقابل انکار است. در برخی حوزه‌ها، آنچه در رسانه‌ها می‌شنوید نه تنها اغراق نیست، بلکه گاهی حتی کمتر از واقعیت است: سرعت نفوذ نوآوری (Diffusion): چین در تبدیل «ایده» به «محصول انبوه» بی‌رقیب است. برای مثال در سال ۲۰۲۶، فاصله زمانی بین معرفی یک مدل هوش مصنوعی در غرب و پیاده‌سازی مشابه آن در صنایع چینی به کمتر از ۶ ماه رسیده است. زنجیره تأمین سبز: چین در حال حاضر لیدر بلامنازع انرژی‌های پاک است. در سال ۲۰۲۶، برای نخستین بار در تاریخ این کشور، ظرفیت تولید برق از خورشید و باد از زغال‌سنگ پیشی گرفته است. این یک پیشرفت ساختاری واقعی است، نه صرفاً تبلیغاتی. تولیدات نظامی کمی: در حوزه نیروی دریایی، چین با سرعت خیره‌کننده‌ای در حال ساخت ناوهای هواپیمابر (از جمله ناو فوجیان که در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ عملیاتی شد) و زیردریایی است. از نظر تعداد کشتی، چین هم‌اکنون بزرگترین نیروی دریایی جهان را دارد. ​۲. لایه روایت‌سازی (بزرگ‌نمایی): جایی که رسانه‌ها ترس می‌فروشند ​بسیاری از گزارش‌های رسانه‌های غربی (به‌ویژه رسانه‌های جریان راست آمریکا) هدفمند هستند: ​ بودجه برای پروژه‌های نظامی: پنتاگون و پیمانکاران دفاعی غرب، گاهی برای متقاعد کردن پارلمان‌ها جهت دریافت بودجه بیشتر، قدرت چین را «بیش از حد» ترسناک جلوه می‌دهند. این یک استراتژی کلاسیک برای تحریک سرمایه ‌گذاری داخلی است. اثر "تعداد" در برابر "کیفیت": رسانه‌ها اغلب بر تعداد موشک‌ها یا کشتی‌ها تمرکز می‌کنند، اما در اندیشکده‌های نظامی تخصصی، هنوز برتری کیفی آمریکا در حوزه «یکپارچگی میدان نبرد» و «تجربه جنگی واقعی» تأکید می‌شود. چین دهه‌هاست که در هیچ جنگ وسیعی شرکت نکرده و این یک نقص بزرگ در ارزیابی قدرت واقعی نظامی آن‌هاست. ​۳. لایه چالش‌های پنهان: آنچه در گزارش‌ها کمتر می‌بینید ​چین علیرغم نوآوری‌های خیره‌کننده، با «دیوارهای بلند» روبروست که رسانه‌ها گاهی از کنار آن‌ها ساده می‌گذرند: ​ بحران جمعیت و بهره‌وری: رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۶٪ کاهش یافته است. پیر شدن سریع جمعیت، فشار سنگینی بر بودجه‌های نوآوری وارد می‌کند. شکاف در نیمه ‌هادی‌ها: علیرغم پیشرفت‌های شرکت‌هایی مثل هواوی، چین هنوز در تولید چیپ‌ های زیر ۳ نانومتر (که مغز متفکر هوش مصنوعی و سلاح‌های فوق پیشرفته است) وابسته به بازارهای سیاه یا مهندسی معکوس است و تحریم‌های غرب تأثیر واقعی (هرچند کند) داشته‌اند.
354