هوبَرَه
Open in Telegram
شیخ شبلی در حقِ شیخ یعقوبْ دعا کرده، گفت: خدایِ تعالیٰ تو را هُوبَرَه کند. وِی گفت: آمین... ... نشانگرِ پیوندساز: @alzamani_al
Show more428
Subscribers
+424 hours
+87 days
+930 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+12
in 0 channels
November '24
+60
in 0 channels
Get PRO
October '24
+17
in 1 channels
Get PRO
September '24
+43
in 1 channels
Get PRO
August '24
+12
in 1 channels
Get PRO
July '24
+14
in 1 channels
Get PRO
June '24
+26
in 0 channels
Get PRO
May '24
+3
in 0 channels
Get PRO
April '24
+26
in 0 channels
Get PRO
March '24
+72
in 1 channels
Get PRO
February '24
+81
in 1 channels
Get PRO
January '24
+309
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | 0 | |||
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | +1 | |||
| 18 December | +2 | |||
| 17 December | +1 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | +1 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | +1 | |||
| 12 December | 0 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | +1 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | +3 |
Channel Posts
الجوهر والمشكلة الإيتيقية في فلسفة سبينوزا | مركز تجديد للفكر والثقافة
https://m-tajdid.com/article/%d8%a7%d9%84%d8%ac%d9%88%d9%87%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b4%d9%83%d9%84%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%a5%d9%8a%d8%aa%d9%8a%d9%82%d9%8a%d8%a9-%d9%81%d9%8a-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d8%a9-%d8%b3%d8%a8/
| 2 | قونیه بهواسطهی مرقدِ حضرتِ مولانا، به قطبِ فرهنگی و معنوی تبدیل شده است؛ آنوقت ما، مقبرهیِ شمس و غزالی و عارفانِ نامآشنایِ دیگر را، با کجذوقی نادیده گرفته ایم. کاش مرقدِ مخروبهی غزالی را بازسازی کنیم و آنجا را محفلِ گردآمدنِ غزالیپژوهانِ جهان سازیم. | 208 |
| 3 | صلوات بر پیامبر اکرم و طلبِ شفاعت از ایشان، به نوایِ آمال الأطرش خوانندهیِ سوری-مصری که از او با لقبِ #أسمهان یاد میکنند. أسمهان نامی است مرکب از أسما و هان؛ بهمعنایِ ملکهی آسمان. هان همان خان است که در زبان ترکی، حرفِ خاء، حاء تلفظ میشود (أسما: آسمان+ خان: ملکه/پادشاه). این قطعهیِ نورانیْ بهمناسبتِ عیدِ قربان نشر مییابد. أسعد الله أیامکم.
پ.ن: به فتوایِ مرجعِ نواندیشِ جهانِ اسلام، آیتالله سید علیِ خامنهای، تکخوانیِ بانوان، مادام که مفسدهای بر آن ترتّب نیابد، جایز است. | 239 |
| 4 | دستمریزاد به استاد مسعود علیا «زید عزّه» بابتِ عرضهیِ ترجمهای درخشان از اثری کلاسیک. با همتِ ایشان، اکنون، فارسیشدهیِ پدیدارشناسیِ ادراک به منصهی ظهور رسیده و بابی برای تأمّلِ پدیدارشناسانه گشوده شده است. مترجمِ گرانقدر چه قلمِ خوب، پاکیزه و روانی دارد؛ مستدام و بابرکت باد. | 274 |
| 5 | No text... | 1 |
| 6 | No text... | 1 |
| 7 | ازیکسو دینِ عوامانه دیگر قلبها را برنمیانگیزاند و برای نسلِ جدید جذابیّتی ندارد و؛ ازدیگرسو، بستری برای ظهورِ دینِ فلسفی و عرفانی وجود ندارد. ما که جز ترویجِ معارفِ معقول، آنهم در سطحی محدود، از دستمان کاری برنمیآید؛ اما، باید تدبیری اندیشید. | 267 |
| 8 | نظریهی مشهور آن است که هر رسولی نبی است؛ اما هر نبیای رسول نیست؛ یعنی ازنظر منطقی، رابطهی بینِ آندو عموم و خصوصِ مطلق است. اما، من تفسیری عرفانی از نسبت بین رسول و نبی دارم؛ نبوت و رسالت، دو موقعیتِ هستیشناسانه است؛ نبی در موقعیتی است که اخباری از غیب بر او آشکار میشود [هر نظریهی فلسفی دربارهی وحی باید از کیفیتِ آشکارگی نیز تبیینی بهدست دهد]؛ اما رسول دربارهی اخبار غیبی، رسالتی بر دوش خود احساس میکند. با این تبیین، نبی میتواند رسول باشد و رسول نیز میتواند نبی باشد؛ انفصالِ ایندو مقام نیز ممکن است؛ یعنی برای یک پیامبر ممکن است خبری از غیب آشکار شود؛ اما رسالتی برای خود احساس نکند؛ و یک پیامبر ممکن است، رسالتی دربارهی مغیّبات برعهده بگیرد؛ اما آن امرِ غیبی، بیواسطه، بر او آشکار نشده باشد. | 258 |
| 9 | بینِ این چهار ادعا تمایز وجود دارد:
ادعایِ (۱): هیچ دلیلِ رواییای بهسودِ ولادتِ حضرت مهدی وجود ندارد. این ادعا مطلق است و همهی ادلهی روایی را مخدوش میداند.
ادعایِ (۲): طبق مبنایِ رجالیِ آیتالله خویی، دلایلِ رواییِ ارائهشده بهسودِ ولادتِ حضرت مهدی، تضعیف میشوند.
ادعای (۳): شواهدِ روایی بهسودِ وجود امام مهدی داریم؛ اما ناکافی اند و باید به آنها دلایلِ عقلی ضمیمه شود. بهترین دلیلِ عقلی برای اثبات وجود امام زمان، تبیینی است که ابنِ عربی از نظریهی انسان کامل دارد.
ادعای (۴): مطلقاً هیچ دلیلی، برای اثبات وجود امام زمان، دردست نداریم؛ خواه دلیل عقلی باشد و خواه دلیل نقلی.
سید کمال حیدری به (۲) و (۳) اعتقاد دارند؛ یعنی: اولاً نه اصلِ وجودِ امام زمان را انکار کرده اند و نه ادلهی رواییِ بهسودِ آن را بهصورتِ مطلق، تضعیف کرده اند؛ بلکه ایشان معتقد اند که با مبنای رجالیِ آیتالله خویی، نمیتوان به ادلهی رواییِ وجودِ امام زمان تمسک جست و بهترین دلیل برای اثبات امام زمان، نظریهی انسان کاملِ ابنِ عربی است. نکتهی مهمتر اینکه، سید کمال حیدری مبنایِ رجالیِ آیتالله خویی را قبول ندارد و ایراد ایشان معطوف به آندسته از فقیهانی است که در رجال، روشِ خویی را پذیرفته اند. ادلهی رواییِ وجود امام زمان، برای حیدری، نقشِ مؤیّد را دارد نه نقشِ دلیلِ مستقل؛ این ادله به نظریهی انسان کامل ضمیمه میشوند تا درمجموع دلیلِ اطمینانآوری برای اثباتِ وجود حضرت مهدی پدید آید. پس دلیلِ اصلی، دلیل عقلی است و دلایل روایی، نقش پشتیبانی را دارند. | 236 |
| 10 | پاسخ:
درود. من شبانهروز با فلسفه درگیرم، حتا زمانی که کار غیرِفلسفی میکنم، به آن کار با این عینک مینگرم تا سوژهای فلسفی از آن بیرون بکشم و یا تحلیلی فلسفی دربارهی آن داشته ام. یا مثلاً اگر با دوستان گفتوگوی عادی هم داشته باشم، سَمت و سوی فلسفی برای آن پیدا میکنم. شبها تا صبح بیدارم؛ از ساعت ۵ونیم تا ۸ونیم میخوابم و ظهر هم از ساعت ۲ تا ۴. البته منعطف ام در ساعت خواب؛ یعنی اگر زمانی لازم باشد که شب استراحت کنم، میتوانم؛ اما شبها برای کار راحتترم و سکوت و آرامش شب را دوست دارم. در اوقات استراحت صوت گوش میدهم؛ حتا در حمام درسگفتار گوش میدهم و موبایلِ قبلیام بهخاطر همین مسأله، آبزده شد و آسیب خورد. شاید بامزه باشد که سهسال درس خارج اصول فقه آقای احمدی شاهرودی را در حمام و در مسیر رفتوآمد گوش دادم. 😉😅 مطالعه سبک خاصی ندارد؛ همهی این حرفها شعار است؛ ذهن هرگاه با چیزی انس پیدا کند، با آن راحت کنار میآید و دیگر اذیتی متحمل نمیشود؛ همهاش تمرین و ممارست است. من خلاصهبرداری و فیشبرداری اصلاً ندارم؛ کتاب را با روشی تحلیلی و نقادانه میخوانم، در حاشیهی کتاب نکاتی را که به ذهنام میآید، مینگارم و بعد از آن، آنچه را که مجمل در حاشیهی کتاب نگاشته ام، تفصیل میبخشم و در فایل ورد تایپ میکنم. از مطالعه و نوشتن هم لذت میبرم؛ هیچ هدف دیگری ندارم؛ ذهن بهاندازهی کافی ارضا میشود و مبتهج میگردم. | 219 |
| 11 | پرسش: | 224 |
| 12 | پاسخ:
درود. بهصورت کلی نه، مگر در مواردی که عارفان از مبانیِ شریعت، تحلیلِ عرفانی و فلسفی ارائه کرده اند. برای نمونه، سید حیدر آملی کتابی دارد بهنام اسرار الشریعة که این کتاب، هر عملِ شرعی را در سه ساحتِ شریعت، طریقت و حقیقت بررَسی میکند؛ یعنی هر عمل در سه سطح و سه موقعیت، قابلِبحث است. از شریعت به طریقت پل میزند و از طریقت بهسوی حقیقت - مبتنیبر تبیینِ خاصی از حقیقت که پیشتر پذیرفته است - گام برمیدارد. طبعاً برای فهمِ چنین کتابی، آشناییِ قبلی با فقه لازم است. ابنِ عربی نیز در موارد متعددی از فصوص و فتوحات، شریعت را ازمنظر خود تفسیر میکند؛ یعنی بر مبانیِ فلسفیِ خود تکیه میزند تا به فهمِ جدیدی از شریعت دست پیدا کند و نوعی از فلسفهی فقه را عرضه میکند. اما، در سطحِ تحقیقی و پژوهشی و نه در مرحلهی آموزش، برای کارکردن در تصوف، آشنایی با اصولِ فقه لازم است؛ بهدلیل آنکه، هر عارفی برای فهمِ دین، به اصولِ خاصی از شریعت چنگ میزند و روششناسیِ ویژهای دارد؛ روش عارفان عمدتاً، نوعی از مواجههی معیّن با روشِ فقهی و دخلوتصرف در آن است. بنابراین برای رسیدن به دریافتی دقیق از روششناسیِ عارفان، باید روشِ تحقیق دربابِ شریعت را، آنگونه که فقیهان بهکار میبندند، بشناسیم تا بتوانیم با تمایزهای روششناختیِ عارفان و فقیهان آشنا شویم. | 238 |
| 13 | پرسش: | 188 |
| 14 | پرسش و پاسخ | 202 |
| 15 | پرسش و پاسخ | 1 |
| 16 | پرسش: | 1 |
| 17 | شرح مقدمهی فصوصِ سید کمال حیدری در سایت ایشان اینگونه معرفی شده است:
مقدمه قیصری بر فصوص الحکم مهمترین متن درسی در حوزهی تصوف اسلامی است که با گذشت چند قرن از تألیف آن، همچنان اصلیترین منبع تدریس و پژوهش طلاب و محققان این دانش است.
علامه سید کمال حیدری، طی سالها تتبع و تحقیق، کتاب فصوص الحکم را، در هزار و بیست و هفت جلسهی درسی تدریس نمودند که بخشی از این جلسات، ناظر به شرح، تحریر، تحلیل و نقد مقدمهی قیصری بر فصوص الحکم بود.
اکنون به یاری خداوند متعال، شرح علامه حیدری بر این مقدمه، به چاپ رسیده است. این شرح ویژگیهای برجستهای دارد که نظیری برای آن نمیتوان یافت:
۱. شرح علامه حیدری در سه جلد چاپ شده است که جلد اول آن، ۵۲۸ صفحه دارد و جلدِ دوم ۵۱۰ صفحه و جلدِ سوم، ۵۳۵ صفحه. این شرح سه جلدی به زبانِ عربیِ پیراستهشده و معاصرانه تألیف یافته و کاملترین شرحی است که از زمان نگارش مقدمه تا دوران حاضر، به زبان عربی عرضه میشود.
۲. پیش از ورود به متن قیصری، مقدمات تاریخی لازم، به جهت معرفت نسبت به نویسنده و اسلوبِ کتابت او، بیان شده است تا مخاطب بتواند با شناختی کافی وارد متن شود و زمینه و زمانهی این دسته از متون سنتی و کلاسیک را بشناسد. این دادههای تاریخی، خواننده را در فهمِ تاریخی از سنت عرفانی جهان اسلام یاری میرساند.
۳. مفاهیم تخصصی قیصری، معنایابی شدهاند و مخاطب به واسطهی انس با این شرح، میتواند به ترمینولوژیِ تخصصیِ تصوف اسلامی احاطه یابد.
۴. متن مقدمهی قیصری، به نحوی روشمند و منطقی، حلاجی و تحلیل شده و تلاش شده است که تا حد امکان، صورتبندی موجهی از گزارههای مدنظرِ قیصری به دست داده شود.
۵. فهم علامه حیدری از مقدمهی قیصری، به گونهای است که، استقلالِ فکریِ ابنعربی و قیصری را حفظ میکند و مانند بسیاری از شارحان معاصر، آن دو را به مصادرهی فلسفهی ملاصدرا درنمیآورد. قرائتِ علامه حیدری از تصوف اسلامی، فلسفی است؛ اما صدرایی نیست.
۶. در این شرح، با شیوهی مطالعهی صحیح متن قیصری نیز آشنا میشوید؛ تمامی اصطلاحات نامأنوس معنا شده اند و حتی مرجعِ ضمیرهای مبهم در متن نیز معین شده است تا خواننده بتواند به آسانی و به دور از هر گونه اغلاق و دشواری، با مقدمهی قیصری ارتباط گیرد.
مجموعهی این مؤلفهها، سببِ آن شده است که شرحی کامل و جامع بر مقدمهی قیصری پدید آید که هم نوآموزان را به کار میآید و هم محققان و مدرسان را.
امید داریم که عنایات خداوند شامل حال گردد و این شرحْ گرهای از معضلات معرفتیِ طلاب معرفت و حقیقت بگشاید و قلبِ امام زمان «عج» را شاد گرداند.
https://alhaydari.ir/product/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%82%DB%8C%D8%B5%D8%B1%D9%8A-%D9%84%D9%81%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%84%D8%AD%DA%A9%D9%85/ | 195 |
| 18 | پاسخ:
درود. پژوهشگران تصوف متأسفانه آثار خوبی به زبان فارسی پدید نیاورده اند؛ اما عربها و بهویژه ترکها دراین زمینه سرآمد اند. دو رسالهی دکترا در زبان ترکی نوشته شده است که خوشبختانه به فارسی نیز درآمده اند: اولی کتابِ آفاق عرفان ابنِ عربی تألیف محمود قلیچ نشر هرمس و دومی کتابِ آیینه، حرف، نور در مکتبِ ابنِ عربی تألیفِ طاهر اولوچ نشر مرکز. کتاب اولوچ بسیار جذاب است و ایدهی بنیادیناش آن است که با سه استعارهی آیینه، حرف و نور میتوان گزارشی منسجم و دقیق از عرفانِ ابنِ عربی بهدست داد. بعد از ایندو کتاب، بهسراغ فصوص الحکم بروید؛ از آراءِ ابنِ عربی، عمدتاً تفسیرهای صدرایی بهدست داده میشود که نمیتوان به آنها اعتماد کرد؛ بنابراین، برای شروع بهترین کار رجوع به شرحهای فارسیِ فصوص است؛ شرحهایی که توسطِ قدما نگاشته شده است؛ یعنی توسط افرادی که خود در مکتبِ ابنِ عربی پرورش یافته اند؛ مثلاً شرح فصوص الحکم خوارزمی تصحیح استاد نجیب مایل هروی و شرح نصوص الخصوصِ رکنالدین مسعود شیرازی. دربینِ معاصران شرحِ مرحوم علامه حسنزاده باعنوان ممد الهمم، گزارشی وفادارانه از آراء شیخ اکبر بهدست میدهد و شرحی بسیار روان است. این کتاب درواقع، دروسی بوده که حسنزاده در مسجد آمل، برای نمازگزاران ایراد میکرده است؛ جالب است که فصوص را در مسجد، برای عوام درس داده و ازاینجهت، شرحی بیپرده، شفاف و قابلِفهم است. بسیاری از خردهگیریهای مخالفان تصوف در عصر حاضر، مبتنی براین شرح است؛ یعنی بیپردهبودن و روشنبودن شرح حسنزاده، مخالفان تصوف را میرماند و گزک به دستشان میدهد. در ماههای اخیر، سید کمال حیدری، شرحی سهجلدی، با زبانی فنی و روشمند، بر مقدمهی قیصری بر شرح فصوص، پدید آورده است که محمد ربیعی آن را تقریر کرده است که بهترین و کاملترین شرح بر مقدمهی قیصری بهحساب میآید. | 193 |
| 19 | پرسش | 195 |
| 20 | پاسخ:
مفهومِ خدا یک مفهومِ الاهیاتی-کلامی است؛ عرفان با دو مفهومِ «وجود» و «ظهور» سروکار دارد. در عرفانِ ابنِ عربی، که من برپایهیِ آن سخن میگویم، وجود امری واحد است؛ یعنی تنها بر یک موجود اطلاق میشود؛ اما ظهور امری متکثّر است؛ یعنی مصادیقِ متعددی دارد. وجودِ واحد را بر خدای کلام و خدای ادیان تطبیق داده اند؛ اما بینِ آنها تمایزهایی وجود دارد. عارفان هرگاه از خدا سخن میگویند، منظورشان تنهامصداقِ وجود است که سرتاسرِ جهانِ هستی را فراگرفته است و ظهوراتِ شمارشناپذیر/بینهایت دارد. اگر مفهومِ خدا را در عرفان استعمال نکنیم، میتوانیم با بهرهبردن از دو مفهومِ «وجود» و «ظهور» و با تکیه بر تمایزی که بینِ ایندو مفهوم وجود دارد، از متافیزیکِ عرفانی تبیینی سرراست و سازوار ارائه کنیم. | 234 |
