en
Feedback
كپشن من...

كپشن من...

Open in Telegram

كانال هنرى كپشن من... حرفهاى كمتر زده شده، كمتر شنيده شده، راه و رسم زندگى... عضويت در كانال كپشن من: https://t.me/joinchat/AAAAAFBUMK5iHPq8uEFQaQ @MyCaption #Leave

Show more
828
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
از آن آدم‌هایی بود که حتی اگر فقط درباره‌ی آب‌وهوا هم با او حرف می‌زدی، باز هم با لبخند از او جدا می‌شدی. #استیو_تولتز 🆔@MyC
از آن آدم‌هایی بود که حتی اگر فقط درباره‌ی آب‌وهوا هم با او حرف می‌زدی، باز هم با لبخند از او جدا می‌شدی. #استیو_تولتز 🆔@MyCaption

اگه حوصله نداشتی، نت گوشیت رو خاموش کن. اگه شخصیتت مثل همه نیست، به خودت اعتماد کن. اگه کسی بهت حس بدی میده،جواب پیامش رونده. اگه بودن تو جمعی آزارت میده، اونجا رو ترک کن. اگه لازمه گریه کن، نیازی نیست همیشه قوی باشی. تو حق اینو داری که هر وقت دلت خواست وارد فضای امنت بشی و با یه انرژی مضاعف به زندگی عادی بگردی! پس زیاد به خودت سخت نگیر رفیق! 🆔@MyCaption

عشق در لحظه پدید می‌آید، دوست داشتن در امتداد زمان، این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است ... عشق معیارها را درهم می‌ریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می‌شود. عشق ناگهان و ناخواسته شعله می‌کشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می‌گیرد عشق قانون نمی‌شناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه‌ای از قوانین عاطفیست. عشق فوران می‌کند چون آتشفشان و شره می‌کند چون آبشاری عظیم، دوست داشتن جاری می‌شود چون رودخانه‌ای بر بستری با شیب نرم ... عشق ویران کردن خویش است ، دوست داشتن ، ساختنی عظیم ... 🆔@MyCaption

احساسات ما چه پیامی را دارد ؟ افسردگی میگه : سبک زندگیم خوب نیست و راکد بودن رو باید رها کنم و به جای حس بیهوده بودن حس مفید بودن رو تقویت کنم اضطراب میگه : خودم رو بیش از حد درگیر مسائلی کرده ام که ارتباطی به من ندارند. (تمرینات مدیتیشن و تمرینات ذهن اگاهی بسیارموثر است) استرس میگه : روی مسائل زندگیم تسلط ندارم و باید مهارتهام رو افزایش بدم و نیاز به مرتب کردن زندگیم دارم، کمبود اعتماد به نفس میگه : من به وعده هایی که به خودم میدم عمل نمی کنم و دیگه نمی تونم روی خودم حساب کنم.(تمرکز بر روی نقاط مثبت شخصیت،دستاوردها، و فعالیت های سازنده بهترین گزینه ها برای بالا بردن اعتماد به نفس ازدست رفته است) نکته پایانی در واقع تمام احساس های منفی در باطن خود پیامی دارن و اشاره به نقطه ضعفی از ما می‌کنند پس به جای فرار،انکار یا از بین بردن این احساسات منفی، به مفهوم و معنای پیامی که برای ما دارند توجه کنیم. 🆔@MyCaption

چه روزگار عجیبی شده می‌خواهیم تنها باشیم اما دلمان هم می‌خواهد بیرون از این جزیره‌ی یک نفره کسی باشد که انتظارمان را بکشد! می‌خواهیم با کسی حرف نزنیم اما هوایی می‌شویم آن سوی این سکوت کسی باشد که برایمان نامه بنویسد می‌خواهیم در هیچ قاب دو نفره‌ای جا نشویم اما مدام منتظر کسی هستیم که یک صندلی را کنار خودش برای ما خالی نگه دارد کی وقت کردیم برای این همه رازآلودگی؟ کی این همه بزرگ شدیم که خودمان را هم نشناسیم؟ همه داریم آن دیکته‌ای را که خودمان به خودمان می‌گوییم هم غلط می‌نویسم حواس‌مان هست؟ یک نفر باید باشد که وقتی آمد خط قرمز بکشد روی این همه خواسته‌های متناقض و قلب ما را یکی کند با خودش تو بیا و بگذار ردیفِ «تو» آرایه‌ی ساده‌ی ادبی غزل زندگی من باشد که تناقض، به شعرهای من نمی‌چسبد. 🆔@MyCaption

Listen & Enjoy 🎵 DJ Soushi ⏱ 24:22 💽Podcast: #PersianDeep 💾Episode: 01 🔖Genre: #Persian 00:01 ─〇───── 24:22 ⠀ ⠀ ⇄ ◃◃ ⅠⅠ ▹▹ ↻ Channel : 🆔@MyCaption

بعبارتى ؛ ردبول حرف ميزنى ، آبعلى عمل ميكنى!

دیده‌ای وقتی نوشیدنی گازدار را داخل لیوان می‌ریزی، بیش از حجم حقیقی نوشیدنی، کف بالا می‌آید و باید صبر کنی تا کف‌ها ته نشین شود و تازه ببینی با نوشیدنی‌ات چند چندی؟! نباید زیاد روی لاف و هیجانات ابتدای رابطه‌ها حساب کرد. بعضی‌ها نوشیدنی گازدارند، فکر می‌کنی زیاد هستند و زیاد دوستت دارند اما زمان که گذشت نگاه می‌کنی و می‌بینی همه‌اش کف بوده و تو مانده‌ای و یک لیوان خالی و حسابی که نباید باز می‌کردی... 🆔@MyCaption

ولی آهنگ جدید عرفان طهماسبی مثل اسمش دلگیره🙃... 🆔@MyCaption

می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ آدم‌ها هرکدام ظرفیتی دارند و مشکلاتی... و من نمی‌دانم هرکدام، با چه زور و تقلایی روی پاهایشان ایستاده‌اند. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ انسانی در شرایط عادی دلش نمی‌خواهد آزار برساند و هر واکنش ناخوشایند و آزاردهنده‌ای، برآمده از استیصال و رنج عمیق انسان‌هاست، نه از سرِ تصمیم به آزار. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ‌کس انتخاب نکرده در این لحظه و ثانیه مرا زخمی کند و اگر زخمی برداشته‌ام، برای ایستادن در مکان و زمان اشتباه بوده؛ مثل آدمی که وسط جنگ، وارد شهری شده و بی‌خبر از همه‌جا، تیر خورده و آدم‌های شهر مقصر نیستند! چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هر واکنشی، کنشی داشته و هر رفتاری، زمینه‌ای که آن را ایجاد کرده. می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی خودم هم بارها بی‌آنکه بخواهم، باعث ناراحتی کسانی بوده‌ام و می‌دانم گاهی انسان به حدی درحال غرق شدن است که برای نجات خودش به هرکسی و هرچیزی چنگ می‌زند و به این فکر نمی‌کند که شاید دیگری را هم غرق کند! می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ مگر درختان از زمستان دلگیر می‌شوند؟ صبر می‌کنند تا بهار شود. 🆔@MyCaption

گفتم: ما باهم چه نسبتی داریم؟ گفت: دوستیم! نگاهش کردم. انگار دنبال واژه‌ی نایاب‌تری برای آن حجم از احساس سال‌ها به طول انجامیده و پایدار می‌گشتم. ادامه داد: مفهوم دوست، خیلی فراتر از تمام تعاریف و کلیشه‌هایی‌ست که تحت عنوان "عشق" و "رفاقت" دست به دست شده. من و تو دوستیم، یعنی حواسمان به هم هست، یعنی به هم فکر می‌کنیم، یعنی برای هم بد نمی‌خواهیم و تا جایی که در توانمان باشد خیرخواه همیم. ما باهم دوستیم، به دور از اغراق و افراطی که در واژه‌های عشق و رفاقت، به انسان تحمیل شده. ما با هم دوستیم یعنی من آنقدر برای تو از خودم نمی‌گذرم که بعد از مدتی احساس قربانی به خودم پیداکنم و از احساسات و رفتارم پشیمان باشم، یا آنقدر افراطی تو را به قلب و جهانم نمی‌چسبانم که با کوچکترین فقدان و بی‌توجهی‌ات، آرامش هردویمان را بهم بریزم و از تو بیزار شوم. یعنی سعی نمی‌کنم خودخواهانه، تو را فقط برای خودم بخواهم و مانع و سدی برای رشد تو باشم. ما باهم دوستیم، یعنی بلدیم چطور حال هم را خوب کنیم. درست می‌گفت، فقط با او که حرف می‌زدم حالم خوب می‌شد و فقط مقابل او بدون هیچ پوسته و گارد و محافظی، خودم بودم و از هیچ چیز نمی‌ترسیدم. فقط او بود که مرا در سخت‌‌ترین سنگلاخ‌ها، بی‌هیچ منت و توقعی همراهی می‌کرد و اگر خسته‌ می‌شد و اگر در توانش نبود، بی‌هیچ تعارفی به من می‌گفت. نگاهش کردم و گفتم: ما با هم دوستیم، خندید... خندیدم... 🆔@MyCaption

از راه که رسید، مثل بچه گربه‌ای بود که هم زیاد لگد خورده، هم زیر باران مانده، خشمگین و آب‌کشیده! غریبه بود و هیچ چیز از ماجرایش نمی‌دانستم، فقط می‌دانستم که کمک می‌خواست. داشت خودش را به در و دیوار می‌زد، با همه بی‌دلیل سرِجنگ داشت و بی‌اختیار، دنبال ناجی می‌گشت، دنبال کسی که او را از این باتلاق خشم بیرون بکشد. رفتم جلو، یک لیوان چای به سمتش گرفتم و گفتم: خیلی خسته‌ای،بنشین، بنوش و نفسی تازه کن. ناگهان مثل بچه‌ گربه‌ی خشمگین و پرخاشگری که اعتماد کرده‌باشد، حالت تدافعی‌اش شکست، نگاه سردش نرم شد، مثل یک بچه‌ی ذوق‌زده نگاهم‌کرد و خندید، انگار سال‌ها منتظر همین یک ذره درک و محبت بود. آدم‌ها همینند، گاهی بچه‌گربه‌های خیس و آسیب‌دیده‌ای‌اند که از دنیا ترسیده و همه را بدخواه و حریف می‌بیند. فقط باید نوازششان کنی، فقط باید با حرف یا رفتاری بهشان بفهمانی که تو مثل بقیه نیستی، که آن‌ها را می‌فهمی و درک می‌کنی و می‌دانی که آن‌ها مقصر نیستند و دنیا به آن‌ها سخت گرفته. آدم‌های این روزگار، همه‌شان گناه دارند، همه آسیب‌دیده‌اند، همه زخم‌خورده‌اند، همه، ترسیده... 🆔@MyCaption

گفتم: همه‌ی انسان‌ها یک هیولای وحشی درون دارند که جایی از وجودشان، دست بسته و افسار شده نشسته و دنبال فرصتی برای ابراز می‌گردد. امان از وقتی که این هیولا افسار بگسلد و به جان رابطه‌ها و آدم‌ها بیفتد. امان از وقتی که ما با نیمه‌ی تاریک و کینه‌توز آدم‌ها مواجه شویم. امان از وقتی که پس از مدت‌ها رفاقت و هم‌زیستی و دوستی، آدم‌ها، روی دیگرشان را نشانمان بدهند. گفت: اصلا فکرش را نمی‌کردم او چنین آدمی باشد و من بعد از اینهمه سال، نشناخته باشمش! گفتم: ما از آدم‌ها، فقط پوسته‌‌ی بیرونی‌شان را می‌بینیم. آن بخش زیبایی که برای تعاملاتشان مقابل ویترین چیده‌اند، اما حقیقت این است که ما هیچ‌کس، حتی نزدیک‌ترین و عزیزترین‌ کسانمان را نمی‌شناسیم. گفتم: هرکجا مهربانیِ زیاد دیدی، در انتظار خشم و قهرِ زیاد هم باش. فرشته‌ی وجود آدم‌ها هرقدر ظریف‌تر و مهربان‌تر، هیولای وجودشان به همان اندازه درنده‌تر، بی‌ملاحظه‌تر، بی‌رحم‌تر... 🆔@MyCaption

یک مشت انسانِ پر و خالی شونده‌ایم... از جای دیگر پر می‌شویم و سرِ هم خالی می‌کنیم، از جای دیگر زخم می‌خوریم و از هم انتقام می
یک مشت انسانِ پر و خالی شونده‌ایم... از جای دیگر پر می‌شویم و سرِ هم خالی می‌کنیم، از جای دیگر زخم می‌خوریم و از هم انتقام می‌گیریم!!! درست گفته اند؛ هر آسیب‌زننده‌ای، آسیب‌دیده‌ای‌ست، که بهبود نیافته... 🆔@MyCaption

Long Goodbyes - Still Corners (320).mp38.69 MB