en
Feedback
لمسِ حبابِ وجود

لمسِ حبابِ وجود

Open in Telegram

[شاید]فاجعه ای که نباید،اتفاق افتاده چون من [احتمالا]وجود دارم و[به گمانم]؛«بالاتر از سیاهی رنگی نیست.»

Show more
300
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+3530 days
Attracting Subscribers
July '25
July '25
+48
in 1 channels
June '25
+7
in 0 channels
Get PRO
May '25
+5
in 0 channels
Get PRO
April '25
+6
in 0 channels
Get PRO
March '25
+2
in 0 channels
Get PRO
February '25
+7
in 0 channels
Get PRO
January '25
+12
in 0 channels
Get PRO
December '24
+12
in 0 channels
Get PRO
November '24
+17
in 0 channels
Get PRO
October '24
+12
in 0 channels
Get PRO
September '24
+44
in 0 channels
Get PRO
August '24
+53
in 0 channels
Get PRO
July '24
+3
in 0 channels
Get PRO
June '24
+222
in 1 channels
Get PRO
May '240
in 3 channels
Get PRO
April '240
in 1 channels
Get PRO
March '24
+48
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 July0
24 July0
23 July0
22 July+1
21 July0
20 July0
19 July0
18 July+23
17 July+23
16 July0
15 July0
14 July0
13 July0
12 July0
11 July0
10 July+1
09 July0
08 July0
07 July0
06 July0
05 July0
04 July0
03 July0
02 July0
01 July0
Channel Posts
وقتی موهاش میریزه رو صورتش؛
وقتی موهاش میریزه رو صورتش؛

2
"...جسمم دنبال هرچی بدوعه اما سمت شما میکشه روحمون پر"
173
3
"چو چاه‌ِ ریخته آوار می‌شوم بر خویش که شب رسیده و ویران‌ترند بیماران برای من سخن از «من» مگو به دلجویی مگیر آینه در پیش ز خویش بیزاران"
211
4
"زنده می‌کرد مرا دم به دم امید وصال ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم"
220
5
https://youtu.be/vSSYYbrQL0M?si=UL3ZzCHMc9np8Mis
246
6
Trevor Morris – Reunion and Final Rest.mp3
212
7
چشم های خاموش با ذوقی کور...یک تلاقی اشتباه تصادف دو خط موازی تن های اتوکشیده ی خالی از ارواح اجرای تئاترِ «مشغول بودن» به مس
چشم های خاموش با ذوقی کور...یک تلاقی اشتباه تصادف دو خط موازی تن های اتوکشیده ی خالی از ارواح اجرای تئاترِ «مشغول بودن» به مسخره ترین شکل ممکن گاهی حتی با سیلی هم نمیتوان سرخ شد؛در انجماد شریان ها خونی نمیدَود #یادداشت
3 245
8
Miralam_Miralamov_feat_Aliagha_Sadiyev,_Elnur_Mikayilov,_Shirzad….mp3
235
9
در جایی می ایستم؛ بسیار دور از زندگی بسیار دور از مرگ چیز هایی که پشت سر گذاشته ام از روبه رویم میگذرند مطمئن میشوم نفس های س+1
در جایی می ایستم؛ بسیار دور از زندگی بسیار دور از مرگ چیز هایی که پشت سر گذاشته ام از روبه رویم میگذرند مطمئن میشوم نفس های سرد بیهوده ام جز خراش موهای روی لبم هیچ تاثیری ندارند؛برای هر گشایشی هیچ شانسی قائل نیستم با پناه بر انکارِ حس هایی که قدرت تفکیکشان از دستانم خارج است،اجازه می دهم تاریکی روی پوست کل بدنم بخزد و غرقم کند؛من نیز طعم تلخ گس تاریکی را روی زبانم با وضوح‌ِ بسیار حس کرده و آرام میبلعم #یادداشت
241
10
https://youtu.be/7fqUz8Mpcik?si=MKPbSIrP_Ja4yj2m
194
11
"Paris,Texas 1984"+2
"Paris,Texas 1984"
167
12
Lord Huron & Allison Ponthier – I Lied.mp3
149
13
Kharidar.mp3
153
14
5:00
177
15
"...they won't rest till I bleed"
175
16
در کوله باری از وداع،وحشت،فقدان و خلاء،رفتار زندگی همواره اینگونه بوده است قواعد بازی با گذشت هر مرحله تغییر میکند و گاهی هیچ+3
در کوله باری از وداع،وحشت،فقدان و خلاء،رفتار زندگی همواره اینگونه بوده است قواعد بازی با گذشت هر مرحله تغییر میکند و گاهی هیچ قواعدی جواب نمی دهد زندگیِ بیرون همیشه در تاریکی و متفاوت با جهالت ها و فریبکاری های درونمان مشغول بگارفتن است گاهی حتی چند قطره آب،مادر چهار میلیارد ساله ی طبیعت را فریب می دهد و در جایی که نباید جریان می یابند گاهی شادی هاهم دردآورند؛عزیزم میدانی!گاهی بوسه های شیرین عشق نیز خون مردگی می آفرینند. #یادداشت
170
17
https://youtu.be/kFp-2UxBiYE?si=WaYqs7ojFu9MTBrP
137
18
https://open.spotify.com/album/3Wb9GGGGiEidDo0RntlSLq?si=ZyFkqocWQuSFVGm8Dmsxwg
141
19
...وگاهی حس میکنم تئاتریست سرگرم کننده در محله ای متروک و من فقط ناظرم #یادداشت+7
...وگاهی حس میکنم تئاتریست سرگرم کننده در محله ای متروک و من فقط ناظرم #یادداشت
171
20
زندگی؛ گاهی حسم این است معرکه ایست مضحک که من نیز نقشی در آن دارم ...+5
زندگی؛ گاهی حسم این است معرکه ایست مضحک که من نیز نقشی در آن دارم ...
131