آیههای تاریکی
Open in Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
Show more363
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
▪️گفتگو
پرسید: چطوری فلانی؟
گفتم: روز را به شب میرسانم به امید اینکه شب را به روز نرسانم
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️گفتگو
پرسید: چطوری فلانی
گفتم: ممنونم، روز را به شب میرسانم به امید اینکه شب را به روز نرسانم
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️جمله ای برای دخترم ...
فرزندم، هیچ چیز پایدارتر از خلق لحظه ای عاشقانه که بتواند تا آخرین ثانیه حیاتت ادامه پیدا کند نمیتواند زیبا باشد. شاید آن لحظه تولد یک بوسه است، یا خلق یک اثر، یا حتی لحظه امضا زدن پای یک نقاشی یا رمانی که تمامش کرده ای.... خالق آن لحظه تو هستی نازنینم.
آن لحظه را برایت آرزو میکنم، لحظه ای که تا ابدیت کش بیاید و تا ابد خاطره شیرینش در رگهای احساست جریان پیدا کند.
تولدت مبارک عزیزم
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️وقتی نزدیک...
وقتی به آخر راه میرسی رنگ همه چیز عوض میشود؛ خیلی چیزها زیباتر میشوند. انگار خاطراتت از یک عشق دیرین و از دست رفته دوباره رنگ میشوند.
کام سنگینی از سیگارت میگیری و ریه هایت دود را با اعتراضی خونین پس میزنند؛ و آنگاه همه چیز جابجا میشوند. چشمان روشن سایه سرگردانی که سالها از گوشه اتاق تاریک و سردت نگاهت میکردند جلو میاید. انگار دوباره داری وصل میشوی، به جایی و به لحظه ای وصل میشوی که انگار برای همیشه قطع شده بود.
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️اعتماد نکن
هرگز به دوستت دارمهای یک زن اعتماد نکن؛ ممکن است پشت تمام احساساتی که از خود نشان میدهد فقط یک شوخی آزار دهنده یا رقابتی احمقانه وجود داشته باشد
#یاور_م
@ehsas2ro
