en
Feedback
یک فریاد بیصدا

یک فریاد بیصدا

Open in Telegram

حالم بد است نمیدانم چگونه توصیفش کنم نمیدانم دلم گیر است یا که دلگیرم مثل یک فریاد بیصدا...! 𝐏𝐕 : @sikto_bzan 𝐓𝐀𝐁 : @AGUST_D_97

Show more
7 165
Subscribers
-424 hours
-427 days
-19430 days
Posts Archive
او ماجرا را تعریف نکرد؛فقط موهایش را کوتاه کرد و بعد،سرخابی شد انگار قلبش را از سرش باز کرد.

لانگ‌ دیستنس سخت است،اما وقتی میدانم در انتهای این راه تو هستی، تمامِ سختی‌ها شیرین میشود.ما فقط دو نفر نیستیم که از هم دوریم ما دو نیمه‌ای هستیم که در دو جای دنیا، منتظر اتصال دوباره‌اند.»

به درجه‌ای از پختگی رسیدم که کمتر حرف میزنم بیشتر فحش میدم.

گریه میکنم،سیگار میکشم،خسته میشم،میشکنم ولی باز درس میخونم، چون درس نخوندن قرار نیست چیزی رو حل کنه.

آهنگ گوش میدم چون هیچ جوره نمیتونم افکار سرمو قانع کنم که مُردن توی این سن خیلی زوده

یک دل و این‌همه غم؟وای به من

واقعا آدم همه‌چیز تمومی هستم،همه‌چیم تموم شده.

چرا اینقدر زود شنبه میشه من هنوز خستگی هفته پیش رو دارم.هفته جدید رو چجوری تحمل کنم.

من حتی تو شبکه‌های اجتماعی هم غیر اجتماعی‌ام.

-چرا مدرک زبانتو نگرفتی؟ +چون کنکور داشتم. -چرا گواهینامه نگرفتی؟ +چون کنکور داشتم. -چرا باشگاه رو ادامه ندادی؟ +چون کنکور داشتم. -چرا مسافرت نرفتی؟ +چون کنکور داشتم. -چرا عروسی نرفتی؟ +چون کنکور داشتم. -چرا زندگی نکردی؟ +چون کنکور داشتم...

‌ کسی چه میدونه؟شاید همین الان داریم به هم فکر میکنیم

تراپی واقعی خوابیدنه بقیه چیزا اداس

درسته نجات‌ دهنده تو آینه‌س اما بعضی وقتا یکی باید پیدا شه که از دست نجات‌ دهنده نجاتت بده.

هیچ چیز به اندازه‌ی موهای آبی نمیتونه هم‌زمان آرامش و جذابیت رو کنار هم داشته باشه.

چشمام به خواب"نیاز"داره ذهنم به"موفقیت" قلبم به "آرامش"

یک سال دیگه هم گذشت...!

فکر میکردم دنیا یک جایِ امن دارد و آنجا آغوشِ رفاقتی بود که به رفتنِ صاحبش شک نداشتم.رفتنش دردناک نیست،ویران‌کننده است چون باور داشتم که او،تنها کسی است که تقدیرش با رفتن گره نخورده است.

#𝐷

در مقابل کمی امید،همه چیزم را دادم.

توقعات آدما از من خیلی بالاست من همینکه تو یکسال گذشته خودمو نکشتم اتفاق بزرگیه و بخش زیادی از انرژی و توانمو گرفته