یک فریاد بیصدا
Відкрити в Telegram
حالم بد است نمیدانم چگونه توصیفش کنم نمیدانم دلم گیر است یا که دلگیرم مثل یک فریاد بیصدا...! 𝐏𝐕 : @sikto_bzan 𝐓𝐀𝐁 : @AGUST_D_97
Показати більше7 151
Підписники
-424 години
-397 днів
-18830 днів
Архів дописів
7 150
او ماجرا را تعریف نکرد؛فقط موهایش را کوتاه کرد و بعد،سرخابی شد انگار قلبش را از سرش باز کرد.
7 150
لانگ دیستنس سخت است،اما وقتی میدانم در انتهای این راه تو هستی، تمامِ سختیها شیرین میشود.ما فقط دو نفر نیستیم که از هم دوریم ما دو نیمهای هستیم که در دو جای دنیا، منتظر اتصال دوبارهاند.»
7 150
گریه میکنم،سیگار میکشم،خسته میشم،میشکنم ولی باز درس میخونم، چون درس نخوندن قرار نیست چیزی رو حل کنه.
7 150
Repost from یک فریاد بیصدا
آهنگ گوش میدم چون هیچ جوره نمیتونم افکار سرمو قانع کنم که مُردن توی این سن خیلی زوده
7 150
چرا اینقدر زود شنبه میشه من هنوز خستگی هفته پیش رو دارم.هفته جدید رو چجوری تحمل کنم.
7 150
-چرا مدرک زبانتو نگرفتی؟
+چون کنکور داشتم.
-چرا گواهینامه نگرفتی؟
+چون کنکور داشتم.
-چرا باشگاه رو ادامه ندادی؟
+چون کنکور داشتم.
-چرا مسافرت نرفتی؟
+چون کنکور داشتم.
-چرا عروسی نرفتی؟
+چون کنکور داشتم.
-چرا زندگی نکردی؟
+چون کنکور داشتم...
7 150
درسته نجات دهنده تو آینهس اما بعضی وقتا یکی باید پیدا شه که از دست نجات دهنده نجاتت بده.
7 150
هیچ چیز به اندازهی موهای آبی نمیتونه همزمان آرامش و جذابیت رو کنار هم داشته باشه.
7 150
فکر میکردم دنیا یک جایِ امن دارد و آنجا آغوشِ رفاقتی بود که به رفتنِ صاحبش شک نداشتم.رفتنش دردناک نیست،ویرانکننده است چون باور داشتم که او،تنها کسی است که تقدیرش با رفتن گره نخورده است.
7 150
Repost from یک فریاد بیصدا
توقعات آدما از من خیلی بالاست من همینکه تو یکسال گذشته خودمو نکشتم اتفاق بزرگیه و بخش زیادی از انرژی و توانمو گرفته
