en
Feedback
کاغذِ آتش‌زده

کاغذِ آتش‌زده

Open in Telegram

@Sattar_Asadi زین دشت و در ندیدیم جایی که دل گشاید در بحرِ نظم شاید پیدا شود زمینی (بیدل دهلوی)

Show more
2 131
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
ای درختانِ عقیمِ ریشه‌تان در خاك‌هایِ هرزگی مستور یك جوانه‌ی ارجمند از هیچ جاتان رُست نتواند ای گروهی برگِ چركین تار چركین پود  یادگارِ خشكسالی‌های گردآلود هیچ بارانی شما را شست نتواند (مهدی اخوان ثالث)

#حسین_منزوی
#حسین_منزوی

ای مطلبِ بلند! دلم در هوای تو درباخت بال‌ و پر، به خدا می‌سپارمت #عرفی_شیرازی کلیات، جلد اول، تصحیح ولی‌الحق انصاری @kaghaze_atashzade

در صدف‌ها نیست آن گوهر که من می‌خواستم #نجیب_کاشانی

سخت نایاب است آن گوهر که من می‌جویمش

مطلب نایاب خویشم بس‌که جویای توام #بیدل_دهلوی

کجا افتادی ای دُردانهٔ مقصود از دستم؟ #صائب

رنجش روشن‌‌ضمیران لمعهٔ تیغ است و بس موج می‌گردد نمودار از شکست آب‌ها #بیدل

‌ به عِدّه‌ی تو نشستم پری‌وشی زادم که خاطرم به عطای تو بود آبستن «نظیری نیشابوری» @AConfederacy_of_Dunces ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عدة. [ ع ِدْ دَ ] (ع اِ) : ...در اصطلاح فقه مدّتی را گویند که زن پس از طلاق باید صبر کند و شوی نکند. /_ لغتنامه‌ی دهخدا #نظیری_نیشابوری #قطعات #دیوان_اشعار ‌ ‌

Repost from «لعلیات»
که از اندوه لبریزم که از شب‌گریه سرشارم

Repost from «لعلیات»
کمک کن ای سبک‌دامن جهان از سینه بردارم

طریق دلربایی یک جهان نیرنگ می‌خواهد به حسن محض نتوان پیش بردن نازنینی‌ها #بیدل

خنکی در اسد از مهر جهانگیر مخواه نفس سرد ز کام و دهن شیر مخواه #صائب @kaghaze_atashzade
خنکی در اسد از مهر جهانگیر مخواه نفس سرد ز کام و دهن شیر مخواه #صائب @kaghaze_atashzade

مدّ زخمم در تهِ داغ جگر باشد نهان همچو شمشیری که در زیر سپر باشد نهان #اشرف_مازندرانی @kaghaze_atashzade
مدّ زخمم در تهِ داغ جگر باشد نهان همچو شمشیری که در زیر سپر باشد نهان #اشرف_مازندرانی @kaghaze_atashzade

کلبه‌ی ما تیره‌روزان یک‌قلم بی‌نور نیست برق هم گاهی گذاری زین حوالی می‌کند #سالک_قزوینی @kaghaze_atashzade

Repost from خوشه‌گاه
شبِ قطب و فلکِ بی فلق‌ام من همیشه افقم ظلمانی‌ست #حسین_منزوی خوشه‌گاه

پیشانیِ خمارم، هستی شکست نارد بحر ار کند شرابی، چرخ ار کند ایاغی خوش آن‌که می‌دویدیم، مستانه در پیِ هم او چون غزال وحشی، من چون شغال یاغی گیرم کبوتر‌ دل، رست از غراب زلفش لیکن کجا برد جان، زان چشم‌های زاغی!؟ آن روضه کو و آن بزم؟ گیرم کند به تقلید عرش سپهر کاخی، فردوس خلد باغی #یغمای_جندقی