هواداران جبهه ملّی ایران
Open in Telegram
ما هواداران جبهه ملی ایران، حاکمیت ملی ایران را مبتنی بر تحقق آزادی و استقلال، جمهوریت، حقوق بشر و جدایی دین از حکومت میدانیم. اعتقاد داریم راه و روش تاریخی جبهه ملی ایران پاسخگوی مطالبات حقوق بشری، محیط زیستی و اقشار آسیبپذیر در ایران است.
Show more767
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
Repost from هواداران جبهه ملّی ایران
آیتالله کاشانی: «سفر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی موجب آشوب در ممکلت میشود؛ در ایران بمانید.»
نامه آیتالله کاشانی رئیس مجلس شورای ملی به شاهنشاه درخواست اینکه وی در ۹ اسپند ماه ۱۳۳۱کشور را ترک نکنند.
اعلیحضرت همایون شاهنشاهی
خبر مسافرت غیرمترقبه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی موجب شگفتی و نگرانی فوقالعاده قاطبه اهالی پایتخت شده و هیئت رئیسه مجلس شورای ملی با استحضار آقایان به عرض میرساند که در وضع کنونی به هیچوجه مصلحت و صواب نمیداند که اعلیحضرت همایونی مبادرت به مسافرت فرمایند. زیرا ممکن است در تمام کشور تاثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا میشود که قطعاً در این مورد تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند.
رییس مجلس شورای ملی - سیدابوالقاسم کاشانی
@NFIfans
Repost from هواداران جبهه ملّی ایران
۹ اسفند سالروز دسیسه قدرتهای داخلی و خارجی بر علیه دکتر محمد مصدق و در واقع سنگبنای کودتای 28 مرداد میباشد.
۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ خورشیدی، دربار با همدستی چندی از روحانیون و افسران، با بهرهگیری از اجامر و اوباش، طرح سفر شاه را دستآویزی برای در خطر قرار گرفتن کیان اسلام و ایران دانستند. در این دسیسه طرح ترور مصدق و در واقع سرنگونی دولت ملّی در دستور قرار دادند که با هوشمندی یاران و وفاداران دکتر مصدق و مقاومت مردم، طرح شکست خورد.
@NFIfans
Repost from حزب ایران
🔰 استقلال هراسانگیز وکیل
(به بهانه هفتم اسفند، سالروز استقلال کانون وکلای دادگستری)
• به قلم: فریدون دادگر
هفتم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
هفتاد و دو سال از تصویب لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری در هفتم اسفند ۱۳۳۱ میگذرد. این لایحه در دولت دکتر محمد مصدق و با وزارت دکتر عبدالعلی لطفی در وزارت دادگستری به تصویب رسید. کانون وکلای دادگستری، که در سال ۱۳۰۹ به ابتکار علیاکبر خان داور، وزیر عدلیه وقت، و با همکاری داوود پیرنیا و جمعی از وکلا تأسیس شده بود، با این لایحه به نهادی مستقل تبدیل شد.
این لایحه در شرایطی تصویب شد که مجلس شورای ملی اختیارات ویژهای به دولت داده بود تا در مدت شش ماه، از ۲۰ مرداد ۱۳۳۱، لوایح لازم را تنظیم و تصویب کند. اگرچه این لایحه بر اساس اختیارات قانونی دولت نیاز به تصویب مجدد نداشت، اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مجلس در ۲۹ آبان ۱۳۳۳ طرحی را به تصویب رساند که الغای کلیه لوایح مصوب دولت مصدق را در پی داشت. با این حال، مجلس به دولت فرصت داد تا ظرف پانزده روز از تاریخ تصویب قانون مذکور، لوایح قبلی از جمله لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری را برای بررسی مجدد به مجلسین (سنا و شورای ملی) ارائه کند. این اقدام منجر به تصویب مجدد لایحه در ۵ اسفند ۱۳۳۳ شد و با امضای رؤسای مجلس سنا (ابراهیم حکیمی) و مجلس شورای ملی (رضا حکمت)، اعتبار قانونی آن تأیید شد.
ماده یک این لایحه، تحولی تاریخی برای جامعه وکالت ایجاد کرد. با مستقل دانستن کانون وکلای دادگستری و شخص وکیل از نهادهای حاکمیتی، زمینهای فراهم شد تا وکلا با شجاعت و آزادگی به دفاع از قانون و حقوق بشر بپردازند. این استقلال تا سال ۱۳۵۷ پابرجا بود و حتی در بحبوحه انقلاب، خانوادههای زندانیان سیاسی برای اعتراض به حکومت وقت، در کانون وکلای دادگستری تحصن کردند و این تحصن بدون هیچ تعرضی از سوی حاکمیت پذیرفته شد.
اما پس از بهمن ۱۳۵۷ و استقرار حکومت اسلامی به رهبری روحالله خمینی، استقلال کانون وکلای دادگستری به محل مناقشه تبدیل شد. محمد بهشتی، رئیس دیوان عالی کشور و شورای عالی قضایی، عهدهدار تصفیه کانون وکلای دادگستری شد و با سخنرانی آتشین حسن نزیه، رئیس وقت کانون وکلای دادگستری، در ششم خرداد ۱۳۵۸، این نهاد مستقل مورد هجوم قرار گرفت. بهشتی با شکایت از نزیه و دستگیری هیئت مدیره کانون، عملاً فرآیند تصفیه این نهاد را آغاز کرد.
این دشمنی دیرینه بین حاکمیت و وکلای مستقل، از همان روزهای پایانی سال ۱۳۵۷ آغاز شد. حکومت جدید، با تصویب قوانین متعدد، تلاش کرد تا استقلال کانون وکلای دادگستری را از بین ببرد. از جمله این اقدامات میتوان به ایجاد نهادهای موازی مانند مرکز مشاوران، اعمال نظارت انتصابی بر هیئت مدیره کانون، دستدرازی به انتخابات داخلی کانون، و فشارهای امنیتی بر وکلای آزاداندیش اشاره کرد. این اقدامات در طول ۴۶ سال گذشته، استقلال کانون وکلای دادگستری را به شدت تضعیف کرده است.
امروز، کانون وکلای دادگستری در وضعیت اسفباری به سر میبرد. بسیاری از اعضای هیئت مدیره، که با دخالت دادگاه انتظامی قضات به این موقعیت رسیدهاند، در تلاشند تا این نهاد ۹۴ ساله را به کلی نابود کنند. آییننامههای ناقض استقلال کانون، که با تأیید قوه قضاییه و هیئت مدیره وقت کانون به تصویب رسیدهاند، شجاعت و آزادگی وکلای مستقل را به خطر انداخته و آنها را با تهدید محرومیت شغلی، دستگیری و زندان مواجه کردهاند.
با این حال، وکلای آزاداندیش و مستقل در تمام این سالها از پای ننشستهاند. آنها با مقاومتی ستودنی در برابر فشارهای حاکمیت ایستادهاند و از قانون و عدالت دفاع کردهاند. بسیاری از این وکلا با بازداشتهای خشونتآمیز، زندان و محرومیت شغلی مواجه شدهاند، اما هرگز از آرمانهای خود دست نکشیدهاند.
هفتم اسفند، سالروز استقلال کانون وکلای دادگستری، فرصتی است تا به تمام وکلای مستقل و پاسدار عدالت ادای احترام کنیم. این روز، یادآور مبارزهای است که برای حفظ استقلال و آزادی وکالت ادامه دارد.
جاوید باد ایران پیروز باد ملت
🆔️ @HezbIran
Repost from جبهه ملی ایران
جبهه ملی ایران به مناسبت پنجاهو هشتمین سالگرد جاودانگی رهبر نهضت ملّی ایران در کلابهاوس برگزار میکند.
سهشنبه چهاردهم اسپند ماه ساعت ۲۱ به وقت ایران۱۴۰۳
برابر با چهار مارس ۲۰۲۵ ساعت ۱۹ به وقت اروپای مرکزی
https://www.clubhouse.com/invite/wgASd0Akj1WV2dpZ7wrRK6laggbKUL9J8pW:yWUNKTRlyCuv_o1YuBghnekXtgRpsh73zi4Z1-P2M3U
مقاله
"تشکل سیاسی به مثابه یک خانواده، تقلیل گرایی یا صورت بندی اشتباه"
به قلم امیرمحمد شریفی
فعال دانشجویی
https://telegra.ph/تشکل-سیاسی-به-مثابه-یک-خانواده-تقلیلگرایی-یا-صورتبندی-اشتباه-02-26
Repost from جبهه ملی ایران
بیانیه روابط عمومی #جبهه_ملی_ایران
هموطنان عزیز!
چهار روز پیش در روز چهارم اسفند ماه۱۴۰۳خبر استعفای ۹ نفر از اعضای جبهه ملی ایران که ۷ تن از آنان عضو شورای مرکزی بودند،در رسانه های عمومی انتشار یافت.آنان در استعفا نامه جمعی و هماهنگ خود ،علت استعفاء را عدم رضایت از عملکرد هیات رهبری اجرائی و از جمله نوشتن نامه به آقای دکتر پزشکیان،رئیس جمهور نظام اسلامی و در خواست تجمع بر سر مزار مصدق در روز ۱۴ اسفند را اشتباه و به رسمیت شناختن نظام جمهوری اسلامی قلمداد نموده بودند.
هموطنان عزیز!
شما آگاهید که #جبهه_ملی_ایران در تاریخ۲۶خرداد۱۴۰۳ طی بیانیه ای اعلام کرد،در انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری شرکت نمی کند.
زیرا اولا در ساختار موجود، اصل «جمهوریت» بدون مسمی بوده و انتخاب رئیس جمهور با حضور ولایت فقیه فاقد وجاهت دموکراتیک است،ثانیا برای حکومتی که فقط طی دو سال اخیر بیش از ۵۰۰ نفر را در خیابان ها کشته و تعداد بی شماری را مجروح و مصدوم کرده و هزاران نفر را روانه زندان ها نموده مشروعیتی قائل نیست تا در انتخابات آن شرکت نماید. و غیر از آن بیانیه ،بار ها موضع خود را نسبت به حکومت جمهوری اسلامی و نواقص ساختار آن اعلام داشته است و از همین رو جبهه ملی ایران در نامه به آقای پزشکیان،ایشان را نه «رئیس جمهور منتخب ایران» بلکه «رئیس جمهورنظام جمهوری اسلامی» خطاب کرد.نوشتن این نامه هیچگونه اعتباری به حکومت نداده و نمی دهد و تنها به منظور احتمال باز شدن قلعه احمد آباد در روز ۱۴ اسفند توسط مدعی «وفاق ملی»و آنگاه نشان دادن گردهمایی آزادیخواهان بر سر مزار #مصدق و به گوش ها رساندن صدای بر حق جمهوریخواهان ملی ارسال گردید. در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی،آینده ای نداشته و به سرعت به پایان راه خود نزدیک می شود، و در زمانی که به علت استبداد و اختناق موجود در کشور ،آزادیخواهان مستقل و میهن دوست امکان هیچگونه گردهمایی و بیان نظرات خود را ندارند و فقط افراد و سازمان های وابسته به بیگانه که احتمالا توسط جناح هایی از حکومت اسلامی هم حمایت می شوند در رسانه های مختلف،خودنمایی می کنند،این اقدام جبهه ملی ایران می تواند اقدامی مهم و اثر گذار در سپهر سیاسی ایران شناخته شود.فراموش نمی شود که گردهمایی عید فطر در سال ۵۷ در تپه های قیطریه چگونه دست بالا را برای اسلام گرایان در انقلاب ۵۷ فراهم کرد.
#جبهه_ملی_ایران سازمانی است که در آن موازین #دموکراسی به طور کامل بر قرار است.و هر حرکت آن بر طبق اساسنامه سازمان صورت می گیرد . معترضین می توانستند با حضور در جلسه شورای مرکزی ،اعتراضات و انتقادات خود را مطرح نموده و قضاوت را به رای و نظر اکثریت اعضاء بسپارند.نه آنکه با یک هماهنگی آشکار،از شرکت در جلسه خودداری نموده و ناگهان در رسانه های عمومی به انتقادهای یک جانبه و ناموجه و انتشار استعفانامه بپردازند.امری که می توانست در درون تشکیلات بر رسی و بر طبق نظر اکثریت فیصله پذیرد.
#جبهه_ملی_ایران، کناره گیری این مستعفیان را پذیرفته و برای آنان موفقیت در تلاش های وطن خواهانه آرزو می کند.و امیدوار است در این شرایط تاریخی که تغییر و تحول در وطنمان قابل پیش بینی است ، از مسیر آزادی ،استقلال ،جدایی دین از حکومت،حفظ تمامیت ارضی و یک پارچگی ایران و به ویژه نظام بر آمده از رای ملت یعنی نظام جمهوری که مسیر حرکت امروز ملیون ایران است خارج نشوند.
روابط عمومی جبهه ملی ایران
تهران - هشتم اسفند ۱۴۰۳
Repost from سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
استقلال عمل و تاثیرگذاری در حیات اجتماعی یک جامعه بوسیله نهادهای غیر وابسته به حاکمیت، به خصوص نهادهای مستقل حامی حقوق انسانی از ملزومات توسعه است. هفتم اسفندماه ۱۳۳۱ دولت #دکتر_مصدق لایحه استقلال #کانون_وکلا را تصویب کرد تا این روز در تاریخ ایران به نام #روز_وکیل نامگذاری شود. روز وکیل گرامی باد.
@jebhemeliiranoa
Repost from ندای جمهوری ایران
🎥 برنامه گذار به دمکراسی
🎙️ مهمانان:
🔺 همایون مهمنش چهره سیاسی ملی جمهوری خواه
🔺بهروز خلیق، چهره سیاسی چپ دمکرات و جمهوری خواه
🎬 شرایط سیاسی ایران و وظایف دمکراتها و جمهوری خواهان دمکرات چیست؟
https://www.youtube.com/live/pDVAynn5R-g?si=U2Y2uyU9uvHNbfAC
این برنامه در روز جمعه ۲۱ فوریه در کانال یک برگزار شد
#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
صفحه رسمی حزب ایران در شبکه مجازی اینستاگرام اعلام کرد:
استعفای جمعی از اعضای سازمانها و شورای مرکزی جبهه ملی ایران
https://www.instagram.com/p/DGYkv90uD9D/?igsh=MTh3ZGp2bHFzZ3B5Nw==
Repost from جبهه ملی ایران
سرکار خانم پرستو فروهر،
با درود و احترام،
جبهه ملی ایران با افتخار و مسرت، کسب جایزه هنری گابریله مونتر را به شما تبریک میگوید. این افتخار، نهتنها نشانی از ارزشهای والای هنری شماست، بلکه گواهی بر استواری و پایداری شما در مسیر استقلال، آزادی، عدالت و بیان حقیقت است.
شما با آفرینش آثاری که روایتگر دردها، امیدها و مبارزه برای آزادی هستند، مرزهای هنر را فراتر از زیباییشناسی برده و آن را به زبان وجدان بیدار جامعه بدل ساختهاید. این جایزه، شایسته هنرمندی است که در کنار هنر، به آرمانهای انسانی و ملی نیز پایبند بوده و با جسارت، نور آگاهی را بر تاریکیهای تاریخ میتاباند.
ما در جبهه ملی ایران، از صمیم قلب این موفقیت ارزشمند را به شما تبریک گفته و امید داریم که راهتان همچنان پرنور و الهامبخش باشد.
کمیته رسانه و روابط عمومی جبهه ملی ایران
سوم اسفند ماه ۱۴۰۳
Repost from یادداشتهای تیرداد بنکدار
نامهی استعفای جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران
تاریخ: چهارم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
به: شورای مرکزی جبهه ملی ایران
موضوع: اعلام استعفای جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران در اعتراض به روندهای غیردموکراتیک و ناکارآمدی تشکیلاتی
با سلام و احترام،
ما امضاکنندگان این نامه، بهعنوان جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران، پس از چندین سال تلاش و پایبندی به آرمانهای ملی و دموکراتیک، ناچاریم اعلام کنیم که به دلیل تداوم تصمیمگیریهای خودسرانه، نادیده گرفتن اصول تشکیلاتی و عدم امکان اصلاحات درون سازمانی، از این تشکیلات کنارهگیری میکنیم.
یکی از اصول اساسی که جبهه ملی ایران همواره بر آن تأکید داشته، سازوکارهای دموکراتیک در تصمیمگیریهای تشکیلاتی بوده است. بااینحال، در سالهای اخیر و بهویژه در ماههای گذشته، بارها شاهد آن بودهایم که تصمیمات کلان بدون مشورت با اعضای شورای مرکزی و برخلاف رویههای مصوب اتخاذ شدهاند. بارزترین نمونهی اخیر، صدور نامهای از سوی هیئت رهبری-اجرایی خطاب به رئیس دولت جمهوری اسلامی بدون کسب اجازه از شورای مرکزی است؛ اقدامی که نهتنها اصول تشکیلاتی را زیر پا گذاشت، بلکه با مواضع پیشین جبهه ملی در تضاد آشکار قرار داشت. به این ترتیب که این نامه نه از موارد اضطراری بوده که هیئت رهبری-اجرایی بنا بر اختیارات اساسنامهای خود بتواند بدون جلب نظر موافق شورا تصمیم بگیرد و از امضای شورای مرکزی استفاده کند، و نه در تداومِ منطقیِ موضع صریح جبهه ملی ایران مبنی بر تحریم انتخابات اخیر بوده است.
این رفتار، نه یک اشتباه موردی، بلکه نشانهای از روندی است که بهشکل سیستماتیک، سازوکارهای تصمیمگیری را از مسیر جمعی و شفاف خارج کرده و به دایرهای محدود از افراد سپرده است. چنین عملکردی، ماهیت دموکراتیک جبهه را بهشدت مخدوش ساخته و امکان هرگونه اصلاح از درون را از بین برده است.
جبهه ملی ایران همواره بر اصل استقلال و حاکمیت ملی تأکید داشته و بر همین مبنا، انتخاباتی را که تحت نظارت استصوابی برگزار شود، غیرمشروع دانسته است. حالآنکه اقدام اخیر هیئت رهبری-اجرایی در نامهنگاری با رئیس دولت منتخبِ همان انتخابات، نهتنها مغایر با مواضع اعلامشدهی جبهه بود، بلکه بهنوعی مشروعیتبخشی به همان ساختاری تلقی میشود که پیشتر مورد تحریم قرار گرفته بود.
علاوه بر این، ادبیات نامهی مذکور نیز خالی از اشکال نبود. همسانسازی مبارزات دکتر محمد مصدق با سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی، تحریف آشکاری در گفتمان ملی جبهه محسوب میشود. این نوع موضعگیریهای نسنجیده، ضمن ایجاد بحران مشروعیت در درون جبهه، دستاویزی برای مخالفان شده و به تضعیف جایگاه تاریخی این تشکل منجر گردیده است.
بارها تلاش شد که با انتقادهای درونتشکیلاتی و ارائهی پیشنهادهای اصلاحی، مشکلات موجود برطرف شود. بااینحال، نهتنها هیچ ارادهای برای پذیرش این نقدها مشاهده نشد، بلکه اعتراضات مشروع و سازندهی اعضا با برخوردهای غیردموکراتیک و دعوت از چهرههای مسئلهدار و مسئلهساز برای سرکوب منتقدان مواجه گردید. این رفتار، نشاندهندهی آن است که هیئت رهبری-اجرایی کنونی، نهتنها اصلاحات را برنمیتابد، بلکه حاضر است به قیمت ایجاد بحرانهای داخلی، موقعیت خود را تثبیت کند.
این انسداد ساختاری، در کنار حضور چهرههایی که صرفاً به دلیل پیوندهای شخصی و رویکردهای جناحی در موقعیتهای حساس باقی ماندهاند، موجب گردیده که جبهه ملی بهجای تمرکز بر اهداف کلان ملی، درگیر تنشهای فرسایشی داخلی شود.
با در نظر گرفتن تمامی موارد فوق، ما امضاکنندگان این نامه، استعفای دستهجمعی خود را اعلام میداریم. این تصمیم نه از سر کمصبری، بلکه نتیجهی ماهها و سالها تلاش برای اصلاح درونی، هشدارهای مکرر و مواجهه با درهای بستهی مدیریتی است. ما معتقدیم که بقای جبهه ملی ایران در گرو بازگشت به اصول دموکراتیک، شفافیت سازمانی، مشارکت واقعی اعضا در تصمیمگیریها و احیاء جایگاه مهم خود در میان مردم و خصوصا نسل جوان است. امیدواریم این استعفا، زنگ خطری برای آنانی باشد که هنوز به امکان اصلاحات درونسازمانی باور دارند.
با احترام،
امضاکنندگان:
۱- محمد اسدی
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۲- فرهاد امیرابراهیمی
عضو شورای مرکزی و مسئول سازمان حقوقدانان جبهه ملی ایران
۳- الهه امیرانتظام
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۴- آرمان امیری
مسئول سازمان هنرمندان و نویسندگان جبهه ملی ایران
۵- تیرداد بنکدار
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۶- پریچهر مبشری
عضو شورای مرکزی و مسئول سازمان زنان جبهه ملی ایران
۷- ایمان مسلمیپور
مسئول سازمان اقتصاددانان جبهه ملی ایران
۸- محمدحسین ملکخطایی
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۹- آذین موحد
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۷- ایمان مسلمیپور
مسئول سازمان اقتصاددانان جبهه ملی ایران
۸- محمدحسین ملکخطایی
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۹- آذین موحد
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
@NFIfans
چند نفر از اعضای شورای مرکزی و مسئولین سازمانهای جبهه ملی ایران در اعتراض به هیئت رهبری اجرایی استعفای دسته جمعی دادند و متن استعفای خود را منتشر کردند:
نامهی استعفای جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران
تاریخ: چهارم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
به: شورای مرکزی جبهه ملی ایران
موضوع: اعلام استعفای جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران در اعتراض به روندهای غیردموکراتیک و ناکارآمدی تشکیلاتی
با سلام و احترام،
ما امضاکنندگان این نامه، بهعنوان جمعی از هموندان شورای مرکزی و مسئولان سازمانی جبهه ملی ایران، پس از چندین سال تلاش و پایبندی به آرمانهای ملی و دموکراتیک، ناچاریم اعلام کنیم که به دلیل تداوم تصمیمگیریهای خودسرانه، نادیده گرفتن اصول تشکیلاتی و عدم امکان اصلاحات درون سازمانی، از این تشکیلات کنارهگیری میکنیم.
یکی از اصول اساسی که جبهه ملی ایران همواره بر آن تأکید داشته، سازوکارهای دموکراتیک در تصمیمگیریهای تشکیلاتی بوده است. بااینحال، در سالهای اخیر و بهویژه در ماههای گذشته، بارها شاهد آن بودهایم که تصمیمات کلان بدون مشورت با اعضای شورای مرکزی و برخلاف رویههای مصوب اتخاذ شدهاند. بارزترین نمونهی اخیر، صدور نامهای از سوی هیئت رهبری-اجرایی خطاب به رئیس دولت جمهوری اسلامی بدون کسب اجازه از شورای مرکزی است؛ اقدامی که نهتنها اصول تشکیلاتی را زیر پا گذاشت، بلکه با مواضع پیشین جبهه ملی در تضاد آشکار قرار داشت. به این ترتیب که این نامه نه از موارد اضطراری بوده که هیئت رهبری-اجرایی بنا بر اختیارات اساسنامهای خود بتواند بدون جلب نظر موافق شورا تصمیم بگیرد و از امضای شورای مرکزی استفاده کند، و نه در تداومِ منطقیِ موضع صریح جبهه ملی ایران مبنی بر تحریم انتخابات اخیر بوده است.
این رفتار، نه یک اشتباه موردی، بلکه نشانهای از روندی است که بهشکل سیستماتیک، سازوکارهای تصمیمگیری را از مسیر جمعی و شفاف خارج کرده و به دایرهای محدود از افراد سپرده است. چنین عملکردی، ماهیت دموکراتیک جبهه را بهشدت مخدوش ساخته و امکان هرگونه اصلاح از درون را از بین برده است.
جبهه ملی ایران همواره بر اصل استقلال و حاکمیت ملی تأکید داشته و بر همین مبنا، انتخاباتی را که تحت نظارت استصوابی برگزار شود، غیرمشروع دانسته است. حالآنکه اقدام اخیر هیئت رهبری-اجرایی در نامهنگاری با رئیس دولت منتخبِ همان انتخابات، نهتنها مغایر با مواضع اعلامشدهی جبهه بود، بلکه بهنوعی مشروعیتبخشی به همان ساختاری تلقی میشود که پیشتر مورد تحریم قرار گرفته بود.
علاوه بر این، ادبیات نامهی مذکور نیز خالی از اشکال نبود. همسانسازی مبارزات دکتر محمد مصدق با سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی، تحریف آشکاری در گفتمان ملی جبهه محسوب میشود. این نوع موضعگیریهای نسنجیده، ضمن ایجاد بحران مشروعیت در درون جبهه، دستاویزی برای مخالفان شده و به تضعیف جایگاه تاریخی این تشکل منجر گردیده است.
بارها تلاش شد که با انتقادهای درونتشکیلاتی و ارائهی پیشنهادهای اصلاحی، مشکلات موجود برطرف شود. بااینحال، نهتنها هیچ ارادهای برای پذیرش این نقدها مشاهده نشد، بلکه اعتراضات مشروع و سازندهی اعضا با برخوردهای غیردموکراتیک و دعوت از چهرههای مسئلهدار و مسئلهساز برای سرکوب منتقدان مواجه گردید. این رفتار، نشاندهندهی آن است که هیئت رهبری-اجرایی کنونی، نهتنها اصلاحات را برنمیتابد، بلکه حاضر است به قیمت ایجاد بحرانهای داخلی، موقعیت خود را تثبیت کند.
این انسداد ساختاری، در کنار حضور چهرههایی که صرفاً به دلیل پیوندهای شخصی و رویکردهای جناحی در موقعیتهای حساس باقی ماندهاند، موجب گردیده که جبهه ملی بهجای تمرکز بر اهداف کلان ملی، درگیر تنشهای فرسایشی داخلی شود.
با در نظر گرفتن تمامی موارد فوق، ما امضاکنندگان این نامه، استعفای دستهجمعی خود را اعلام میداریم. این تصمیم نه از سر کمصبری، بلکه نتیجهی ماهها و سالها تلاش برای اصلاح درونی، هشدارهای مکرر و مواجهه با درهای بستهی مدیریتی است. ما معتقدیم که بقای جبهه ملی ایران در گرو بازگشت به اصول دموکراتیک، شفافیت سازمانی، مشارکت واقعی اعضا در تصمیمگیریها و احیاء جایگاه مهم خود در میان مردم و خصوصا نسل جوان است. امیدواریم این استعفا، زنگ خطری برای آنانی باشد که هنوز به امکان اصلاحات درونسازمانی باور دارند.
با احترام،
امضاکنندگان:
۱- محمد اسدی
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۲- فرهاد امیرابراهیمی
عضو شورای مرکزی و مسئول سازمان حقوقدانان جبهه ملی ایران
۳- الهه امیرانتظام
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۴- آرمان امیری
مسئول سازمان هنرمندان و نویسندگان جبهه ملی ایران
۵- تیرداد بنکدار
عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
۶- پریچهر مبشری
عضو شورای مرکزی و مسئول سازمان زنان جبهه ملی ایران
سی و یک سال پیش در چنین روزی ققنوسی خود را به آتش زد تا با سوزاندن خود، آتش آتشکده جنبش زنان در ایران را زنده نگاه دارد. حرکت او که حقیقتا ناشی از شجاعت غیرقابل وصفش میبود که زندگی را چیزی جز آزادی و آزادگی نمیدید، امروز گرمابخش جنبش «زن، زندگی، آزادی» است و به همه ما یادآوری میکند که آزادی هزینه دارد، هزینهای به بزرگی تنهایی و انزوا، خودسوزی و از جان گذشتگی.
آن ققنوس کسی نیست جز بانو #هما_دارابی عضو موسس #سازمان_زنان_جبهه_ملی_ایران و یار دیرین بانو #پروانه_فروهر در #حزب_ملت_ایران، دارابی همزمان با ورود به دانشکده پزشکی عضو جبهه ملی ایران و حزب ملت ایران شد و در ۱۶ آذر ۱۳۴۰ در مراسم بزرگداشت کشتهشدگان ۱۶ آذر سخنرانی کرد. دارابی به همراه پروانه فروهر سازمان زنان جبهه ملی را تشکیل داد و در کنگره اول جبهه ملی در بهمن ۱۳۴۱ شرکت و همراه با پروانه اسکندری به عنوان نماینده زنان برگزیده گردید. #پرستو_فروهر در این ارتباط می گوید «در اولین کنگره جبهه ملی، فکر میکنم در سال ۱۳۴۰، او (پروانه فروهر) و هما دارابی اولین زنانی هستند که در تشکیلات جبهه ملی حضور رسمی دارند و این اتفاق، قبل از ۱۳۴۰ است؛ یعنی قبل از مسئله حق رأی زنان و...» دکتر دارابی که در دوران دانشجویی از شاخص ترین مبارزان جنبش دانشجویی در انقلاب ضد سلطنتی سال ۵۷ بود، بارها به زندان افتاد و طعم برخوردهای پلیسی را چشید. شادروان دارابی که فارغ التحصیل رشته های پزشکی اطفال و روانپزشکی از دانشگاه تهران و ایالات متحده بود، پس از انقلاب مدیریت گروه روانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی را بر عهده گرفت و به عضویت گروه آموزش تخصصی روانپزشکی مجتمع آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری درآمد. از دیگر خدمات او همچنین می توان به راه اندازی بخش گفتاردرمانی بیمارستان روانپزشکی «شهید سهامی» اشاره داشت. متاسفانه وی در سال تحصیلی ۱۳۷۰-۱۳۶۹ و با افزایش سختگیریها در بحث پوشش و حجاب برخلاف نص صریح قانون به دلیل بدحجابی و با عنوان «عدم رعایت شئونات» از استادی برکنار گردید و با وجود این که با پیگیریهای خودش و همسرش دکتر #منوچهر_کیهانی ، دیوان عدالت اداری ممنوعیت کار وی را لغو کرد اما بانو دارابی دیگر علاقهای به فعالیت در مطب خود نداشت. روانشاد دارابی به عنوان یک فعال سیاسی و اجتماعی در آخرین اقدام خود و برای آنکه صدای تبعیض و محرومیت زنان در ایران را به گوش مردم داخل و خارج برساند، در اعتراض به #حجاب_اجباری در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۷۲ در میدان تجریش تهران اقدام به خودسوزی کرد و یک روز بعد در تاریخ سوم اسفندماه از این جهان مادی پر کشید.
گرامی باد یاد و خاطره آن مبارز راستین راه #مصدق
@NFIfans
Repost from هواداران جبهه ملّی ایران
دکتر هما دارابی
در جوانی و دوران دانشجویی خود در ایران به سازمان دانشجویان جبهه ملی پیوست و چندی بعد نیز از بنیانگذاران سازمان زنان جبهه ملی شد.
دکتر دارابی از هموندان حزب ملت ایران به شمار میرفت و برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت نمود و موفق شد در روانپزشکی و پزشکی اطفال به درجه تخصص نائل آید. پس از چند سال طبابت و تدریس در آمریکا به ایران بازگشت و فعالیت خود در حزب ملت ایران و جبهه ملی را در تشکیلات داخل کشور ادامه داد.
پس از انقلاب به عنوان استاد دانشگاه و پزشک مشغول به کار شد، اما به دلیل عقایدش از تدریس محروم و پرونده طبابتش باطل اعلام گردید.
سرانجام در اسفند ماه ۱۳۷۲ در میدان تجریش تهران و در برابر انظار آتش به تن و جان خویش افکند و از دنیا رفت.
او دلیل این کار را اعتراض به حجاب اجباری و وضعیت زنان در ایران اعلام کرده بود.
🆔 @NFIfans
Repost from جبهه ملی ایران
مسئولان بی کفایت از تامین امنیت جانی دانشجویان نیز عاجز مانده اند
امروز جامعه دانشگاهی ایران بار دیگر در سوگ از دست دادن یکی از جوانان فرهیخته و نخبه خود نشسته است. متاسفانه، یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در مسیر ایستگاه مترو تربیت مدرس به خوابگاه کوی دانشگاه، به قتل رسید. این حادثه تلخ نه تنها خانواده و دوستان این دانشجو، بلکه تمامی جامعه دانشگاهی و مردم ایران را در غم و اندوه فرو برده است.
سازمان دانشجویان جبهه ملی ایران این جنایت را به شدت محکوم کرده و عمیقاً با خانواده، دوستان و همدانشگاهیهای امیرمحمد خالقی ابراز همدردی میکند. ما بر این باوریم که امنیت جان و مال شهروندان، به ویژه دانشجویان، باید از اولویتهای اصلی هر نظام حکومتی باشد. وقوع چنین حوادثی نشاندهنده ضعف حکومت در تأمین امنیت عمومی و ناکارآمدی در مقابله با جرایم سازمانیافته است.
متأسفانه، این حادثه در شرایطی رخ داده است که دانشجویان بارها نسبت به ناامنیهای اطراف کوی دانشگاه و مسیرهای تردد به خوابگاهها هشدار داده بودند. اما این هشدارها مورد توجه و رسیدگی جدی قرار نگرفت و امروز شاهد فاجعهای هستیم که میتوانست با اقدام بهموقع و مسئولانه از سوی نهادهای مربوطه، قابل پیشگیری باشد. این بیتفاوتی و عدم رسیدگی به هشدارهای دانشجویان، بار دیگر نشان میدهد که تأمین امنیت دانشجویان برای حاکمیت اهمیتی ندارد.
این حادثه ما را به یاد حوادث تلخ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ میاندازد، زمانی که دانشجویان دانشگاه تهران در کوی دانشگاه مورد هجوم قرار گرفتند و تعدادی از آنان بیرحمانه به قتل رسیدند. آن روزها نیز، مانند امروز، جامعه دانشگاهی خواستار امنیت، آزادی و عدالت بود. اما افسوس، پس از گذشت بیش از دو دهه، هنوز دانشجویان و مردم ایران با ناامنی روزافزون و بیعدالتی گسترده دستوپنجه نرم میکنند.
ما کوتاهیها و اقدامات انجامنشده مسئولان بی کفایت را به شدت محکوم میکنیم:
۱.عدم بررسی و رسیدگی به هشدارهای دانشجویان درباره ناامنیهای اطراف کوی دانشگاه، که منجر به وقوع این فاجعه شد.
۲.غفلت در تأمین امنیت مسیرهای تردد دانشجویان، بهرغم آگاهی از خطرات موجود.
۳.عدم ارتقای زیرساختهای امنیتی در اطراف دانشگاهها و مناطق پرتردد دانشجویی، که سالهاست مورد مطالبه دانشجویان بوده است.
۴.بیتفاوتی به حقوق و امنیت دانشجویان، که بارها در قالب اعتراضات و بیانیهها بیان شده است.
۵.محکومیت برخوردهای خشونتآمیز و غیرقانونی حراست دانشگاه تهران با تجمعات اعتراضی دانشجویان. این برخوردها نه تنها حقوق اولیه دانشجویان برای بیان آزادانه نظرات خود را نقض میکند، بلکه فضای دانشگاه را به محیطی ناامن و تحت سرکوب تبدیل کرده است. ما خواستار توقف فوری این اقدامات و احترام به حق تجمع و اعتراض مسالمتآمیز دانشجویان هستیم.
#سازمان_دانشجویان_جبهه_ملی_ایران همواره در کنار جامعه دانشگاهی و مردم ایران ایستاده و از حقوق و امنیت آنان دفاع خواهد کرد. ما بر این باوریم که تنها با همبستگی و پیگیری مداوم میتوانیم به جامعهای امن وحاکمیت ملی قانون مدار دست یابیم.
سازمان دانشجویان #جبهه_ملی_ایران
27 بهمن ماه ۱۴۰۳
