1 174
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+530 days
Posts Archive
آیا میتوان هر منکری را به هر گونة دلخواه انکار کرد؟
انکار منکر – به ویژه به دست- که آنهمه در اسلام مهم گفته شده است شرایطی دارد به شرح زیر:
أ- اینکه منکر واقعاً در شرع الهی منکر باشد؛ پس نمیتوان آنچه در شرع مباح است اما مخالف ذوق يا عرف يك فرد یا گروه، منکر نامید.
ب- اینکه از مسایل اختلافی میان مجتهدان نباشد؛ مثلاً: یک شافعی مذهب که نزد او وضوء با دست زدن به جان همسر میشکند و به تبع آن، نماز با چنین وضویی، منکر است، حق ندارد حنفیمذهب را که از دید مذهب او با لمس همسر وضو نمیشکند مرتكب منکر بخواند. به همین گونه است، حکم حنفی در برابر سایر مذاهب اسلامی.
ج- اینکه انکار کننده، در بارة منکربودن آنچه انکار میکند علمِ لازم داشته باشد، لذا به محض ظن و گمان بر این که شاید فلان عمل، منکر باشد اقدام به انکار آن روا نیست.
د- اینکه سطح انکار به قدر منکربودن منکر باشد؛ پس درست نیست که به ترک، مستحبی یا به انجام مکروهی یا گناه صغیرهای، به قدر آنچه در انکار ترک فرض و یا انجام حرام و یا گناه کبیره لازم است از خود شدت و غلظت نشان دهد.
هـ- اينکه اگر تغییر به زبان حاصل میشد بدان بسنده کند و بداند که اقدام به عمل، بیشتر در برابر منکراتی است که اهل آن، ستیزهگر و پافشار باشند و بقای منکرشان خطرناک و به زیان جامعه بوده و ازالة آن به محض زبان حاصل نشود. و البته در حدیث مشهور در این باره که مسأله از تغییر به دست آغاز شده هدف در آن، دستهبندی به لحاظ قوت است که از قویترین آغاز یافته و به ضعیفترین که تغییر به دل باشد ختم شده است؛ نه ترتیب اجرایی آن.
و- اینکه انکار منکر به منکری بزرگتر منجر نشود. مثلاً: انکار از ترک فرض و یا انجام حرام، نباید منجر به کفر و ارتدادِ طرف شود؛ و حتی نباید انکار به ترک فرض و یا انجام حرام منجر به اختلافی عمیق میان مردم شده و از آن، مشکلات عظیم رخ دهد؛ چنانچه در قرآن میخوانیم؛ هنگامی که موسی u از کوه طور برگشت و قومش را گرفتار گوسالهپرستی یافت از موی برادرش هارون گرفته و بدو نهیب زد که چرا از من پیروی نکرده و آنان را باز نداشتی؟ قرآن بر سبیل عذری مقبول از هارون u نقل میکند که گفت: «يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي». [طه: 94] (اي پسر مادرم! ريشم را مگير و نه موي سرم را؛ من ترسيدم که [اگر با ايشان برخورد نمایم] بگویي ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي و سفارش مرا به کار نبستي).
ز- اینکه فردی که به خاطر منکرش سزا دیده است؛ نباید به نیش زبان مواجه شده و دلش جریحهدار گردد؛ باري در محضر نبي e برخي از حاضران به مجرمي که سزايش را ديده بود نيش زبان زده گفتند: «أخْزَاكَ اللهُ». (خدا ترا ذليل ساخت). ايشان ناراحت شده گفتند: «لاَ تَقُولُوا هَذَا، لا تُعِينُوا عَلَيْهِ الشَّيْطَانَ». [صحيح البخاری، حدیث6777] (چنين مگوييد و شيطان را عليه او ياري نرسانيد!)
روشن است هر گاه این شرایط که علمای اسلام بر آن تاکید کرده اند در انکار منکر رعایت نشود، این اقدام اصلاحی، به جای اصلاحگری، چیزی جز ایجاد نفرت و عقده و دین گریزی عاید جامعه نخواهد ساخت.
✍️ضیاء احمد فاضلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 معرفی مدرسۀ احیاءالعلوم هرات
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 شمارههای منتشرشدۀ گاهنامۀ احیاء
✍ ویژۀ طلاب بخش ذکور مدرسه احیاءالعلوم هرات
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
بیایید در ماه ربیع الاول که جهان میزبان ولادت بهترین هدیه الهی بر اهل زمین شد شادمان باشیم و با این دردانه هستی و محبوب جانها تجدید محبت و عهد نماییم.
درست است که عبادت خاصی برای ما تعیین نشده و ما حق نوآوری در دین نداریم.
😢ما چقدر در برابر این خورشید جانها کم هستیم. (آب در کوزه و ما تشنه لبان همی گردیم!)
این بود شمه ی از اخلاق اجتماعی پیامبر اسلام در ارج گذاری به مقام و کرامت انسانی. پس چه نیکو است که کمر همت بسته و با جدیت تمام به سوی آن قلۀ تعالی به عروج کنیم و به آن اخلاق ستوده اقتدا نماييم. «واین برخداوند دشوار نیست».
«از یاران شان تفقد و بازجوئی می کردند» حرمتی که به اطرافیان داشتند ایشان را وا می داشت تا پیوسته هریک را به یاد داشته باشند. غیابت هریکی ایشان را اندوهگین می کرد که مبادا دچارمشکلی شده باشد، لذا از احوالش معلومات می گرفتند و این درحق همه یکسان بود؛ چنان چه باری از احوال زنی پرسیدند که گاهی مسجد را جاروب می زد و از یکی دو روزی بدین سو معلوم نبود. گفته شد که او در گذشته است. یاران به خاطر زحمت ندادن پیامبر صلی الله علیه وسلم آن حضرت را در تشییع جنازه ی وي خبر نکرده بودند که این امر جناب ایشان را متاثرساخت، برسرقبر وی رفته و از نزدیک برایش دعا کردند.
«ازآن چه در میان مردم می گذشت پرس و جو می کردند» در برابر اوضاع جامعه بی خیال نبوده و احساس مسوولیت می کردند. «آنچه نیکو بود مورد تحسین وحمایت شان قرار می گرفت و از بدی ابراز نفرت نموده و تقبیحش می کردند» درنگاه شان ارزش و ضد ارزش یکسان نبود؛ ارزش ها را پاس گذاشته و تقویت می کردند و بنیان ضد ارزش ها را بامخالفت خویش متزلزل می ساختند.
«بهترین مردم در نزدشان کسی بود که خیرش به مردم بیشتر می رسید و بزرگترین جایگاه را نزد شان کسی داشت که با مردم همدردی بهتر؛ و از ایشان حمایتی قوی تر می نمود» گویا همدردی و همیاری با مردم را یگانه معیاری قرارداده بودند که بزرگ را ازکوچک و سره را از ناسره جدا می کرد؛ چیزی که بیانگر اوج مردم داری ایشان است.
وی درتوصیف جوّ اخلاقی حاکم بر مجلس آن حضرت علاوه می کند:
«هیچ نشست و برخاستی نداشتند مگر این که در آن به یاد خدا می پرداختند» ذکر و یاد الهی در همه ی عرصه ها و حالات زنده گی شان متجلی بود.
«جای خاصی را در میان یاران برای خود نمي پسندیدند و هرکجا برابر می شد – و لو در آخر مجلس- می نشستند و دیگران را نیز بر رعایت این ادب اجتماعی توصیه می کردند» تشریفات تبعیض گونه را درمیان مسلمانان مخلّ با اخلاق اجتماعی شان می دانستند.
«توجه متساویانۀ شان در نگاه و گفتار و امور دیگر با اهل مجلس طوری بود که هریک از هم نشینان می پنداشت که جناب ایشان بیش از هرکسی او را گرامی داشته اند» طوری نبودکه سخن کسی را گوش داده و از برخی دیگر غافل شوند. حتی نگاه های شان هم تقسیم شده بود. توجه مساویانه با همه ی اهل مجلس را از حقوق و کرامت انسانی شان می دانستند.
«فراخ دلی و اخلاق ستودۀ شان همگان را شامل می شد» باران رحمتی بود که بر سر همگان یکسان می بارید.
«در نتیجه پدری مهربان برای شان شده بودند و فقط این حق بود که درجات قرب اطرافیان را نزد آن حضرت تعیین می کرد؛ کما این که تقوی یگانه معیاری بود که فضیلت هر یکی بدان سنجیده می شد».
«حلم و حیاء و صبر و امانت از خصوصیات لاینفک مجلس شان بود» همه اهل بردباری و تحمل بودند. حیاء، آنان را ازسخنان و حرکات بی جا مانع می شد. بدگوئی کسی درآن نمی رفت و به آبروی کسی تاخته نمی شد؛ راز یکدیگر را فاش نمی کردند و بدخواه همدیگر نبودند.
«در مجلس آنحضرت آواز ها بالا نمی گرفت، تقوا اهل مجلس را وامی داشت که باهم مهربان باشند؛ بزرگ سالان مورداحترام و خوردسالان مورد شفقت و نوازش قرار می گرفتند. حاجتمند را جلو انداخته او را بر خود ترجیح می دادند. با اشخاص غریب و بیگانه ابراز انس و الفت می کردند» و چنین در تربیتگاه آن معلم والا آبدیده و تربیت یافته شده بودند.
راوی درنوبتی دیگرمی گوید:
«آنحضرت همیشه تبسمی شیرین برلب داشتند» خوشروئی و برخورد شیرین شان حتی دشمنان را شیفتۀ جناب شان ساخته بود.
«نرمخو و اهل مدارا بوده؛ از ترشرویی و خورده گیری نفرت داشتند. سر و صدا و جنجال به پاکردن و بد زبانی اصلا عادت شان نبود؛ نه کسی را زخم زبان می زدند و نه تملق کسی را می کردند».
«در بارۀ خود سه چیز را ترک گفته بودند: خودنمایی، زیاده حرفی و پرداختن به امور بی ارزش. و در برابر مردم نیز از سه چیز خود داری می کردند: از کسی بدگوئی نمي کردند، عیب کسی را بر رخ او نکشیده و از کسی عیب جوئی نمی کردند».
«زبان جز به آنچه امید پاداش آن می رفت، نمی گشودند».
و چون سخن می گفتند هم نشینان سر های شان را به زیر می انداختند، تو گوئی پرنده بر سرشان نشسته باشد و هرگاه سکوت می کردند آنان لب به سخن می گشودند. درحضورشان منازعه صورت نمی گرفت و در میان حرف های یگدیگر نمی تاختند» و این گونه ازجناب ایشان ادب آموخته بودند.
«از خندۀ یاران ایشان نیز می خندیدند و از تعجب ایشان اظهار تعجب می کردند» و این گونه در همۀ امور با ایشان مشارکت نموده و خود را جدا از ایشان و بی پروا به امور آنان نمی دانستند.
«درشت حرفیِ بعضی افراد تازه وارد و تهذیب نیافته را تحمل می کردند» و ازآن برافروخته نشده و اقدام به انتقام نمی کردند.
«اطرافیان را توصیه می کردند تا حاجت حاجتمندان را به ایشان برسانند» و جناب شان را در ادای رسالت و عمل به احساس انسان دوستی شان کمک کنند.
🔶تابلویی از اخلاق اجتماعی پیامبرصلی الله علیه وسلم💓
✍️ضیااحمد فاضلی، مسوول مدرسۀ احیاءالعلوم
خلق خوش خلقی را شکارکند
یک صفت بیش از این چه کار کند؟
یکی از خطرناک ترین مشکلات کنونی امت اسلامی ما -به ویژه جامعۀ افغانی ما- فاصله گرفتن از اخلاق اسلامی است؛ به خصوص در بخش اجتماعی آن که اعتلاء و شکوفائی زندگی اجتماعی جامعه در گروآنست.
این همه تجاوز بر جان، مال و آبروی یکدیگر، عادی پنداشتن افتراء، فریب، توهین، غیبت، خیانت، وعده شکنی و رزائل اخلاقی دیگر؛ همه و همه نشان دهندۀ دوری و بیگانگی ما از اخلاق محمدی است، حال آنکه اگر نگاهی کوتاه به آموزه های اسلام در بارۀ اهمیت آراسته شدن به فضائل؛ و پاکیزه شدن از رزائل اخلاقی بیندازیم سخت دچار شگفتی خواهیم شد. کافی است شما به عنوان مشت نمونۀ خروار به خاطر درک بیشتراهمیت موضوع به این چندحدیث کوتاه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بیندیشید؛ آن جا که می فرمایند: «أَكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا»(روایت از ترمذی) (کامل ترین مومنان در ایمان داری، آنهائی اند که اخلاقی نیکوتر دارند).
«مَا مِنْ شَیْءٍ أثْقَلُ فِی مِیزانِ الْمُؤمِنِ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنْ خُلُقٍ حَسَنٍ إنَّ اللهَ یَکْرَهُ الْفَاحِشَ الْبَذِیءَ وَ إنَّ صَاحِبَ حُسْنِ الْخُلْقِ لِیَبْلُغُ بِهِ دَرَجَة صَاحِبَ الصَّوْمِ وَ الصَّلاةِ» (به روايت ترمذی) (هیچ چیزی درمیزان حسنات انسان در روز رستاخیز سنگین تر از اخلاق نیکونیست، بی تردید بنده با اخلاق نیکو به بزرگترین درجات و شریف ترین منازل آخرت دست پیدا میکند).
و حتی به تکامل رساندن اخلاق بشری را تمام هدف از بعثت خود معرفی می¬نمایند، آنجا که می فرمایند: «إنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق» (بخاری در ادب مفرد) (بدان جهت فرستاده شده ام تا مکارم اخلاق را به کمال و تمام برسانم)
لذا بی جهت نیست که دانشمندان اسلامی صعود به مدارج عالی اخلاق را علت غایی احکام و برنامه های عملی دین بدانند و در هرم سه ضلعی دین؛ بعد از اعتقادات و باورهای دینی، اخلاق را اولین ضلع آن بشمارند.
به نظر می رسد در منظومۀ سه بعدی نظام اخلاقی اسلام (اخلاق الهی، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی) بخش اخلاق اجتماعی بیشتر مورد جفا و بی مهری قرارگرفته است.
در شرائط حاضر عامل بیشترین تیره روزی های جامعه و امت ما محرومیت از این فضائل اخلاقی است و به خاطر رهایی از این همه نکبت و بدبختی نیاز اساسی به اصلاح اخلاق اجتماعی و یا اگر بهتر بگوییم «اسلامی ساختن اخلاق اجتماعی» خود داریم. لذا جهت مزید آشنائی با بخش اخلاق اجتماعی اسلام، چه نیکواست تا یکی از تابلوهای زیبای اخلاق اجتماعی پیشوای بزرگ ما؛ حضرت محمدصلی الله علیه وسلم را به تماشا نشینیم؛ پیامبری که خداوند تعالی تاج زرین «وانک لعلی خلق عظیم» را بر تارُک مبارک او به در خشیدن گذاشته، بدان امید که توفیق اقتدا به آن الگوی نیکو را یافته و آن حضرت را سرمشق زنده گی خویش سازیم، زیرا موضوع همان گونه است كه سعدی شیرین سخن گفته است:
محال است سعدی که راه صفا توان رفت به جز از پی مصطفی
پیامبر اسلام نگین درخشان هستی که شخصیت مبارک شان در آسمان فضایل همچون آفتابی جهان تاب نور افشانی می کند، اخلاق والا و زیبای شان در مواجهه با مردم و حرمت گزاری به ایشان نمونه، بی نظیر و شنیدنی است.
من به فراخور این مقال کوتاه برآنم تاشمه یی از موضوع را به نقل از «شمائل ترمذی» به روایت هند بن ابي هاله با مختصر توضیحی به رشته ی تحریر درآورم.
وی چشم داشتش را از اخلاق اجتماعی ایشان در این زمینه چنین مطرح می کند:
«پیامبر علیه السلام زبان را جز به سخنان مفید و ارزشمند باز نمی کردند» از سخنان بیهوده و چرندیات جداً نفرت داشتند. سخن به حد ضرورت می گفتند و عبارات شان بسی رسا و درعین حال فشرده و کوتاه بود. «با یاران خویش انس و الفتی خاص داشته و از ایشان جدا نمی شدند» از حضور در جمع شان لذت می بردند، عزلت و گریز از جامعه، خوی وعادت شان نبود. روحیه ی اجتماعی قوی داشتند؛ گنجینه ای از انس و الفت بودند.
«بزرگوار هر قومی را گرامی داشته و آن را متولی امور قومش می ساختند» انسان های ارجمند در چشم شان عزیز بوده و آن ها راشایستۀ سرپرستی امور مردم می دانستند.
Repost from امروز...
🏷 با سلام به همه همراهان گرامی!
در ذیل ده کانال مفیدِ تلگرام در حوزههای مختلف را خدمتتان تقدیم میداریم:
🏷 با سلام به همه همراهان گرامی!
در ذیل ده کانال مفیدِ تلگرام در حوزههای مختلف را خدمتتان تقدیم میداریم:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشههای ناب
#پیام_هفته
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
📋 به قلم شما...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 معرفی کتاب
✍ خلیل الله خبیر؛ طالب العلم مدرسه احیاءالعلوم هرات
📖 واین روزها...
👤 مؤلف: ادهم شرقاوی
📝 مترجم: عبدالرحمن عزام
مطالعهٔ این کتاب، دیدگاه مرا نسبت به تاریخ و حوادث روزگار عمیقتر ساخت و درسهای فراوانی از صبر، امید و عبرتهای زندگی به من آموخت.
«و این روزها...» کتابی است که اندیشه را بیدار میکند، امید را در دل زنده نگه میدارد و خواننده را به تأمل در سنتهای الهی و حوادث روزگار فرا میخواند. مطالعهٔ این اثر برای همهٔ کسانی که به تاریخ، فرهنگ اسلامی و درسهای زندگی علاقه دارند، بسیار سودمند و لذتبخش خواهد بود.
نکات جالب و قابل تأمل این کتاب:
۱. تاریخ فقط برای دانستن گذشته نیست!
یکی از نکات زیبای کتاب این است که نویسنده تاریخ را صرفاً مجموعهای از تاریخها و حوادث نمیداند؛ بلکه از هر حادثه درسی برای زندگی امروز استخراج میکند. انسان با شناخت گذشته میتواند اشتباهات را تکرار نکند و راه درست را بهتر بشناسد.
۲. پشت هر حادثه، یک درس وجود دارد!
ادهم شرقاوی تلاش میکند خواننده فقط حادثه را نخواند، بلکه دربارهٔ علت و نتیجهٔ آن فکر کند. این شیوه باعث میشود مطالعه از یک کار ساده به یک تجربهٔ فکری و تربیتی تبدیل شود.
۳. امید در سختترین روزها!
از پیامهای تأثیرگذار کتاب، توجه به امید و صبر در برابر دشواریهای زندگی است. حوادث روزگار همیشه یکسان نمیمانند؛ سختیها میگذرند و شرایط تغییر میکند. بنابراین، انسان نباید در برابر مشکلات زود ناامید شود.
۴. انسان و گذر زمان!
عنوان «و این روزها...» خود انسان را متوجه ارزش زمان میسازد. روزها یکی پس از دیگری میگذرند و هر روز بخشی از زندگی انسان است؛ پس باید از فرصت امروز برای یادگیری، اصلاح خود و انجام کارهای نیک استفاده کرد.
۵. نگاه متفاوت به اتفاقات روزمره!
یکی از جذابیتهای کتاب این است که نویسنده از اتفاقات و حوادث، معناهای عمیقتری استخراج میکند. این موضوع به خواننده میآموزد که گاهی یک حادثهٔ ساده نیز میتواند انسان را به تفکر دربارهٔ زندگی، انسانها و آینده وادار کند.
۶. ارزش مطالعه و اندیشیدن!
کتاب فقط اطلاعات تاریخی نمیدهد؛ بلکه خواننده را به فکر کردن دعوت میکند. ارزش اصلی چنین کتابی زمانی آشکار میشود که انسان پس از مطالعه از خود بپرسد «از این حادثه چه درسی برای زندگی خودم میتوانم بگیرم؟!»
این کتاب با ترجمهٔ استاد عبدالرحمن عزام از زیبایی خاصی برخوردار است؛ ایشان کلمات را چنان هنرمندانه و دقیق در کنار هم چیدهاند که متن، روان، دلنشین و اثرگذار به نظر میرسد. گاهی انتخاب یک واژه یا ترکیب زیبا، چنان با مفهوم جمله هماهنگ شده که خواننده احساس میکند متن از ابتدا به زبان فارسی نوشته شده است.
#بهقلمشما
#سال_اندیشه_ابتکار
@Alefba99 | الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 معرفی کتاب
📖 سیرت حضرت ابراهیم در قرآن کریم
✍ نوشتۀ مولوی ضیاءاحمد فاضلی، مسؤول مدرسه احیاءالعلوم هرات
📖 برگهایی زرین از تاریخ خلفای عثمانی
✍ ترجمۀ عبدالقدیر بهرامی، استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
📖 و این روزها...
✍ ترجمۀ عبدالرحمن عزام، استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
💔حکم محروم ساختن برخی ورثه را از میراث
پرسیده اند:
🔺فرزندان یک مرد که مادرشان فوت کرده پدرشان را وادار می کنند که مادراندرشان را از ارثش محروم سازد؟ آیا اگر این مرد همه دارایی اش را برای فرزندان خط دهد گنهکار می شود؟
🔸الجواب:
محروم کردن بعضی ورثه وخط دادن دارایی های خود خود براي بقیه به اتفاق همه علماي اسلام، يك گناه کبیره است.
اما اگر شوهر این گناه را مرتکب شد و د رحیات خود به فرزندان خط داد این دو حالت دارد:
یکی این که خط و سند، شکل وصیت را داشته باشد و آن این است که بنويسد: بعد از مرگ من میراثم از فلانی ها باشد. چنین خطی به اتفاق اهل علم، باطل است و بعد از مرگ این مرد، میراث بر طبق سهم هر یک از ورثه که الله تعیین کرده تقسیم می شود. زیرا پیامبر (ص) فرمودند: «لاوصیة لوارث» (وصیت برای وارث، اعتبار ندارد) حکمت اش این است که الله متعال خودش سهم هر یک را در کتاب خود تعیین کرده است و این فرد می خواهد بعد از مرگ خود این تقسیم الهی را برهم زند، لذا کارش فاقد اعتبار قرار داده شده است.
شکل دوم خط دادن این است كه به گونه وصیت نه، بلکه به شکل تملیک باشد، مثلاً: در سند بنویسد که فلان ملک یا املاک را به فلان فرزندانش فروخته –و به دروغ بنویسد که- پولش را گرفته است و یا بنویسد که فلان ملک را برای آنها بخشش کرده است و بعداً آن را به تصرف آن فرزندان در آورد و بعدها بمیرد.
اثری که بر این خط مرتب می شود دو گونه است: یکی اثر اخروی که بی شک او نزد الله متعال مقصر وگنهکار است؛ زیرا میان ورثه تبعیض قایل شده (برخی را محروم داشته و به برخی همه را داده) است و هم بخاطر آن که مرتکب دروغ و نیرنگ شده است. اما به لحاظ احکام دنیوی، از آنجا که سند تملیک به آنها داده و از قالبهای مانند بیع و هبه که دو امر معتبر در فقه اسلامی برای تملیک است استفاده کرده لذا انتقال ملکیت از او به فرزندانش در همان حیاتش انجام یافته است و حتی اگر او قبل از مرگش پشیمان شود هم واپس از فرزندان بازستانده نمی تواند.
ازین رو، این یک گناه و اشتباه بزرگ است که برخی در حیات خود املاک شان را به برخی وارثان سند ملکیت می دهند و بقیه را محروم می سازند.
بخشی از مجازاتی که اینها در دنیا با آن روبرو می شوند این است که وقتی فرزندان وی، خود را مالک و اختیاردار عام و تام آن املاک می بینند بسا دیگر به پدر هم ارزشی قایل نمی شوند و حتی دیده شده که برخی چنین پدرانی از چشم فرزندان افتاده و گاه در تامین مخارج اولیة زندگی شان در میان مانده، بیچاره و پریشان شده اند. الله ما را از اشتباه و جهالت نجات بخشد.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 گزیدهای از فعالیتهای بخش تربیتی مدرسه در خلال سال تعلیمی ۱۴۰۴ هجری خورشیدی!
✍ بخش تربیتی
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشههای ناب
#پیام_هفته
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from امروز...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📑 برگی از کتاب این روزها...
✍ نوشتۀ ادهم شرقاوی با ترجمۀ عبدالرحمن عزام
هرکدام از ما در محور مبارزه قرار داریم و مرزی به ما سپرده شده و مسؤولِ حراست از آن هستیم. انسان میتواند بدون تفنگ نیز، مبارز باشد؛ کافی است استعدادها و تواناییهایش را در راه اهداف خویش به کار گیرد تا بتواند مبارز کارکشتهای باشد؛ حتی اگر تفنگی به هم به دست نداشته باشد.
این حقیقتی است که در تمام نبردها در طول تاریخ مشهود بوده است. اسلامی که به شمشیر خالد و ابوعبیده و قعقاع و عکرمه نیاز داشت، از شعر حسان بن ثابت بینیاز نبود. چه بسا در مقاطعی از زمان، حسان بن ثابت، سرسختترین سرباز اسلام بوده و با شعرهایش به همان شدتی مبارزه کرده است که خالد در روز یرموک با شمشیر خویش کارزار کرده است.
#این_روزها
#برگی_از_کتاب
@Em_Roozam
دکتور عبدالکریم بکار میگوید:
در دنیای کسب و کار، مشارکت کامل فرد شرط موفقیت است؛ اما در دنیای ایدهها و اندیشهها، همیشه باید به هدف رشد و توسعه بال بزنی، تا این ایده و اندیشه به زندان تبدیل نشود.
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
سوال يك جوان:
چگونه به الله نزدیک شوم؟
احساس می کنم از او دور شده ام.
الجواب:
نشانههای ضعف رابطه با الله چیست؟
سنگینی نماز، بیذوقی در قرآن و دعا، غلبه گناه، وابستگی شدید به دنیا و احساس دوری از خدا.
چرا از الله دور میشویم؟
گناه، غفلت، دوستان نامناسب، استفاده بیحساب از فضای مجازی، دلبستگی افراطی به دنیا و ترک خلوت با خدا، اینها است که یک جوان را از الله دور می سازد.
بازگشت چگونه آغاز میشود؟
با یک تصمیم صادقانه، نه با انتظار یک تحول ناگهانی.
شش وسيله برای نزدیکشدن به الله:
نماز با حضور قلب،
قرآن با تدبر،
ذکر و استغفار،
دعا و خلوت با الله،
ترک گناه، بهویژه گناهان پنهانی،
دوستان صالح و محیط ایمانی.
رابطه با الله تنها عبادت ظاهری نیست؛ بلكه امانتداری، پاکی نگاه، احترام به والدین، خدمت به مردم و اخلاق نیک نیز از آثار ایماناند.
برنامه عملی هفتروزه تجدید ایمان:
هر روز مقدار مشخصی قرآن، نمازِ با توجه، استغفار، دعای خلوت، یک کار نیک و ترک یک گناه.
اینها است انگیزه اصلی اين جوان:
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
آگاه باشید که دلها تنها با یاد الله آرام میگیرند.
[رعد: ۲۸]
«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ»
بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی کردهاید، از رحمت الله ناامید نشوید.
[زمر: ۵۳]
«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
و کسانی که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند، قطعاً آنان را به راههای خویش هدایت خواهیم کرد.
[عنکبوت: ۶۹]
