1 172
Подписчики
-124 часа
-67 дней
-930 дней
Архив постов
Repost from الفباء
📋 به قلم شما...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 نمیدانم! اما...
✍ سید عبدالحکیم حسینی
نمیدانم؛ اما با توجه به ذات زهرآگین زندگی و با التفات به این امر که مرگ هرگز چیزی دور و دراز نیست، نمیتوان انتظار داشت که صرفاً گریبان گرسنگان آفریقا یا همسایهی بیمار ما را بگیرد و اگر روزی بخواهد به ما نزدیک شود، حتماً در بزند، منتظر آماده شدنمان بماند، ملاحظهی زندگی نکردهیمان را بکند و رنج و بیعدالتیای را که بر ما رفته است به حساب آورد.
شاید اصیلترین شکل زندگی آن باشد که هر شب، پیش از خواب، بتوانی با خودت صادقانه بگویی:
«امروز، امشب و دستکم همین حالا، در همین آن، آیا چنانکه میخواستم زندگی کردم یا میکنم؟ یا هنوز هم اسیر و بردهی ذهنِ دیگری هستم؛ تنها از ترس اینکه مبادا آنگونه باشم که او نمیپسندد؟!»
#بهقلمشما
#سال_اندیشه_ابتکار
@Alefba99 | الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین
✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی
🔹 حدیث چهارم
🏷 ميزان ضرورت ما به توبه و استغفار
4- وعن ابن عمر رضی الله عنهما قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللهِ، فَإِنِّي أَتُوبُ، فِي الْيَوْمِ إِلَيْهِ مِائَةَ، مَرَّةٍ». [صحیح مسلم]
ترجمه:
از ابنعمر رضی الله عنهما روايت است كه آن حضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند: «ای مردم از خدا آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه کنيد؛ زيرا من در هر روز صد بار توبه میکنم».👤معرفی راوی ابوعبدالرحمن، عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی از صحابيان جليل القدر پیامبر بود. خاندان او (بنی عدی) در جاهلیت از عزتمندترین تیرههای قریش به شمار میرفتند. هنگامی که پیامبر به مدینه هجرت کردند، عبدالله بن عمر ده سال داشت. او در دامان اسلام پرورش یافت و همراه پدرش به مدینه هجرت کرد. وی شخصیتی بسیار شجاع و صریح داشت و در فتح مکه نیز حضور یافت. تولد و وفات او هر دو در مکه بود. پس از اسلام آوردن، به مدت شصت سال برای مردم فتوا میداد. در زمرۀ صحابهای است که بیشترین احادیث را روایت کردهاند؛ از برجستهترین اهل فتوا در میان صحابه به شمار میرفت. او آخرین صحابیای بود که در مکه وفات یافت و در روزگار خود چنان جایگاهی داشت که کسی همتای او شمرده نمیشد. سرانجام در سال ۷۳ هجری درگذشت. عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی از برجستهترین یاران پیامبر بود. او در دهسالگی همراه پدرش به مدینه هجرت کرد و در دامان اسلام پرورش یافت. شخصیتی شجاع و صریح داشت و در فتح مکه حضور یافت. عبدالله بن عمر از بزرگترین راویان حدیث و از اهل فتوا در میان صحابه بود و حدود شصت سال به مردم فتوا میداد. تولد و وفاتش هر دو در مکه بود و در سال ۷۳ هجری درگذشت. 📜 شرح كلمات كليدی ▫️النَّاس: مردم. اين كلمه هر چند به لحاظ لغت، معنی عامی دارد؛ اما در این جا منظور از آن، امت اسلامی است؛ زیرا پیامبر در این حدیث، خود را در امر توبه برای "ناس" الگو معرفی کردند و روشن است که توبه از کفر و شرک، این همه تکرار پذیر نیست. ▫️الْيَوْم: منظور شبانه روز است و تعبیر از شبانهروز به "یوم" در زبان عربی امری معمول است. ▫️أَتُوبُ: توبه یعنی بازگشت به سوی خدا و شرط آن، پشیمانی قلبی، اعتراف و طلب آمرزش با زبان، و تصمیم بر ترک گناه است و اگر حق مردم ضایع شده باشد، جبران یا عذرخواهی نیز لازم است تا توبه کامل گردد. 📌نكته توبه از استغفار عامتر است؛ زیرا استغفار، تنها کار زبان است، در حالی که توبه کار: زبان، دل و اراده هر سه میباشد. 📃 حكم فقهی توبه از گناهان برای هر مسلمانی واجب و لازمی است؛ چه گناه صغیره باشد یا کبیره؛ و نیز از گناهان ظاهری و باطنی. [دلیل الفالحین شرح ریاض الصالحین] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک فواید زیر را افاده میکند: ۱- توبه و استغفار، ضرورت همگانی است؛ هیچ کس از آن بینیاز شده نمیتواند؛ حتی اگر آراسته به خلعت عصمت و نبوت باشد. [التَّنويرُ شَرْحُ الجَامِع الصَّغِير] ۲- توبه و استغفار، باید برنامهٔ دوامدار و ورد روزانهٔ یک مسلمان باشد. ۳- توبه و استغفار تنها نیاز گنهکاران نیست؛ بلکه پیامبران الهی جهت مزید تقرب به الله بدان احساس نیاز میکردند. ۴- پیامبران الهی، ارتباط مستمر با توبه و استغفار داشتهاند؛ چنانچه قرآن نیز بر آن گواهی میدهد و ممکن نبود روزی و شبی از ایشان سپری شود که در آن مکرراً از الله آمرزش نخواسته و به سوی او باز نگشته باشند. ۵- استغفاری بدین کثرت از پیامبر ما از دلایل برتری ایشان بر همگان است؛ پس ایشان همانگونه که سید الاولین والآخرین بودند سید المستغفرین نیز بودند. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین
✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی
🔹حدیث سوم
🏷 تأثیر نیت در مشارکت به خیرمندان
۳. وعَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الأَنْصَارِيِّ قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و سلم في غَزَاةٍ فَقَالَ: «إِنَّ بِالْمَدِينَةِ لَرِجَالاً مَا سِرْتُمْ مَسِيْراً، وَلاَ قَطَعْتُمْ وَادِياً إِلاَّ كَانُوا مَعَكُمْ حَبَسَهُمُ الْمَرَضُ». وَفِي روايَةِ: «إِلاَّ شَرَكُوكُمْ في الأَجْرِ». [صحیح مسلم]
ترجمه
از جابر بن عبدالله انصاری روايت شده است که فرمود: ما با پيامبر صلی الله علیه و سلم در جنگي حضور داشتيم، فرمودند: «در مدينه مرداني هستند که شما هیچ مسیری را طی نکرده و هیچ وادیای را پشت سر نگذاشتید؛ مگر این که آنها نیز شما را [در عالَم روح و عاطفه] همراهی داشتند؛ بیماری آنها را [از اشتراک] باز داشت». همین حدیث در روایت دیگر چنین آمده است: «مگر این که با شما در دریافت اجر و پاداش مشارکت داشتند».👤معرفی راوی جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام خزرجی انصاری سَلَمی، صحابی است و از کسانی به شمار میآید که بیشترین روایت را از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم نقل کردهاند. گروهی از صحابه نیز از وی روایت نمودهاند. او و پدرش با پیامبر مصاحبت و همراهی داشتند. جابر در نوزده غزوه شرکت نمود و در اواخر زندگی خود در مسجد النبی حلقۀ درسی داشت و مردم از وی علم میآموختند. وی در سال ۷۸ هجری، مطابق با ۶۹۷ میلادی، دار فانی را وداع گفت. 📜 شرح کلمات کلیدی ▫️مَا سِرْتُمْ مَسِيْراً: هیچ راهی را طی نکردید؛ چه مسیری کوتاه یا دراز؛ با راحتی یا با دشواری. ▫️ لاَ قَطَعْتُمْ وَادِياً: هیچ درهای را پشت سر نگذاشته و از آن عبور نکردید. یعنی هر سختی را که در راه خدا متحمل شدید. [مرقاة المفاتیح] ▫️كَانُوا مَعَكُمْ: همراه شما بودند؛ به پاس نیت صادق شان در پاداش جهاد شریک شما اند. 📃 حکم فقهی از آنجا که نیت، رکن اساسی در ترتیب ثواب اعمال است، نیت صادق بر انجام اعمال صالح ـ از جمله جهاد ـ امری مستحب مؤکد است؛ و هرگاه مکلف به سبب عذر معتبر شرعی، مانند بیماری، از انجام آن بازماند، ثواب عمل برای او ثابت میگردد. این حدیث دلالت دارد که وجود عذر شرعی، مانع استحقاق اجر نبوده و نیت خیر، سبب مشارکت در پاداش عمل صالح میشود، هرچند فعل به صورت عملی محقق نگردد. 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیثِ مبارک بر فواید زیر دلالت دارد: ۱- اشتیاق صحابه بر جهاد فی سبیل الله را نشان میدهد؛ به ویژه اینکه در رکاب نبی انجام مییافت. ۲- میرساند که جهادِ پیامبر همهاش از نوع دفاعی نبوده و چنان نبود که تنها در خانۀ خویش تجاوز دشمن را پاسخ گویند؛ بلکه بسا پیشدستی کرده و خود به سراغ دشمن میشتافتند. و این، -بیشک- دلالت بر شجاعت، همت عالی و حرص شان بر هدایت مردم و گسترش اسلام دارد. ۳- دلالت به ارزش بلند نیت و اراده به عمل نیک دارد؛ چنانچه انسان با صدق نیتش بر انجام یک عمل نیک –هر چند قادر به عملی کردن آن نشود- در میزان الهی در زمرۀ عاملان آن عمل نیک به شمار میرود. ۴- میرساند که در اسلام عوارضی؛ چون: بیماری و مانند آن، عذر موجه شناخته شده و ترک عمل به خاطر آن، مایۀ ملامتی قرار نمیگیرد. ۵- دلالت بر آسانی و فطری بودن احکام اسلام دارد؛ تا جایی که این آیین مبارک، عذرهای اجتنابناپذیر انسانی –از جمله: بیماری- را میپذیرد و معذور را –اگر در نیتش صادق باشد- با آن که به ظاهر عملی انجام نداده و زحمتی را متحمل نشده، به چشم عامل به وی مینگرد. ۶- میرساند که ما نیز بکوشیم از افراد آسیبدیده دلجویی نماییم؛ چنانچه پیامبر با این سخنان پُر مهر خویش، خاطر بیماران دلشکسته را به دست آوردند. ۷- ذکر «رجال» در این حدیث، برای مثال است؛ ورنه اگر زن مسلمان هم مشتاق جهاد فیسبیلالله باشد؛ طوری که همواره این آمادگی را داشته باشد تا اگر کاری از وی در این مسیرِ مبارک ساخته شود از آن دریغ نورزد، شامل پاداش میشود. ۸- میرساند که در اسلام علاقه و اشتیاق قلبی بسیار مهم است؛ تا جاییکه انسان با همراه ساختن قلب و دلش با جمعی، اگر چه در عالم تن، از آنها بدور باشد، به خاطر معیت قلبیاش با آنها و از ایشان محسوب میشود. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
Repost from امروز... | عزّام تیموری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرتد؛ گذر از مسیحیت به اسلام
یورام فان کلاورِن زادۀ ۲۳ ژانویۀ ۱۹۷۹ میلادی، سیاستمدار هلندی است. کلاورن عضو حزب برای آزادی و نمایندۀ مجلس نمایندگان هلند بود. او بنا داشت که کتابی بر ضد اسلام بنویسد؛ پس شروع به تحقیق کرد و با تحقیقاتش دربارۀ خدا، در نهایت خود او در اکتبر ۲۰۱۸ مسلمان شد.
او در بارۀ مسلمان شدن خود در سخنانی میگوید:
«تحت تأثیر جو ضد اسلامی هلند پس از کنارهگیری از سیاست تصمیم به نوشتن کتابی بر ضد اسلام داشتم و در تحقیقاتم به بسیاری از نویسندگان و متفکران نامه نوشتم و پاسخهایی دریافت کردم؛ از جمله یکی از این دانشمندان پروفسور عبدالحکیم مراد اسلامشناس انگلیسی بود. من فکر میکردم که او هرگز جواب مرا نمیدهد؛ زیرا من جزو یک گروه ضد مسلمان بودم؛ اما او پاسخ مناسبی به من داد. او حتی کتابهایی را برای خواندن برای من فرستاد و اسامی دیگر علما را به من داد تا بتوانم با آنها تماس گرفته و اطلاعات بگیرم.»در جریان این تحقیقات و به ویژه پس از آشنایی با مفهوم توحید و شناخت واقعی شخصیت پیامبر اسلام، این شخصیت ضداسلام، خود مسلمان شد. [ویکیپیدیا] «یوران فان کلاورن، یکی از منتقدانِ سرسختِ اسلام و از اعضای سابق PVV و نمایندۀ مجلس، پیشنهادات زیادی از جمله بسته شدن مساجد در هلند، حذف قرآن از مجلس و تحریم اسلام در قانون ارایه کرد. او برای تقویت این افکار و دیدگاهها، به عنوان یک مسیحی، شروع به نوشتن کتابی انتقادی در بارۀ اسلام کرد؛ اما در حین نوشتن با امور تکاندهندۀ بسیاری مواجه شد. یورام در این کتاب سفر شخصی و تئولوژیک و پیشرفت خود در آن را شرح میدهد.» این کتاب روایت این تغییر و دگرگونی است؛ سفری که این فرصت را برایش به دست داد تا به باورها و اندیشههای خود نگاهی نو بیندازد و از دریچۀ تحقیق و تأمل، به حقیقت دست برسد؛ و از سویی این کتاب، در حقیقت الگویی پندآمیز برای مسلمانان و غیر مسلمانان است تا آن را بخوانند و به حقایق درستین اسلام پی ببرند. ✍ عبدالرحمن عزام 🗓 پنجشنبه؛ ۳۰ میزان ۱۴۰۵ خورشیدی #امروز... #روزنوشت #کتاب_بخوانیم @Em_Roozam
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین
✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی
🔹حدیث دوم
🏷نقش نيت در جنگ و تبعات آن
2- وعن أبي بَكْرَة رضی الله عنه أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم قَالَ: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ في النَّارِ» قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْقَاتِلُ فمَا بَالُ الْمقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصاً عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ». [متفق علیه]
ترجمه:
از ابی بکره رضی الله عنه روايت شده است که پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «هر گاه دو مسلمان، به روی يکديگر شمشير کشيدند، قاتل و مقتول، هر دو در آتشاند»؛ گفتم: ای رسول خدا، قاتل که معلوم است، مقتول چه گناهي دارد؟ فرمودند: «او نيز بر قتل رفيقش حريص بوده است».👤 معرفی راوی ابوبکره، نفیع بن حارث بن کَلدة ثقفی، از صحابیان پیامبر و از اهل طائف بود. به ابوبکره شهرت یافت؛ زیرا با «بَکره» (قرقرهٔ چاه) از دژ طائف پایین آمد و به پیامبر ملحق شد. احادیث زیادی از وی روایت شده است. در سال ۵۲ هجری در بصره وفات یافت. [الاعلام زرکلی] 📜 شرح كلمات كلیدی ▫️اِذا الْتَقَى: آنگاه که با هم رو برو شوند؛ منظور، علیه یکدیگر سلاح بکشند. ▫️بالُ المقتولِ: حال و وضع کشته شده؛ یعنی: او به کدام جرم دوزخی است؟ ▫️كَانَ حَرِيصاً عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ: به كشتن رفيقش حريص بوده است. رفیق، طرفی است که با او درگیر شده است. 📃حکم فقهی قتال مسلمانان با همدیگر بر اساس هوای نفس و بدون داشتن توجیه شرعی، حرام و از گناهان کبیره است. و اما آیا تنها بر نیتِ گناه، گناه نوشته میشود یا نه؟ احادیث در این باره در ظاهر متفاوت دیده می شود. سبب این تفاوت، تفاوت در درجات نیت است و اثری که بر آن مرتب میشود. آنجا که آمده است: به نیت گناه، گناه نوشته نمیشود، منظور، حد ضعیفی از نیت است؛ در حد خطره در دل؛ و چون از توان انسان خارج است گناه شناخته نمیشود. در حدیث مورد بحث، منظور، عزم و تصمیم بر گناه است که قویترین درجه نیت است و این، ناشی از فعل اختیاری انسان است؛ لذا، موجب گناه است. بله، اگر بعد از نیتِ در حد عزم بر انجام گناه، اگر حین دست یافتن به آن و نبود هیچ مانعی، به خاطر ترس از خدا آن را عملی نکرد، این انصراف او از گناه به خاطر الله به حدی نزد الله با ارزش است که علاوه بر کفاره شدن عزم قبلی، سبب درجات بلند نیز برای وی میگردد. نمونهٔ تأثیر این گونه نیت را در حدیث اصحاب غار (همانها که در غار محبوس مانده بودند) مشاهده میکنیم؛ آنجا که یکی از ایشان جهت نجات شان از غار، به عملش که خودداری از زنا به خاطر ترس از الله بود متوسل شد؛ الله به پاس آن، سنگ را به حرکت در آورده و روزنهٔ نجات را بدیشان پدیدار ساخت. [صحیح بخاری] لذا، حقیقت مسأله از این قرار است و تعارضی بین احادیث در این خصوص وجود ندارد. [التوضيح لشرح الجامع الصحيح ] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک، نکته های زیر را افاده میکند: ۱- پیامبر از وقوع جنگ بر اساس هوای نفس میان امت شان نگران بودند؛ لذا به عنوان بخشی از علاج، از عواقب خطیر این پدیدهٔ نامبارک بر آخرت دو طرفِ درگیر جنگ، هشدار دادند. ۲- جنگ داخلی میان مسلمانها، نه تنها دنیای ایشان را تباه میکند؛ بلکه عذاب سخت آخرت را نیز برای ایشان در پی دارد. ۳- گناه قتل ناحق، بسی سنگین است؛ تا جایی که حتی محض عزم و تصمیم بر ارتکاب آن، و لو منجر به عمل نشود هم عذاب سخت آخرت را به دنبال دارد. ۴- نیت در حد عزم بر گناه گناه است؛ هر چند به عمل مبدل نشود. ۵- هر گاه متعلم درس استاد و یا شنونده، سخن ارشادگر را درست درک نکرد مستحب است که سؤال نموده و خود را به مسأله درست آگاه سازد؛ چنان چه صحابی بزرگوار چنان کرد. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین
✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی
🔹 حدیث اول
🏷 خلوص نیت و ارزش اعمال
وَعَنْ أبي هُريْرة رضیالله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلیالله علیه و سلم: «إِنَّ اللهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى أَجْسَامِكْم، وَلاَ إِلَى صُوَرِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ».[مسلم]
ترجمه:
از ابوهريره رضیالله روايت شده است که پيامبر صلیالله علیه و سلم فرمودند: «خداوند متعال به اجسام و صورتهای شما نگاه نمیکند؛ بلکه به دلها و اعمال شما مینگرد».👤 معرفی راوی ابوهریره، عبدالرحمن بن صخر دَوسی، صحابی جلیلالقدر پیامبر اکرم و از جمله مفتیان صحابه بود. وی در سال هفتم هجری، هنگامی که پیامبر در خیبر حضور داشتند، به مدینه آمد و اسلام آورد و از آن پس همواره ملازم و همرکاب آن حضرت بود. ابوهریره بیش از هر صحابی دیگری از پیامبر حدیث روایت کرده است. شمار احادیث روایتشده از وی به ۵۳۷۴ حدیث میرسد و بیش از ۸۰۰ نفر از صحابه و تابعین این احادیث را از او نقل کردهاند. او مدتی ولایت مدینه را بر عهده داشت. همچنین حضرت عمر وی را به ولایت بحرین گماشت، اما بعدها او را از این منصب عزل نمود. ابوهریره بیشتر عمر خویش را در مدینه سپری کرد و سرانجام در همان شهر، در سال ۵۹ هجری، وفات یافت.[الاعلام زرکلی] 📜 شرح كلمات کلیدی ▫️لاَ يَنْظُرُ: نگاه نمییکند؛ منظور، اهمیت نمیدهد. ▫️ينظر إِلَى قُلُوبِكُمْ: به دلهای شما مینگرد که آیا در آن اخلاص، شوق و یقین وجود دارد یا نه؟ ▫️ وَأَعْمَالِكُمْ: به اعمالتان مینگرد که آیا با شرع اسلام برابر است یا نه؟ 📃حكم فقهی نیت، به معنی قصد و ارادهٔ دل است که در عرف شرع، به دو گونه استعمال شده است؛ یکی: نیت به معنی تعیین نوعیت عمل است، مثلاً: نماز به وسیله نیت تعیین میشود که فرض است یا نفل؟ قضایی است یا ادایی؟ نیت بدین معنی نزد فقهای اسلام شرط صحت عمل و در فرایض، مانند: نماز، روزه، زکات و... حیثیت فرض در آن عمل را دارد. از همینرو اگر کسی صدقه را بدون نیت زکات، به مسکین میدهد به زکات حساب نشده و تنها صدقهٔ نافله محسوب میشود؛ و یا حیوان را بدون نیتِ قربانی، ذبح میکند جای قربانیاش را گرفته نمیتواند. نوع دوم: نیت به معنی قصد کردن رضای خداوند در عمل است که در مقابل آن ریاء و سمعه قرار دارد و نیت بدین معنی از چند حال خالی نیست: یا در فعل گناه است، مانند این که دزدی به خاطر کمک به فقراء انجام شود که هرگز نیت نیک، دزدی را از گناه بودن بیرون نمیکند؛ یا در فعل مباح است، مانند: خواب شدن به خاطر قوت یافتن به عبادت الله و یا سیر و سیاحت به خاطر تدبر به مخلوقات الهی؛ و یا این نیت در فعل طاعت است، مانند: نماز، جهاد، صدقه و.. که نیت (قصد رضای الله) در هر دو صورت، موجب قبول و پاداش نزد خداوند است و ممکن نیست عمل بنده بدون چنین نیتی نزد الله مورد قبول قرار گیرد. در علم فقه، نیت بیشتر به معنی اول به کار میرود و در علم اخلاق، به معنی دوم بیشتر استعمال دارد. در حدیث مذکور نیت، به معنی دوم آن مراد است. [دررالحکام شرح غرر الاحکام] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث حاوی نکات و فوائد ارزندهٔ آتی است: ۱. نگاه و نظر، یکی از صفات ذاتی خداوند است؛ البته نگاه و نظری که شایستۀ شأن با عظمت اوست؛ بیآنکه میان آن و میان نگاه و نظر مخلوق هیچ شباهتی وجود داشته باشد. ۲. مسلمان در مسیر زندگی باید همواره، خداوند را ناظر و مراقب خویش دانسته و این احساس را در خود زنده بدارد که الله همیشه مرا میبیند. ۳. از نظر اسلام، جنسیت، نژاد، رنگ و خصوصیات جسمی، کسی را نسبت به دیگران، بزرگتر و یا حقیرتر نمیگرداند و فضیلت و رزیلت اشخاص بر این امور بنا نمیشود؛ بلکه برتری تنها بر معیار برتری عمل و نیت تعیین میشود. ۴. هرگاه ملاک دوستی یا دشمنی خداوند با بندگان، بر مبنای عمل و نیتِ نیکو استواراست، پس باید اهل ایمان نیز دوستی و دشمنی، اخوت و یا فرقت خود با دیگران را بر همین مبنا تنظیم کنند. ۵. قبولی عمل مسلمان نزد خداوند دو شرط اساسی دارد: مطابقت آن با راه و روش اسلام و اخلاص نیت؛ و پرندهٔ عمل تنها با این دو بال است که توان پرواز به سوی آسمان اجابت الهی را حاصل میکند. ۶. سعادت یک مسلمان در گرو دو چیز نهفته است: صالح بودن عمل و نیت وی؛ به عبارت دیگر: اصلاح ظاهر و باطن وی. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
🔺حکم فروش دیزل غش دار؟
پرسیده اند:
وقتی دیزل را با مبلاین ترکیب شود یک دیزل کم کیفیت تولید می شود اما مقدار اش زیاد است در این صورت آیا فروش این دیزل جواز دارد؟ در بازار کم ترین قیمت را همین دیزل دارد، و به طور عمده فروخته می شود، اگر چه صریحا به مشتری گفته نمی شود که این دیزل ترکیبی است اما غیر مستقیم می داند.
آیا پایین بودن قیمت و اینکه مشتری غیر مستقیم می داند که این دیزل ترکیبی است دلیلی بر جواز این کار می شود؟
🔸الجواب:
شفافیت و نیز پرهیز از غش، دو اصل مهم در معاملات د راسلام است.
پیامبر صلی الله علیه و سلم باری در عبور از بازار از کنار یک گندوم فروش عبور کرند و دست شان را در درون گندمهای انبار شده فرو کردند و آن را تر و با رطوبت یافتند به فروشنده گفتند چرا گندم های تر را در روی قرار ندادی تا مشتری ببیند و فرمودند: هر کس مرتکب غش شود از ما نیست.
بناء باید مشتری به صورت کامل در روشنی قرار داده شود.
مسئله دوم، اصل پرهیز از غش است. مسلمان در همه امور زندگی اش باید از غش و فریب کاری دوری کند.
شکی نیست غشی که در سوال یاد شده است موجب استهلاک وسایط و آلودگی محیط زیست می شود، و این هر دو از زیان های ناگوار برای جامعه اسلامی است. البته اگر قانون چنین عملی را اجازه دهد و مردم به حد کافی از مسئله و آثار آن با خبر باشند و چیزی پنهان گذاشته نشود، باز کار سهل تر می شود. و اگر این دو شرط موجود نباشد، محض ارزانتر تمام شدن بر مشتری، توجیهی برای جواز آن شده نمی تواند.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاء العلوم هرات
Repost from الفباء
🏷 یک نگاه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مجموعه نادر و استثنایی از عکسها، که تعدادی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند، توسط یک قاضی ایتالیایی به نام "جوزپه پیدیندو" نگهداری میشد. این قاضی در محاکمه مبارزان لیبی شرکت داشت. این عکسها برای دههها به فراموشی سپرده شده بودند و به تازگی، محققان ایتالیایی با تلاش فراوان، آنها را کشف، مطالعه و منتشر کردند.
در زیر، مهمترین مجموعه عکسها که به شیخ شهداء، عمر مختار، اختصاص دارد، ارائه شده است. این مجموعه شامل حدود ۳۰ عکس است که تعدادی از آنها (تصاویر مربوط به شهادت) به دلیل ملاحظات مربوط به الگوریتمها، حذف شدهاند. این عکسها جزئیات دستگیری عمر مختار، انتقال او، زندانی شدن او در بنغازی و در نهایت، شهادت او را به تصویر میکشند.
👇 تصاویر را اینجا ببینید!
#الفباء
#عمر_مختار
@Alefba99 | الفباء
آیا میتوان هر منکری را به هر گونة دلخواه انکار کرد؟
انکار منکر – به ویژه به دست- که آنهمه در اسلام مهم گفته شده است شرایطی دارد به شرح زیر:
أ- اینکه منکر واقعاً در شرع الهی منکر باشد؛ پس نمیتوان آنچه در شرع مباح است اما مخالف ذوق يا عرف يك فرد یا گروه، منکر نامید.
ب- اینکه از مسایل اختلافی میان مجتهدان نباشد؛ مثلاً: یک شافعی مذهب که نزد او وضوء با دست زدن به جان همسر میشکند و به تبع آن، نماز با چنین وضویی، منکر است، حق ندارد حنفیمذهب را که از دید مذهب او با لمس همسر وضو نمیشکند مرتكب منکر بخواند. به همین گونه است، حکم حنفی در برابر سایر مذاهب اسلامی.
ج- اینکه انکار کننده، در بارة منکربودن آنچه انکار میکند علمِ لازم داشته باشد، لذا به محض ظن و گمان بر این که شاید فلان عمل، منکر باشد اقدام به انکار آن روا نیست.
د- اینکه سطح انکار به قدر منکربودن منکر باشد؛ پس درست نیست که به ترک، مستحبی یا به انجام مکروهی یا گناه صغیرهای، به قدر آنچه در انکار ترک فرض و یا انجام حرام و یا گناه کبیره لازم است از خود شدت و غلظت نشان دهد.
هـ- اينکه اگر تغییر به زبان حاصل میشد بدان بسنده کند و بداند که اقدام به عمل، بیشتر در برابر منکراتی است که اهل آن، ستیزهگر و پافشار باشند و بقای منکرشان خطرناک و به زیان جامعه بوده و ازالة آن به محض زبان حاصل نشود. و البته در حدیث مشهور در این باره که مسأله از تغییر به دست آغاز شده هدف در آن، دستهبندی به لحاظ قوت است که از قویترین آغاز یافته و به ضعیفترین که تغییر به دل باشد ختم شده است؛ نه ترتیب اجرایی آن.
و- اینکه انکار منکر به منکری بزرگتر منجر نشود. مثلاً: انکار از ترک فرض و یا انجام حرام، نباید منجر به کفر و ارتدادِ طرف شود؛ و حتی نباید انکار به ترک فرض و یا انجام حرام منجر به اختلافی عمیق میان مردم شده و از آن، مشکلات عظیم رخ دهد؛ چنانچه در قرآن میخوانیم؛ هنگامی که موسی u از کوه طور برگشت و قومش را گرفتار گوسالهپرستی یافت از موی برادرش هارون گرفته و بدو نهیب زد که چرا از من پیروی نکرده و آنان را باز نداشتی؟ قرآن بر سبیل عذری مقبول از هارون u نقل میکند که گفت: «يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي». [طه: 94] (اي پسر مادرم! ريشم را مگير و نه موي سرم را؛ من ترسيدم که [اگر با ايشان برخورد نمایم] بگویي ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي و سفارش مرا به کار نبستي).
ز- اینکه فردی که به خاطر منکرش سزا دیده است؛ نباید به نیش زبان مواجه شده و دلش جریحهدار گردد؛ باري در محضر نبي e برخي از حاضران به مجرمي که سزايش را ديده بود نيش زبان زده گفتند: «أخْزَاكَ اللهُ». (خدا ترا ذليل ساخت). ايشان ناراحت شده گفتند: «لاَ تَقُولُوا هَذَا، لا تُعِينُوا عَلَيْهِ الشَّيْطَانَ». [صحيح البخاری، حدیث6777] (چنين مگوييد و شيطان را عليه او ياري نرسانيد!)
روشن است هر گاه این شرایط که علمای اسلام بر آن تاکید کرده اند در انکار منکر رعایت نشود، این اقدام اصلاحی، به جای اصلاحگری، چیزی جز ایجاد نفرت و عقده و دین گریزی عاید جامعه نخواهد ساخت.
✍️ضیاء احمد فاضلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 معرفی مدرسۀ احیاءالعلوم هرات
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 شمارههای منتشرشدۀ گاهنامۀ احیاء
✍ ویژۀ طلاب بخش ذکور مدرسه احیاءالعلوم هرات
📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء
#گاهنامه_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
بیایید در ماه ربیع الاول که جهان میزبان ولادت بهترین هدیه الهی بر اهل زمین شد شادمان باشیم و با این دردانه هستی و محبوب جانها تجدید محبت و عهد نماییم.
درست است که عبادت خاصی برای ما تعیین نشده و ما حق نوآوری در دین نداریم.
😢ما چقدر در برابر این خورشید جانها کم هستیم. (آب در کوزه و ما تشنه لبان همی گردیم!)
این بود شمه ی از اخلاق اجتماعی پیامبر اسلام در ارج گذاری به مقام و کرامت انسانی. پس چه نیکو است که کمر همت بسته و با جدیت تمام به سوی آن قلۀ تعالی به عروج کنیم و به آن اخلاق ستوده اقتدا نماييم. «واین برخداوند دشوار نیست».
«از یاران شان تفقد و بازجوئی می کردند» حرمتی که به اطرافیان داشتند ایشان را وا می داشت تا پیوسته هریک را به یاد داشته باشند. غیابت هریکی ایشان را اندوهگین می کرد که مبادا دچارمشکلی شده باشد، لذا از احوالش معلومات می گرفتند و این درحق همه یکسان بود؛ چنان چه باری از احوال زنی پرسیدند که گاهی مسجد را جاروب می زد و از یکی دو روزی بدین سو معلوم نبود. گفته شد که او در گذشته است. یاران به خاطر زحمت ندادن پیامبر صلی الله علیه وسلم آن حضرت را در تشییع جنازه ی وي خبر نکرده بودند که این امر جناب ایشان را متاثرساخت، برسرقبر وی رفته و از نزدیک برایش دعا کردند.
«ازآن چه در میان مردم می گذشت پرس و جو می کردند» در برابر اوضاع جامعه بی خیال نبوده و احساس مسوولیت می کردند. «آنچه نیکو بود مورد تحسین وحمایت شان قرار می گرفت و از بدی ابراز نفرت نموده و تقبیحش می کردند» درنگاه شان ارزش و ضد ارزش یکسان نبود؛ ارزش ها را پاس گذاشته و تقویت می کردند و بنیان ضد ارزش ها را بامخالفت خویش متزلزل می ساختند.
«بهترین مردم در نزدشان کسی بود که خیرش به مردم بیشتر می رسید و بزرگترین جایگاه را نزد شان کسی داشت که با مردم همدردی بهتر؛ و از ایشان حمایتی قوی تر می نمود» گویا همدردی و همیاری با مردم را یگانه معیاری قرارداده بودند که بزرگ را ازکوچک و سره را از ناسره جدا می کرد؛ چیزی که بیانگر اوج مردم داری ایشان است.
وی درتوصیف جوّ اخلاقی حاکم بر مجلس آن حضرت علاوه می کند:
«هیچ نشست و برخاستی نداشتند مگر این که در آن به یاد خدا می پرداختند» ذکر و یاد الهی در همه ی عرصه ها و حالات زنده گی شان متجلی بود.
«جای خاصی را در میان یاران برای خود نمي پسندیدند و هرکجا برابر می شد – و لو در آخر مجلس- می نشستند و دیگران را نیز بر رعایت این ادب اجتماعی توصیه می کردند» تشریفات تبعیض گونه را درمیان مسلمانان مخلّ با اخلاق اجتماعی شان می دانستند.
«توجه متساویانۀ شان در نگاه و گفتار و امور دیگر با اهل مجلس طوری بود که هریک از هم نشینان می پنداشت که جناب ایشان بیش از هرکسی او را گرامی داشته اند» طوری نبودکه سخن کسی را گوش داده و از برخی دیگر غافل شوند. حتی نگاه های شان هم تقسیم شده بود. توجه مساویانه با همه ی اهل مجلس را از حقوق و کرامت انسانی شان می دانستند.
«فراخ دلی و اخلاق ستودۀ شان همگان را شامل می شد» باران رحمتی بود که بر سر همگان یکسان می بارید.
«در نتیجه پدری مهربان برای شان شده بودند و فقط این حق بود که درجات قرب اطرافیان را نزد آن حضرت تعیین می کرد؛ کما این که تقوی یگانه معیاری بود که فضیلت هر یکی بدان سنجیده می شد».
«حلم و حیاء و صبر و امانت از خصوصیات لاینفک مجلس شان بود» همه اهل بردباری و تحمل بودند. حیاء، آنان را ازسخنان و حرکات بی جا مانع می شد. بدگوئی کسی درآن نمی رفت و به آبروی کسی تاخته نمی شد؛ راز یکدیگر را فاش نمی کردند و بدخواه همدیگر نبودند.
«در مجلس آنحضرت آواز ها بالا نمی گرفت، تقوا اهل مجلس را وامی داشت که باهم مهربان باشند؛ بزرگ سالان مورداحترام و خوردسالان مورد شفقت و نوازش قرار می گرفتند. حاجتمند را جلو انداخته او را بر خود ترجیح می دادند. با اشخاص غریب و بیگانه ابراز انس و الفت می کردند» و چنین در تربیتگاه آن معلم والا آبدیده و تربیت یافته شده بودند.
راوی درنوبتی دیگرمی گوید:
«آنحضرت همیشه تبسمی شیرین برلب داشتند» خوشروئی و برخورد شیرین شان حتی دشمنان را شیفتۀ جناب شان ساخته بود.
«نرمخو و اهل مدارا بوده؛ از ترشرویی و خورده گیری نفرت داشتند. سر و صدا و جنجال به پاکردن و بد زبانی اصلا عادت شان نبود؛ نه کسی را زخم زبان می زدند و نه تملق کسی را می کردند».
«در بارۀ خود سه چیز را ترک گفته بودند: خودنمایی، زیاده حرفی و پرداختن به امور بی ارزش. و در برابر مردم نیز از سه چیز خود داری می کردند: از کسی بدگوئی نمي کردند، عیب کسی را بر رخ او نکشیده و از کسی عیب جوئی نمی کردند».
«زبان جز به آنچه امید پاداش آن می رفت، نمی گشودند».
و چون سخن می گفتند هم نشینان سر های شان را به زیر می انداختند، تو گوئی پرنده بر سرشان نشسته باشد و هرگاه سکوت می کردند آنان لب به سخن می گشودند. درحضورشان منازعه صورت نمی گرفت و در میان حرف های یگدیگر نمی تاختند» و این گونه ازجناب ایشان ادب آموخته بودند.
«از خندۀ یاران ایشان نیز می خندیدند و از تعجب ایشان اظهار تعجب می کردند» و این گونه در همۀ امور با ایشان مشارکت نموده و خود را جدا از ایشان و بی پروا به امور آنان نمی دانستند.
«درشت حرفیِ بعضی افراد تازه وارد و تهذیب نیافته را تحمل می کردند» و ازآن برافروخته نشده و اقدام به انتقام نمی کردند.
«اطرافیان را توصیه می کردند تا حاجت حاجتمندان را به ایشان برسانند» و جناب شان را در ادای رسالت و عمل به احساس انسان دوستی شان کمک کنند.
🔶تابلویی از اخلاق اجتماعی پیامبرصلی الله علیه وسلم💓
✍️ضیااحمد فاضلی، مسوول مدرسۀ احیاءالعلوم
خلق خوش خلقی را شکارکند
یک صفت بیش از این چه کار کند؟
یکی از خطرناک ترین مشکلات کنونی امت اسلامی ما -به ویژه جامعۀ افغانی ما- فاصله گرفتن از اخلاق اسلامی است؛ به خصوص در بخش اجتماعی آن که اعتلاء و شکوفائی زندگی اجتماعی جامعه در گروآنست.
این همه تجاوز بر جان، مال و آبروی یکدیگر، عادی پنداشتن افتراء، فریب، توهین، غیبت، خیانت، وعده شکنی و رزائل اخلاقی دیگر؛ همه و همه نشان دهندۀ دوری و بیگانگی ما از اخلاق محمدی است، حال آنکه اگر نگاهی کوتاه به آموزه های اسلام در بارۀ اهمیت آراسته شدن به فضائل؛ و پاکیزه شدن از رزائل اخلاقی بیندازیم سخت دچار شگفتی خواهیم شد. کافی است شما به عنوان مشت نمونۀ خروار به خاطر درک بیشتراهمیت موضوع به این چندحدیث کوتاه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بیندیشید؛ آن جا که می فرمایند: «أَكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا»(روایت از ترمذی) (کامل ترین مومنان در ایمان داری، آنهائی اند که اخلاقی نیکوتر دارند).
«مَا مِنْ شَیْءٍ أثْقَلُ فِی مِیزانِ الْمُؤمِنِ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنْ خُلُقٍ حَسَنٍ إنَّ اللهَ یَکْرَهُ الْفَاحِشَ الْبَذِیءَ وَ إنَّ صَاحِبَ حُسْنِ الْخُلْقِ لِیَبْلُغُ بِهِ دَرَجَة صَاحِبَ الصَّوْمِ وَ الصَّلاةِ» (به روايت ترمذی) (هیچ چیزی درمیزان حسنات انسان در روز رستاخیز سنگین تر از اخلاق نیکونیست، بی تردید بنده با اخلاق نیکو به بزرگترین درجات و شریف ترین منازل آخرت دست پیدا میکند).
و حتی به تکامل رساندن اخلاق بشری را تمام هدف از بعثت خود معرفی می¬نمایند، آنجا که می فرمایند: «إنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق» (بخاری در ادب مفرد) (بدان جهت فرستاده شده ام تا مکارم اخلاق را به کمال و تمام برسانم)
لذا بی جهت نیست که دانشمندان اسلامی صعود به مدارج عالی اخلاق را علت غایی احکام و برنامه های عملی دین بدانند و در هرم سه ضلعی دین؛ بعد از اعتقادات و باورهای دینی، اخلاق را اولین ضلع آن بشمارند.
به نظر می رسد در منظومۀ سه بعدی نظام اخلاقی اسلام (اخلاق الهی، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی) بخش اخلاق اجتماعی بیشتر مورد جفا و بی مهری قرارگرفته است.
در شرائط حاضر عامل بیشترین تیره روزی های جامعه و امت ما محرومیت از این فضائل اخلاقی است و به خاطر رهایی از این همه نکبت و بدبختی نیاز اساسی به اصلاح اخلاق اجتماعی و یا اگر بهتر بگوییم «اسلامی ساختن اخلاق اجتماعی» خود داریم. لذا جهت مزید آشنائی با بخش اخلاق اجتماعی اسلام، چه نیکواست تا یکی از تابلوهای زیبای اخلاق اجتماعی پیشوای بزرگ ما؛ حضرت محمدصلی الله علیه وسلم را به تماشا نشینیم؛ پیامبری که خداوند تعالی تاج زرین «وانک لعلی خلق عظیم» را بر تارُک مبارک او به در خشیدن گذاشته، بدان امید که توفیق اقتدا به آن الگوی نیکو را یافته و آن حضرت را سرمشق زنده گی خویش سازیم، زیرا موضوع همان گونه است كه سعدی شیرین سخن گفته است:
محال است سعدی که راه صفا توان رفت به جز از پی مصطفی
پیامبر اسلام نگین درخشان هستی که شخصیت مبارک شان در آسمان فضایل همچون آفتابی جهان تاب نور افشانی می کند، اخلاق والا و زیبای شان در مواجهه با مردم و حرمت گزاری به ایشان نمونه، بی نظیر و شنیدنی است.
من به فراخور این مقال کوتاه برآنم تاشمه یی از موضوع را به نقل از «شمائل ترمذی» به روایت هند بن ابي هاله با مختصر توضیحی به رشته ی تحریر درآورم.
وی چشم داشتش را از اخلاق اجتماعی ایشان در این زمینه چنین مطرح می کند:
«پیامبر علیه السلام زبان را جز به سخنان مفید و ارزشمند باز نمی کردند» از سخنان بیهوده و چرندیات جداً نفرت داشتند. سخن به حد ضرورت می گفتند و عبارات شان بسی رسا و درعین حال فشرده و کوتاه بود. «با یاران خویش انس و الفتی خاص داشته و از ایشان جدا نمی شدند» از حضور در جمع شان لذت می بردند، عزلت و گریز از جامعه، خوی وعادت شان نبود. روحیه ی اجتماعی قوی داشتند؛ گنجینه ای از انس و الفت بودند.
«بزرگوار هر قومی را گرامی داشته و آن را متولی امور قومش می ساختند» انسان های ارجمند در چشم شان عزیز بوده و آن ها راشایستۀ سرپرستی امور مردم می دانستند.
Repost from امروز... | عزّام تیموری
🏷 با سلام به همه همراهان گرامی!
در ذیل ده کانال مفیدِ تلگرام در حوزههای مختلف را خدمتتان تقدیم میداریم:
