en
Feedback
روانكاوي و فلسفه

روانكاوي و فلسفه

Open in Telegram

ارائه نظرات و گرفتن وقت روان درمانی @Ensan_psy 🔹استفاده از مطالب يك شخص به معني تاييد مطلق آن شخص ونقد يك مطلب به معناي نفي تمام كارنامه آن شخص نيست

Show more
6 625
Subscribers
-224 hours
-87 days
+1630 days
Posts Archive
sticker.webp0.27 KB

کانال روانشناسی زیگموند فروید
کانال روانشناسی زیگموند فروید

sticker.webp0.27 KB

#نزار_قباني شاعرِعاشقان در جايي مي گويد:يُسمعني.. حـينَ يراقصُني كلماتٍ ليست كالكلمات :كلماتت مرا به رقص در مي آورند(در گوشم و در حال رقصيدن) ،كلماتي كه چون آنان كلماتي نيست .روانشناسان نيز از اثرات ِپررنگ و نقش مهم ِ كاربرد كلمات بر اوضاع و احوال دروني و شخصي افراد به فراواني سخن گفته ومي گويند.چيزي شبيه به باور به معجزه ي كلمات در ساختن يا ويراني. شايد روزي نباشد كه درصفحات مجازي ،روانشناسي با متني يا ويدئويي در حال بيان اين خطابه هست كه:آي شوهر عزيز،خانمِ محترم مادر گرانقدر ،پدر زحمتكش، پسرِ عاشق و دختر شيفته ،به طرف مقابل يا پارتنر يا مخاطب خاص وعام خودچه بگوييد وچگونه بگوييد وچه نگوييد،#كلمات و خصوصا تكرارِ آن ها در گستره ي زمان مي تواند تبديل به باوري ناخوداگاه درساحت انديشه و رفتار يك فرد شوداما كمتركسي از نقش پررنگ كلمات در#سرنوشت_اجتماعی يك #ملت سخن گفته است ومي گويد، درتحولات سياسي اجتماعي سال هاي گذشته كشور، نقش تكرارو بسامد برخي واژه ها و كلمات بي شك قابل رديابي وسنجش هستند.كلماتي به ظاهر كم اهميت،خنثي وبي طرف اما به واقع مهم وكليدي در تعيين سرنوشت يك ملت،بازيگران سياسي دهه هاي اخيرِ سپهرسياسي ايران به خوبي شيوه كاربرد اين كلمات را در بزنگاه هاي حساس فراگرفته و اغلب موفق به رسيدن به هدف خود شده اند،اين منش ربط چنداني به جناح هاي سياسي گوناگون ندارد و هردو جناح بزرگ سياسي كشوردراستفاده از اين حربه رقابت تنگاتنگي دارند.جناح اصلاحات بارها باتاكيدو بهره گيري از كلماتي چون آزادي ديوار حقوق مدني حق زنان و جوانان و... و اصولگراها با بارش فراوان عبارتي برذهن مخاطبان خود چون خونِ شهدا حفظ نظام حفظ دين دلِ امام زمان حرمت مراجع عظام و.. به چه منافعي رسيده و چه سبدهاپركرده اند ،اثرات اين كلمات زماني به بيشترين حدممكن مي رسد كه تبديل به ايدئولوژي غالب جريان سياسي و مخاطبان آنها شود اتفاقي كه در ايران به بدترين شيوه ممكن رخ داده و ديگر فرقي نمي كند سيد محمد خاتمي فرمان تٓكرار مي كنم سر بدهد يا حسين شريعتمداري در كيهان فرياد واسلاما و واانقلابا، نتيجه همان هست ،تبعيت حلقه مدافعان آنها بدون ذره اي درنگ و باز سير تسلسل وار تكرار اين چرخه خلاصه كه فرداروزكه براي دوست دختر يا پسرت يا.دنبال انتخاب كلمه اي بهتر و نوتر ميگردي تا به قول نزاررقباني آنها را به رقص و ذوق درآوري به نقش كاربردِكلمات در سرنوشت مملكتت هم كمي فكر كن ك چگونه به قول نزار قباني :كلماتٍ تقلـبُ تاريخي: كلماتش(شان )تاريخم را دگرگون مي سازد مهدي قاسم زاده #تاريخ##آگاهي# @Psychoanalysis_Philosophy

شرحي كوتاه بر#روانكاوي #زيگموند_فرويد ترجمه#دكتر_حسين_پاينده فصلنامه#ارغنون_بهار_1382_شماره_٢١

شرحي كوتاه بر#روانكاوي #زيگموند_فرويد ترجمه#دكتر_حسين_پاينده فصلنامه#ارغنون شماره٢١ بهار ١٣٨٣

با سلام ✳️به درخواست شما عزیزان تخصصی ترین کانال روانشناسی راه اندازی شد. ✅لطفا فقط کسانی ک ب طور تخصصی روانشناسی میخونن وارد
با سلام ✳️به درخواست شما عزیزان تخصصی ترین کانال روانشناسی راه اندازی شد. ✅لطفا فقط کسانی ک ب طور تخصصی روانشناسی میخونن وارد بشوند. https://t.me/joinchat/AAAAAEGkb16KTwW9qHY_BA

sticker.webp0.17 KB

🔷مركز مشاوره و كلينيك عموم دانشگاه علامه طباطبائي با همكاري گروه اموزشي انسان برگزار مي كند 🔻دوره روان درماني وجودي(اگزيستا
🔷مركز مشاوره و كلينيك عموم دانشگاه علامه طباطبائي با همكاري گروه اموزشي انسان برگزار مي كند 🔻دوره روان درماني وجودي(اگزيستانسيال) 🔷مدرس:دكترسروش دباغ: پژوهشگر مهمان دانشگاه تورنتو كانادا،دكتراي فلسفه تحليلي از دانشگاه وارويك انگلستان،پست دكتراي دانشگاه تورنتو كانادا زمان پنجشنبه ها از ٢٦تير ماه ساعت ١٧تا١٩ به مدت ١٤جلسه به مدت ٢٨ساعت شهريه ٨٧٠هزار تومان امكان پرداخت اقساطي سرفصل ها:مباني نظري وفلسفي بررسي مباحث وجودي با بررسي آراء يالوم ،رولومي ثبت نام و اطلاعات بيشتر: ۰۹۱۹ ۴۴۱ ۳۹۹۷ 09219908547 آيدي تلگرام: @Musaviii1367 @psy_kargahearavan @Ensan_psy عضويت در كانال تلگرامي :https://t.me/ensanpsycDepartment عضويت در اينستاگرام:https://instagram.com/ensan_psychology_department

📌#توئیت ✍ محمود دهقانی دکترای روانشناسی بالینی ✳ مادامی که ما از دستیابی به ذهنیتی که دیگران را در مقام انسان‌هایی با ذهنیتی
📌#توئیت ✍ محمود دهقانی دکترای روانشناسی بالینی ✳ مادامی که ما از دستیابی به ذهنیتی که دیگران را در مقام انسان‌هایی با ذهنیتی مجزا می‌بیند باز می‌مانیم، برده‌ی وهمی هولناک از عینیت‌هایی مطلق خواهیم شد. باز ماندن از چنین منزلگاهی از تمدن، آدمی را حتی در رابطه با فرزند خود نیز تبدیل به سنگدل‌ترین دشمن می‌کند. #روان_درمانی #داستان_زندگی_ما 🆔@alipsychiatrist https://twitter.com/MahmoodDehghan4/status/1273626989950361603?s=09

امشب ساعت ۲۲ در صفحه اینستاگرامم درباره بدن با شما سخن خواهم گفت. یکی از دوستان پزشک (دکتر ایزدی) نیز به این گفتگو خواهد پیوست. توصیه میکنم بحث امشب را حتما دنبال کنید. بحثی به غایت بنیادین که نگاه ما را از حوزه الاهیات گرفته تا پزشکی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بحثی که میتواند ما را در گشایش افقهایی جدید یاری رساند. https://www.instagram.com/p/CByGCnLprkc/?igshid=xmna4x5s5uop

در جریان این گسترش نظری، فن روانکاوی به اندازه فنون سایر شاخه های تخصصی پزشکی، قطعی و دقیق شده است. عدم درک این موضوع بسیار باعث کاربرد نادرست روانکاوی شده است (به ویژه در انگلستان و آمریکا)، زیرا کسانی که صرفا از راه خواندن مطالب روانکاوانه با این نظریه آشنا شده اند و هیچگونه آموزش تخصصی ندیده اند تصور میکنند که می توانند متقبل درمان روانکاوانه شوند. پیامدهای این عمل هم به زيان علم است و هم به زيان بیماران، مضافا اینکه بسیار هم مایه بدنامی روانکاری شده است. تأسیس نخستین درمانگاه بیماران سرپایی در برلین به همت ماکس آیتینگُن در سال ۱۹۲۰)، به همین دلیل از لحاظ عملی اقدامی بسیار مهم است. این مؤسسه در پی آن است که از یک سو درمان روانکاوانه را برای اقشار وسیعتری از مردم میسر سازد و از سوی دیگر از طریق برگزاری یک دوره آموزشی (که از جمله شروط پذیرفته شدن در آن، موافقت شرکت کنندگان برای روانکاری شدن خودشان است) متقبل آموزش پزشکانی می شود که می خواهند عملا به روانکاری اشتغال بورزند. شرحي كوتاه درباره#روانكاوي #زيگموند_فرويد ترجمه:دكتر#حسين_پاينده منبع:فصلنامه #ارغنون_بهار_1382_شماره_٢١ (هنگام استفاده ازمطالب كانال لطفا ايدي كانال را جهت معرفي به علاقه مندان قيد كنيد) كانال #روانكاوي_و_فلسفه join us :| @Psychoanalysis_Philosophy

#آموزش_روانكاوي درايران و كشورهاي ديگر 🔻🔻 متاسفانه سال هاي اخير درايران با تعداد زيادي از افرادي مواجه هستيم كه با شركت در يكي دوكلاس و كارگاه و خوانش ناقص و جزئي يك كتاب خود را روانكاو و درمانگر و... مي دانند و با گسترش ابزارهاي فضاي مجازي در اين صفحات با عرضه خود به نام روانكاو و روان درمانگر نام و ناني به ارمغان آورده اند،اين اتفاق با توجه به كالايي شدن آموزش در ايران و نبود نظارت كافي در حوزه روان درماني ،همچنين ذينفع بودن و تعارض منافع برخي از اعضاءو نهادي هاي مسئول حوزه روان درماني روز به روز شدت گرفته است.در اين رابطه👇 قسمتي از مقدمه مترجمان كتاب#روان_درماني_تحليلي راهنماي باليني ترجمه: دكتر#بابك_روشنائي_مقدم و همكاران در خصوص روند آموزش روانكاوي ص ١٠👇👇 از نقطه نظر انجمن روانکاوی بین المللی (آی پی ای)، دوره جامع روانکاوی (مدل آیتینگتن) شامل حداقل ۴۰۰ ساعت کلاس های نظری، حدودا ۲۴۰ ساعت سوپر ویژن گروهی ادامه دار، داشتن ۴-۳ مورد - روانکاوی (آنالیزند) که هر کدام حداقل ۴ بار در هفته برای ۲۰۰ ساعت روانکاوی دیده شده باشند و به - ازای هر آنالیزند حداقل ۵۰ ساعت سوپرویژن هفتگی گرفته شده باشد. هر ۶ ماه برای هر آنالیزند باید فرایند روانکاوی نوشته شود و نهایتا با تأیید سوپروایزر مربوطه و تأیید کمیته پیشرفت روانکاوی هر آنالیزند مورد تأیید نهایی قرار می گیرد. هر کاندید روانکاوی خود باید تحت روانکاوی حداقل ۴ بار در هفته باشد. با در نظر گرفتن الزامات دیگر، در عمل آموزش روانکاوی جامع به طور متوسط ۷-۵ سال طول می کشد. فردی که با موفقیت این دوره را سپری کند، روانکاو گواهی دار (سرتیفاید آنالیست) نامیده - می شود. همان طور که مشاهده می کنید، دوره جامع روانکاوی نیازمند سرمایه گذاری جدی زمانی، روانی و مالي مي باشد (هنگام استفاده ازمطالب كانال لطفا ايدي كانال را جهت معرفي به علاقه مندان قيد كنيد) كانال #روانكاوي_و_فلسفه join us :| @Psychoanalysis_Philosophy

#ديدگاهي_ديگر در خصوص پرونده ترجمه واژه سايكولوژي ديدگاه خانم#معصومه_حنيفه_زاده آسیب‌شناس بالینی از دانشگاه ۷ پاریس و روانكاو ايراني ساکن فرانسه (انجمن بین‌المللی لکانی)، در بارهٔ پيشگفتار كتاب درامدي بر جانشناسي اگزيستانسيال نوشته ي دكتر #اكبر_جباري در خصوص ترجمه صحيح واژه سايكولوژي👇👇 🔻سلام جستار گیرایی است ! درسته در زبان‌‌های اروپایی دو واژه داریم که دگرسانند: آنچه به یک فرد تعلق دارد و ویژگی‌‌ اوست، و آنچه در همهٔ زینده‌ها است و زندگی می‌بخشد. در زبان فرانسوی برای نخستین کاربرد âme گفته می‌شود، و برای دومین esprit. در دین مسیحی، Esprit (که با S بزرگ نوشته می‌شود) همان «روح» است که جان جهان است. همچنین، واژه Esprit به معنای «اندیشه» است، در معنای هگلی آن : اندیشه‌ای که جان جهان است. در این معنا Esprit به معنای mind انگلیسی نیز است. Geist آلمانی بگمانم همان Esprit فرانسوی است. من اینگونه بکار می‌برم: Esprit/ Mind / Geist ذهن : ویر، مِنت، *مانه . مِنت و مانه پارسی هستند و همریشه با mind. یعنی بهتر می‌بینم که Esprit و mind را هم معنا بگیرم. بدینگونه اینها را نیز خواهیم داشت: Mental/ Mental/ Geistig ذهنی : ویرین، مانِئین Mentalité ذهنیت : ویراد، مانِگی Mentaliser/Mentalize ماِنئیدن Mentalisation/ Mentalization مانِئنش ولی اگر بخواهیم Esprit را در معنای کاملا مذهبی بکار بگیریم، اینها را خواهیم داشت : Esprit / Spirit / روح : جان، مینو (اندیشه‌ی آسمانی) Spirituel / Spiritual روحی : معنوی، مینوی، مینویگ روح در قرآن فردی نیست، دقیقا برابر Spirit مسیحی است. از آنجاییکه در فارسی می‌گوییم : او جان داد، یا می‌گوییم جان جهان. یا می‌گوییم : جانور (آنی که جان دارد). من واژه جان را برابر روح و Spirit گرفته‌ام. برای Ghost : Fantôme / Ghost شبه  : پَرهیب آلمانی آن هم گویا می‌شود همان Geist. بدبختانه آلمانی من خیلی خوب نیست. نَفس در قرآن فردی است. در فرانسوی همان âme است، در انگلیسی soul و در آلمانی Seele Âme / Soul/ Seele نفس : روان Soi/ Self خود همچنین بایستی افزود که روان پیوبدی با «رو» در رفتن ندارد و در بیخ اوروان بوده (بازفرست به : جلال الدین کزازی ، نامه باستان: ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی،ج۱، ص۱۸۲، تهران ۱۳۷۹ ش .) Ghost نیز همریشهٔ gheyst به معنای »دم» (نفس) است و از رفتن نمی‌آید، مانند Esprit و روح که به معنای بادند. اکنون برگردیم به پرسش بالا، از دیدگاهی آنچه نویسنده می‌گوید گیرا است و می‌توان روی ان درنگ کرد. ولی من پس از اندیشیدن به نکته‌هایی که در بالا امد، تصمیم گرفتم روان را چون برابرنهاد âme, soul, Seele نگه دارم و جان را برابر Spirit و روح بکار ببرم. از سوی دیگر واژه «روان» را به علت اشاره به روان بودن آن زیبا می‌یابم. (هنگام استفاده ازمطالب كانال لطفا ايدي كانال را جهت معرفي به علاقه مندان قيد كنيد) كانال #روانكاوي_و_فلسفه join us :| @Psychoanalysis_Philosophy

قسمتي از مقالات دكتر حسن مكارمي كه مطالبي مرتبط با موضوع بالا( ترجمه صحيح عبارت سايكولوژي و برخي عبارات مرتبط در تاريخ ادبيات و فرهنگي ايران) دارد و در اختيار كانال قرار داده اند علاقه مندان مي توانند از طريق لينك هاي زير مطالعه كنند 👇 با سلام چند مقاله که در هر‌کدام کمی در این مورد سخن گفته ام: http://www.makaremi.net/hozourmndarhasiart-fa/ http://www.makaremi.net/fa-pichidegihay-ravan/ http://www.makaremi.net/maghalehngareshbarhafezart-fa/ ۵- به بحث دریافت‌های هانری کربن بپردازیم. به طور اجمال در اسطوره‌شناسی ایرانی، «زمین» فرشته‌ای (ایزدی) است در آسمان‌ها (زمین مینوی)، جسم ما در زمین است و روان ما در زمین مینوی. پس از مرگ به زمین مینوی باز می‌گردیم. (ظاهرا رابطه‌ای عمیق میان زمین مینوی، باغ ایرانی و طرح قالی ایرانی وجود دارد). جغرافیای واقعی از هفت کشور بر پا شده است که ایران در مرکز آن قرار دارد و شش کشور در پپرامون. حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد (در این‌جا روان می‌تواند به دو معنی باشد، روان «من آسمانی» و دیگری روان به معنی روان شدن). اهورامزدا، ایزد ایزدان، نور و آفریننده ماست. تنها راه درک شناخت هستی و خود، ارتباط با «روان» است (آن قسمت از «من» که در زمین مینوی می‌زید). تنها از این طریق به شناخت کامل به «انسان کامل» به «مقام پیر» خواهیم رسید. تلاش برای دستیابی و ارتباط با من مینوی با اشراق همان راه نور است یا به عبارتی دیگر «عشق». بی دلیل نیست که کلمه مهر در زبان پارسی به معنی خورشید مولد نور است و به معنی عشق. کم‌تر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان اهورامزدا و شش ایزد دیگر، همگی ایزدان عقل‌اند. (به نام خداوند جان وخرد – فردوسی) اهورامزدا نور و قدرت است. ایزد زمین یا زمین مینوی –ایزد زنانه- که با تصوری دورادور بهشت در ذهن ایرانی همگون دارد، به شکلی مظهر زیبایی طببیعت و مظهر زیبایی زن است. به شکلی دستیابی به «من دیگر» ساکن «زمین آسمانی» که از راه اشراق و عشق می‌گذرد. از «بی خردی» حاصل می‌گردد و نشانه بی‌خردی مستی است و دستیابی به مستی با «می» است. (برای توضیح بیش‌تر به مقدمه هانری کربن در کتاب عبهرالعاشقین شیخ روزبهان مراجعه شود)[7]

نظر دكتر #حسن_مكارمي پژوهشگر و روانكاو ايراني مقيم فرانسه در خصوص ديدگاه مطرح شده توسط دكتر اكبر جباري در پيشگفتار كتاب درآمدي بر جانشناسي اگزيستانسيال (توضيح: دكتر جباري ترجمه صحيح ِ فارسي عبارت سايكولوژي را جانشناسي مي دانند و ترجمه روانشناسي را براي اين واژه نادرست تلقي مي كنند) ديدگاه دكتر حسن مكارمي👇👇 من هم‌در مقاله ای به همین موضوع پرداخته ام. . به معنی واژه روان‌ در فرهنگ اسطوره ای ما را توجه نکرده اند. واژه روح که از اسلام آمده است ، حتی تعریف اسلامی ندارد: قل روح من امر ربی. تعریف جان پیش از اسلام وجود داشته که بمعنی عنصر هماهنگ کننده ایست که در بدن هر جاندار ادامه حیات را ممکن می سازد. از بین سه واژه روح و جان و روان : نزدیک ترین به سایکه که به معنی فرمانده در مقابل بدن است که در یونانی سوما نامیده می شود. نه روح و نه جان باید همان روان را بکار برد. سرفراز باشید. شاید بتوانید دو قسمتی از مقاله ها را که در آنها دلایلم را توضیح داده ام بیاورید. سپاسگزارم . (هنگام استفاده ازمطالب كانال لطفا ايدي كانال را جهت معرفي به علاقه مندان قيد كنيد) كانال #روانكاوي_و_فلسفه join us :| @Psychoanalysis_Philosophy

گونه ای است که در عین حال به هیأت تلفیق يا چیده شدن عناصر در پی یکدیگر جلوه می کند و رابطه اش با خود نوعی رابطه شهود بیرونی است، اما از این که بگذریم، روان باید ژرف ترین حالت سوبژکتیو خود را با عالم خود وحدت بخشد و این عالی ترین صورت آزادی اوست، زیرا انديشه همان ژرف ترین حالت ابژکتیو اوست».۱ گرچه استفاده از کلمه روح نسبت به کلمات دیگر نظیر «ذهن» و «جان» بسیار درست تر و دقیق تر است؛ چرا که هم ذهن و هم جان در زبان و کانتکست فارسی همواره به موجود خاص انسانی و مختصات فیزیولوژیک و سایکولوژیک او دلالت دارد و منحصر در این موجود خاص است، . در حالی که وقتی یک آلمانی از «گایست» برای «علوم» سخن می گوید، اشاره به چیزی فراتر از علم سایکولوژی و فیزیولوژی دارد. . اما چرا باید میان روح و روان برای گایست» ، روان را ترجیح داد؟ |همان طور که بیان شد، کلمه «روح» در زبان ارجمند فارسی و فرادهش دینی و فلسفی، در یک کانتکست خاصی تعین یافته است. وقتی کسی از روح سخن میگوید، آنچه در وهله نخست به ذهن متبادر می شود یک معنای دینی است و می توان گفت روح اولأمتعلق به ساحت دین است و در ساحت دین تحدید و تعین یافته است. وقتی میگوییم «روحانی» دلالت به یک ساحت دینی و کانتکست مذهبی دارد. نه تنها در میان عامه مردم، بل در متون تخصصی نیز همواره این معنای دینی در پس اذهان حضور داشته است. اما چنانکه اشاره شد، «گایست» نزد هگل فراتر از یک مفهوم دینی است و به رغم اینکه مفهوم مذهبی آن را نیز در بر می گرد، اما فراتر از آن می ایستد و «طبیعت» و «تاریخ» و «هستی» را نیز شامل می شود. گاییست» هگل همان خرد فعال است که در روند حرکت تاریخ در پی آن است تا به خودآگاهی برسد. لذا این . مفهوم شامل مفاهیمی مانند «تاریخ»، «خرد»، «ذهن»، «آگاهی»، «حرکت _ صيرورت و فراگیری» است. براي رساندن چنین معنای موسعی ما نیاز به کلمه ای داریم که کمتر تحديد شده باشد و در یک ساحت خاصی تعین نیافته باشد و بتواند معانی چندگانهای در برگیرد. اما اگر بخواهیم برای کلمه « Geist» نزد هگل دو معنای اصلی در نظر بگیریم که این کلمه بدان تأکید دارد، باید مفهوم «صيرورت» و «فراگیری» را لحاظ کنیم. در واقع گایست» هم «صيرورت» را نشان می دهد و هم «فراگیرنده» است. مرحوم فردید بر این باور بود که بین کلمه «روح» و «روان» تنها «روان» است که این ویژگی ها را دارد؛ یعنی صیرورت و حرکت و فراگیری که «گایست» هگلی نیز بدان تأکید دارد. تنها مشکلی که کلمه «روان» برای به کار رفتن در مقابل گايست» امروزه بواسطه ترجمه های پریشان یافته است، در واقع در استفاده نا به جای مترجمان از این کلمه برای «سایکولوژی» است، معادل گرفتن روان شناسی» برای «Psychology یکی از اشتباه ترین و بی اساس ترین ترجمه هایی است که صورت گرفته و علاوه بر فهم غلط سایکولوژی ، راه را برای استفاده درست آن از گایست نیز بسته است، به طوری که استفاده از «روان» برای «گایست» بلافاصله مفهوم سایکولوژیک را به ذهن مخاطب متبادر می سازد؟ کلمه «روان» علاوه براین اشتراک معنوی با رفتن و صیرورت، یک خلاء معنایی نیز دارد. این خلاء معنایی بدان معناست که دلالت اسمی معینی ندارد. این «رفتن» و روان شدن، به کجاست، یعنی چه چیزی است که روان می شود، نامشخص باقی می ماند. این خلاء معنایی امکان بیشتر می یابد تا آن معنای موسع گایست، نزد هگل را بیشتر برساند. روان علاوه بر معنای صیرورت و حرکت، معنای نفس آدمی را نیز دارد؛ چنانکه خاقانی می گوید: گر مرا دشمن زمن دادی خلاص / بر سر دشمن روان افشاندمی روان، معنای «روح بخش )و «آنکه» یا «آنچه» روح می بخشد نیز مي دهد كه صفتی از صفات آفریدگارنیز تواند بود؛ چنانکه اسدی طوسی گفته است به هر کار کوساخت داننده اوست / روان بخش و روزی رساننده اوست یا خاقانی به همین معنای روان را اشاره داشته و میگوید: ادریس قضا بینش و عیسی روان بخش / داده لقبش در دو هنر واضع الفاظ حتی حافظ هم همین معنای روان را به کار بسته و می گوید: خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش ای درج محبت به همان مهرو نشان باش از همین رو، کلمه «روان» را نه برای «سایک» بل برای گایست» آلمانی و اسیپریت انگلیسی مناسب می دانیم و کلمه «جان» را برای «سایک» آدمی، معادلی دقیق میشماریم (هنگام استفاده ازمطالب كانال لطفا ايدي كانال را جهت معرفي به علاقه مندان قيد كنيد) كانال #روانكاوي_و_فلسفه join us :| @Psychoanalysis_Philosophy

نکته قابل تأمل این است که کلمه «روح» در سنت فلسفی ما همواره در معانی دینی و مذهبی به کار رفته است و استفاده از آن برای «Geist می تواند آن معنای موسع هگلی را تحدید نماید. این فقره از کتاب فلسفه تاریخ هگل، دلالت واضحی دارد به این که متهوم Geist» فراتر از مفهوم دینی آن می ایستد و دلالت های موسعی دارد که باید در ترجمه آن به زبان فارسی این معنای موسع لحاظ شود: روان (Geist) قانع نیست به این که بداند دین و نظامی وجود دارد بل می خواهد از تعینات آنها آگاه باشد، زیرا تنها بدین طریق است که در وحدت ذات درونی اش با مفهوم کلی ذات برونی اش مستقر می شود. البته عالم او به

#روانشناسي يا#جانشناسي؟ نظر دكتر#اكبر_جباري در پيشگفتار كتاب مقدمه اي بر جانشناسي اگزيستانسيال در خصوص ترجمه واژه psychology ص ٩تا١٤ نشر نقد فرهنگ داوري در خصوص نظر دكترجباري در خصوص معناي درست اين واژه با صاحب نظران و زبان شناسان،اما فارغ از درستي يا نادرستي ديدگاه ايشان ، خوانش پيشگفتار اين كتاب براي هركسي كه قدم در وادي ترجمه مي گذارد به نظر ضروري است،مواردمطرح شده توسط دكتر جباري نكات مهمي است كه بايد هرمترجمي در آشفته بازارترجمه در ايران و گسترش مترجمان فرهنگ لغتي به دقت درنظر داشته باشد 👇👇👇 ترجمه واژه « psychology» «روان شناسی» در زبان فارسی، ترجمه ای ناصحیح است. کلمه «روان» یا «روح»، معادل کلمه «ghost انگلیسی و « Geist» آلمانی تواند بود. همان روح و روانی که پس از مرگ، از بدن جدا می شود. کلمه «روان» با «رفتن» و «ghost» با «go» و «Geist» با «gehen» (رفتن) هم ریشه و هم معناست. در حالی که کلمه «psycho» یا «پسوخه» (psykha) یونانی و با «نفخه» عربی و «جان» فارسی هم ریشه و هم معناست که اشاره به جان متحد با بدن دارد که موضوع علم پسیکولوژی است. لذا ترجمه «پسیکولوژی» یا «سایکولوژی» در زبان فارسی، «جان شناسی» است؛ همان جانی که متصل با بدن است و ما در این علم درباره آن بحث میکنیم، نه آن روح و روانی که پس از مرگ از بدن جدا می شود و موضوع علوم دیگری مانند الهیات یا فلسفه می تواند باشد. از همین رو ما در این کتاب برای واژه « Psychology» معادل «جان شناسی» را برگزیده ایم اما کلمات دیگری مانند «روح» یا «روان» نیز در ادبیات ما مصطلح است و در افواه عمومی نیز بسیار بسامد بالایی دارد. تعیین دقیق معنای هرکدام از این کلمات، کاری است دشوار. هرگونه ارائه معادل و ترجمه ای دقیق از این واژگان که در بستر فلسفه بالیده اند با مشکلاتی همراه است که اغلب کسانی که به فلسفه اشتغال دارند را در خوف و هراس می افکند. وسواس در ترجمه نزد برخی از اهل فلسفه نیز از همین خوف و هراس برمی خیزد. اینکه غیراهل فلسفه جسارت و شهامت زیادی در ترجمه اصطلاحات فلسفی دارند، نباید ما را به دام این بی مهابا افکند. آن وسواس و دقت. بهتر از این وسوسه و بی دقتی است. با ای حال باید اهل فلسفه این خطر را به جان بخرند و قدم در راهی نهند که از ابتدا میدانند چه دشواری هایی دارد؛ از جمله این دشواری ها فقدان اندیشه ای است که زمینه و زمانه اش چیزی متفاوت از زمینه و زمانه اندیشه ورزی ماست. کلماتی مانند «روح» و «روان» در زبان فارسی و همینطور «Geist» در زبان آلمانی از این دست به شمار می روند؛ به خصوص کلمه «Geist» و به طور اخص استفاده آن توسط هگل و ایده آلیسم آلمانی. فهم فلسفه های آلمانی و ایده آلیسم آلمانی برای کسانی که با ترجمه های غیرآلمانی این متون آشنا هستند، دشوار است و درواقع این ترجمه های انگلیسی هستند که خواننده را به اشتباه می افکنند. مترجمان انگلیسی هم «mind» و هم «spirit» را آورده اند. قبل از اینکه ببینیم آیا این دو کلمه در انگلیسی معادل خوبی برای « Geist» هستند یا نه، باید بدانیم که اینجا ما با ترجمه فرهنگ لغتی سروکار نداریم و قرار نیست در فرهنگ لغتهای فلسفی به دنبال این مسأله باشیم، بلکه باید ببینیم در دنیای فلسفه ورزی انگلیسی زبان ها این دو کلمه به چه زمینه و زمانهای تعلق دارد. لذا پیش از شروع بحث، به «روش» کاوش خود اشاره میکنیم که در آن باید چند مرحله را پشت سر بگذاریم کلمه «Geist» در زبان آلمانی در چه متونی و در چه زمینه ای به کار رفته است و ریشه های آن کدام است. ۲-این کلمه در کتب هگل به چه زمینهای تعلق دارد و اندیشه فلسفی هگل چه تابی به آن میدهد. ۳-کلمات «Mind» و «Spirit» در زبان انگلیسی در چه زمینه هایی به کار رفته است. ۴- کلمات «روح»، «روان»، «ذهن» و «جان» در زبان فارسی در چه زمینه و کانتکستی به کار رفته است. و بین این کانتکستها کدام کانتکست و زمینه به کانتکست و Gest نزدیک تر است. من در این مجال نمی خواهم به همه پرسشهای فوق بپردازم؛ چراکه هریک این پرسش ها می تواند موضوع نوشتار مستقل و مفصلی باشد، بلکه حرفا میکوشم نشان دهم بین ترجمه «روح» و «روان» کدام یک برای «Gelix مناسب تر است.آلمانی ها برای روح به معنای دینی آن که در سنت مسیحی و عرفانی رابح است، از کلمه «Seele» استفاده میکنند و در زبان انگلیسی «sou» به کار میرود. در آلمانی قدیم از «seula» استفاده می شد؛ برای مثال «هولدرلین» در شعر کودک» می نویسد: Dass ihr Wüsstet Wie euch meine Seele geliebt کاش می دانستید که روح من زمانی چه قدر شما را دوست داشت). اما وقتی هگل از «Geist» سخن می گوید، معنایی فراتر از معنای سنت مسیحی و دینی را مدنظر دارد. چیزی که طبیعت و تاریخ و هستی را دربرگرفته است.