𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣
Open in Telegram
- بسماللھ🫀- مینویسم تا از من چیزی بماند . من، احسان دهقانی هستم. - اگه قراره نمونی تو چنل نیا.مرسی
Show more491
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-830 days
Posts Archive
491
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده...
491
خانه ای متروکه بودم!
خواستی درمان شوی،
زهر بر زخمم نهادی
کارِ من را ساختی!
- احسان دهقانی.
491
از همین حالا بدان غمهای تو مالِ من ست؛
در رفاقت با تو، جانم هم ندارد قابلی!
- احسان دهقانی
491
عاشق انقدری امیدواره که کمترین احتمال هارو واسه اینکه محبوبش بهش برگرده در نظر میگیره و به همون دل خوش میکنه ..
491
یادم انداختی روزای آموزشیمو..
شبا که نگهبان بودم واسه اینکه بگذره زیر لب شادمهر میخوندم و با بغض به نگهبانیم ادامه میدادم ..
491
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم..
قشنگترین شعریه کتو زندگیم خوندمش مدام بش میگفتمش ولی رفت!🫠💔
