en
Feedback
𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣

𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣

Open in Telegram

- بسم‌اللھ🫀- می‌نویسم تا از من چیزی بماند . ‌ من، احسان دهقانی هستم. ‌ - اگه قراره نمونی تو چنل نیا.مرسی

Show more
491
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-830 days
Posts Archive
لبش میبوسم و در میکشم مِی به آب زندگانی برده ام پی نه رازش میتوانم گفت با کس نه کس را میتوانم دید با وی :)

قشنگ بود

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آید و تو همچنان که هستی

شیکِ واسه بیو.

- وابسته‌ی ایام و گره خورده به دردیم.

از جهان طرد شدم کنج قفس سرد شدم دختری گوشه ی زندان دلم میرقصید کشتمش تا که بفهمد من دگر مرد شدم..

نه خیلی وقته پاکش کردم

پرایوت دیگه نیس؟

••ابتهاج•• نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد چه خواهش‌ها در این خاموشی لب هاست، نشنیدی؟ تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد. ••مولانا•• بشنو از نی چون حکایت میکند از جدایی ها شکایت میکند

آره خب .. ولی سیاستش این بوده حرف اصلی دلشو نشون نده و بجاش تیکه بار محبوبش کنه..

https://t.me/daily_Ehsan/7142 ولی احساس میکنم شاعر بعد آروم با خودش گفته خوش به حال دگران...

یعنی که بقولی دهنِ دگران رو هم قراره مثلِ من سرویس کنی.

گمۘ گشۜ࣫تٙ࣫ه࣬ اٰمۘ ڪجۚاٰ...مۘرؓاٰ نۨدࣸݺ࣮دࣸه࣬ اٰݺ࣮؟

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران..

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی! "قیصرامین‌پور"

خیال دیدنت چه دلپذیر بود ؛ جوانیم در این امید پیر شد ، نیامدی و دیر شد ..! ابتهاج-

ندارم خوابِِ آرامی مگر در کنجِ آغوشت بیا درمان بکن این شب نخوابی‌هایِ دائم را ...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد...! جناب فاضل نظری

با همین کما ادامه میدیم. از شاعر مورد علاقت یه تک بیت ناب بفرست. https://t.me/HarfinoBot?start=1a2ea37132d899b

من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟ اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی - صائب