قیامت
Open in Telegram
🔴 با توجه به اینکه مهمترین مسئله جهان اسلام در حال حاضر، جنگ میان مسلمانان غزه در مقابل صلیبیون و صهیونیستها است سعی کرده ایم اخبار این واقعه مهم را دنبال کنیم ___________________________________ به ما بپیوندید ❤ هدف ما فقط رضایت الله عزیز است
Show more3 520
Subscribers
+324 hours
+27 days
+1230 days
Posts Archive
3 520
#تفسیر_انوار_القرآن
#تفسير_سورهی_انعام
🔸سوره انعام مکی است و۱۶۵آیه دارد🔸
(أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم)
آیه٨۱:سوره انعام
﴿وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا ۖ فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾81
«و چگونه از آنچه شریک خدا میگردانید، بترسم؛ درحالیکه شما از آنکه برای خداوند چیزی را شریک ساختهاید که هیچ دلیلی بر آن بر شما فروفرستاده است، نمیهراسید؟» یعنی: چگونه از آنچه که نه زیان میرساند و نه سود، نه میآفریند و نه روزی میدهد، میترسم؛ حال آنکه شما از شریک آوردن به خدای لاشریک نمیترسید، با آنکه او را زیانرسان و نفعرسان و آفریننده و روزیدهنده است و از سوی دیگر، او هیچ حجت و دلیلی هم بر این شرک بر شما نازل نکرده که به آن استدلال و احتجاج کنید. پس کدامیک از ما دو گروه به امن و امان از عذاب سزاوارتر است؟
«گروه مؤمنان به خدای قوی قادر و کافران به بت ناتوان، یا گروه مؤمنان به بت ناتوان و کافران به خدای قوی قادر؟» آیا به من خبر دهید که کدام یک از این دو گروه، به امن و امان و عدم ترس و بیم سزاوارتر است (اگر میدانید) و برهانهای راستین را شناخته و آنها را از شبهههای نادرست و باطل تمیز میدهید؟
سپس ابراهیم ﷺ خود به این سؤال چنین پاسخ داد:
#قیامت
تفسیر انوارالقرآن (گزیده ی از سه تفسیر :فتح القدیر شوکانی .ابن کثیر وتفسیر المنیر)
@roozekeamat🦋
3 520
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ۱۵۱ - خانواده پیامبرمان ﷺ به مدینه میآید
پیامبر عزیزمان ﷺ هنگام هجرت به مدینه خانوادهاش را با خود نیاورده بود. ایشان در مکه ماندند. با وجود علاقه شدید، موفق به آمدن نزد پیامبر و مسلمانان نشدند.
همه دلشان برای پیامبرمان ﷺ بسیار تنگ شده بود. برای هرچه زودتر به او رسیدن، صبورانه منتظر خبری از او بودند. کوچکترین دخترش، فاطمه، که حتی تحمل یک روز دوریِ بابا را نداشت، مدتها بود که او را ندیده بود. کارش شده بود اشک ریختن از دوریِ پدر عزیزش. هـر روز، هر بامداد منتظر خبری از مدینه بود.
کار ساخت اتاقهایی که پیامبرمان ﷺ کنار مسجد برای خانواده میساخت، به پایان رسیده بود. پیامبرمان ﷺ هم خیلی دلتنگ خانوادهاش بود. تصویر دختران عزیزش را پیش چشمش میآورد. فرزند خواندهاش زید را برای آوردن آنها مأمور کرد. زید فوراً به راه افتاد. دور از چشم مشرکان وارد مکه شد. خانواده پیامبرمان ﷺ با دیدنِ زید بسیار خوشحال شدند.
زید با همراهیِ عبدالله، فرزند حضرت ابوبکر (رض)، موفق شدند پنهانی خانواده پیامبرمان ﷺ را بـه مدینه بیاورند. در راه با هیچ خطری روبرو نشدند. پس از طی مسافتی طولانی و خسته کننده به مدینه رسیدند. با شوقی وصفناشدنی همدیگر را در آغوش گرفتند. حالا فاطمه کوچولو خیلی خوشحال بود. در دوری از پدر خیلی درد کشیده و غمگین شده بود. لحظهای که در آغوش پدر آرام گرفت، همه آن رنج ها را از یاد برد.
زنانِ مسلمانِ مدنی با عشق و محبت از خانواده پیامبرمان ﷺ استقبال کردند، و به گرمی از ایشان پذیرایی نمودند. بانوانی که در محضر پیامبر عزیزمان ﷺ تربیت یافته بودند، میتوانستند خیلی چیزها به بانوان مدنی بیاموزند. بانوان مدنی از این بابت خوشحالی مضاعفی داشتند. خانواده پیامبرمان ﷺ در اتاقهایی که برایشان ساخته شده بود، مستقر شدند. دیگر، بهارِ آزادی فرا رسیده بود. مسلمانانِ به تنگ آمده از آزارِ مشرکان به آزدی رسیده بودند. همه در آسایش و آرامش زندگی میکردند.
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
#تفسیر_انوار_القرآن
#تفسير_سورهی_انعام
🔸سوره انعام مکی است و۱۶۵آیه دارد🔸
(أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم)
آیه ٨۰:سوره انعام
﴿وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ ۖ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَن يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا ۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ۗ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾80
از دلایلی که تأیید میکند، ابراهیم ﷺ این سخنان را در مقام مناظره با قوم خود گفت، نه از سر تأمل و گرایش به الوهیت این پدیدهها، این فرموده خداوند متعال است:
«وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ...» یعنی: با او در امر توحید محاجه و مجادله کردند؛ همان توحید خالصانهای که او به آن رسیده بود. پس خواستند تا او را به صحت و درستی پرستش خدایان باطل قانع نموده و او را از زیان و خشم آن خدایان بترسانند.
گفت: «آیا با من درباره الله محاجه میکنید؟» یعنی: درباره این حقیقت روشن که او از شرک و همتا داشتن منزّه است، در حالی که او مرا هدایت کرده است؛ به سوی توحید و یگانگی خویش، در حالی که شما میخواهید تا من در شرک و گمراهی و جهالت و عدم هدایت، همانند شما باشم؟
«وَأَنَا لَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ» یعنی: من از آنچه خود مخلوقی از مخلوقات خداست ـ چون سنگ که نه زیانی میرساند و نه نفعی ـ هیچ بیمی ندارم؛ (مگر آن که پروردگارم چیزی را از زیان برایم اراده کند) در برابر گناهانی که مرتکب گردیده باشم، که در این هنگام فرمان از آن اوست و در این صورت، این زیان ازسوی اوست نه از سوی معبود باطل شما ﴿وَ عِلْمُ پَرْوَرْدِگَارِ مَن بِهَر چِیزی اِحاطه یافته است﴾ و به همهچیز فراگیر است. پس اگر فرود آوردن شرّی را بر من اراده کند، آن شرّ، خواهناخواه به من میرسد ﴿پس آیا پند نمیگیرید﴾ و متذکر نمیشوید تا میان توانا و ناتوان تمیز دهید؟
#قیامت
تفسیر انوارالقرآن (گزیده ی از سه تفسیر :فتح القدیر شوکانی .ابن کثیر وتفسیر المنیر)
@roozekeamat🦋
3 520
"ألا إني إنما أبعث عمّالي ليعلّموكم دينكم، وليعلّموكم سننكم، ولا أبعثهم ليضربوا ظهوركم، ولا ليأخذوا أموالكم".
عمر بن الخطاب رضي الله عنه
فأين دولنا اليوم من الدولة الراشدة؟
ای مردم همانا من کارگزاران خود را به سویتان میفرستم تا به شما دین و راه و روشتان را بیاموزند، و آنان را نمیفرستم تا شما را بزنند یا اموالتان را(به ناحق) بگیرند.
أميرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه
حکومتهای کنونی کجا و خلافت راشده کجا؟!
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ۱۵۰ - بلال و نخستین آذان
مسلمانان در مدینه به راحتی عبادت میکردند. توهین و شکنجهای در میان نبود. نمازهایشان را به جماعت در مسجد پیامبر برگزار میکردند. فقط در فهمیدنِ اوقات نماز به زحمت میافتادند. برای همین ناگزیر جلو مسجد منتظر میماندند. در این فاصله کارشان متوقف شده و وقتشان بیهوده میگذشت. حال آنکه دین اسلام نه بر بطالت و بیکاری، که بر کار و فعالیت امر میکرد.
پیامبرمان ﷺ میخواست آنها را از مشکل نجات دهد. باید راهی برای اعلام وقت نماز و دعوت مسلمانان به نماز مییافت. نظر اصحاب را جویا شد. هر کس نظر خودش را گفت:
"مثل مسیحی ها ناقوس بزنیم."
"مثل یهودیها در شاخ بدمیم."
"در جایی بلند آتش روشن کنیم. به این ترتیب هر کس آتش را ببیند، میفهمد که وقت نماز شده و به مسجد میآید."
هیچ کدام از این پیشنهادها مقبول پیامبرمان ﷺ و اطرافیانش نیفتاد. حضرت عمر (رض) گفت:
"یا رسولالله! چرا برای دعوت مردم به نماز یک نفر را مأمور نمیکنی؟"
پیامبرمان ﷺ از پیشنهاد حضرت عمر (رض) خوشش آمد بلال را صدا زد و گفت:
"ای بلال! مردم را برای نماز صدا بزن!"
بلال مناسبترین شخص برای این کار بود. او صدایی بلند و رسا داشت. همه صدای او را دوست داشتند. بلال با اشتیاق از جایش بلند شد. در کوی و برزن مدینه راه افتاد. این طور میگفت:
"الصلاة، الصلاة... بفرمایید نماز! بفرمایید
نماز!..."
زمانی کوتاه گذشت، یک روز دم دمای صبح، یکی از اصحاب رؤیایی دید. در رویا به او یاد دادند که چگونه آذان بگوید. با خوشحالی آمد و رویایش را برای پیامبرمان ﷺ تعریف کرد. پیامبرمان ﷺ که این شکل دعوت به نماز را پسندید و فرمود:
"انشاءالله رؤیای صادقه است." و از او خواست برود و آذان را به همان شکل به بلال هم یاد بدهد. او هم فوراً رفت و آن را به بلال یاد داد. بلال بر بالای یک بلندی رفت. صدای بلند و رسایش تا آسمان مدینه بالا رفت:
اللهُ أَكْبَرَ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَر
أَشْهَدُ أَنْ لا إله إلا الله، أَشْهَدُ أَنْ لا إله إلا الله
أَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً رَسولُاللَّهِ، أَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً رَسُولُالله
حَىّ عَلَى الصَّلاة، حَیّ عَلَى الصَّلاة
حَى عَلَى الفلاح، حَيْ عَلَى الفلاح
اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَر
لا اله الا الله
حضرت عمر (رض) با شنیدن این صدا؛ هیجانزده و شتابان نزد پیامبرمان ﷺ آمد و گفت:
"یا رسولالله! خدایی که تو را به پیامبری مبعوث کرده؛ همین کلمانی را که بلال ادا کرد، دیشب در خواب به من هم یاد داد."
چند تن دیگر از اصحاب هم به مسجد آمدند
و گفتند عین همین کلمات را در رؤیا دیده اند.
به این ترتیب، آذان مورد قبول همه مسلمانان قرار گرفت.
از آن روز تا کنون آن صدای زیبا همچنان و در همه جای جهان تا آسمانها بلند میشود. کائنات از شنیدن آن سرخوش میشود، و دنیا سر ذوق میآید. انسانها به آن دعوت لبیک میگویند. مساجد؛ با شنیدن آذان پر از مسلمانان مشتاق و دوستدار نماز میشود. مردم به آرامش و رهایی دست مییابند.
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
شیطان هرگز از گمراه کردن انسان دست نمیکشد؛ اما درِ رحمت الله نیز تا زمانی که استغفار میکنیم، بسته نمیشود.
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
#تفسیر_انوار_القرآن
#تفسير_سورهی_انعام
🔸سوره انعام مکی است و۱۶۵آیه دارد🔸
آیه۷۹:سوره انعام
(أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم)
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۷۹
«همانا من روی خود را» یعنی: تمام و کلیت وجود و شخصیت و عبادت خود را «بهسوی کسی گردانیدم که آسمانها و زمین را آفریده است» و آنها را از کتم عدم پدیدآورده است(درحالی که حنیف هستم)یعنی:گراینده هستم از همه ادیانی که چیزی از خلق خدا رابا وی شریک می آورند به سوی دین حق،پاکدین وپاکدل هستم (واز مشرکان نیستم)که چیزی از خلق خداوند راباوی شریک گردانم
#قیامت
تفسیر انوارالقرآن (گزیده ی از سه تفسیر :فتح القدیر شوکانی .ابن کثیر وتفسیر المنیر)
@roozekeamat🦋
3 520
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ١٤٩ - ستونِ خرما میگرید
نخستین روزهای ساخت مسجد پیامبر بود. پیامبر عزیزمان ﷺ تا آن روز هنگام ایراد خطبه برای مردم، بر تنهی یک نخل خرما تکیه میزد. اصحاب برای راحتی او فکر کردند و منبری سه پلهای ساختند. به این ترتیب، راحت تر پیامبرمان ﷺ را میدیدند و صدایش را میشنیدند. از پیامبرمان ﷺ خواستند که از منبر استفاده کند و پیامبرمان ﷺ دلشان را نشکست. بالای منبر رفت، و به بیان اوامر و نواهیِ الله پرداخت.
همه ساکت بودند و با دقت بیانات پیامبرمان ﷺ را میشنیدند. حاضران یکباره صدایی شبیه گریه شنیدند. همه به اطراف نگاه کردند. کسی گریه نمیکرد. سرانجام فهمیدند که صدا از تنه درختی است که تا آن روز پیامبرمان ﷺ با تکیه بر آن برای مردم خطبه میخواند.
با حیرت به همدیگر نگاه کردند. تنه خشکیده نخل، جدایی از پیامبرمان ﷺ را تاب نیاورده بود و میگریست. حاضران در مسجد با شنیدن آه و ناله سوزناک تنه خرما به گریه افتادند.
گریه تنه خرما را پیامبر عزیزمان ﷺ هم شنید. از منبر پایین آمد و نزد تنه درخت رفت. با شفقت دستش را روی آن گذاشت. آن را بغل کرد و تسلّی داد. با تسلّیِ پیامبرمان ﷺ گریه ستون بند آمد. همه موجودات جهان اعم از جاندار و بیجان او را میشناختند و دوستش داشتند. پیامبر عزیزمان ﷺ رو به اصحاب کرد و فرمود:
"اگر او را بغل نمیکردم و تسلی نمیدادم، گریه او تا قیامت ادامه مییافت."
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
واقعاً چه حسی خواهی داشت،
آن لحظهای که در آخرت این ندای شیرین را بشنوی:
﴿وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾
«و در بهشت من داخل شو.»
سوره فجر، آیه ۳۰
چه لحظهای خواهد بود؛
لحظهای که تمام خستگیهای دنیا، تمام اشکها، صبرها و دلتنگیها به پایان میرسد...
لحظهای شیرین و وصفناشدنی؛
حسی که هیچ واژهای توان بیانش را ندارد و هیچ لذتی در دنیا با آن قابل مقایسه نیست.
چه زیباست که پایانِ تمام صبرها،
بهشتی باشد که خداوند با مهربانی، تو را به سوی آن فرا میخواند.
خدایا، پیش از آنکه جانمان را بگیری، دلمان را به خودت نزدیک کن و ما را از همان بندگانِ آرامیافته قرار ده؛
همانها که فرمودی؛
﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً﴾
و پایانِ این سفر را، دیدارِ رحمتت و ندای «وَادْخُلِي جَنَّتِي» قرار ده.
آمین یا ربّ العالمین ...
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
#تفسیر_انوار_القرآن
#تفسير_سورهی_انعام
🔸سوره انعام مکی است و۱۶۵آیه دارد🔸
(أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم)
آیه۷٨:سوره انعام
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ۷۸
«پس چون خورشید را طلوعکرده دید، گفت: این پروردگار من است»؛ زیرا این بزرگتر است از ستارگان و مهتاب، لذا این سزاوارتر به آن است که خدا باشد و چون افول کرد، گفت: ای قوم من! هرآینه من از آنچه شریک مقرر میکنید بیزارم؛ یعنی: از اجرام فلکیای که آنها را شریک خدای خود قرار داده و به پرستش آنها میپردازید، بیزار و برکنارم. ابراهیم علیهالسلام این سخن را هنگامی گفت که برایش روشن شد که این پدیدهها آفریدگانی هستند که به رساندن نفع و دفع زیانی قادر نمیباشند و هیچ یک از آنها هم خدای هستی نیستند، بدلیل این که افول میکنند. یا ابراهیم علیهالسلام از باب مناظره، قوم خود را قدمبهقدم با شیوه حکیمانه و منطقی، بهسوی این باور رهنمونی کرد که اعتقاداتشان، هیچ پشتوانهای از دلیل و برهان ندارد.
#قیامت
تفسیر انوارالقرآن (گزیده ی از سه تفسیر :فتح القدیر شوکانی .ابن کثیر وتفسیر المنیر)
@roozekeamat🦋
3 520
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ۱۴۸ - خشنودیِ سهل و سهيل
مسلمانان به مکانی برای نماز خواندن دسته جمعی احتیاج داشتند. پیامبر عزیزمان ﷺ تصمیم گرفت در زمینی که از برادران سهل و سهیل خریده بود، مسجدی بسازد.
صحابه به سرعت زمین را تمیز کردند و قالبهای خشتزنی را آوردند. پیامبر عزیزمان ﷺ نخستین سنگ بنایِ مسجد را گذاشت. بعد، ابوبکر (رض)، عمر (رض)، عثمان (رض) و علی (رض) را صدا زد. هر کدام از ایشان هم سنگی گذاشتند. به این ترتیب پیامبرمان ﷺ و چهار یار محبوبش مسجد را پایه گذاری کردند.
پیامبر عزیزمان ﷺ بیوقفه کار میکرد، و میکوشید مسجد هر چه زودتر به اتمام برسد و مسلمانان بتوانند آنجا نماز جماعت بخوانند. مسلمانان که او را چنین فعال میدیدند، بر تلاش خود میافزودند و بهتر از قبل کار میکردند. در مدت کوتاهی مسجد خیلی زیبایی ساخته شد. اسم مسجد را مسجدِ نبوی گذاشتند. به جای منبر، یک تنه خرما را قرار دادند. پیامبر عزیزمان ﷺ به آن تکیه داده و فرامین الله را به مسلمانان ابلاغ میفرمود.
حالا مسلمانان با فرا رسیدن وقتِ نماز، نمازشان را در مسجد و به جماعت ادا میکردند. به علاوه، همانجا از مهمانان هم استقبال و پذیرایی میشد. برای کارهای مهم هم در مسجد جلسه میگذاشتند.
آنان کنار مسجد دو اتاق ساختند. اتاقها برای خانواده عزیزمان ﷺ بود. پس از حاضر شدن دو اتاق، عزیزمان ﷺ از خانه ابو ایوب به آنجا نقل مکان فرمود.
سهل و سهیل خیلی خوشحال بودند که در زمین آنها مسجدی ساخته شده و مسلمانان آنجا نماز میخوانند. ساخت مسجد درون زمین آنان، واقعهای فراموش نشدنی برای آن دو بود، و از این بابت خدا را شکر میکردند.
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
"بر حذر باش اینکه مردمان را بسوی الله رهنمایی کنی سپس خودت راه را گم کنی، به الله پناه ببرید اینکه برای مردم پلی باشید که از آن بسوی جنت عبور کنند، سپس به جهنم افکنده شوید."
فضیل بن عیاض رحمه الله
#قیامت
@roozekeamat🦋
3 520
Repost from قیامت
♦️♦️ عالمیمیگفت:
هروقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید،
سریع نخوابید؛
چون ملائکه ای به اذن خدا شما را بیدارکرده
تا با"خدا"هم صحبت بشی
✔️اگه سخته بیدار شدن
لااقل ذکر خدا را بگو بعد بخواب
@roozekeamat قیامت
